|

دُردانه ای در صدف تاریخ

رضا چهرقانی

مسلمانان هجمۀ مغول را هم‌چون بلیّه‌ای آسمانی تلقّی کردند و ناباورانه نابودی همة دستاوردهای اعجاب‌آور تمدنی پانصدساله را به‌تماشا نشستند که در پرتو تلاش شبانه‌روزیِ چندین نسل از نخبگان و فرهیختگانِ عمدتاً ایرانی به‌بار نشسته‌بود و اینک در لهیب جهالت و خشونت مردمانی بدفرهنگ و کج‌آیین و خیره‌سر به خاکستر بدل می‌شد. شاید در آن روزگار کسی گمان نمی‌برد دانشی‌مردانی ققنوس‌وار سر از خاکستر این ویرانۀ هم‌چنان بشکوه برآرند و فرزندان بی‌تربیت چنگیز را در مکتب فرهنگ ایرانی به شاگردی بنشانند و بدیشان درس تمدن و فرهنگ و دانش‌دوستی بیاموزند. خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی یکی از مردانی است که در عصر ایلخانان با همتی بلند کوشید تا بر خاکستر تمدن سوخته بنایی نوین برافرازد و الحق در این راه دشوار توفیقی بسیار بیش از بخش‌وبهرۀ متعارف عمر آدمی کسب نمود.
با‌‌‌‌ آنکه قریب هفت‌صد سال از روزگار خواجه رشیدالدین فضل‌الله گذشته وهمدان دُردانه‌های بسیاری را در عرصه‌های گوناگون به بازار علم و فرهنگ و هنر و سیاست عرضه داشته‌‌‌‌‌‌‌است، هنوز خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به‌عنوانِ وزیری لایق و دوراَندیش، طبیبی حاذق و مترقی، محققی پرکار و دانشمند، مورّخی دقیق و هشیار و مدیری به‌غایت مدبّر و کاردان، یکی از سرآمدان مفاخر علمی-فرهنگی-سیاسی ایران و خصوصاً همدان به‌شمار می‌رود.
خواجۀ پیروز و پیروزبخت همدانی، آن‌گونه که خود در بیان‌الحقائق آورده‌است، در سال 648 هجری قمری در همدان تولد یافته‌است. پدرش، عمادالدّوله ابوالخیر، فرزند موفّق‌الدّولة همدانی بوده و این هر سه، پزشکانی معروف و مشهور بوده‌اند. موفّق‌الدّوله مدتی به‌همراه خواجه نصیر طوسی، در قلاع اسماعیلیة قُهستان به‌سر برد و با فتح این قلاع در زمان هلاکو، اقامت ایشان نیز در قُهستان به پایان رسید و هر دو به خدمت ایلخانان درآمدند. در سال ۶۹۷ هجری، بعد از آن که صدرالدین احمد زنجانی از وزارت معزول و کشته شد، سعدالدین محمد مسکونیِ ساوجی به حکم غازان‌خان به صاحب دیوانی و رشیدالدین همدانی به نیابت او منصوب گردید که به مدد یکدیگر متصرّفات ایلخان را اداره کنند. این دو، تا پایان سلطنت غازان‌خان، همچنان با هم در ادارة امور کشور سهیم بودند و تا هشت سال از آغاز سلطنت اولجایتو نیز وضع به همان منوال گذشت تا در سال ۷۱۱ هجری، خواجه رشیدالدین به‌عنوان وزیر ایلخانان منصوب گردید.
یکی از مهم‌ترین اقدامات وی احداث پردیسی دانشگاهی در شهر تبریز، معروف به رَبع رشیدی، است. بنای رَبع رشیدی، شهرکی علمی و آموزشی بود که با بسیاری مراکز علمیِ زمان خود، هم‌چون نظامیة بغداد پهلو می‌زد. در رَبع رشیدی کتاب‌خانه‌ای با کتاب‌های قیمتی و ارزشمند وجود داشت که بنا به گفتة تاریخ وصّاف، تنها برای استنساخ، ترسیم و صحافیِ نقشه‌ها و تصاویر کتب ارزشمند این کتاب‌خانة بزرگ، حدود شصت هزار دینار خرج شده‌بود. شش هزار دانشجو در این دانشگاه مشغول به تحصیل علوم گوناگون و برخوردار از مُشاهره (بورسِ تحصیلی) بودند. این دانشگاه دارای ساختمان‌های متعدّد کارگاهی و آزمایشگاهی و هم‌چنین بیمارستان (دارُالشّفا)، حمام، مهمان‌سرا، دارالایتام، مسجد و محوطۀ خوابگاهی بوده و هزینه‌های آن تماماً از محل موقوفات تأمین می‌شده‌است. خواجه برای ساماندهیِ موقوفات آن وقف‌نامه‌ای تدوین کرده‌بود که به وقف‌نامة رَبع رشیدی معروف است. نسخة منحصربه‌فرد آن باقی مانده و در کتاب‌خانة مرکزیِ شهر تبریز نگهداری می‌شود. علاوه بر وقف‌نامة رَبع رشیدی، رشیدالدین فضل‌الله همدانی تألیفات بسیاری دارد که برخی از آن‌ها تصحیح و چاپ شده‌است.
مهم‌ترین اثر تألیفیِ خواجه، جامع‌التّواریخ است که از شاهکارهای تاریخ‌نگاری به زبان فارسی به‌شمار می‌آید. در این کتاب، تاریخ و اسطوره‌ها و باورها و فرهنگ‌های قبایل ترک و مغول، هم‌چنین تاریخ پیامبران از آدم تا محمّد پیامبر اسلام، تاریخ ایران تا پایان دورة ساسانیان و سایر اقوام ذکر شده‌است. جامع‌التّواریخ که نخستین دورة کامل تاریخ و جغرافیای آسیاست، با استفاده از وسایل و منابعی ترتیب داده شده‌است که تا آن زمان در اختیار هیچ‌کس قرار نگرفته‌بود. دیگر آثار او عبارت‌اند از : الاحیاء و الآثار، در بیست و چهار مجلّد، دربارة علوم گوناگون مانند کشاورزی، درخت‌کاری، پرورش زنبور عسل، نابودیِ حشرات و خزندگان موذی و مضرّ، دام‌پروری، معماری، قلعه‌بندی، کشتی‌سازی، معدن‌کاوی و تصفیه و ذوب فلزّات.
رسالة توضیحات، مفتاح‌التّفاسیر، الرّساله‌السّلطانیه، لطائف‌الحقایق و بیان‌الحقائق نیز از دیگر تألیفات خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به‌شمار می‌روند.
خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی سرانجام در سال 717 هجری قمری به تهمت حاسدان گرفتار شد و به‌قتل رسید.

مسلمانان هجمۀ مغول را هم‌چون بلیّه‌ای آسمانی تلقّی کردند و ناباورانه نابودی همة دستاوردهای اعجاب‌آور تمدنی پانصدساله را به‌تماشا نشستند که در پرتو تلاش شبانه‌روزیِ چندین نسل از نخبگان و فرهیختگانِ عمدتاً ایرانی به‌بار نشسته‌بود و اینک در لهیب جهالت و خشونت مردمانی بدفرهنگ و کج‌آیین و خیره‌سر به خاکستر بدل می‌شد. شاید در آن روزگار کسی گمان نمی‌برد دانشی‌مردانی ققنوس‌وار سر از خاکستر این ویرانۀ هم‌چنان بشکوه برآرند و فرزندان بی‌تربیت چنگیز را در مکتب فرهنگ ایرانی به شاگردی بنشانند و بدیشان درس تمدن و فرهنگ و دانش‌دوستی بیاموزند. خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی یکی از مردانی است که در عصر ایلخانان با همتی بلند کوشید تا بر خاکستر تمدن سوخته بنایی نوین برافرازد و الحق در این راه دشوار توفیقی بسیار بیش از بخش‌وبهرۀ متعارف عمر آدمی کسب نمود.
با‌‌‌‌ آنکه قریب هفت‌صد سال از روزگار خواجه رشیدالدین فضل‌الله گذشته وهمدان دُردانه‌های بسیاری را در عرصه‌های گوناگون به بازار علم و فرهنگ و هنر و سیاست عرضه داشته‌‌‌‌‌‌‌است، هنوز خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به‌عنوانِ وزیری لایق و دوراَندیش، طبیبی حاذق و مترقی، محققی پرکار و دانشمند، مورّخی دقیق و هشیار و مدیری به‌غایت مدبّر و کاردان، یکی از سرآمدان مفاخر علمی-فرهنگی-سیاسی ایران و خصوصاً همدان به‌شمار می‌رود.
خواجۀ پیروز و پیروزبخت همدانی، آن‌گونه که خود در بیان‌الحقائق آورده‌است، در سال 648 هجری قمری در همدان تولد یافته‌است. پدرش، عمادالدّوله ابوالخیر، فرزند موفّق‌الدّولة همدانی بوده و این هر سه، پزشکانی معروف و مشهور بوده‌اند. موفّق‌الدّوله مدتی به‌همراه خواجه نصیر طوسی، در قلاع اسماعیلیة قُهستان به‌سر برد و با فتح این قلاع در زمان هلاکو، اقامت ایشان نیز در قُهستان به پایان رسید و هر دو به خدمت ایلخانان درآمدند. در سال ۶۹۷ هجری، بعد از آن که صدرالدین احمد زنجانی از وزارت معزول و کشته شد، سعدالدین محمد مسکونیِ ساوجی به حکم غازان‌خان به صاحب دیوانی و رشیدالدین همدانی به نیابت او منصوب گردید که به مدد یکدیگر متصرّفات ایلخان را اداره کنند. این دو، تا پایان سلطنت غازان‌خان، همچنان با هم در ادارة امور کشور سهیم بودند و تا هشت سال از آغاز سلطنت اولجایتو نیز وضع به همان منوال گذشت تا در سال ۷۱۱ هجری، خواجه رشیدالدین به‌عنوان وزیر ایلخانان منصوب گردید.
یکی از مهم‌ترین اقدامات وی احداث پردیسی دانشگاهی در شهر تبریز، معروف به رَبع رشیدی، است. بنای رَبع رشیدی، شهرکی علمی و آموزشی بود که با بسیاری مراکز علمیِ زمان خود، هم‌چون نظامیة بغداد پهلو می‌زد. در رَبع رشیدی کتاب‌خانه‌ای با کتاب‌های قیمتی و ارزشمند وجود داشت که بنا به گفتة تاریخ وصّاف، تنها برای استنساخ، ترسیم و صحافیِ نقشه‌ها و تصاویر کتب ارزشمند این کتاب‌خانة بزرگ، حدود شصت هزار دینار خرج شده‌بود. شش هزار دانشجو در این دانشگاه مشغول به تحصیل علوم گوناگون و برخوردار از مُشاهره (بورسِ تحصیلی) بودند. این دانشگاه دارای ساختمان‌های متعدّد کارگاهی و آزمایشگاهی و هم‌چنین بیمارستان (دارُالشّفا)، حمام، مهمان‌سرا، دارالایتام، مسجد و محوطۀ خوابگاهی بوده و هزینه‌های آن تماماً از محل موقوفات تأمین می‌شده‌است. خواجه برای ساماندهیِ موقوفات آن وقف‌نامه‌ای تدوین کرده‌بود که به وقف‌نامة رَبع رشیدی معروف است. نسخة منحصربه‌فرد آن باقی مانده و در کتاب‌خانة مرکزیِ شهر تبریز نگهداری می‌شود. علاوه بر وقف‌نامة رَبع رشیدی، رشیدالدین فضل‌الله همدانی تألیفات بسیاری دارد که برخی از آن‌ها تصحیح و چاپ شده‌است.
مهم‌ترین اثر تألیفیِ خواجه، جامع‌التّواریخ است که از شاهکارهای تاریخ‌نگاری به زبان فارسی به‌شمار می‌آید. در این کتاب، تاریخ و اسطوره‌ها و باورها و فرهنگ‌های قبایل ترک و مغول، هم‌چنین تاریخ پیامبران از آدم تا محمّد پیامبر اسلام، تاریخ ایران تا پایان دورة ساسانیان و سایر اقوام ذکر شده‌است. جامع‌التّواریخ که نخستین دورة کامل تاریخ و جغرافیای آسیاست، با استفاده از وسایل و منابعی ترتیب داده شده‌است که تا آن زمان در اختیار هیچ‌کس قرار نگرفته‌بود. دیگر آثار او عبارت‌اند از : الاحیاء و الآثار، در بیست و چهار مجلّد، دربارة علوم گوناگون مانند کشاورزی، درخت‌کاری، پرورش زنبور عسل، نابودیِ حشرات و خزندگان موذی و مضرّ، دام‌پروری، معماری، قلعه‌بندی، کشتی‌سازی، معدن‌کاوی و تصفیه و ذوب فلزّات.
رسالة توضیحات، مفتاح‌التّفاسیر، الرّساله‌السّلطانیه، لطائف‌الحقایق و بیان‌الحقائق نیز از دیگر تألیفات خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به‌شمار می‌روند.
خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی سرانجام در سال 717 هجری قمری به تهمت حاسدان گرفتار شد و به‌قتل رسید.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.