پدر کتاب ایران
آقای ابوالفضل جوکارقهرودی: مردی که در آستانه 40سالگی، عنوان پدر کتاب و کارآفرین ملی را به خود اختصاص داده، صبحها مانند همکاران خود، کارت میزند و وارد دفتر کارش میشود. لبخند جزئی از ارکان صورتش است و وقتی ناراحت میشود، بازهم لبخند میزند. اینجا همهچیز فرهنگی است. در اتاقش کتابخانهای عظیم خودنمایی میکند. انتشارات بینالمللی گاج در سال 1381، فعالیت خود را در حوزه نشر آموزشی و با هدف ایجاد فرصتهای برابر در آموزش آغاز کرد و درحالحاضر بهعنوان پرتیراژترین ناشر کشور مشغول فعالیت است. گستره فعالیت گاج از مقطع پیشدبستانی تا کارشناسیارشد است و در این راستا بیش از هزار عنوان کتاب چاپ کرده است، برای چاپ این عناوین که سالانه در شمارگان حدود 10 میلیون جلد به چاپ میرسند، بیش از 800 مؤلف و ویراستار با 950 کارمند اداری در بخشهای مختلف و 520 نمایندگی و عوامل توزیع، مشغول فعالیت هستند. از افتخارات این انتشارات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
دریافت تندیس چهارمین جشنواره کارآفرینان برتر به عنوان کارآفرین برتر استان تهران در سال 1387
دریافت تندیس چهارمین جشنواره کارآفرینان برتر به عنوان کارآفرین ملی در سال 1388
ناشر برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1385
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1387
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1388
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1393
تقدیرشده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به علت استفاده از کاغذ و مرکب خاص در تولید کتابهای گاج، به دلیل سازگاری با محیط زیست در سال 1388
دریافت تندیس دیموند بلورین، به دلیل کسب رتبه اول در نظام توزیع و پخش کتاب در کشور در سال 1388
منتخب نمایشگاه بینالمللی کتاب LEIPZIG در سال 2009 بهعنوان ناشر جذابترین کتاب کودک جهان بهخاطر چاپ کتاب «یک قدم مورچهای»
عضو سالن EPP (انجمن ناشران آموزشی جهان) به عنوان تنها ناشر ایرانی
دریافت لوح و تندیس کنفرانس ملی خلاقیتشناسی، مدیریت و مهندسی نوآوری در سال 1388
دریافت لوح و تندیس جشنواره ملی قهرمانان صنعت در سال 1388
دستیابی به رکورد پرمخاطبترین غرفه کتاب ایران در هشت سال متوالی از سال 1386 تا 1393
دریافت 10 جلد گواهینامه ثبت اختراعات در حوزه آموزش کشور ار سال 1385 تا 1387
ناشر منتخب جشنواره کتابهای آموزشی رشد وزارت آموزشوپرورش
دریافت لوح و تندیس بزرگترین طرح ملی سپاس به عنوان نخستین ناشر کشور در میان 10 برند برتر و محبوب در خدمات و مشتریمداری در سال 1390
دریافت تندیس طلایی و لوح افتخار در پنجمین جشنواره رسانههای دیجیتال در سال 1390 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
کسب گواهینامه و تندیس حمایت از حقوق مصرفکنندگان در 4 سال متوالی از سال 1389 تا 1392
همچنین اهدای بیش از دو میلیون جلد کتاب به دانشآموزان نقاط کمبرخوردار در سراسر کشور و تجهیز کتابخانههای مدارس عمومی سراسر کشور، از جمله خدمات و فعالیتهای انتشارات گاج است. این انتشارات با نام ابوالفضل جوکارقهرودی، بنیانگذار آن، گره خورده است و خدمات منحصربهفردی که چه در گذشته و چه اکنون ارائه میشود، همگی حاصل نگاه و منش ایشان است.
در ادامه گفتوگو با ایشان را میخوانید.
دوران کودکی شما چگونه گذشت؟
من متولد سال 1354 در محله سرآسیاب دولاب واقع در منطقه 14 تهران هستم. از کلاس اول راهنمایی، از روز اول تعطیلات مدرسه تا روز آخر، دو نوبت کار میکردم.
چه شد که وارد حوزه آموزش شدید؟
بعد از اتمام دوران دبیرستان و همزمان با ورود به دانشگاه بهطور جدی تدریس را آغاز کردم. البته قبل از آن در دوران دبیرستان به همکلاسیها و بچههای محل به صورت پراکنده، در دروس مختلف کمک میکردم. به درس شیمی خیلی علاقه داشتم. به یاد دارم سال 1372 که دیپلم گرفتم به دفتر نمایندگی روزنامه رفتم و تقاضای چاپ 10 نوبت آگهی تدریس شیمی دادم.
چه شد که از تدریس خصوصی به ایده تأسیس آموزشگاه رسیدید؟
بعد از چند روز به این فکر افتادم، تلفن معلمها را در هر درس با سابقه تدریس، نشانی منزل و... بگیرم و یک بانک اطلاعاتی درست کنم. بعد از گذشت پنج، شش روز یک بانک اطلاعاتی حدود 200 نفره از معلمان و دبیران دروس مختلف تهران، تهیه کردم و به این فکر افتادم که با این معلمها میتوانم یک آموزشگاه تدریس خصوصی راهاندازی کنم؛ تا پایان سال 73 به این شیوه کار میکردم. سال 74 تصمیم گرفتم دفتری اجاره کنم و این کار را به صورت حرفهای انجام دهم و عملا یک آموزشگاه تأسیس کنم. آموزشگاهی به نام «اندیشمندان» را تأسیس کردم. شرایط کاری در آن مقطع خیلی خوب بود. بعد از یکی، دو سال، شعبه دوم آموزشگاه را در سعادتآباد تأسیس کردم.
بعد از تأسیس اندیشمندان، همچنان تدریس میکردید یا صرفا مدیریت آموزشگاهها را عهدهدار بودید؟
خیر. من شخصا تا سال 1385 تدریس هم میکردم. در همان سالهای 74 و 75 هم که آموزشگاه داشتم علاوه بر مدیریت آموزشگاه، در آموزشگاهها و مدارس مناطقه 14، 1، 2 و 3 تهران، شیمی کنکور را تدریس میکردم و گاها بهعنوان دبیر پروازی برای کلاسهای نکته، تست و جمعبندی به شهرهای یزد و اصفهان دعوت میشدم و در یک سال به بیش از هزار نفر شیمی درس میدادم. همواره مفاهیم شیمی را به زبان ساده، با طنز و شعر آمیخته میکردم تا یادگیری آن برای دانشآموزان راحتتر باشد؛ چون اکثر دانشآموزان رابطه خوبی با درس شیمی نداشتند و از این درس فراری بودند، ولی تعداد زیادی از همین دانشآموزان، بعد از مدتی که شیمی برایشان جذاب میشد، موقع انتخاب رشته دانشگاهی به دنبال رشتههای شیمیمحور مانند پلیمر، نفت، پتروشیمی و... بودند.
چه شد از تدریس و آموزش به سمت نشر و کتاب و انتشارات گاج حرکت کردید؟
چون خودم جزء دانشآموزان مناطق کمبرخوردار تهران بودم و امکانات آموزشی در مدارس ما ضعیف بود، همواره در طول تدریس، علاقه داشتم، آنچه را که در درس شیمی میدانم به نفرات بیشتری انتقال دهم؛ مثلا به جای سالی هزار دانشآموز، یکصد هزار نفر، بلکه بیشتر از آن بهره ببرند و این کار فقط از طریق تألیف یک کتاب جامع و خوب امکانپذیر بود، ولی به دلیل مشغله زیاد تدریس، هیچگاه فرصت نمیکردم این کار را به صورت جدی انجام دهم و تألیف یک کتاب بهگونهای که دانشآموزان را از کلاس درس تا حد امکان بینیاز کند، کار دشواری است. هم تجربه تدریس میخواهد و هم حوصله زیاد. تا اینکه در سال 1379، در یکی از روزهایی که به عنوان دبیر پروازی برای تدریس به یزد میرفتم. دوست فرهیخته و عزیزی به نام آقای مهندس حمید قندهاری از من خواستند یک روز هم در دبیرستان بهاباد که در 200کیلومتری شهر یزد است برای تدریس و رفع اشکال درس شیمی بروم. من هم با کمال میل پذیرفتم. وقتی با بچههای آن روستا مواجه شدم؛ دیدم امکانات آموزشی در آنجا تقریبا صفر است، ولی شوق اشتیاق به یادگیری در چشمان تکتک آنها دیده میشد. آنها به صورت شبانهروزی با کتابهای آموزشی، آن هم
به صورت محدود، خودشان را برای کنکور آماده میکردند. تیمهای سهنفره تشکیل داده بودند؛ مثلا کتاب آموزشی فیزیک دو روز در اختیار یک تیم بود و سایر کتابها در اختیار تیمهای دیگر و به صورت چرخشی از این تعداد محدود کتاب استفاده میکردند. بعد از بازگشت از یزد و مشاهده اثربخشی کتابهای آموزشی در روند تحصیلی دانشآموزان در نقاط کمبرخوردار، بیدرنگ شروع به تألیف کتاب شیمی به زبان ساده کردم و سعی کردم تمامی تجارب دوران تدریسم را به زبانی شیوا و آسان برای دانشآموزان به رشته تحریر درآورم. بهگونهای که یک دانشآموز بدون نیاز به معلم شیمی بتواند این درس را بیاموزد. تألیف این کتاب حدودا یک سال طول کشید. برای چاپ کتاب به ناشران زیادی مراجعه کردم، ولی همگی میگفتند این کتاب فروش نمیرود، چون سهم مطالب آموزشی آن نسبت به پرسشهای چارگزینهای آن بیشتر است. در آن مقطع، کتابهای تست و فروش خوبی داشتند و به نوعی ابزار کار معلمان کنکور بودند؛ ولی من اعتقادم غیر از این بود؛ چون هدفم از تألیف این کتاب، آموزش به دانشآموزان به زبان ساده بود. خصوصا دانشآموزان نقاط کمبرخوردار که از امکانات آموزشی کنکور کمبهره یا بیبهره بودند.
این کتاب آنقدر با استقبال روبهرو شد که دبیران و دانشآموزان خواهان سایر تألیف چنین کتابی برای دروس با این شیوه نگارش، یعنی توضیح مفاهیم درس به زبان ساده به همراه پرسشهای چهارگزینهای بودند و من برای پاسخگویی به این نیاز، تصمیم گرفتم از مهاجرت صرف نظر کنم و در شهریور سال 1381، مجوز انتشارات بینالمللی گاج را گرفتم.
به نظرتان در دستیابی به هدفتان موفق بودهاید؟
من از آغاز تأسیس گاج، یک هدف اساسی را برای خودم در نظر گرفتم و آن «توسعه عدالت آموزشی» بود. به عبارت دیگر، دوست داشتم تمام دانشآموزان بتوانند تا حد امکان از امکانات آموزشی یکسان برخوردار باشند. اینکه تمامی امکانات آموزشی در کلانشهرها مستقر است و دانشآموزان شهرهای کوچک و روستاها و دانشآموزان کمبضاعت شهرهای بزرگ از این امکانات برخوردار نبودند، همواره موجب بههمریختگیام بود و یک کتاب آموزشی جامع تنها راهکار ارزانی است که میتواند عدالت آموزشی را برقرار کند. من همواره به مؤلفان خود در گاج گفتهام که تمام توان و تجربه خود را به کار گیرید و آنچه را میدانید و برای دانشآموزان لازم و مفید است به زبان ساده و با یک طبقهبندی منحصربهفرد به رشته تحریر درآورید و از مطرحکردن مفاهیم و مطالب خارج از کتاب درسی اجتناب کنید، مگر آنکه آن مطلب در یادگیری مفاهیم کتاب درسی به صورت مستقیم تأثیرگذار باشد.
شما بنیانگذار انتشارات گاج هستید. درحالحاضر سمت شما در گاج چیست؟
تا سال 1390 مدیریت گاج با من بود؛ یعنی هم رئیس هیأتمدیره بودم و هم مدیرعامل، ولی با مطالعه تاریخچه شرکتهای بزرگ در دنیا به این نتیجه رسیدم که رهبری با مدیریت، تفاوتهای اساسی دارد و هر شرکت باید یک رهبر داشته باشد و یک مدیر. رهبری و مدیریت، لازم و ملزوم یکدیگرند، رهبریکردن مکمل مدیریتکردن است و نه جایگزین آن. کار یک مدیر، طراحی سازمان است و رهبر بین ارکان این سازمان همسوسازی (مفاهمه) میکند. معمولا ساختارهای رسمی به کار مدیران میآیند و ساختار غیررسمی به کار رهبران. یکی از مهمترین دلایلی که در ایران طول عمر شرکتها کوتاه است این است که این دو وظیفه مهم را یک نفر انجام میدهد و عملا سیستم قائم به فرد میشود و با نبود آن مدیریت سیستم ضعیف میشود یا کلا از بین میرود اما در دنیای مدیریت امروز، این دو مقوله کاملا از هم جدا هستند و هریک کارکرد خود را دارند و میبینیم که در دنیا خیلی از شرکتهای بزرگ، طول عمر سهرقمی دارند. بنابراین از برادر خود آقای مهندس محمد جوکار تقاضا کردم که مدیریت مجموعه را بپذیرند. ایشان متولد سال 1363 و فارغالتحصیل رشته پلیمر از دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستند. در مدیریت با وسواس و
دقت زیادی کارها را انجام میدهند و در این سه سال بسیار موفق بودهاند و من در طول این مدت به هیچعنوان در امور داخلی و جزئی گاج دخالت نداشتهام و صرفا در سیاستهای کلان با ایشان همبحث میشوم.
کتابهای گاج برای چه مقاطع تحصیلی طراحی شدهاند و چه شمارگانی دارند؟
ما از مقطع پیشدبستانی تا کارشناسیارشد کتاب داریم و چند سالی است که پرتیراژترین ناشر کشور هستیم. در مجموع حدودا سالی 10 میلیون جلد کتاب تولید میکنیم که بین پنج میلیون دانشآموز توزیع میشود.
ممکن است شما هم روزی مانند کانون فرهنگی آموزش، گاج را وقف کنید؟ و نظر شما در مورد وقفکردن کانون چیست؟
کار آقای مهندس قلمچی قابلتقدیر است، ایشان از پیشکسوتان حوزه آموزش هستند و تقریبا از سال 70 در همین حوزه به صورت جدی و شبانهروزی کار میکنند و خدمات زیادی به دانشآموزان و مدارس ارائه دادهاند، به نظر من آقای قلمچی و امثال ایشان قبل از آنکه مؤسسه خود و ساختمان آن را وقف کنند، خودشان را وقف آموزش کردهاند که این موضوع باارزشتر است، من در ماه رمضان امسال نیت کردم که انشاءالله در 20 سال آینده صد مدرسه و کتابخانه در سراسر کشور و در نقاط کمبرخوردار تأسیس کنم.
آموزشوپرورش همواره منتقد جدی کتابهای آموزشی و کمکآموزشی بوده است. به نظر شما این نقد به حوزه کتابهای آموزشی وارد است؟
برداشت شما درست نیست. سازمان تألیف کتب درسی آموزشوپرورش، منتقد ناشرانی است که به تولید کتابهای حلالمسائل مشغولاند و این نقد کاملا بجا و درست است. در حقیقت تولید این کتابها، دانشآموزان را از فکرکردن باز میدارد و آنها را تنبل میکند و اساسا این کتابها آموزشی نیستند. ولی به حوزه کتابهای آموزشی نهتنها نقدی ندارد بلکه از آنها حمایت نیز میکند. در طول این چند سال، دهها جلد از کتابهای گاج منتخب جشنواره رشد آموزشوپرورش شدهاند. از سوی دیگر آموزشوپرورش در انتشارات مدرسه به تولید کتابهای آموزشی و کمکآموزشی مشغول است و با ناشران بخش خصوصی رقابت میکند.
اگر شما ناشر آموزشی نبودید، مثلا ناشر کتابهای عمومی بودید، میتوانستید سالانه 10 میلیون جلد کتاب چاپ کنید؟
قطعا نه، بازار نشر آموزشی با نشر در سایر حوزهها کاملا متفاوت است. خرید کتابهای آموزشی برای یک دانشآموز یا دانشجو، یک ضرورت است ولی درمورد سایر کتابها اینطور نیست، کلا در دنیا کتابهای آموزشی از فروش خوبی برخوردارند.
در دنیا سایر کتابها نیز از فروش خوبی برخوردارند، چرا در ایران اینگونه نیست؟
این موضوع از دو منظر قابلبحث است؛ یکی اینکه اساسا سرانه مطالعه در کشور پایین است و کتاب در سبد نیازهای خانواده عمدتا جایی ندارد که البته این بیعلت نیست و دوم اینکه مسئولان فرهنگی در کشور ضعیف عمل میکنند. قیمت کتاب در ایران بهنسبت درآمد متوسط هر ایرانی، گران است، هرچند نسبت به سایر کشورها ارزان است و گاهی در کتابهای همحجم و مشابه، تا یکسوم قیمت است. دوم اینکه؛ کتاب در دسترس مردم نیست. مهمترین مشکل نشر کشور، توزیع و ویترین کتاب است. اگر کتاب در دسترس باشد، مردم کتاب میخرند.
نکته سوم اینکه، اطلاعرسانی در حوزه کتاب ضعیف است، به عبارت دیگر هزینه تبلیغات در ایران بالاست و برای ناشر توجیه ندارد که کتابهای خود را از طریق صداوسیما، جراید و تبلیغات محیطی سطح شهر معرفی کند. البته در سالهای اخیر برای تبلیغ کتاب، تخفیفهایی قائل شدهاند ولی به هیچ عنوان کافی نیست. بنابراین مخاطب از وجود کتابهای خوب، بیاطلاع است.
نکته چهارم، نبود اهتمام مسئولان کشوری به امر ترویج کتاب و کتابخوانی در مردم یا حداقل مجموعه تحت مسئولیت خود است. نکته پنجم که خیلی جالب است، کاهش شدید اعتبارات حوزه نشر کشور است! به نظر من در کشوری مثل ایران که رهبر فرهیخته آن، خود به عنوان یک کتابشناس و نویسنده حرفهای، به این میزان به امر کتاب و کتابخوانی تأکید دارند و تقریبا در تمام نمایشگاههای کتاب شخصا حضور پیدا میکنند و پیگیر فعالیت ناشران هستند و در کشوری که سههزارو 500 ناشر فعال در طول یک سال 70 هزار عنوان کتاب را در شمارگان بیش از 150 میلیون نسخه با گردش مالی بالغ بر هزار و 100 میلیارد تومان چاپ میکنند، ما باید وزارت کتاب و کتابخوانی داشته باشیم.
مطالب شما قابلتوجه و تأمل هستند؛ آیا تابهحال آنها را با مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح کردهاید؟
بله، در اسفندماه سال 92 دیداری با جناب آقای دکتر جنتی، وزیر محترم فرهنگ، داشتم و مطالب خود را بیان کردم و ایشان نیز استقبال کردند و فرمودند پیشنهادهای خود را به صورت مکتوب و مبسوط به من ارائه دهید و در فروردینماه سال جاری در یک نامه 12صفحهای، 49 مورد از مسائل و مشکلات حوزه چاپ و نشر را که به ذهنم میرسید برایشان مکتوب و ارسال کردم.
آیا اقدامی انجام دادهاند؟
خبر ندارم؛ البته این مسائل کار چند ماه و یک سال نیستند، خیلی از این مسائل زیربنایی است ولی باید از یک جا برنامهریزی بلندمدت و مدیریت جهادی شروع شود. کار فرهنگی دشواریها و ملاحظات خاص خودش را دارد.
آقای ابوالفضل جوکارقهرودی: مردی که در آستانه 40سالگی، عنوان پدر کتاب و کارآفرین ملی را به خود اختصاص داده، صبحها مانند همکاران خود، کارت میزند و وارد دفتر کارش میشود. لبخند جزئی از ارکان صورتش است و وقتی ناراحت میشود، بازهم لبخند میزند. اینجا همهچیز فرهنگی است. در اتاقش کتابخانهای عظیم خودنمایی میکند. انتشارات بینالمللی گاج در سال 1381، فعالیت خود را در حوزه نشر آموزشی و با هدف ایجاد فرصتهای برابر در آموزش آغاز کرد و درحالحاضر بهعنوان پرتیراژترین ناشر کشور مشغول فعالیت است. گستره فعالیت گاج از مقطع پیشدبستانی تا کارشناسیارشد است و در این راستا بیش از هزار عنوان کتاب چاپ کرده است، برای چاپ این عناوین که سالانه در شمارگان حدود 10 میلیون جلد به چاپ میرسند، بیش از 800 مؤلف و ویراستار با 950 کارمند اداری در بخشهای مختلف و 520 نمایندگی و عوامل توزیع، مشغول فعالیت هستند. از افتخارات این انتشارات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
دریافت تندیس چهارمین جشنواره کارآفرینان برتر به عنوان کارآفرین برتر استان تهران در سال 1387
دریافت تندیس چهارمین جشنواره کارآفرینان برتر به عنوان کارآفرین ملی در سال 1388
ناشر برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1385
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1387
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1388
ناشر برگزیده بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1393
تقدیرشده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به علت استفاده از کاغذ و مرکب خاص در تولید کتابهای گاج، به دلیل سازگاری با محیط زیست در سال 1388
دریافت تندیس دیموند بلورین، به دلیل کسب رتبه اول در نظام توزیع و پخش کتاب در کشور در سال 1388
منتخب نمایشگاه بینالمللی کتاب LEIPZIG در سال 2009 بهعنوان ناشر جذابترین کتاب کودک جهان بهخاطر چاپ کتاب «یک قدم مورچهای»
عضو سالن EPP (انجمن ناشران آموزشی جهان) به عنوان تنها ناشر ایرانی
دریافت لوح و تندیس کنفرانس ملی خلاقیتشناسی، مدیریت و مهندسی نوآوری در سال 1388
دریافت لوح و تندیس جشنواره ملی قهرمانان صنعت در سال 1388
دستیابی به رکورد پرمخاطبترین غرفه کتاب ایران در هشت سال متوالی از سال 1386 تا 1393
دریافت 10 جلد گواهینامه ثبت اختراعات در حوزه آموزش کشور ار سال 1385 تا 1387
ناشر منتخب جشنواره کتابهای آموزشی رشد وزارت آموزشوپرورش
دریافت لوح و تندیس بزرگترین طرح ملی سپاس به عنوان نخستین ناشر کشور در میان 10 برند برتر و محبوب در خدمات و مشتریمداری در سال 1390
دریافت تندیس طلایی و لوح افتخار در پنجمین جشنواره رسانههای دیجیتال در سال 1390 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
کسب گواهینامه و تندیس حمایت از حقوق مصرفکنندگان در 4 سال متوالی از سال 1389 تا 1392
همچنین اهدای بیش از دو میلیون جلد کتاب به دانشآموزان نقاط کمبرخوردار در سراسر کشور و تجهیز کتابخانههای مدارس عمومی سراسر کشور، از جمله خدمات و فعالیتهای انتشارات گاج است. این انتشارات با نام ابوالفضل جوکارقهرودی، بنیانگذار آن، گره خورده است و خدمات منحصربهفردی که چه در گذشته و چه اکنون ارائه میشود، همگی حاصل نگاه و منش ایشان است.
در ادامه گفتوگو با ایشان را میخوانید.
دوران کودکی شما چگونه گذشت؟
من متولد سال 1354 در محله سرآسیاب دولاب واقع در منطقه 14 تهران هستم. از کلاس اول راهنمایی، از روز اول تعطیلات مدرسه تا روز آخر، دو نوبت کار میکردم.
چه شد که وارد حوزه آموزش شدید؟
بعد از اتمام دوران دبیرستان و همزمان با ورود به دانشگاه بهطور جدی تدریس را آغاز کردم. البته قبل از آن در دوران دبیرستان به همکلاسیها و بچههای محل به صورت پراکنده، در دروس مختلف کمک میکردم. به درس شیمی خیلی علاقه داشتم. به یاد دارم سال 1372 که دیپلم گرفتم به دفتر نمایندگی روزنامه رفتم و تقاضای چاپ 10 نوبت آگهی تدریس شیمی دادم.
چه شد که از تدریس خصوصی به ایده تأسیس آموزشگاه رسیدید؟
بعد از چند روز به این فکر افتادم، تلفن معلمها را در هر درس با سابقه تدریس، نشانی منزل و... بگیرم و یک بانک اطلاعاتی درست کنم. بعد از گذشت پنج، شش روز یک بانک اطلاعاتی حدود 200 نفره از معلمان و دبیران دروس مختلف تهران، تهیه کردم و به این فکر افتادم که با این معلمها میتوانم یک آموزشگاه تدریس خصوصی راهاندازی کنم؛ تا پایان سال 73 به این شیوه کار میکردم. سال 74 تصمیم گرفتم دفتری اجاره کنم و این کار را به صورت حرفهای انجام دهم و عملا یک آموزشگاه تأسیس کنم. آموزشگاهی به نام «اندیشمندان» را تأسیس کردم. شرایط کاری در آن مقطع خیلی خوب بود. بعد از یکی، دو سال، شعبه دوم آموزشگاه را در سعادتآباد تأسیس کردم.
بعد از تأسیس اندیشمندان، همچنان تدریس میکردید یا صرفا مدیریت آموزشگاهها را عهدهدار بودید؟
خیر. من شخصا تا سال 1385 تدریس هم میکردم. در همان سالهای 74 و 75 هم که آموزشگاه داشتم علاوه بر مدیریت آموزشگاه، در آموزشگاهها و مدارس مناطقه 14، 1، 2 و 3 تهران، شیمی کنکور را تدریس میکردم و گاها بهعنوان دبیر پروازی برای کلاسهای نکته، تست و جمعبندی به شهرهای یزد و اصفهان دعوت میشدم و در یک سال به بیش از هزار نفر شیمی درس میدادم. همواره مفاهیم شیمی را به زبان ساده، با طنز و شعر آمیخته میکردم تا یادگیری آن برای دانشآموزان راحتتر باشد؛ چون اکثر دانشآموزان رابطه خوبی با درس شیمی نداشتند و از این درس فراری بودند، ولی تعداد زیادی از همین دانشآموزان، بعد از مدتی که شیمی برایشان جذاب میشد، موقع انتخاب رشته دانشگاهی به دنبال رشتههای شیمیمحور مانند پلیمر، نفت، پتروشیمی و... بودند.
چه شد از تدریس و آموزش به سمت نشر و کتاب و انتشارات گاج حرکت کردید؟
چون خودم جزء دانشآموزان مناطق کمبرخوردار تهران بودم و امکانات آموزشی در مدارس ما ضعیف بود، همواره در طول تدریس، علاقه داشتم، آنچه را که در درس شیمی میدانم به نفرات بیشتری انتقال دهم؛ مثلا به جای سالی هزار دانشآموز، یکصد هزار نفر، بلکه بیشتر از آن بهره ببرند و این کار فقط از طریق تألیف یک کتاب جامع و خوب امکانپذیر بود، ولی به دلیل مشغله زیاد تدریس، هیچگاه فرصت نمیکردم این کار را به صورت جدی انجام دهم و تألیف یک کتاب بهگونهای که دانشآموزان را از کلاس درس تا حد امکان بینیاز کند، کار دشواری است. هم تجربه تدریس میخواهد و هم حوصله زیاد. تا اینکه در سال 1379، در یکی از روزهایی که به عنوان دبیر پروازی برای تدریس به یزد میرفتم. دوست فرهیخته و عزیزی به نام آقای مهندس حمید قندهاری از من خواستند یک روز هم در دبیرستان بهاباد که در 200کیلومتری شهر یزد است برای تدریس و رفع اشکال درس شیمی بروم. من هم با کمال میل پذیرفتم. وقتی با بچههای آن روستا مواجه شدم؛ دیدم امکانات آموزشی در آنجا تقریبا صفر است، ولی شوق اشتیاق به یادگیری در چشمان تکتک آنها دیده میشد. آنها به صورت شبانهروزی با کتابهای آموزشی، آن هم
به صورت محدود، خودشان را برای کنکور آماده میکردند. تیمهای سهنفره تشکیل داده بودند؛ مثلا کتاب آموزشی فیزیک دو روز در اختیار یک تیم بود و سایر کتابها در اختیار تیمهای دیگر و به صورت چرخشی از این تعداد محدود کتاب استفاده میکردند. بعد از بازگشت از یزد و مشاهده اثربخشی کتابهای آموزشی در روند تحصیلی دانشآموزان در نقاط کمبرخوردار، بیدرنگ شروع به تألیف کتاب شیمی به زبان ساده کردم و سعی کردم تمامی تجارب دوران تدریسم را به زبانی شیوا و آسان برای دانشآموزان به رشته تحریر درآورم. بهگونهای که یک دانشآموز بدون نیاز به معلم شیمی بتواند این درس را بیاموزد. تألیف این کتاب حدودا یک سال طول کشید. برای چاپ کتاب به ناشران زیادی مراجعه کردم، ولی همگی میگفتند این کتاب فروش نمیرود، چون سهم مطالب آموزشی آن نسبت به پرسشهای چارگزینهای آن بیشتر است. در آن مقطع، کتابهای تست و فروش خوبی داشتند و به نوعی ابزار کار معلمان کنکور بودند؛ ولی من اعتقادم غیر از این بود؛ چون هدفم از تألیف این کتاب، آموزش به دانشآموزان به زبان ساده بود. خصوصا دانشآموزان نقاط کمبرخوردار که از امکانات آموزشی کنکور کمبهره یا بیبهره بودند.
این کتاب آنقدر با استقبال روبهرو شد که دبیران و دانشآموزان خواهان سایر تألیف چنین کتابی برای دروس با این شیوه نگارش، یعنی توضیح مفاهیم درس به زبان ساده به همراه پرسشهای چهارگزینهای بودند و من برای پاسخگویی به این نیاز، تصمیم گرفتم از مهاجرت صرف نظر کنم و در شهریور سال 1381، مجوز انتشارات بینالمللی گاج را گرفتم.
به نظرتان در دستیابی به هدفتان موفق بودهاید؟
من از آغاز تأسیس گاج، یک هدف اساسی را برای خودم در نظر گرفتم و آن «توسعه عدالت آموزشی» بود. به عبارت دیگر، دوست داشتم تمام دانشآموزان بتوانند تا حد امکان از امکانات آموزشی یکسان برخوردار باشند. اینکه تمامی امکانات آموزشی در کلانشهرها مستقر است و دانشآموزان شهرهای کوچک و روستاها و دانشآموزان کمبضاعت شهرهای بزرگ از این امکانات برخوردار نبودند، همواره موجب بههمریختگیام بود و یک کتاب آموزشی جامع تنها راهکار ارزانی است که میتواند عدالت آموزشی را برقرار کند. من همواره به مؤلفان خود در گاج گفتهام که تمام توان و تجربه خود را به کار گیرید و آنچه را میدانید و برای دانشآموزان لازم و مفید است به زبان ساده و با یک طبقهبندی منحصربهفرد به رشته تحریر درآورید و از مطرحکردن مفاهیم و مطالب خارج از کتاب درسی اجتناب کنید، مگر آنکه آن مطلب در یادگیری مفاهیم کتاب درسی به صورت مستقیم تأثیرگذار باشد.
شما بنیانگذار انتشارات گاج هستید. درحالحاضر سمت شما در گاج چیست؟
تا سال 1390 مدیریت گاج با من بود؛ یعنی هم رئیس هیأتمدیره بودم و هم مدیرعامل، ولی با مطالعه تاریخچه شرکتهای بزرگ در دنیا به این نتیجه رسیدم که رهبری با مدیریت، تفاوتهای اساسی دارد و هر شرکت باید یک رهبر داشته باشد و یک مدیر. رهبری و مدیریت، لازم و ملزوم یکدیگرند، رهبریکردن مکمل مدیریتکردن است و نه جایگزین آن. کار یک مدیر، طراحی سازمان است و رهبر بین ارکان این سازمان همسوسازی (مفاهمه) میکند. معمولا ساختارهای رسمی به کار مدیران میآیند و ساختار غیررسمی به کار رهبران. یکی از مهمترین دلایلی که در ایران طول عمر شرکتها کوتاه است این است که این دو وظیفه مهم را یک نفر انجام میدهد و عملا سیستم قائم به فرد میشود و با نبود آن مدیریت سیستم ضعیف میشود یا کلا از بین میرود اما در دنیای مدیریت امروز، این دو مقوله کاملا از هم جدا هستند و هریک کارکرد خود را دارند و میبینیم که در دنیا خیلی از شرکتهای بزرگ، طول عمر سهرقمی دارند. بنابراین از برادر خود آقای مهندس محمد جوکار تقاضا کردم که مدیریت مجموعه را بپذیرند. ایشان متولد سال 1363 و فارغالتحصیل رشته پلیمر از دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستند. در مدیریت با وسواس و
دقت زیادی کارها را انجام میدهند و در این سه سال بسیار موفق بودهاند و من در طول این مدت به هیچعنوان در امور داخلی و جزئی گاج دخالت نداشتهام و صرفا در سیاستهای کلان با ایشان همبحث میشوم.
کتابهای گاج برای چه مقاطع تحصیلی طراحی شدهاند و چه شمارگانی دارند؟
ما از مقطع پیشدبستانی تا کارشناسیارشد کتاب داریم و چند سالی است که پرتیراژترین ناشر کشور هستیم. در مجموع حدودا سالی 10 میلیون جلد کتاب تولید میکنیم که بین پنج میلیون دانشآموز توزیع میشود.
ممکن است شما هم روزی مانند کانون فرهنگی آموزش، گاج را وقف کنید؟ و نظر شما در مورد وقفکردن کانون چیست؟
کار آقای مهندس قلمچی قابلتقدیر است، ایشان از پیشکسوتان حوزه آموزش هستند و تقریبا از سال 70 در همین حوزه به صورت جدی و شبانهروزی کار میکنند و خدمات زیادی به دانشآموزان و مدارس ارائه دادهاند، به نظر من آقای قلمچی و امثال ایشان قبل از آنکه مؤسسه خود و ساختمان آن را وقف کنند، خودشان را وقف آموزش کردهاند که این موضوع باارزشتر است، من در ماه رمضان امسال نیت کردم که انشاءالله در 20 سال آینده صد مدرسه و کتابخانه در سراسر کشور و در نقاط کمبرخوردار تأسیس کنم.
آموزشوپرورش همواره منتقد جدی کتابهای آموزشی و کمکآموزشی بوده است. به نظر شما این نقد به حوزه کتابهای آموزشی وارد است؟
برداشت شما درست نیست. سازمان تألیف کتب درسی آموزشوپرورش، منتقد ناشرانی است که به تولید کتابهای حلالمسائل مشغولاند و این نقد کاملا بجا و درست است. در حقیقت تولید این کتابها، دانشآموزان را از فکرکردن باز میدارد و آنها را تنبل میکند و اساسا این کتابها آموزشی نیستند. ولی به حوزه کتابهای آموزشی نهتنها نقدی ندارد بلکه از آنها حمایت نیز میکند. در طول این چند سال، دهها جلد از کتابهای گاج منتخب جشنواره رشد آموزشوپرورش شدهاند. از سوی دیگر آموزشوپرورش در انتشارات مدرسه به تولید کتابهای آموزشی و کمکآموزشی مشغول است و با ناشران بخش خصوصی رقابت میکند.
اگر شما ناشر آموزشی نبودید، مثلا ناشر کتابهای عمومی بودید، میتوانستید سالانه 10 میلیون جلد کتاب چاپ کنید؟
قطعا نه، بازار نشر آموزشی با نشر در سایر حوزهها کاملا متفاوت است. خرید کتابهای آموزشی برای یک دانشآموز یا دانشجو، یک ضرورت است ولی درمورد سایر کتابها اینطور نیست، کلا در دنیا کتابهای آموزشی از فروش خوبی برخوردارند.
در دنیا سایر کتابها نیز از فروش خوبی برخوردارند، چرا در ایران اینگونه نیست؟
این موضوع از دو منظر قابلبحث است؛ یکی اینکه اساسا سرانه مطالعه در کشور پایین است و کتاب در سبد نیازهای خانواده عمدتا جایی ندارد که البته این بیعلت نیست و دوم اینکه مسئولان فرهنگی در کشور ضعیف عمل میکنند. قیمت کتاب در ایران بهنسبت درآمد متوسط هر ایرانی، گران است، هرچند نسبت به سایر کشورها ارزان است و گاهی در کتابهای همحجم و مشابه، تا یکسوم قیمت است. دوم اینکه؛ کتاب در دسترس مردم نیست. مهمترین مشکل نشر کشور، توزیع و ویترین کتاب است. اگر کتاب در دسترس باشد، مردم کتاب میخرند.
نکته سوم اینکه، اطلاعرسانی در حوزه کتاب ضعیف است، به عبارت دیگر هزینه تبلیغات در ایران بالاست و برای ناشر توجیه ندارد که کتابهای خود را از طریق صداوسیما، جراید و تبلیغات محیطی سطح شهر معرفی کند. البته در سالهای اخیر برای تبلیغ کتاب، تخفیفهایی قائل شدهاند ولی به هیچ عنوان کافی نیست. بنابراین مخاطب از وجود کتابهای خوب، بیاطلاع است.
نکته چهارم، نبود اهتمام مسئولان کشوری به امر ترویج کتاب و کتابخوانی در مردم یا حداقل مجموعه تحت مسئولیت خود است. نکته پنجم که خیلی جالب است، کاهش شدید اعتبارات حوزه نشر کشور است! به نظر من در کشوری مثل ایران که رهبر فرهیخته آن، خود به عنوان یک کتابشناس و نویسنده حرفهای، به این میزان به امر کتاب و کتابخوانی تأکید دارند و تقریبا در تمام نمایشگاههای کتاب شخصا حضور پیدا میکنند و پیگیر فعالیت ناشران هستند و در کشوری که سههزارو 500 ناشر فعال در طول یک سال 70 هزار عنوان کتاب را در شمارگان بیش از 150 میلیون نسخه با گردش مالی بالغ بر هزار و 100 میلیارد تومان چاپ میکنند، ما باید وزارت کتاب و کتابخوانی داشته باشیم.
مطالب شما قابلتوجه و تأمل هستند؛ آیا تابهحال آنها را با مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح کردهاید؟
بله، در اسفندماه سال 92 دیداری با جناب آقای دکتر جنتی، وزیر محترم فرهنگ، داشتم و مطالب خود را بیان کردم و ایشان نیز استقبال کردند و فرمودند پیشنهادهای خود را به صورت مکتوب و مبسوط به من ارائه دهید و در فروردینماه سال جاری در یک نامه 12صفحهای، 49 مورد از مسائل و مشکلات حوزه چاپ و نشر را که به ذهنم میرسید برایشان مکتوب و ارسال کردم.
آیا اقدامی انجام دادهاند؟
خبر ندارم؛ البته این مسائل کار چند ماه و یک سال نیستند، خیلی از این مسائل زیربنایی است ولی باید از یک جا برنامهریزی بلندمدت و مدیریت جهادی شروع شود. کار فرهنگی دشواریها و ملاحظات خاص خودش را دارد.