اروپا و غولهای پتروشیمی زیر فشار سیاستهای زیستمحیطی
از «هزینه کربن» تا «جراحی کراکرها»
اروپا در سال ۲۰۲۵ شبیه ورزشکاری است که همزمان میخواهد رکورد دو ماراتن بزند و یک کولهپشتی پر از سنگ هم به پشتش بستهاند. از یک طرف، اتحادیه اروپا هدفهای اقلیمی و مقررات زیستمحیطی را با جدیت جلو میبرد؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اروپا در سال ۲۰۲۵ شبیه ورزشکاری است که همزمان میخواهد رکورد دو ماراتن بزند و یک کولهپشتی پر از سنگ هم به پشتش بستهاند. از یک طرف، اتحادیه اروپا هدفهای اقلیمی و مقررات زیستمحیطی را با جدیت جلو میبرد؛ از طرف دیگر، صنعت پتروشیمی دقیقا همان جایی است که این جدیت، هزینهدارتر از بیشتر صنایع دیگر میشود: مصرف انرژی بالا، داراییهای سرمایهبر با عمر طولانی، و زنجیرههایی که اگر یک حلقهاش (مثل کراکر اتیلن) بلرزد، پاییندست هم میلرزد. (کراکر واحد صنعتی «شکستن» هیدروکربنهای سنگینتر با حرارت خیلی بالا برای تولید مواد پایه مثل «اتیلن» و «پروپیلن» است. این مواد، خوراک اصلی ساخت پلاستیکها و دهها محصول شیمیایی پاییندستیاند).
در یک جمله، در ۲۰۲۵، مسئله اصلی پتروشیمی اروپا فقط «زیستمحیط» نبود؛ «جمعشدن زیستمحیط، انرژی گران، مازاد عرضه جهانی، رشد ضعیف تقاضا» بود. همین ترکیب غولها را به سمت تعطیلی، فروش دارایی، کوچکسازی یا مهاجرت سرمایه هل داده است.
۱. چرا فشار روی پتروشیمی اروپا شدیدتر از جاهای دیگر حس میشود؟
الف) انرژی و خوراک: شکاف ساختاری اروپا با آمریکا
پتروشیمی برای تولید هر تن محصول، به انرژی و خوراک ارزان نیاز دارد. اروپا در دهه اخیر، بهویژه پس از شوکهای انرژی، با یک واقعیت سخت روبهرو شد: هزینه گاز و برق در بسیاری از دورهها به شکل مزمن بالاتر از آمریکاست. در بخشهای بالادستی مثل کراکینگ (تولید الفینها مثل اتیلن)، همین شکاف هزینهای میتواند بهتنهایی تعیین کند یک واحد «رقابتی» است یا نه.
در گزارش صنعتی «اینئوس» در اکتبر ۲۰۲۵ با اتکا به تحلیل «آکسفورد اکونومیکس»، تأکید شده بود که شکاف قیمت گاز بین اروپا و آمریکا در مقاطع مهم ۲۰۲۵ همچنان چندبرابری بوده و همین، ستون هزینهای صنعت را از پایه میلرزاند. همان گزارش هشدار داده بود که حدود ۴۰ درصد ظرفیت اتیلن اروپا در معرض ریسک تعطیلی قرار گرفته و دستکم ۱۰ کراکر در بازه ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۷ تعطیل شده یا در مسیر تعطیلی است. این یعنی مسئله، موردی و تکشرکتی نیست؛ ساختاری است.
ب) کربن و انطباق: هزینهای که فقط «پرداخت» نیست، «ابهام» هم هست
وقتی یک شرکت برای پروژهای چندمیلیارد یورویی تصمیم میگیرد، فقط هزینه امروز را حساب نمیکند؛ هزینه ۱۰ سال بعد را هم حدس میزند. در اروپا، مسیر سیاستگذاری اقلیمی در جهت سختترشدن است و همین باعث میشود شرکتها روی «ریسک مقرراتی» هم قیمت بگذارند. یکی از عددهای کلیدی اینجا، قیمت مجوز کربن در «سامانه تجارت انتشار» اتحادیه اروپا است. در برآوردهای بازار و تحلیلگران که در تابستان ۲۰۲۵ منتشر شد، میانگین مورد انتظار قیمت مجوز کربن برای سال ۲۰۲۵ حدود 75.75 یورو به ازای هر تن و برای ۲۰۲۶ حدود 83.65 یورو عنوان شد.
این اعداد برای صنایع کمانرژی شاید فقط یک حاشیه است؛ برای پتروشیمی میتواند تعیینکننده باشد، چون به شکل مستقیم روی هزینه تولید و نرخ بازگشت سرمایه اثر میگذارد.
پ) فشار همزمان از سمت سیاست پلاستیک، بازیافت و بستهبندی
اتحادیه اروپا فقط از مسیر کربن فشار نمیآورد. سیاستهای مرتبط با پلاستیک، بستهبندی و بازیافت هم مستقیم روی تقاضا و مدل درآمدی اثر دارند. دادههای رسمی اتحادیه اروپا نشان میدهد در سال ۲۰۲۲ تولید زباله بستهبندی سرانه حدود 186.5 کیلوگرم بوده و زباله بستهبندی پلاستیکی سرانه حدود 35.3 کیلوگرم. یعنی سیاستگذار با یک «حجم بزرگ» طرف است و طبیعی است سختگیری ادامه پیدا کند. اما نکته صنعتی مهم این است: وقتی قیمت پلیمر نو پایین باشد (به دلیل مازاد عرضه جهانی)، بازیافت از نظر اقتصادی سختتر میشود. اگر هم سیاستگذار با الزام سهم بازیافتی جلو برود، هزینه انطباق بالا میرود و روی حاشیه سود پاییندست اثر میگذارد. در هر دو حالت، شرکتها با یک «فشار دوطرفه» مواجهند.
2. چرا حتی با بهبود جزئی تولید، صنعت پتروشیمی حس «بهبود» ندارد؟
یکی از شاخصهای خوب برای فهم حال و هوای بازار، گزارشهای انجمنهای صنعتی و جمعبندی رسانههای مالی است. در گزارش رویترز (اکتبر ۲۰۲۵) به نقل از «پلاستیکسیوروپ» آمده بود که تولید پلاستیک اروپا در ۲۰۲۴ فقط 0.4 درصد رشد کرده (بعد از افت سنگین ۲۰۲۳)، اما گردش مالی ۱۳ درصد کاهش داشته و سهم اروپا از بازار جهانی به ۱۲ درصد رسیده است.
این آمار خیلی گویاست: حجم شاید کمی بهتر شده، اما قیمت و ارزش و حاشیه سود نه. نتیجه این میشود که شرکتها به جای سرمایهگذاری تهاجمی، وارد فاز «حفظ نقدینگی» و «کاهش ریسک» میشوند. در چنین فضایی، حتی سیاستهای سبز هم از زاویه شرکتها یک جور «هزینه ثابت» به حساب میآید: شما در بازارِ کمجان، باید همزمان هزینه انرژی، هزینه کربن، هزینه ارتقای فناوری و هزینه انطباق مقرراتی را بدهید. اگر در کنارش واردات ارزانتر هم بازار را پر کند، فشار روانی و مالی کامل میشود.
3. واکنش شرکتهای بزرگ: از تعطیلی تا واگذاری
این بخش را باید با یک اصل شروع کرد: در پتروشیمی، تعطیلی یک کراکر فقط تعطیلی یک واحد نیست؛ ممکن است ضربه به یک خوشه صنعتی باشد، زیرا کراکرها خوراک بسیاری از واحدهای پاییندستی را تأمین میکنند.
الف) «داو»: تعطیلی داراییهای بالادستی در آلمان و بریتانیا
در بیانیه رسمی «داو» در جولای ۲۰۲۵ اعلام شد که این شرکت تصمیم گرفته سه دارایی بالادستی در اروپا را متوقف کند:
کراکر اتیلن در بولِن آلمان با هدف تعطیلی در سهماهه چهارم ۲۰۲۷
داراییهای کلر-آلکالی و وینیل در شکُپاو آلمان (سهماهه چهارم ۲۰۲۷)
واحد سیلوکسان در بریتانیا (میانه سال ۲۰۲۶)
این تصمیمها معمولا بیدلیل گرفته نمیشود: یا دارایی قدیمی است، یا هزینه انرژی و انطباق، بازده را از بین برده، یا شرکت تشخیص داده سرمایه را جای دیگری بهتر میشود خرج کرد.
ب) «توتالانرژیز»: خاموشکردن قدیمیترین کراکر در آنتورپ
رویترز در تابستان ۲۰۲۵ گزارش داد «توتالانرژیز» گفته قدیمیترین کراکر خود در آنتورپ را تا پایان ۲۰۲۷ تعطیل میکند و یکی از دلایل را «مازاد اتیلن در اروپا» معرفی کرده است. این جمله کوتاه، پشت صحنه بزرگی دارد: وقتی مازاد عرضه هست، حتی شرکتهای بزرگ هم ترجیح میدهند واحدهای کمبازده را حذف کرده تا به تعادل بازار کمک کنند، یا دستکم از زیان مزمن خلاص شوند.
پ) «اِنی»: خروج از کراکرهای آخر در ایتالیا
در همان موج تصمیمهای ۲۰۲۵، گزارش شد «اِنی» در مسیر تعطیلی دو کراکر آخرش در ایتالیا تا پایان ۲۰۲۵ قرار دارد. این تصمیم برای ایتالیا فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ از نظر سیاست صنعتی هم مهم است، چون نشان میدهد حتی کشورهایی با سنت صنعتی قوی، بخشی از بالادست پتروشیمی را از دست میدهند.
ت) «لیوندلبازل»: فروش یا بازتعریف داراییهای اروپایی
رویترز گزارش داد «لیوندلبازل» وارد گفتوگوی انحصاری برای فروش چهار سایت الفین و پلیالفین در اروپا شده و گزینههای دیگر را هم بررسی میکند. وقتی یک شرکت به جای «سرمایهگذاری برای رشد»، به «فروش دارایی» و «بازچینی پرتفوی» میرسد، معمولا معنیاش این است که بازده آینده در آن جغرافیا را پایین میبیند.
ث) «شل» و مثال سنگاپور
هرچند سنگاپور اروپایی نیست، اما یک نشانه مهم از منطق جهانی شرکتهای انرژی و شیمی است. در گزارشهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ آمده بود «شل» فروش پارک انرژی و شیمیایی خود در سنگاپور را تکمیل کرده و حتی کاهش ارزش غیرنقدی قابل توجهی هم برای آن ثبت کرده است. پیام این جنس معاملهها روشن است: پول باید برود جایی که بازده بهتر و ریسک کمتر است. وقتی چنین منطقی در شرکتهای بزرگ غالب میشود، اروپا اگر نتواند «شرایط سرمایهگذاری جذاب» بسازد، سرمایه را از دست میدهد؛ حتی اگر بازار مصرفش بزرگ باشد.
۴. نقش مقررات سختگیرانه: آیا واقعا «مقصر اصلی» است؟
اینجا باید صادق بود و شعار نداد: مقررات زیستمحیطی در اروپا واقعی است و هزینهساز هم هست؛ اما اینکه «همه چیز تقصیر مقررات است» هم سادهسازی است.
تصویر دقیقتر این است:
اگر بازار جهانی در تعادل بود و اروپا انرژی ارزان داشت، شرکتها راحتتر هزینه انطباق را میپذیرفتند. اگر مقررات نبود اما انرژی گران و مازاد عرضه بود، باز هم بخشی از تعطیلیها رخ میداد. آنچه ۲۰۲۵ را خاص کرده، همزمانی چند فشار است؛ مقررات فقط یکی از آنهاست، اما در اروپا به دلیل مسیر سیاستگذاری، نقش پررنگتری دارد. پس جواب حرفهای این است: مقررات یکی از عوامل کلیدی است، اما عامل تعیینکننده وقتی میشود که روی یک ساختار هزینهای از قبل آسیبپذیر سوار شود.
۵. واکنش سیاستگذار: از شعار سبز به «حاکمیت صنعتی»
جالب اینجاست که در ۲۰۲۵، حتی بروکسل هم بیشتر از قبل درباره امنیت تأمین و حاکمیت صنعتی حرف زد. رویترز در جولای ۲۰۲۵ گزارش داد کمیسیون اروپا به سمت راهاندازی «ائتلاف مواد شیمیایی حیاتی» حرکت میکند تا وابستگیها و تحریفهای تجاری را بررسی کند و از تولید مولکولهای کلیدی حفاظت شود؛ حتی اشاره شد که حفظ زیرساختهایی مثل کراکرهای بخار، فقط مسئله اقتصادی نیست و بُعد راهبردی دارد.
در دسامبر ۲۰۲۵ هم رویترز گزارش داد اتحادیه اروپا در حال افزایش سقف حمایت دولتی از صنایع انرژیبر است و امکان پوشش بخشی از هزینه برق و کربن را فراهم میکند. این یعنی: سیاستگذار عملا پذیرفته که «انتقال سبز» بدون پول و ابزار حمایتی، ممکن است به «صنعتزدایی» ختم شود. این نقطه چرخش مهم است: اروپا میخواهد هم استاندارد اقلیمی داشته باشد، هم صنعت را نگه دارد. جمعکردن این دو، نیاز به سیاستهای بسیار دقیقتر دارد؛ چیزی فراتر از دستورالعملهای عمومی.
۶. پیامدهای «روز دوم»: چه چیزهایی در اروپا در خطر است؟
الف) زنجیره ارزش و اشتغال صنعتی
اگر کراکرها تعطیل شوند، پاییندست هم ضربه میخورد؛ چون خوراک یا گرانتر میشود یا باید واردات جایگزین شود. در نتیجه، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در خوشههای صنعتی آسیب میبیند. این همان چیزی است که شرکتها در گزارشهای داخلی خود با واژههایی مثل «غیراقتصادی شدن خوشه» توصیف میکنند.
ب) افزایش وابستگی به واردات و ریسک ژئوپلیتیک
اروپا اگر تولید داخلی را از دست بدهد، ناچار است بیشتر وارد کند. واردات در بازار کالایی طبیعی است؛ اما وقتی پای بحرانهای ژئوپلیتیک، جنگ تعرفه، یا اختلال زنجیره تأمین وسط بیاید، «وابستگی» به یک ریسک امنیتی تبدیل میشود. بهخصوص برای مواد پایهای که صنایع پاییندستی مثل خودرو، بستهبندی، دارو و تجهیزات پزشکی به آنها وابستهاند.
پ) خطر «نشت کربن» و وارونگی هدف زیستمحیطی
اگر تولید از اروپا خارج شود و به کشورهایی با استاندارد زیستمحیطی پایینتر برود، ممکن است انتشار جهانی واقعا کم نشود؛ فقط جابهجا شود. این تناقض، یکی از بحثهای کلیدی درباره سیاستهای اقلیمی سختگیرانه است و دلیل شکلگیری ابزارهایی مثل «تعدیل کربن در مرز» هم همین نگرانی است.
۷. اروپا به کدام سمت میرود؟ سه سناریو عملی
سناریو ۱: «کوچکتر، تخصصیتر، گرانتر»
اروپا بخشی از بالادست کالایی را از دست میدهد، اما روی محصولات با ارزش افزوده بالاتر، مواد تخصصی، شیمی پیشرفته و نوآوری (مثل پلیمرهای خاص، مواد مورد نیاز صنایع دارویی و الکترونیک) تمرکز میکند. در این سناریو، اروپا مصرفکننده بخشی از پلیمرهای پایه وارداتی میشود، اما در محصولات پیچیده مزیت نسبی نگه میدارد.
سناریو ۲: «تثبیت با حمایت هدفمند»
اتحادیه اروپا با حمایتهای دقیق (یارانه انرژی صنعتی، ابزارهای مالی برای کاهش هزینه کربن، سرمایهگذاری روی فناوریهای کربنکاه مثل کربنگیری و الکتریکیسازی) بخشی از کراکرها و ظرفیتهای حیاتی را حفظ میکند. اما شرطش این است که هم حمایتها کافی باشد، هم زمانبندی روشن و باثبات داشته باشد.
سناریو ۳: «ادامه خروج سرمایه»
اگر انرژی گران بماند، رشد تقاضا ضعیف باشد و مازاد عرضه جهانی ادامه پیدا کند، موج تعطیلی و فروش دارایی ادامه خواهد داشت. در این حالت، اروپا بیشتر «بازار مصرف» خواهد بود تا «قطب تولید پایه».
در نهایت میتوان گفت اروپا در ۲۰۲۵ بهای همزمانِ «انتقال سبز» و «ازدسترفتن مزیت انرژی» را میپردازد.
شرکتها با زبان بیرحم اقتصاد پاسخ میدهند: تعطیلی، فروش، انتقال سرمایه. سیاستگذار هم تازه دارد به این نتیجه میرسد که بدون ابزار حمایتی جدی، نتیجه میتواند بیش از آنکه «سبز» باشد، «صنعتزدایی» باشد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.