نگاه «سياه و سفيد» به دو گروه نويسنده
سبعه و ربعه ادبیات ما
داریوش معمار
هدایت مرد و فرزاد مردار شد
علوی زد به کوچه علی چپ و گرفتار شد
مینوی به راه راست رفت و پولدار شد!
این چند سطر حاصل گفتوگوی «مسعود فرزاد» با مجله سیاه وسفید پیرامون سرنوشت گروهی چهارنفره از نویسندگان جوان است که بعدها هرکدام در روش کار هنری و ادبی خود مبدل به چهرهای نامدار شدند، ستاره این گروه که در دهههای نخست سده 14 شمسی با عنوان ربعه شهرت داشت، صادق هدایت (نویسنده و محقق) است که در نظر اعضای گروه، فردی خوشمشرب و باسواد بوده. در مورد شکلگیری این گروه داستان جالبی مطرح است، ظاهرا در سالهای جوانی این افراد (ربعه) به واسطه فرزاد که برادرزن «سعید نفیسی» بوده ایشان به جلساتی رفتوآمد پیدا میکنند که فضلای اسم و رسمدار آن زمان در آن حضور داشتند. «بزرگ علوی» در خاطرات خود در این مورد آورده: «ما جوجه نویسندگان تازه از تخم درآمده میخواستیم سری توی سرها دربیاوریم... . روزی مسعود فرزاد به شوخی گفت: اگر آنها ادبای سبعه هستند، ما هم ادبای ربعه هستیم. گفتم: آخر ربعه که معنی ندارد. گفت: عوضش قافیه دارد، دیگر معنی لازم نیست.»
در گروه هدایت (چهار) همه مشتاق آزادیخواهی نوآوری و آگاه به ادبیات جهان بهخصوص غرب بودند. صادق فرانسه میدانست، علوی آلمانی، مینوی عربی وفرزاد با زبان انگلیسی آشنا بود. ظاهرا بعدها دیگرانی مانند: نوشین و شین پرتو و... هم به جمع ایشان اضافه شدهاند که البته حضورشان چیزی به ربعه بودن اضافه نکرده است.
از آن طرف گروه سبعه (هفت) که ظاهرا بیش از هفت نفر بودهاند، همگی ادیبان شناخته شده سنتگرا و آشنا در محافل دولتی آن سالها به شمار میآمدند که آثارشان در تمام مجلات فرهنگی و مطبوعات منتشر میشد و شامل؛ رشید یاسمی، نصرالله فلسفی، علیاصغر حکمت، حسن تقیزاده، عباس اقبال، محمد قزوینی و بدیعالزمان فروزانفر و چند نفر دیگر میشدند. آنطور که «حسن میرعابدینی» در کتاب «صد سال داستاننویسی» اشاره کرده، هدایت اغلب قضیههای «وغ وغ ساهاب» را در نکوهش جنبههای گوناگون ابتذال فرهنگی و ادبی رایج در دوره این ادبای صاحبنام نوشته است.
اما نتیجه نهایی کار گروه سبعه روشن کرد ایشان نیز پژوهشگرانی سختکوش بودهاند که آثارشان تاثیرهای مشخصی بر روند حفظ سرمایه ادبی گذاشته، همچنان که اعضای گروه ربعه نیز همگی آنچنان که شایسته انگیزه عصر جوانیشان بود، موفق به خلق آثاری یکسره پیشرو متفاوت از اعضای سبعه نشدند، هرچند تقریبا بخش عمده آثار هدایت (شمع فروزان این جمع) از این قاعده جداست.
هدایت مرد و فرزاد مردار شد
علوی زد به کوچه علی چپ و گرفتار شد
مینوی به راه راست رفت و پولدار شد!
این چند سطر حاصل گفتوگوی «مسعود فرزاد» با مجله سیاه وسفید پیرامون سرنوشت گروهی چهارنفره از نویسندگان جوان است که بعدها هرکدام در روش کار هنری و ادبی خود مبدل به چهرهای نامدار شدند، ستاره این گروه که در دهههای نخست سده 14 شمسی با عنوان ربعه شهرت داشت، صادق هدایت (نویسنده و محقق) است که در نظر اعضای گروه، فردی خوشمشرب و باسواد بوده. در مورد شکلگیری این گروه داستان جالبی مطرح است، ظاهرا در سالهای جوانی این افراد (ربعه) به واسطه فرزاد که برادرزن «سعید نفیسی» بوده ایشان به جلساتی رفتوآمد پیدا میکنند که فضلای اسم و رسمدار آن زمان در آن حضور داشتند. «بزرگ علوی» در خاطرات خود در این مورد آورده: «ما جوجه نویسندگان تازه از تخم درآمده میخواستیم سری توی سرها دربیاوریم... . روزی مسعود فرزاد به شوخی گفت: اگر آنها ادبای سبعه هستند، ما هم ادبای ربعه هستیم. گفتم: آخر ربعه که معنی ندارد. گفت: عوضش قافیه دارد، دیگر معنی لازم نیست.»
در گروه هدایت (چهار) همه مشتاق آزادیخواهی نوآوری و آگاه به ادبیات جهان بهخصوص غرب بودند. صادق فرانسه میدانست، علوی آلمانی، مینوی عربی وفرزاد با زبان انگلیسی آشنا بود. ظاهرا بعدها دیگرانی مانند: نوشین و شین پرتو و... هم به جمع ایشان اضافه شدهاند که البته حضورشان چیزی به ربعه بودن اضافه نکرده است.
از آن طرف گروه سبعه (هفت) که ظاهرا بیش از هفت نفر بودهاند، همگی ادیبان شناخته شده سنتگرا و آشنا در محافل دولتی آن سالها به شمار میآمدند که آثارشان در تمام مجلات فرهنگی و مطبوعات منتشر میشد و شامل؛ رشید یاسمی، نصرالله فلسفی، علیاصغر حکمت، حسن تقیزاده، عباس اقبال، محمد قزوینی و بدیعالزمان فروزانفر و چند نفر دیگر میشدند. آنطور که «حسن میرعابدینی» در کتاب «صد سال داستاننویسی» اشاره کرده، هدایت اغلب قضیههای «وغ وغ ساهاب» را در نکوهش جنبههای گوناگون ابتذال فرهنگی و ادبی رایج در دوره این ادبای صاحبنام نوشته است.
اما نتیجه نهایی کار گروه سبعه روشن کرد ایشان نیز پژوهشگرانی سختکوش بودهاند که آثارشان تاثیرهای مشخصی بر روند حفظ سرمایه ادبی گذاشته، همچنان که اعضای گروه ربعه نیز همگی آنچنان که شایسته انگیزه عصر جوانیشان بود، موفق به خلق آثاری یکسره پیشرو متفاوت از اعضای سبعه نشدند، هرچند تقریبا بخش عمده آثار هدایت (شمع فروزان این جمع) از این قاعده جداست.