کرونا و تعلیق روابط اجتماعی
حمزه نوذری.استادیار جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
محوریترین مفهوم در جامعهشناسی، روابط اجتماعی است؛ روابطی که میتواند بین افراد، گروهها و سازمانها بهعنوان واقعیتهای اجتماعی انضمامی و یا واقعیتهای انتزاعی مانند قوانین و قواعد باشد. تحلیل همهگیری ویروس کرونا از منظر جامعهشناسی را میتوان با مفهوم تعلیق رابطهای بیان کرد. بحران اساسی همهگیری ویروس کووید19، غیر از مرگ شهروندان، تعلیق روابط اجتماعی است؛ تعلیقی که پیامدها و نتایج زیانباری در جامعه به دنبال داشته است ازجمله ناکامی و خشم، کاهش فرصت تجربه و یادگیری رودررو، عدم امکان تحقق ظرفیتهای افراد به جهت محدودیتهای رابطهای بهویژه برای کودکان و نوجوانان، احساس عجز و ناتوانی برای برخی بهویژه سالمندان و اضطراب ناشی از ناامنی جانی. علاوه بر این، تعلیق روابط اجتماعی موجب اختلال در هویتیابی شده است. روابط اجتماعی قوی و ضعیف اساس زندگی و هویت ماست. همانطور که آب برای حیات ضروری است، روابط اجتماعی نیز برای زندگی اساسی است. کمبود آب، خطری جدی برای بدن ایجاد میکند و کمبود یا تعلیق روابط اجتماعی نیز انواع و اقسام مشکلات فردی و اجتماعی را به وجود میآورد. گرانووتر، از جامعهشناسان معاصر، معتقد
است روابط اجتماعی همیشه حضور دارند و غیبت آنها در هر موقعیت اجتماعی ناممکن است و تنها بهطور ذهنی میتوان جامعهای را تصور کرد که هنگام اقدام به هر نوع کنش، روابط اجتماعی در آن وجود نداشته باشد. هر رفتار و هر نهاد اقتصادی و اجتماعی را باید در ظرف روابط اجتماعی فهمید.
بسیاری از جامعهشناسان برجسته از رویکردهای نظری مختلف از تأسیس این علم تاکنون، در یک چارچوب رابطهای پدیدههای اجتماعی، کنش انسانی و بهطورکلی جامعه را تجزیهوتحلیل کردهاند. علاوه بر این، رویکرد رابطهای مدتهاست از سوی اندیشمندان و فیلسوفان اجتماعی مطرح شده است. رویکرد رابطهای در مقابل رویکرد ذاتگرایی در جامعهشناسی، با بنیانگذاران جامعهشناسی شروع میشود. کارل مارکس در انتهای جلد دوم سرمایه (جلد دوم ترجمه فارسی) با نظر ویک فیلد موافق است که «سرمایه چیز نیست، بلکه رابطه اجتماعی است كه به استعانت اشیا بین اشخاص به وجود میآید». اهمیت تحلیل رابطهای از مباحث مارکس، درباره بیگانگی و جدایی کارگر از محصول خود مشخص است. بحث وی درباره فتیشیسم، کالاییشدن، تحلیل او از رابطه سرمایه/ دستمزد و کار همگی نشاندهنده رویکرد رابطهای در تحلیل پدیدههای اجتماعی است. مارکس کار را نیز بهمثابه یک رابطه اجتماعی در نظر میگیرد. دورکیم در کتاب خودکشی دو عامل مهم را مسئول خودکشی در جامعه میداند؛ کمبود انسجام اجتماعی و تنظیم اجتماعی که ناظر بر پیوندها و شبکه اجتماعی افراد است. شبکه روابط اجتماعی، انسجام اجتماعی را
افزایش میدهد و حمایتهای عاطفی و اجتماعی برای افراد ایجاد میکند. با تعلیق روابط، آنومی در جامعه افزایش مییابد. متفکران جامعهشناسی، روابط اجتماعی را به دو دسته نخستین و ثانویه تقسیمبندی میکنند. روابط اجتماعی اولیه، همان روابط خانوادگی و دوستیهای عمیق است و روابط ضعیف شامل روابط با کسانی میشود که گاهی میبینیم و ارتباط مستمر و دائمی با آنها نداریم؛ مانند خویشاوندان و دوستان دور. روابط انجمنی، فعالیتهای داوطلبانه، انجمنهای خیریه، مشارکت مدنی، احزاب و روابط کاری نیز در دسته روابط ضعیف قرار دارند. بسیاری از این روابط با منطق فاصله اجتماعی تعلیق شدهاند. روابط اجتماعی اولیه و ثانویه که مهمترین فرصتهای اجتماعی و اقتصادی را برای زندگی افراد فراهم میکنند، بهشدت محدود شدهاند. تعلیق روابط اجتماعی اولیه و ثانویه اضطراب، نگرانی را افزایش و همبستگی و خودباوری را کاهش داده است. در جوامع جدید این دیدگاه مطرح بوده که محیط اجتماعی، کاری و شهری چگونه باید ساخته و شکل داده شود تا روابط میان انسانها بیشتر شود؟ همهگیری ویروس کرونا تصمیمگیران و قانونگذاران را وادار کرده است خواستار کنارهگیری و جدایی افراد در
محیط واقعی و رودررو از هم باشند که به نوعی اضمحلال موقت روابط اجتماعی رودررو است. از نظر بوردیو، اساسا واقعیت شبکهای از روابط اجتماعی است. فضای اجتماعی از نظر بوردیو عبارت است از رابطه میان شبکه روابط اجتماعی، عادتوارههای ذوقی و انتخابهایی که عاملان اجتماعی در عرصه متنوع رفتارها همچون غذاخوردن، ورزشکردن، موسیقینواختن، سیاستورزیدن و... صورت میدهند. شیوع ویروس کرونا منطق فضای اجتماعی را وارونه کرده است. فضای اجتماعی بر اساس فاصله میان برخوردها، دوستیها و الزام به کاهش میل به روابط اجتماعی استوار شده است. منطق جدید، نفی اصول اساسی زیست اجتماعی است. منطق جدید فضای اجتماعی تعلیق ورزش جمعی، با هم خوردن و آشامیدن و هرگونه مناسک جمعی است. منطق جدید فضای اجتماعی باعث شده است کارشناسان، مدیران و سیاستمداران در کوبیدن بر طبل تعلیق روابط اجتماعی، مراوده و همنشینی از هم سبقت بگیرند؛ هرچند خودشان نتوانند آن را رعایت کنند. شیوع ویروس کرونا دنیای جدیدی را توصیف کرده است که بر اساس آن، عاملان اجتماعی ویژگی اساسی خود را تعلیق کنند.
یکی از نتایج همهگیری ویروس کرونا، بیکاری افراد زیادی در جامعه بوده است. برای افراد بیکارشده وضعیت دوچندان نامساعد شده است. افراد بیکار، به دلیل ازدستدادن درآمد و روابط شغلی و تعلیق روابط اولیه و ثانویه، همزمان دو چیز حیاتبخش یعنی درآمد و روابط اجتماعی را از دست دادهاند. این درد و رنج افراد بیکار را دوچندان میکند. ازدستدادن روابط اجتماعی افراد را دچار مسائل اساسی میکند. نقصان و تعلیق روابط اجتماعی در جامعه پیچیده امروزی، حیات فردی و اجتماعی را به مخاطره افکنده است. تعلیق روابط اجتماعی و نبود فرصت کافی برای تعاملات رودررو، افراد جامعه را از خیر عمومی دور و شر را بیشتر میکند. فرصت تجربهکردن و یادگیری عمیق با شیوع ویروس کرونا کاهش یافته است. تجربهکردن یعنی پیوند و رابطه فرد با جامعه و طبیعت. محدودشدن فرصت یادگیری و تجربهکردن برای کودکان نوجوانان مسائل بیشتری به دنبال داشته است؛ چون در سن تجربهکردن قرار دارند. یادگیری در بستر مجازی نیز ناعادلانه و سطحی شده است. آموزش مجازی برای کودکان و نوجوانان فقیر و محروم، عقبماندگی آموزشی بسیار در پی داشته است. صدها هزار دانشآموز و دانشجو از آموزش
مستمر دائمی محروم شدهاند که در مناطق کمبرخوردار ایران، مسئله اساسی است. مهمترین دلخوشی سالمندان ایرانی، روابط و دیدارهای آخر هفته و روزهای تعطیل است که با تعلیق این روابط، حفره بزرگی در زندگی آنها پدیدار شده است.
انسان اجتماعی هم در اجتماع است و هم اجتماع در او. از نظر دورکیم، با کاهش و تعلیق روابط اجتماعی، اخلاق نیز رو به زوال میرود. بر این اساس، مسئله همهگیری کرونا بیش از هر چیزی مسئله اجتماعی است که روابط اجتماعی قوی و پیوندهای ضعیف را بهشدت محدود کرده و شکل و محتوای روابط نیز دگرگون شده است. همهگیری کووید19 نشان داد مسئله فقط دوگانه سلامت یا آزادی، حیات یا معیشت نیست، بلکه روابط و تعاملات اجتماعی اهمیتی بنیادین در زندگی همه ما دارد. فرض کنیم اگر معیشت مردم تأمین باشد و در تأمین اقلام ضروری و غیرضروری زندگی هم مشکلی نداشته باشیم، بازهم انتخاب ما ماندن در خانه نخواهد بود؛ هرگز تعلیق روابط اجتماعی را نمیپذیریم. با روابط اجتماعی است که زندگی ارزش زیستن دارد، خیر، فضیلت و حیات انسانی با روابط اجتماعی معنا مییابد. در خانه ماندن و فاصله اجتماعی یعنی تعلیق روابط اجتماعی، یعنی تعلیق ارزش زندگی، یعنی تعلیق تجربهکردن و آموختن عمیق. زندگی به خاطر روابط و تعاملات اجتماعی وجود دارد. روابط اجتماعی باعث شکوفایی انسان میشود. شبکه روابط اجتماعی امکان انتخابهای مختلف و منابع ارزشمند را برای افراد به وجود میآورد.
بر این اساس، میتوان گفت مهمترین نوع آزادی، آزادی اجتماعی است. اگر در همهگیری کرونا فاصله اجتماعی قانون است، تجمعات خلاف است و برقراری روابط اجتماعی خلاف اخلاق و قانون، همه ما قانونشکن هستیم. با وجودی که قاعده فاصله اجتماعی را میدانیم، اما نمیتوانیم تماموکمال به آن عمل کنیم؛ نه اینکه قانونشکن یا بیتوجه به سلامت خود و اطرافیانمان هستیم، بلکه اساس زندگی را تعلیقکردن دشوار است. تنش بین قاعده فاصله اجتماعی و اساس زندگی، یعنی روابط اجتماعی، تنش مهمی است.
آنچه این روزها همه حس میکنیم، فارغ از نیاز به مبادله و بازار، نیاز به مجاورت و مراوده است؛ یعنی نیاز به ملاقات با یکدیگر در وضعیتهای حضوری یا کنش متقابل رودررو. نیاز مردم به خروج از خانه فقط برای مبادله اقتصادی نیست؛ افراد نیاز دارند از خانه خارج شوند تا به ملاقات یکدیگر بروند، اندیشه و احساسات دیگران را درک کنند. در این میان، ارتباطات مجازی کافی نیست تا بدانیم در اطراف ما چه میگذرد و دیدگاه و احساساتمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. مجاورت، مراوده و همحضوری و دسترسی به کل بدن یعنی چشم، صورت و... ارتباطات غیرکلامی اساسی و نشانهای، از درجه اهمیت و اعتماد بین افراد است که در فضای مجازی کمتر وجود دارد. نیاز داریم بهطور پیوسته همه وجود و اعضای بدن همدیگر و ظریفترین حرکات آن را زیر نظر داشته باشیم. ارتباطات مجازی ممکن است مثلا برای زنان و سایر گروههای فرودست که عقاید آنها در ملاقاتهای حضوری آشکارا بیان نمیشود یا به رسمیت شناخته نمیشود، مزیتهایی داشته باشد. کنش مجازی غالبا برای این گروها در جوامع بستهتر، آزادیبخش و توانبخش معرفی میشود؛ چون افراد میتوانند آزادانه سخن بگویند. با همه اینها،
همهگیری ویروس کرونا نشان داد تماس مستقیم و کنش متقابل رودررو بیش از پیش ارزشمند شده است. همه میتوانیم برای انجام معامله اقتصادی، کنفرانس و جلسات غیرحضوری برگزار کنیم یا برای برگزاری کلاس درس یا پرسوجو از دوست، پدر، مادر و... بدون ملاقات حضوری از ارتباطهای مجازی بهره ببریم، اما اپیدمی ویروس کرونا نشان داد بدون مجاورت و مراوده صمیمی، شور و شعف انسان از دست میرود. این روزها جنبههای معمولی و پیشپاافتاده کنش متقابل، اهمیتی اساسی در زندگی پیدا کرده است و همه از ارزش آن آگاه شدهاند. فاصله اجتماعی به جای خود، نیاز به فاصله صمیمانه و فاصله شخصی در کنش متقابل داریم. فاصله صمیمانه و فاصله شخصی، کنش متقابل رودررو و مراوده از دست رفتهاند و همه ما دچار اضطراب و تشویش شدهایم. شیوع ویروس کرونا کنش متقابل اجتماعی، مجاورت و مراوده را تخریب کرده است. گیدنز معتقد است وضعیتهای حضور و کنش متقابل رودررو، اطلاعات بسیار غنیتری درباره چگونگی اندیشیدن و احساسکردن سایر مردم، درباره خلوص و صداقت آنها فراهم میآورد؛ بسیار بیشتر از شکلهای غیرمستقیم ارتباطات. بر این اساس، روابط اجتماعی در بطن ماهیت انسانی نهفته است.
برخی به اشتباه تصور میکنند همه چیز محصول ذهن ماست؛ درحالیکه ماهیت انسانی ما امری بینالاذهانی است.
همهگیری ویروس کرونا نشان داد ما قبل از هر چیز موجوداتی اجتماعی هستیم که جدا از روابط اجتماعی درک نمیشویم. انسانبودن مستلزم روابط اجتماعی است. وضعیت فعلی، پایان دوگانگی فرد یا جامعه را نشان داد. پیشپاافتادهترین و درعینحال مهمترین بخش زندگی روابط اجتماعی است. خطر بزرگ همهگیری این ویروس، پس از حیات و سلامتی، تعلیق روابط اجتماعی است. در برخی دورههای تاریخی، مستبدان میخواستند روابط اجتماعی را مدیریت کنند و مداخلاتی در نوع و کیفیت آن ایجاد کنند، اما همگی شکست خوردند. زمانی که کودتایی در کشوری رخ میدهد یا مستبد و دیکتاتوری حکومتی را آغاز میکند، کودتاچیان و مستبدان بیش از هر چیز از روابط اجتماعی هراس دارند و سعی میکنند آن را به حداقل برسانند؛ برای مثال، در زمانهایی از شبانهروز کسی حق خارجشدن از خانه را ندارد یا اجتماع بیش از چند نفر ممنوع میشود. کرونا بهمثابه مستبدی که خاستگاه آن تاکنون نامشخص مانده، روابط اجتماعی را تعلیق کرده است و سخن از دوگانه تنهایی یا مرگ میکند. در این میان، هرچند موفقتر از مستبدان و دیکتاتورها عمل کرده است، اما نتوانسته تماموکمال روابط اجتماعی را از بین ببرد. انسان
نمیتواند مدت زیادی با خود و ذهنش تنها باشد. باید فردی را که نمیتواند روابط اجتماعی قوی (رابطه با پدر، مادر و دوستان بسیار نزدیک) را تعلیق کند، درک کنیم؛ هرچند رفتار وی را تأیید نکنیم. روابط اجتماعی مبنای مشترک و نیاز مشابه همه انسانها، صرفنظر از باورها و عقاید متفاوتی که دارند، است. تلقی خودمحوری و اگوئیستی از انسان، با شیوع این ویروس به حاشیه رانده شده است. تلقی برخی از انسان بهمثابه موجودی جداافتاده از جمع که مهمترین خصیصه او جستوجوی منفعت شخصی اقتصادی بدون روابط اجتماعی است، بیپایه و اساس شده است. جستوجوی منفعت نیز در سایه روابط اجتماعی و در بافت و زمینه بزرگتر روابط اجتماعی قابل فهم است. انسان خودمحور، انسان ناقصی است که بدون روابط و تعاملات اجتماعی، قادر به زیستن نیست. شاید بتوان تلقی فردگرایی اگوئیستی را خاتمهیافته تلقی کرد. یکی از اساسیترین نیازها و علایق انسانی، روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی خود هدف است؛ هرچند میتواند ابزاری برای رسیدن به سایر اهداف نیز باشد. ما نمیتوانیم فرد را بدون درک سرشت انسانیاش که همان روابط اجتماعی است، بفهمیم. اگر تلاش کنیم چنین کاری انجام دهیم،
درمییابیم که غیرممکن است. در همه جوامع شاهد برملاشدن روابط اجتماعی که امروزه غیرقانونی شده است، هستیم که نشان میدهد انسانها نمیتوانند اضمحلال روابط اجتماعی و زندگی عمومی را تاب بیاورند.
همه دستاندرکاران علم، بهویژه علم پزشکی، دنبال تهیه واکسن و درمان مؤثر هستند تا هم جان انسانها و هم روابط اجتماعی تا حدودی تعلیقشده را نجات دهند. انسان میتواند بخشهای مهمی از زندگی مانند مناسک دینی جمعی را تعلیق کند، اما تعلیق روابط اجتماعی بهطور کامل، بسیار سختتر و دشوارتر است. در روابط اجتماعی است که بشر میآموزد انسان و جامعه چیست؟ روابط اجتماعی است که به انسان هویت میدهد و هویتها را پشتیبانی میکند. هیچکس نمیتواند بدون زمینه و روابط اجتماعی، هویت ویژهای پیدا کند. وقتی روابط اجتماعی از بین برود، همه چیز فرو میریزد.
در جامعه ایران، علاوه بر ناامنی جانی، سلامتی و تعلیق روابط اجتماعی که جنبه عام و جهانشمول دارد، شاهد تعلیق ثبات نیز هستیم. در بسیاری از کشورها، با شیوع ویروس کرونا، بیکاری و رکود افزایش پیدا کرده، اما همزمان تورم کاهش پیدا کرده است و چهبسا آمار نشاندهنده تورم منفی باشد. رکود تورمی قبل از همهگیری این ویروس در جامعه ایران وجود داشته، اما اکنون تشدید شده و دردها و رنجهای تعلیق روابط اجتماعی را مضاعف کرده است. شیوع ویروس کرونا تغییرات عظیمی در وضعیت اجتماعی ما به وجود آورده است. ما نیازمند پروراندن نظریههای تازهای هستیم تا روابط اجتماعی را بیشتر درک کنیم و به این مسئله بپردازیم که روابط اجتماعی چگونه ساختار اجتماعی را تعیین میکند. به نظر میرسد بعد از این مردم بیش از گذشته برای روابط اجتماعی مستقیم ارزش قائل باشند. باشد که بعد از ریشهکنی این ویروس، آزادی اجتماعی و روابط اجتماعی را پاس بداریم و روابط و مناسبات اجتماعی بر پایه احترام متقابل و مدارا بنا شوند.
محوریترین مفهوم در جامعهشناسی، روابط اجتماعی است؛ روابطی که میتواند بین افراد، گروهها و سازمانها بهعنوان واقعیتهای اجتماعی انضمامی و یا واقعیتهای انتزاعی مانند قوانین و قواعد باشد. تحلیل همهگیری ویروس کرونا از منظر جامعهشناسی را میتوان با مفهوم تعلیق رابطهای بیان کرد. بحران اساسی همهگیری ویروس کووید19، غیر از مرگ شهروندان، تعلیق روابط اجتماعی است؛ تعلیقی که پیامدها و نتایج زیانباری در جامعه به دنبال داشته است ازجمله ناکامی و خشم، کاهش فرصت تجربه و یادگیری رودررو، عدم امکان تحقق ظرفیتهای افراد به جهت محدودیتهای رابطهای بهویژه برای کودکان و نوجوانان، احساس عجز و ناتوانی برای برخی بهویژه سالمندان و اضطراب ناشی از ناامنی جانی. علاوه بر این، تعلیق روابط اجتماعی موجب اختلال در هویتیابی شده است. روابط اجتماعی قوی و ضعیف اساس زندگی و هویت ماست. همانطور که آب برای حیات ضروری است، روابط اجتماعی نیز برای زندگی اساسی است. کمبود آب، خطری جدی برای بدن ایجاد میکند و کمبود یا تعلیق روابط اجتماعی نیز انواع و اقسام مشکلات فردی و اجتماعی را به وجود میآورد. گرانووتر، از جامعهشناسان معاصر، معتقد
است روابط اجتماعی همیشه حضور دارند و غیبت آنها در هر موقعیت اجتماعی ناممکن است و تنها بهطور ذهنی میتوان جامعهای را تصور کرد که هنگام اقدام به هر نوع کنش، روابط اجتماعی در آن وجود نداشته باشد. هر رفتار و هر نهاد اقتصادی و اجتماعی را باید در ظرف روابط اجتماعی فهمید.
بسیاری از جامعهشناسان برجسته از رویکردهای نظری مختلف از تأسیس این علم تاکنون، در یک چارچوب رابطهای پدیدههای اجتماعی، کنش انسانی و بهطورکلی جامعه را تجزیهوتحلیل کردهاند. علاوه بر این، رویکرد رابطهای مدتهاست از سوی اندیشمندان و فیلسوفان اجتماعی مطرح شده است. رویکرد رابطهای در مقابل رویکرد ذاتگرایی در جامعهشناسی، با بنیانگذاران جامعهشناسی شروع میشود. کارل مارکس در انتهای جلد دوم سرمایه (جلد دوم ترجمه فارسی) با نظر ویک فیلد موافق است که «سرمایه چیز نیست، بلکه رابطه اجتماعی است كه به استعانت اشیا بین اشخاص به وجود میآید». اهمیت تحلیل رابطهای از مباحث مارکس، درباره بیگانگی و جدایی کارگر از محصول خود مشخص است. بحث وی درباره فتیشیسم، کالاییشدن، تحلیل او از رابطه سرمایه/ دستمزد و کار همگی نشاندهنده رویکرد رابطهای در تحلیل پدیدههای اجتماعی است. مارکس کار را نیز بهمثابه یک رابطه اجتماعی در نظر میگیرد. دورکیم در کتاب خودکشی دو عامل مهم را مسئول خودکشی در جامعه میداند؛ کمبود انسجام اجتماعی و تنظیم اجتماعی که ناظر بر پیوندها و شبکه اجتماعی افراد است. شبکه روابط اجتماعی، انسجام اجتماعی را
افزایش میدهد و حمایتهای عاطفی و اجتماعی برای افراد ایجاد میکند. با تعلیق روابط، آنومی در جامعه افزایش مییابد. متفکران جامعهشناسی، روابط اجتماعی را به دو دسته نخستین و ثانویه تقسیمبندی میکنند. روابط اجتماعی اولیه، همان روابط خانوادگی و دوستیهای عمیق است و روابط ضعیف شامل روابط با کسانی میشود که گاهی میبینیم و ارتباط مستمر و دائمی با آنها نداریم؛ مانند خویشاوندان و دوستان دور. روابط انجمنی، فعالیتهای داوطلبانه، انجمنهای خیریه، مشارکت مدنی، احزاب و روابط کاری نیز در دسته روابط ضعیف قرار دارند. بسیاری از این روابط با منطق فاصله اجتماعی تعلیق شدهاند. روابط اجتماعی اولیه و ثانویه که مهمترین فرصتهای اجتماعی و اقتصادی را برای زندگی افراد فراهم میکنند، بهشدت محدود شدهاند. تعلیق روابط اجتماعی اولیه و ثانویه اضطراب، نگرانی را افزایش و همبستگی و خودباوری را کاهش داده است. در جوامع جدید این دیدگاه مطرح بوده که محیط اجتماعی، کاری و شهری چگونه باید ساخته و شکل داده شود تا روابط میان انسانها بیشتر شود؟ همهگیری ویروس کرونا تصمیمگیران و قانونگذاران را وادار کرده است خواستار کنارهگیری و جدایی افراد در
محیط واقعی و رودررو از هم باشند که به نوعی اضمحلال موقت روابط اجتماعی رودررو است. از نظر بوردیو، اساسا واقعیت شبکهای از روابط اجتماعی است. فضای اجتماعی از نظر بوردیو عبارت است از رابطه میان شبکه روابط اجتماعی، عادتوارههای ذوقی و انتخابهایی که عاملان اجتماعی در عرصه متنوع رفتارها همچون غذاخوردن، ورزشکردن، موسیقینواختن، سیاستورزیدن و... صورت میدهند. شیوع ویروس کرونا منطق فضای اجتماعی را وارونه کرده است. فضای اجتماعی بر اساس فاصله میان برخوردها، دوستیها و الزام به کاهش میل به روابط اجتماعی استوار شده است. منطق جدید، نفی اصول اساسی زیست اجتماعی است. منطق جدید فضای اجتماعی تعلیق ورزش جمعی، با هم خوردن و آشامیدن و هرگونه مناسک جمعی است. منطق جدید فضای اجتماعی باعث شده است کارشناسان، مدیران و سیاستمداران در کوبیدن بر طبل تعلیق روابط اجتماعی، مراوده و همنشینی از هم سبقت بگیرند؛ هرچند خودشان نتوانند آن را رعایت کنند. شیوع ویروس کرونا دنیای جدیدی را توصیف کرده است که بر اساس آن، عاملان اجتماعی ویژگی اساسی خود را تعلیق کنند.
یکی از نتایج همهگیری ویروس کرونا، بیکاری افراد زیادی در جامعه بوده است. برای افراد بیکارشده وضعیت دوچندان نامساعد شده است. افراد بیکار، به دلیل ازدستدادن درآمد و روابط شغلی و تعلیق روابط اولیه و ثانویه، همزمان دو چیز حیاتبخش یعنی درآمد و روابط اجتماعی را از دست دادهاند. این درد و رنج افراد بیکار را دوچندان میکند. ازدستدادن روابط اجتماعی افراد را دچار مسائل اساسی میکند. نقصان و تعلیق روابط اجتماعی در جامعه پیچیده امروزی، حیات فردی و اجتماعی را به مخاطره افکنده است. تعلیق روابط اجتماعی و نبود فرصت کافی برای تعاملات رودررو، افراد جامعه را از خیر عمومی دور و شر را بیشتر میکند. فرصت تجربهکردن و یادگیری عمیق با شیوع ویروس کرونا کاهش یافته است. تجربهکردن یعنی پیوند و رابطه فرد با جامعه و طبیعت. محدودشدن فرصت یادگیری و تجربهکردن برای کودکان نوجوانان مسائل بیشتری به دنبال داشته است؛ چون در سن تجربهکردن قرار دارند. یادگیری در بستر مجازی نیز ناعادلانه و سطحی شده است. آموزش مجازی برای کودکان و نوجوانان فقیر و محروم، عقبماندگی آموزشی بسیار در پی داشته است. صدها هزار دانشآموز و دانشجو از آموزش
مستمر دائمی محروم شدهاند که در مناطق کمبرخوردار ایران، مسئله اساسی است. مهمترین دلخوشی سالمندان ایرانی، روابط و دیدارهای آخر هفته و روزهای تعطیل است که با تعلیق این روابط، حفره بزرگی در زندگی آنها پدیدار شده است.
انسان اجتماعی هم در اجتماع است و هم اجتماع در او. از نظر دورکیم، با کاهش و تعلیق روابط اجتماعی، اخلاق نیز رو به زوال میرود. بر این اساس، مسئله همهگیری کرونا بیش از هر چیزی مسئله اجتماعی است که روابط اجتماعی قوی و پیوندهای ضعیف را بهشدت محدود کرده و شکل و محتوای روابط نیز دگرگون شده است. همهگیری کووید19 نشان داد مسئله فقط دوگانه سلامت یا آزادی، حیات یا معیشت نیست، بلکه روابط و تعاملات اجتماعی اهمیتی بنیادین در زندگی همه ما دارد. فرض کنیم اگر معیشت مردم تأمین باشد و در تأمین اقلام ضروری و غیرضروری زندگی هم مشکلی نداشته باشیم، بازهم انتخاب ما ماندن در خانه نخواهد بود؛ هرگز تعلیق روابط اجتماعی را نمیپذیریم. با روابط اجتماعی است که زندگی ارزش زیستن دارد، خیر، فضیلت و حیات انسانی با روابط اجتماعی معنا مییابد. در خانه ماندن و فاصله اجتماعی یعنی تعلیق روابط اجتماعی، یعنی تعلیق ارزش زندگی، یعنی تعلیق تجربهکردن و آموختن عمیق. زندگی به خاطر روابط و تعاملات اجتماعی وجود دارد. روابط اجتماعی باعث شکوفایی انسان میشود. شبکه روابط اجتماعی امکان انتخابهای مختلف و منابع ارزشمند را برای افراد به وجود میآورد.
بر این اساس، میتوان گفت مهمترین نوع آزادی، آزادی اجتماعی است. اگر در همهگیری کرونا فاصله اجتماعی قانون است، تجمعات خلاف است و برقراری روابط اجتماعی خلاف اخلاق و قانون، همه ما قانونشکن هستیم. با وجودی که قاعده فاصله اجتماعی را میدانیم، اما نمیتوانیم تماموکمال به آن عمل کنیم؛ نه اینکه قانونشکن یا بیتوجه به سلامت خود و اطرافیانمان هستیم، بلکه اساس زندگی را تعلیقکردن دشوار است. تنش بین قاعده فاصله اجتماعی و اساس زندگی، یعنی روابط اجتماعی، تنش مهمی است.
آنچه این روزها همه حس میکنیم، فارغ از نیاز به مبادله و بازار، نیاز به مجاورت و مراوده است؛ یعنی نیاز به ملاقات با یکدیگر در وضعیتهای حضوری یا کنش متقابل رودررو. نیاز مردم به خروج از خانه فقط برای مبادله اقتصادی نیست؛ افراد نیاز دارند از خانه خارج شوند تا به ملاقات یکدیگر بروند، اندیشه و احساسات دیگران را درک کنند. در این میان، ارتباطات مجازی کافی نیست تا بدانیم در اطراف ما چه میگذرد و دیدگاه و احساساتمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. مجاورت، مراوده و همحضوری و دسترسی به کل بدن یعنی چشم، صورت و... ارتباطات غیرکلامی اساسی و نشانهای، از درجه اهمیت و اعتماد بین افراد است که در فضای مجازی کمتر وجود دارد. نیاز داریم بهطور پیوسته همه وجود و اعضای بدن همدیگر و ظریفترین حرکات آن را زیر نظر داشته باشیم. ارتباطات مجازی ممکن است مثلا برای زنان و سایر گروههای فرودست که عقاید آنها در ملاقاتهای حضوری آشکارا بیان نمیشود یا به رسمیت شناخته نمیشود، مزیتهایی داشته باشد. کنش مجازی غالبا برای این گروها در جوامع بستهتر، آزادیبخش و توانبخش معرفی میشود؛ چون افراد میتوانند آزادانه سخن بگویند. با همه اینها،
همهگیری ویروس کرونا نشان داد تماس مستقیم و کنش متقابل رودررو بیش از پیش ارزشمند شده است. همه میتوانیم برای انجام معامله اقتصادی، کنفرانس و جلسات غیرحضوری برگزار کنیم یا برای برگزاری کلاس درس یا پرسوجو از دوست، پدر، مادر و... بدون ملاقات حضوری از ارتباطهای مجازی بهره ببریم، اما اپیدمی ویروس کرونا نشان داد بدون مجاورت و مراوده صمیمی، شور و شعف انسان از دست میرود. این روزها جنبههای معمولی و پیشپاافتاده کنش متقابل، اهمیتی اساسی در زندگی پیدا کرده است و همه از ارزش آن آگاه شدهاند. فاصله اجتماعی به جای خود، نیاز به فاصله صمیمانه و فاصله شخصی در کنش متقابل داریم. فاصله صمیمانه و فاصله شخصی، کنش متقابل رودررو و مراوده از دست رفتهاند و همه ما دچار اضطراب و تشویش شدهایم. شیوع ویروس کرونا کنش متقابل اجتماعی، مجاورت و مراوده را تخریب کرده است. گیدنز معتقد است وضعیتهای حضور و کنش متقابل رودررو، اطلاعات بسیار غنیتری درباره چگونگی اندیشیدن و احساسکردن سایر مردم، درباره خلوص و صداقت آنها فراهم میآورد؛ بسیار بیشتر از شکلهای غیرمستقیم ارتباطات. بر این اساس، روابط اجتماعی در بطن ماهیت انسانی نهفته است.
برخی به اشتباه تصور میکنند همه چیز محصول ذهن ماست؛ درحالیکه ماهیت انسانی ما امری بینالاذهانی است.
همهگیری ویروس کرونا نشان داد ما قبل از هر چیز موجوداتی اجتماعی هستیم که جدا از روابط اجتماعی درک نمیشویم. انسانبودن مستلزم روابط اجتماعی است. وضعیت فعلی، پایان دوگانگی فرد یا جامعه را نشان داد. پیشپاافتادهترین و درعینحال مهمترین بخش زندگی روابط اجتماعی است. خطر بزرگ همهگیری این ویروس، پس از حیات و سلامتی، تعلیق روابط اجتماعی است. در برخی دورههای تاریخی، مستبدان میخواستند روابط اجتماعی را مدیریت کنند و مداخلاتی در نوع و کیفیت آن ایجاد کنند، اما همگی شکست خوردند. زمانی که کودتایی در کشوری رخ میدهد یا مستبد و دیکتاتوری حکومتی را آغاز میکند، کودتاچیان و مستبدان بیش از هر چیز از روابط اجتماعی هراس دارند و سعی میکنند آن را به حداقل برسانند؛ برای مثال، در زمانهایی از شبانهروز کسی حق خارجشدن از خانه را ندارد یا اجتماع بیش از چند نفر ممنوع میشود. کرونا بهمثابه مستبدی که خاستگاه آن تاکنون نامشخص مانده، روابط اجتماعی را تعلیق کرده است و سخن از دوگانه تنهایی یا مرگ میکند. در این میان، هرچند موفقتر از مستبدان و دیکتاتورها عمل کرده است، اما نتوانسته تماموکمال روابط اجتماعی را از بین ببرد. انسان
نمیتواند مدت زیادی با خود و ذهنش تنها باشد. باید فردی را که نمیتواند روابط اجتماعی قوی (رابطه با پدر، مادر و دوستان بسیار نزدیک) را تعلیق کند، درک کنیم؛ هرچند رفتار وی را تأیید نکنیم. روابط اجتماعی مبنای مشترک و نیاز مشابه همه انسانها، صرفنظر از باورها و عقاید متفاوتی که دارند، است. تلقی خودمحوری و اگوئیستی از انسان، با شیوع این ویروس به حاشیه رانده شده است. تلقی برخی از انسان بهمثابه موجودی جداافتاده از جمع که مهمترین خصیصه او جستوجوی منفعت شخصی اقتصادی بدون روابط اجتماعی است، بیپایه و اساس شده است. جستوجوی منفعت نیز در سایه روابط اجتماعی و در بافت و زمینه بزرگتر روابط اجتماعی قابل فهم است. انسان خودمحور، انسان ناقصی است که بدون روابط و تعاملات اجتماعی، قادر به زیستن نیست. شاید بتوان تلقی فردگرایی اگوئیستی را خاتمهیافته تلقی کرد. یکی از اساسیترین نیازها و علایق انسانی، روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی خود هدف است؛ هرچند میتواند ابزاری برای رسیدن به سایر اهداف نیز باشد. ما نمیتوانیم فرد را بدون درک سرشت انسانیاش که همان روابط اجتماعی است، بفهمیم. اگر تلاش کنیم چنین کاری انجام دهیم،
درمییابیم که غیرممکن است. در همه جوامع شاهد برملاشدن روابط اجتماعی که امروزه غیرقانونی شده است، هستیم که نشان میدهد انسانها نمیتوانند اضمحلال روابط اجتماعی و زندگی عمومی را تاب بیاورند.
همه دستاندرکاران علم، بهویژه علم پزشکی، دنبال تهیه واکسن و درمان مؤثر هستند تا هم جان انسانها و هم روابط اجتماعی تا حدودی تعلیقشده را نجات دهند. انسان میتواند بخشهای مهمی از زندگی مانند مناسک دینی جمعی را تعلیق کند، اما تعلیق روابط اجتماعی بهطور کامل، بسیار سختتر و دشوارتر است. در روابط اجتماعی است که بشر میآموزد انسان و جامعه چیست؟ روابط اجتماعی است که به انسان هویت میدهد و هویتها را پشتیبانی میکند. هیچکس نمیتواند بدون زمینه و روابط اجتماعی، هویت ویژهای پیدا کند. وقتی روابط اجتماعی از بین برود، همه چیز فرو میریزد.
در جامعه ایران، علاوه بر ناامنی جانی، سلامتی و تعلیق روابط اجتماعی که جنبه عام و جهانشمول دارد، شاهد تعلیق ثبات نیز هستیم. در بسیاری از کشورها، با شیوع ویروس کرونا، بیکاری و رکود افزایش پیدا کرده، اما همزمان تورم کاهش پیدا کرده است و چهبسا آمار نشاندهنده تورم منفی باشد. رکود تورمی قبل از همهگیری این ویروس در جامعه ایران وجود داشته، اما اکنون تشدید شده و دردها و رنجهای تعلیق روابط اجتماعی را مضاعف کرده است. شیوع ویروس کرونا تغییرات عظیمی در وضعیت اجتماعی ما به وجود آورده است. ما نیازمند پروراندن نظریههای تازهای هستیم تا روابط اجتماعی را بیشتر درک کنیم و به این مسئله بپردازیم که روابط اجتماعی چگونه ساختار اجتماعی را تعیین میکند. به نظر میرسد بعد از این مردم بیش از گذشته برای روابط اجتماعی مستقیم ارزش قائل باشند. باشد که بعد از ریشهکنی این ویروس، آزادی اجتماعی و روابط اجتماعی را پاس بداریم و روابط و مناسبات اجتماعی بر پایه احترام متقابل و مدارا بنا شوند.