|

مواجهه سنت و مدرنيته در ایران

ایل قاجار کنفدراسیون ایلی ترک‌زبانی بود که ایران را طی دهه 1169-1159 شمسی ذره‌ذره فتح کرد، پایتخت خود را در 1165 در تهران برپا ساخت و بیش از یک قرن بر ایران حکم راند. آنها با واسطه وزیران، درباریان، میرزاییان، مستوفیان (حسابداران موروثی) و اشراف با القابی چون ...السلطنه، ... الدوله و ... الممالک بر مرکز ریاست می‌کردند. اما بر بقیه کشور از طریق اعیان محلی- خان‌ها، ارباب‌ها، تجار و مجتهدان- حکم می‌راندند. این آدم‌های سرشناس منابع قدرت محلی خود را داشتند. حتی پس از نیم قرن تلاش نه چندان جدی برای تأسیس نهادهای حکومتی، ناصرالدین شاه سلطنت طولانی خود را در حالی در 1275 به پایان برد که فقط استخوان‌بندی یک دولت مرکزی را بر جا گذاشته بود. این میراث چیزی بیش از 9 نهاد کوچک نبود- دیوان‌هایی بدون دیوان‌سالاری، پنج وزارتخانه (داخله، تجارت، فرهنگ و اوقاف، فواید عامه و صنایع مستظرفه، و پست و تلگراف) جدید بودند و فقط بر روی کاغذ وجود داشتند. چهارتای دیگر (جنگ، مالیه، عدلیه و امور خارجه) قدیمی‌تر بودند اما هنوز کارکنان حقوق‌بگیر، ادارات محلی و حتی پرونده‌های وزارتی نداشتند. آنها فقط نام وزارتخانه داشتند. لرد کرزن درآمد سالانه دولت ایران را در اواخر دهه 1270 در حدود 52 میلیون قران (8 میلیون دلار) برآورد کرده بود، که 80 درصد آن از مالیات زمین تأمین می‌شد و 20 درصد دیگر از ضرب سکه و دستگاه تلگراف به دست می‌آمد. ایلات و عشایر که 25 تا 30 درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند مرکب از پانزده ایل عمده بودند. دهقانان که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند بیشتر شامل کشاورزان سهم‌بر می‌شدند. تقریبا 10 هزار روستا در کشور وجود داشت که مالک همه یا بخشی از آنها زمین‌داران غایب بودند. (شاه، خاندان سلطنتی، اوقاف مذهبی، سران ایلات، مستوفیان، تجار ثروتمند و زمین‌داران معمولی معروف به ارباب، مالک و عمده مالک). شهرنشینان که در سی‌وشش شهر بزرگ و کوچک زندگی می‌کردند کمتر از 20 درصد کل جمعیت را تشکیل می‌دادند. از آنجا که قاجاریه فاقد ابزار واقعی اعمال قدرت و دستگاه اداری بودند، با بهره‌گیری سامان‌مند از اختلافات اجتماعی گذران می‌کردند. آنها خود را «جهان‌مطاع» می‌خواندند و بیشترین تلاش را به کار می‌بردند تا اختلافات میان اشراف را به دربار بکشانند. دوران قاجار سرآغاز بحث‌های مربوط به تضاد سنت و مدرنیته در جامعه ایران است که تاکنون بیشتر براساس مشاهدات سفرنامه‌نویسان انگلیسی -که در آن زمان با مردم و به ویژه دربار مراودات زیادی داشتند- و همچنین سفرنامه‌های ایرانیانی که به غرب سفر می‌کردند بررسی شده است. اولین اقدامات در راستای مدرنیزاسیون با کوشش‌های عباس میرزا در تبریز آغاز شد، اما به علت مرگ نابهنگام او متوقف شد و بعدها امیرکبیر این اقدامات را در تهران پی گرفت. اعزام اولین گروه از دانشجویان ایرانی به اروپا به منظور تحصیل در شاخه‌های پزشکی و مهندسی از سوی عباس میرزا انجام شد و اولین مدرسه مدرن در ایران، دارالفنون، در زمان صدارت امیرکبیر تأسیس شد. درباره تبعات ورود این عناصر جدید به زندگی مردم ایران و مناسبات جامعه‌شناختی دوره قاجار تاکنون پژوهش‌های مختلفی انجام شده است. کتاب «سنت‌گرایی بازتابی؛ مبانی جامعه‌شناسی سیاسی ایران (عصر قاجار)» به پژوهش درباره سویه‌های مختلف مدرن شدن ایران در این عصر می‌پردازد. قصد اصلی نویسنده نشان دادن این نکته است که در این دوره مناسبات اجتماعی ایران برای تحول جامعه سنتی به جامعه مدنی منطبق با سرمشق‌های غربی نبوده است. البته این کتاب، اثری تاریخی به معنای متعارف آن نیست بلکه کتابی در حوزه جامعه‌شناسی با استفاده از رویکرد منابع و روش جامعه‌شناسی تاریخی جدید است که در آن ادعا شده در جوامع سنتی خاورمیانه تعارضی بین سنت و مدرنیسم نیست، بلکه آنچه وجود دارد بازتابی بین سنت و سنت‌گرایی است. به عقیده نویسنده، تحول حقوقی انجام‌شده در آن دوران متناسب با زایش عنصر شهروند با حقوق و وظایف مشخص نبوده است و مردم کشور همچنان همان شاخص‌های حقوقی افراد مکلف و رعیت‌های موظف در جوامع ماقبل سرمایه‌داری را داشته‌اند. جامعه مدنی به منظور نمایندگی مصالح و منافع طبقات اجتماعی و درنهایت منافع عموم شکل نگرفت، در نتیجه زمینه جدایی دولت از جامعه فراهم نشد و جامعه جماعتی همچنان در قیمومیت حوزه سیاسی و جلوه آن باقی ماند. این مناسبات الزاما به نوع دیگری از تحول انجامید که در این کتاب از آن با عنوان سنت‌گرایی بازتابی نام برده می‌شود. این تحولات زمینه‌ساز شکل‌گیری «هویت عمومی سنتی بازتابی» به جای «هویت عمومی شهروندی» در جوامع خاورمیانه از جمله ایران بود. منظور از سنت عناصر معرفتی، شناختی، فکری، فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر شیوه تفکر، الگوی رفتاری، شیوه زندگی، تفکر سیاسی، اجتماعی، فلسفی و تاریخی است که تحت تأثیر فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد به آرامی تغییر می‌کند، بنابراین ویژگی بازتابی دارد. منظور از سنت‌گرایی بازتابی واکنش سنت در برابر خود است و بنابراین از نظر نویسنده ما در خاورمیانه تاکنون شاهد احیای سنت با پوشش مدرن بوده‌ایم. این کتاب درصدد گشودن بابی در جامعه‌شناسی سیاسی کشورهای مسلمان خاورمیانه با ارجاع به سفرنامه‌های موجود است و از این نظر دیدگاهی جدید مطرح می‌کند. هدف از بررسی این سفرنامه‌ها، آشنایی با افکار اجتماعی و سیاسی ایرانیان مسافر غرب در قرن نوزدهم درباره کشور مقصد مسافر، درباره ایران و ایرانیان و ارزیابی آنها از خودشان است. ترتیب بررسی این سفرنامه‌ها، تاریخی تحلیلی است و هدف آن دنبال کردن تحول تفکر سیاسی و اجتماعی نویسندگان است. با مقایسه سفرنامه‌ها مشخص می‌شود که مسافران به تدریج به امکان تقلید از غرب بدبین می‌شوند و روحیه یأس در آنها تقویت می‌شود و حتی حسرت گذشته را می‌خورند. کتاب «سنت‌گرایی بازتابی؛ مبانی جامعه‌شناسی سیاسی ایران (عصر قاجار)» سه بخش و ۱۴ فصل دارد. بخش نخست این کتاب شامل فصل اول و دوم است که در فصل اول، مفاهیم اصلی سنت، بازتاب و سنت بازتابی توضیح داده شده است. فصل دوم شرحی تاریخی بر نخستین مواجهه با غرب و بسته شدن نطفه‌های اولیه تفکر سنت‌گرایی بازتابی است. بخش دوم این کتاب مطالعه‌ای تجربی با استفاده از سفرنامه‌هایی است که در قرن نوزدهم نگاشته شده و حاوی مطالبی‌اند که می‌توان به کمک آنها فرضیه‌های اصلی این نوشتار را سنجید. بخش سوم، شامل سه فصل است و در قالب آن، زندگی و آثار سه نفر از منتقدان اجتماعی و سیاسی ایران در قرن نوزدهم بررسی می‌شود. محتوای آثار این افراد از سفرنامه‌ها متمایز است اما در زندگی و آثار این افراد نیز می‌توان همان جریان کلی ناامیدی و یأس را مشاهده کرد.

ایل قاجار کنفدراسیون ایلی ترک‌زبانی بود که ایران را طی دهه 1169-1159 شمسی ذره‌ذره فتح کرد، پایتخت خود را در 1165 در تهران برپا ساخت و بیش از یک قرن بر ایران حکم راند. آنها با واسطه وزیران، درباریان، میرزاییان، مستوفیان (حسابداران موروثی) و اشراف با القابی چون ...السلطنه، ... الدوله و ... الممالک بر مرکز ریاست می‌کردند. اما بر بقیه کشور از طریق اعیان محلی- خان‌ها، ارباب‌ها، تجار و مجتهدان- حکم می‌راندند. این آدم‌های سرشناس منابع قدرت محلی خود را داشتند. حتی پس از نیم قرن تلاش نه چندان جدی برای تأسیس نهادهای حکومتی، ناصرالدین شاه سلطنت طولانی خود را در حالی در 1275 به پایان برد که فقط استخوان‌بندی یک دولت مرکزی را بر جا گذاشته بود. این میراث چیزی بیش از 9 نهاد کوچک نبود- دیوان‌هایی بدون دیوان‌سالاری، پنج وزارتخانه (داخله، تجارت، فرهنگ و اوقاف، فواید عامه و صنایع مستظرفه، و پست و تلگراف) جدید بودند و فقط بر روی کاغذ وجود داشتند. چهارتای دیگر (جنگ، مالیه، عدلیه و امور خارجه) قدیمی‌تر بودند اما هنوز کارکنان حقوق‌بگیر، ادارات محلی و حتی پرونده‌های وزارتی نداشتند. آنها فقط نام وزارتخانه داشتند. لرد کرزن درآمد سالانه دولت ایران را در اواخر دهه 1270 در حدود 52 میلیون قران (8 میلیون دلار) برآورد کرده بود، که 80 درصد آن از مالیات زمین تأمین می‌شد و 20 درصد دیگر از ضرب سکه و دستگاه تلگراف به دست می‌آمد. ایلات و عشایر که 25 تا 30 درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند مرکب از پانزده ایل عمده بودند. دهقانان که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند بیشتر شامل کشاورزان سهم‌بر می‌شدند. تقریبا 10 هزار روستا در کشور وجود داشت که مالک همه یا بخشی از آنها زمین‌داران غایب بودند. (شاه، خاندان سلطنتی، اوقاف مذهبی، سران ایلات، مستوفیان، تجار ثروتمند و زمین‌داران معمولی معروف به ارباب، مالک و عمده مالک). شهرنشینان که در سی‌وشش شهر بزرگ و کوچک زندگی می‌کردند کمتر از 20 درصد کل جمعیت را تشکیل می‌دادند. از آنجا که قاجاریه فاقد ابزار واقعی اعمال قدرت و دستگاه اداری بودند، با بهره‌گیری سامان‌مند از اختلافات اجتماعی گذران می‌کردند. آنها خود را «جهان‌مطاع» می‌خواندند و بیشترین تلاش را به کار می‌بردند تا اختلافات میان اشراف را به دربار بکشانند. دوران قاجار سرآغاز بحث‌های مربوط به تضاد سنت و مدرنیته در جامعه ایران است که تاکنون بیشتر براساس مشاهدات سفرنامه‌نویسان انگلیسی -که در آن زمان با مردم و به ویژه دربار مراودات زیادی داشتند- و همچنین سفرنامه‌های ایرانیانی که به غرب سفر می‌کردند بررسی شده است. اولین اقدامات در راستای مدرنیزاسیون با کوشش‌های عباس میرزا در تبریز آغاز شد، اما به علت مرگ نابهنگام او متوقف شد و بعدها امیرکبیر این اقدامات را در تهران پی گرفت. اعزام اولین گروه از دانشجویان ایرانی به اروپا به منظور تحصیل در شاخه‌های پزشکی و مهندسی از سوی عباس میرزا انجام شد و اولین مدرسه مدرن در ایران، دارالفنون، در زمان صدارت امیرکبیر تأسیس شد. درباره تبعات ورود این عناصر جدید به زندگی مردم ایران و مناسبات جامعه‌شناختی دوره قاجار تاکنون پژوهش‌های مختلفی انجام شده است. کتاب «سنت‌گرایی بازتابی؛ مبانی جامعه‌شناسی سیاسی ایران (عصر قاجار)» به پژوهش درباره سویه‌های مختلف مدرن شدن ایران در این عصر می‌پردازد. قصد اصلی نویسنده نشان دادن این نکته است که در این دوره مناسبات اجتماعی ایران برای تحول جامعه سنتی به جامعه مدنی منطبق با سرمشق‌های غربی نبوده است. البته این کتاب، اثری تاریخی به معنای متعارف آن نیست بلکه کتابی در حوزه جامعه‌شناسی با استفاده از رویکرد منابع و روش جامعه‌شناسی تاریخی جدید است که در آن ادعا شده در جوامع سنتی خاورمیانه تعارضی بین سنت و مدرنیسم نیست، بلکه آنچه وجود دارد بازتابی بین سنت و سنت‌گرایی است. به عقیده نویسنده، تحول حقوقی انجام‌شده در آن دوران متناسب با زایش عنصر شهروند با حقوق و وظایف مشخص نبوده است و مردم کشور همچنان همان شاخص‌های حقوقی افراد مکلف و رعیت‌های موظف در جوامع ماقبل سرمایه‌داری را داشته‌اند. جامعه مدنی به منظور نمایندگی مصالح و منافع طبقات اجتماعی و درنهایت منافع عموم شکل نگرفت، در نتیجه زمینه جدایی دولت از جامعه فراهم نشد و جامعه جماعتی همچنان در قیمومیت حوزه سیاسی و جلوه آن باقی ماند. این مناسبات الزاما به نوع دیگری از تحول انجامید که در این کتاب از آن با عنوان سنت‌گرایی بازتابی نام برده می‌شود. این تحولات زمینه‌ساز شکل‌گیری «هویت عمومی سنتی بازتابی» به جای «هویت عمومی شهروندی» در جوامع خاورمیانه از جمله ایران بود. منظور از سنت عناصر معرفتی، شناختی، فکری، فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر شیوه تفکر، الگوی رفتاری، شیوه زندگی، تفکر سیاسی، اجتماعی، فلسفی و تاریخی است که تحت تأثیر فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد به آرامی تغییر می‌کند، بنابراین ویژگی بازتابی دارد. منظور از سنت‌گرایی بازتابی واکنش سنت در برابر خود است و بنابراین از نظر نویسنده ما در خاورمیانه تاکنون شاهد احیای سنت با پوشش مدرن بوده‌ایم. این کتاب درصدد گشودن بابی در جامعه‌شناسی سیاسی کشورهای مسلمان خاورمیانه با ارجاع به سفرنامه‌های موجود است و از این نظر دیدگاهی جدید مطرح می‌کند. هدف از بررسی این سفرنامه‌ها، آشنایی با افکار اجتماعی و سیاسی ایرانیان مسافر غرب در قرن نوزدهم درباره کشور مقصد مسافر، درباره ایران و ایرانیان و ارزیابی آنها از خودشان است. ترتیب بررسی این سفرنامه‌ها، تاریخی تحلیلی است و هدف آن دنبال کردن تحول تفکر سیاسی و اجتماعی نویسندگان است. با مقایسه سفرنامه‌ها مشخص می‌شود که مسافران به تدریج به امکان تقلید از غرب بدبین می‌شوند و روحیه یأس در آنها تقویت می‌شود و حتی حسرت گذشته را می‌خورند. کتاب «سنت‌گرایی بازتابی؛ مبانی جامعه‌شناسی سیاسی ایران (عصر قاجار)» سه بخش و ۱۴ فصل دارد. بخش نخست این کتاب شامل فصل اول و دوم است که در فصل اول، مفاهیم اصلی سنت، بازتاب و سنت بازتابی توضیح داده شده است. فصل دوم شرحی تاریخی بر نخستین مواجهه با غرب و بسته شدن نطفه‌های اولیه تفکر سنت‌گرایی بازتابی است. بخش دوم این کتاب مطالعه‌ای تجربی با استفاده از سفرنامه‌هایی است که در قرن نوزدهم نگاشته شده و حاوی مطالبی‌اند که می‌توان به کمک آنها فرضیه‌های اصلی این نوشتار را سنجید. بخش سوم، شامل سه فصل است و در قالب آن، زندگی و آثار سه نفر از منتقدان اجتماعی و سیاسی ایران در قرن نوزدهم بررسی می‌شود. محتوای آثار این افراد از سفرنامه‌ها متمایز است اما در زندگی و آثار این افراد نیز می‌توان همان جریان کلی ناامیدی و یأس را مشاهده کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.