|

الیوت و رُستان با ترجمه بیژن الهی

«چیستند این ریشه‌ها، این ریشه‌ها، در قبضه‌ی این ریشه‌ها از دُرّه تا ذُرّه؟/ از چه صیغه‌ست این محیطِ سنگلاخ، این مَزبَله، که شاخه پشتِ شاخه می‌رویانَد از نکبت؟/
دریغ از هرچه پاسخ، بچّه‌ی آدم، که حتّا جای حدسش نیست./ بازی، آخر، با شکسته‌بسته‌ی صد نقشِ سَرکوتی‌ست/ سیصدش خالی./ نمی‌بینی که زِلّ آفتاب، این‌جا،/ زیرِ چترِ هیچ بیدی سایه‌ساری نیست؟/ شاید این‌جا روزگاری غُلغُلِ آبی/ لابه‌لای سنگ‌ها آواز می‌کرد و صدای سیرسیرک، دور یا نزدیک، تسکینِ خاطر بود».
آنچه آمد، سطرهایی بود از «ارضِ موات»، ترجمه ناتمام بیژن الهی از منظومه معروف الیوت، که در کتاب «زمرد و حمله» چاپ شده است. کتابی شامل ترجمه‌هایی از بیژن الهی از ت. س. الیوت و اِدمون رُستان که در نشر بیدگل و در ادامه مجموعه آثار بیژن الهی که پیش‌تر در همین نشر به چاپ رسیده، منتشر شده است.
ترجمه‌های بیژن الهی جدا از متن‌هایی که او برای ترجمه انتخاب کرده، در زبان فارسی خود منبعی غنی از ذخایر زبانی‌اند. چه بسا هرکس به نحوی با نوشتن سر‌و‌کار داشته باشد، بتواند با خواندن متن‌های او پیشنهادهایی خلاقانه برای غنا و پختگی و نو‌کردن نثر و زبان پیدا کند. بیژن الهی در آثارش، چه ترجمه و چه تألیف، امکانات متنوع زبان و نثر فارسی را به کار می‌گیرد. در نثر فارسی او، هم نشانه‌های پررنگ شاهکارهای نثر کلاسیک فارسی را می‌بینیم و هم اصطلاحات عامیانه و واژه‌سازی‌های شوخ‌طبعانه مردم کوچه و بازار و کلمات رایج زبان محاوره را. کلمات گویی از هرکجا که بیایند، زنگ و آهنگی در گوش او دارند و او گوش تیز می‌کند به این زنگ و آهنگ و همین حساسیت است که او را گاه به وجوهی از زبان فارسی می‌کشاند که چه بسا در فارسی امروز ایران مهجور و بی‌کاربرد مانده باشد، مثل واژه «سرکوتی» در همان سطرهایی که در آغاز محض نمونه آمد. در توضیح انتهای شعر آمده است که سرکوتی واژه‌ای است «مصطلح در افغانستان، و به معنای وعده‌ی سر خرمن»
کتاب «زمرد و حمله» شامل ترجمه‌های بیژن الهی از دو منظومه «چارشنبه - خاکستر» و «ارض موات» از ت. س. الیوت و نمایش‌نامه «سیرانو دو بِرژراک» از ادمون رُستان است.
«چارشنبه-خاکستر» الیوت از ترجمه‌های قدیمی بیژن الهی است که نخستین بار چنان‌که در توضیح خود او بر این ترجمه آمده «بدون پانویس‌ها و با چند تفاوت جزئی» در اسفند 1348 در مجله «اندیشه و هنر» به چاپ رسیده است.
«ارضِ اموات» بنا به اشاره داریوش کیارس که به کتاب «زمرد و حمله» ضمیمه است «از آخرین کارهای بیژن الهی‌ است که ناتمام می‌ماند». این منظومه معروف الیوت را در ایران با نام‌هایی مانند «سرزمین بی‌حاصل»، «سرزمین هرز» و «دشت سترون» نیز می‌شناسیم.
بخش دیگر کتاب ترجمه نمایش‌نامه «سیرانو دو بِرژراک» است از ادمون رُستان. چنان‌که داریوش کیارس توضیح داده است، الهی این نمایش‌نامه را در اواخر دهه 60 ترجمه کرده. «سیرانو دو برژراک» نخستین بار در شماره سوم گاهنامه «این شماره با تأخیر» چاپ شده؛ اما در آن چاپ چند اشتباه بوده است. آنچه در کتاب «زمرد و حمله» چاپ شده، براساس نسخه تصحیح‌شده آن ترجمه است. در آغاز این ترجمه شعر «مناعی» آمده است با مَطلعِ: «چه خبر؟ مرگ عالَمی تنها،/ خاطرش خُفته، شاهدش سَفَری». این شعر پیش‌از‌این نیز در کتاب «حلاج الاسرار» بیژن الهی چاپ شده بود؛ اما چنان‌که داریوش کیارس توضیح می‌دهد، این شعر در مجله به‌عنوان پیش‌پرده در آغاز ترجمه «سیرانو دو برژراک» آمده بوده و به‌همین‌دلیل در کتاب هم به همان صورت آمده است. کیارس همچنین درباره عنوان «زمرد و حمله» بر روی این کتاب توضیح می‌دهد که این عنوان پس از بیژن الهی روی این کتاب گذاشته شده و برگرفته از شعری است به نام «طاعون» از مجموعه «دیدن» بیژن الهی. آنچه می‌خوانید، سطرهایی است از ترجمه الهی از «چارشنبه - خاکستر» الیوت از این کتاب: «چون زمان می‌دانم همیشه زمانست/ و مکان همیشه مکانست و فقط مکان/ و آنچه شونده‌ست شونده‌ست فقط برای یک زمان/ و فقط برای یک مکان/ شادم که چیزها چنانست که هست و/ روی می‌تابم از چهر خجسته/ و روی می‌تابم از آوا/ چون دگرباره امید بازگشت نتوانم داشت/ پس شادم که بایدم چیزی ساخت/ تا بدان شاد شوم/ و نزد خداوند دعا کنید تا رحمت آورد بر ما/ و دعا می‌کنم تا مگر فراموش کنم/ اینچه را که زیاده پیش می‌کشم با خویش/ زیاده توجیه می‌کنم/ چون دگرباره امید بازگشتم نیست/ باشد که جوابگو آید این کلام/ برای آنچه شده‌ست، تا نه دگرباره شود/ مگر داوری پُری برما سنگین نشود/ چون که این پرها دیگر نه پرِ پروازست/ بل که تنها پَرّه‌هایی‌ست هواکوبان/ هوایی که کنون یکسره خوارست، و خشک/ خوارتر از قصد و خشک‌تر/ بیاموز روی آریم و روی نیاریم/ بیاموز در سکون بنشینیم».

«چیستند این ریشه‌ها، این ریشه‌ها، در قبضه‌ی این ریشه‌ها از دُرّه تا ذُرّه؟/ از چه صیغه‌ست این محیطِ سنگلاخ، این مَزبَله، که شاخه پشتِ شاخه می‌رویانَد از نکبت؟/
دریغ از هرچه پاسخ، بچّه‌ی آدم، که حتّا جای حدسش نیست./ بازی، آخر، با شکسته‌بسته‌ی صد نقشِ سَرکوتی‌ست/ سیصدش خالی./ نمی‌بینی که زِلّ آفتاب، این‌جا،/ زیرِ چترِ هیچ بیدی سایه‌ساری نیست؟/ شاید این‌جا روزگاری غُلغُلِ آبی/ لابه‌لای سنگ‌ها آواز می‌کرد و صدای سیرسیرک، دور یا نزدیک، تسکینِ خاطر بود».
آنچه آمد، سطرهایی بود از «ارضِ موات»، ترجمه ناتمام بیژن الهی از منظومه معروف الیوت، که در کتاب «زمرد و حمله» چاپ شده است. کتابی شامل ترجمه‌هایی از بیژن الهی از ت. س. الیوت و اِدمون رُستان که در نشر بیدگل و در ادامه مجموعه آثار بیژن الهی که پیش‌تر در همین نشر به چاپ رسیده، منتشر شده است.
ترجمه‌های بیژن الهی جدا از متن‌هایی که او برای ترجمه انتخاب کرده، در زبان فارسی خود منبعی غنی از ذخایر زبانی‌اند. چه بسا هرکس به نحوی با نوشتن سر‌و‌کار داشته باشد، بتواند با خواندن متن‌های او پیشنهادهایی خلاقانه برای غنا و پختگی و نو‌کردن نثر و زبان پیدا کند. بیژن الهی در آثارش، چه ترجمه و چه تألیف، امکانات متنوع زبان و نثر فارسی را به کار می‌گیرد. در نثر فارسی او، هم نشانه‌های پررنگ شاهکارهای نثر کلاسیک فارسی را می‌بینیم و هم اصطلاحات عامیانه و واژه‌سازی‌های شوخ‌طبعانه مردم کوچه و بازار و کلمات رایج زبان محاوره را. کلمات گویی از هرکجا که بیایند، زنگ و آهنگی در گوش او دارند و او گوش تیز می‌کند به این زنگ و آهنگ و همین حساسیت است که او را گاه به وجوهی از زبان فارسی می‌کشاند که چه بسا در فارسی امروز ایران مهجور و بی‌کاربرد مانده باشد، مثل واژه «سرکوتی» در همان سطرهایی که در آغاز محض نمونه آمد. در توضیح انتهای شعر آمده است که سرکوتی واژه‌ای است «مصطلح در افغانستان، و به معنای وعده‌ی سر خرمن»
کتاب «زمرد و حمله» شامل ترجمه‌های بیژن الهی از دو منظومه «چارشنبه - خاکستر» و «ارض موات» از ت. س. الیوت و نمایش‌نامه «سیرانو دو بِرژراک» از ادمون رُستان است.
«چارشنبه-خاکستر» الیوت از ترجمه‌های قدیمی بیژن الهی است که نخستین بار چنان‌که در توضیح خود او بر این ترجمه آمده «بدون پانویس‌ها و با چند تفاوت جزئی» در اسفند 1348 در مجله «اندیشه و هنر» به چاپ رسیده است.
«ارضِ اموات» بنا به اشاره داریوش کیارس که به کتاب «زمرد و حمله» ضمیمه است «از آخرین کارهای بیژن الهی‌ است که ناتمام می‌ماند». این منظومه معروف الیوت را در ایران با نام‌هایی مانند «سرزمین بی‌حاصل»، «سرزمین هرز» و «دشت سترون» نیز می‌شناسیم.
بخش دیگر کتاب ترجمه نمایش‌نامه «سیرانو دو بِرژراک» است از ادمون رُستان. چنان‌که داریوش کیارس توضیح داده است، الهی این نمایش‌نامه را در اواخر دهه 60 ترجمه کرده. «سیرانو دو برژراک» نخستین بار در شماره سوم گاهنامه «این شماره با تأخیر» چاپ شده؛ اما در آن چاپ چند اشتباه بوده است. آنچه در کتاب «زمرد و حمله» چاپ شده، براساس نسخه تصحیح‌شده آن ترجمه است. در آغاز این ترجمه شعر «مناعی» آمده است با مَطلعِ: «چه خبر؟ مرگ عالَمی تنها،/ خاطرش خُفته، شاهدش سَفَری». این شعر پیش‌از‌این نیز در کتاب «حلاج الاسرار» بیژن الهی چاپ شده بود؛ اما چنان‌که داریوش کیارس توضیح می‌دهد، این شعر در مجله به‌عنوان پیش‌پرده در آغاز ترجمه «سیرانو دو برژراک» آمده بوده و به‌همین‌دلیل در کتاب هم به همان صورت آمده است. کیارس همچنین درباره عنوان «زمرد و حمله» بر روی این کتاب توضیح می‌دهد که این عنوان پس از بیژن الهی روی این کتاب گذاشته شده و برگرفته از شعری است به نام «طاعون» از مجموعه «دیدن» بیژن الهی. آنچه می‌خوانید، سطرهایی است از ترجمه الهی از «چارشنبه - خاکستر» الیوت از این کتاب: «چون زمان می‌دانم همیشه زمانست/ و مکان همیشه مکانست و فقط مکان/ و آنچه شونده‌ست شونده‌ست فقط برای یک زمان/ و فقط برای یک مکان/ شادم که چیزها چنانست که هست و/ روی می‌تابم از چهر خجسته/ و روی می‌تابم از آوا/ چون دگرباره امید بازگشت نتوانم داشت/ پس شادم که بایدم چیزی ساخت/ تا بدان شاد شوم/ و نزد خداوند دعا کنید تا رحمت آورد بر ما/ و دعا می‌کنم تا مگر فراموش کنم/ اینچه را که زیاده پیش می‌کشم با خویش/ زیاده توجیه می‌کنم/ چون دگرباره امید بازگشتم نیست/ باشد که جوابگو آید این کلام/ برای آنچه شده‌ست، تا نه دگرباره شود/ مگر داوری پُری برما سنگین نشود/ چون که این پرها دیگر نه پرِ پروازست/ بل که تنها پَرّه‌هایی‌ست هواکوبان/ هوایی که کنون یکسره خوارست، و خشک/ خوارتر از قصد و خشک‌تر/ بیاموز روی آریم و روی نیاریم/ بیاموز در سکون بنشینیم».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.