|

تاریخ شفاهی وزارت امور خارجه

جان بولتون 29 سال پیش

تدوین: حسن علی‌بخشی.رئیس اداره تاریخ شفاهی وزارت خارجه

1- توهین کنسول آمریکا به ایرانیان در وین

این خاطره را یک ایرانی مقیم اتریش که پس از انقلاب اسلامی در آنجا اقامت گزیده، در سال 1369 برایم تعریف کرد که ارزش گفتن و تأمل دارد.
این ایرانی می‌گفت: «قبل از انقلاب برای تحصیلات عالی به اتریش آمده بودم. یکی از بستگان نزدیکم که سالمند بود، می‌خواست برای دیدن فرزندش که در آمریکا مشغول به تحصیل بود، به آن کشور برود. او به همین خاطر به وین آمده بود تا بتواند روادید آمریکا را از کنسولگری این کشور در وین اخذ کند». او می‌گفت: «حجم عظیمی از ایرانیان از نیمه‌شب در مقابل کنسولگری آمریکا در وین صف کشیده بودند. حدود ساعت 8 صبح ناگهان جان بولتون، کنسول آمریکا سر رسید و با صدای بلند با عبارات توهین‌آمیز گفت: «این چه وضعی است؟ چرا اینجا را کثیف کرده‌اید؟ با این وضعیت ویزا نمی‌دهم». بنده تحمل این برخورد توهین‌آمیز ایشان را نداشتم، از صف خارج‌ شده و به‌ طرف او رفتم و گفتم: «اینجا حوزه حکومت اتریش است و شما حق دخالت در آن را ندارید، حریم آمریکا فقط در داخل کنسولگری است و آنجا می‌توانید انتظارات خود را مطرح کنید». او عصبانی شد و بدون ادامه سخن به کنسولگری رفت. پس از مدت طولانی نوبت من فرارسید. حضورم در کنسولگری برای ترجمه و ارائه توضیحات ضروری بود. وقتی وارد شدم، مسئول گیشه به‌محض دیدنم، بولتون را خبر کرد. با مأمور گیشه پیش او رفتیم. او پس از انتقاد از برخورد من، این جمله تکان‌دهنده را گفت: «اگر من از آنهایی که بیرون کنسولگری هستند بخواهم با زبان خود کف خیابانی را که کثیف کردند تمیز کنند تا روادید بدهم، حتما این کار را انجام خواهند داد، ولی از جسارتت خوشم آمد و به تو روادید می‌دهم».
با گذر زمان به خوبی مشخص می‌شود که او گویی خصومت شخصی و کینه دیرینه نسبت به ایرانیان دارد. وی مکررا خواهان خاتمه‌دادن به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) می‌شود و رابطه بسیار نزدیکی با منافقین دارد. او از حامیان جنگ آمریکا علیه عراق بود و همچنان از این تصمیمش دفاع می‌کند. وی همچنین از اقدام نظامی و تغییر رژیم درسوریه و لیبی دفاع کرده است. بولتون که هم‌اکنون به‌عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید با رئیس‌جمهور آمریکا همکاری دارد، شمشیر را از رو بسته و به بهانه حمایت از مردم ایران! در تمامی توطئه‌های هیئت حاکمه آمریکا علیه کشورمان نقش بسزایی دارد.
2- موافقت محرمانه شاه برای دفن زباله‌های اتمی اتریش در کویر ایران
سرنوشت نیروگاه Zwentendorf اتریش و تصمیم محرمانه محمدرضاشاه پهلوی مبنی‌بر دفن زباله‌های اتمی در کویر ایران، پیش از انقلاب اسلامی ایران برای مردم کشورمان روشنگرانه است. آن زمان که در سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بودم، شایعاتی را ‌شنیدم که گویا شاه با دفن زباله‌های اتمی کشورهایی از اروپا، به‌خصوص اتریش در ایران موافقت کرده است. این شایعه ذهن مرا به‌عنوان یک ایرانی مشغول کرده بود و آزار می‌داد تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بنده به‌عنوان رئیس مرکز تحقیقات هسته‌ای انتخاب شدم. روزی در حال مرور وضعیت قراردادها و موافقت‌نامه‌های قبل از انقلاب بودم که به یک سند تاریخی برخوردم و متوجه شدم که تمامی آن شایعات، واقعی بوده است. این سند محرمانه مربوط به پاسخ مثبت شخص محمدرضاشاه به درخواست دفن زباله اتمی اتریش در کویر ایران بود.
این یک نمونه و یک سند بسیار مهم از تصمیم‌گیری‌هایی است که در آن زمان انجام می‌شد؛ به عبارت دیگر تصمیم‌گیری‌های محرمانه‌‌ای که در آن رژیم به نفع کشورهای غربی صورت می‌گرفته است. البته پس از آن واقعه، وقتی به وین رفتم، صحت این موضوع برای من روشن‌تر شد، زیرا رئیس نیروگاه Zwentendorf اتریش نیز این موضوع را تأیید کرد و گفت: یکی از مشکلاتی که ما داشتیم و گروه‌های مخالف روی آن انگشت گذاشته بودند، موضوع زباله یا سوخت مصرف‌شده و پسماند این نیروگاه بود که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای همیشه منتفی شده بود؛ زیرا با پیروزی انقلاب، موضوع دفن زباله اتمی اتریش در ایران کاملا منتفی شده بود و مخالفان اهرم جدی‌تری برای متوقف‌کردن این پروژه و عدم موافقت با راه‌اندازی آن پیدا کرده بودند؛ حتی شنیدم که اتریشی‌ها در این زمینه با روسیه نیز وارد گفت‌وگو شده بودند تا این کشور را راضی کنند که سوخت مصرف‌شده از این نیروگاه را دریافت کند. درهرحال موضوع سرنوشت این نیروگاه با لغو تصمیم شاه در رابطه با دفن زباله هسته‌ای در کویر لوت نیز مرتبط است.
منبع: خاطرات دکتر علی‌اصغر سلطانیه (سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران نزد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی)

1- توهین کنسول آمریکا به ایرانیان در وین

این خاطره را یک ایرانی مقیم اتریش که پس از انقلاب اسلامی در آنجا اقامت گزیده، در سال 1369 برایم تعریف کرد که ارزش گفتن و تأمل دارد.
این ایرانی می‌گفت: «قبل از انقلاب برای تحصیلات عالی به اتریش آمده بودم. یکی از بستگان نزدیکم که سالمند بود، می‌خواست برای دیدن فرزندش که در آمریکا مشغول به تحصیل بود، به آن کشور برود. او به همین خاطر به وین آمده بود تا بتواند روادید آمریکا را از کنسولگری این کشور در وین اخذ کند». او می‌گفت: «حجم عظیمی از ایرانیان از نیمه‌شب در مقابل کنسولگری آمریکا در وین صف کشیده بودند. حدود ساعت 8 صبح ناگهان جان بولتون، کنسول آمریکا سر رسید و با صدای بلند با عبارات توهین‌آمیز گفت: «این چه وضعی است؟ چرا اینجا را کثیف کرده‌اید؟ با این وضعیت ویزا نمی‌دهم». بنده تحمل این برخورد توهین‌آمیز ایشان را نداشتم، از صف خارج‌ شده و به‌ طرف او رفتم و گفتم: «اینجا حوزه حکومت اتریش است و شما حق دخالت در آن را ندارید، حریم آمریکا فقط در داخل کنسولگری است و آنجا می‌توانید انتظارات خود را مطرح کنید». او عصبانی شد و بدون ادامه سخن به کنسولگری رفت. پس از مدت طولانی نوبت من فرارسید. حضورم در کنسولگری برای ترجمه و ارائه توضیحات ضروری بود. وقتی وارد شدم، مسئول گیشه به‌محض دیدنم، بولتون را خبر کرد. با مأمور گیشه پیش او رفتیم. او پس از انتقاد از برخورد من، این جمله تکان‌دهنده را گفت: «اگر من از آنهایی که بیرون کنسولگری هستند بخواهم با زبان خود کف خیابانی را که کثیف کردند تمیز کنند تا روادید بدهم، حتما این کار را انجام خواهند داد، ولی از جسارتت خوشم آمد و به تو روادید می‌دهم».
با گذر زمان به خوبی مشخص می‌شود که او گویی خصومت شخصی و کینه دیرینه نسبت به ایرانیان دارد. وی مکررا خواهان خاتمه‌دادن به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) می‌شود و رابطه بسیار نزدیکی با منافقین دارد. او از حامیان جنگ آمریکا علیه عراق بود و همچنان از این تصمیمش دفاع می‌کند. وی همچنین از اقدام نظامی و تغییر رژیم درسوریه و لیبی دفاع کرده است. بولتون که هم‌اکنون به‌عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید با رئیس‌جمهور آمریکا همکاری دارد، شمشیر را از رو بسته و به بهانه حمایت از مردم ایران! در تمامی توطئه‌های هیئت حاکمه آمریکا علیه کشورمان نقش بسزایی دارد.
2- موافقت محرمانه شاه برای دفن زباله‌های اتمی اتریش در کویر ایران
سرنوشت نیروگاه Zwentendorf اتریش و تصمیم محرمانه محمدرضاشاه پهلوی مبنی‌بر دفن زباله‌های اتمی در کویر ایران، پیش از انقلاب اسلامی ایران برای مردم کشورمان روشنگرانه است. آن زمان که در سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بودم، شایعاتی را ‌شنیدم که گویا شاه با دفن زباله‌های اتمی کشورهایی از اروپا، به‌خصوص اتریش در ایران موافقت کرده است. این شایعه ذهن مرا به‌عنوان یک ایرانی مشغول کرده بود و آزار می‌داد تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بنده به‌عنوان رئیس مرکز تحقیقات هسته‌ای انتخاب شدم. روزی در حال مرور وضعیت قراردادها و موافقت‌نامه‌های قبل از انقلاب بودم که به یک سند تاریخی برخوردم و متوجه شدم که تمامی آن شایعات، واقعی بوده است. این سند محرمانه مربوط به پاسخ مثبت شخص محمدرضاشاه به درخواست دفن زباله اتمی اتریش در کویر ایران بود.
این یک نمونه و یک سند بسیار مهم از تصمیم‌گیری‌هایی است که در آن زمان انجام می‌شد؛ به عبارت دیگر تصمیم‌گیری‌های محرمانه‌‌ای که در آن رژیم به نفع کشورهای غربی صورت می‌گرفته است. البته پس از آن واقعه، وقتی به وین رفتم، صحت این موضوع برای من روشن‌تر شد، زیرا رئیس نیروگاه Zwentendorf اتریش نیز این موضوع را تأیید کرد و گفت: یکی از مشکلاتی که ما داشتیم و گروه‌های مخالف روی آن انگشت گذاشته بودند، موضوع زباله یا سوخت مصرف‌شده و پسماند این نیروگاه بود که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای همیشه منتفی شده بود؛ زیرا با پیروزی انقلاب، موضوع دفن زباله اتمی اتریش در ایران کاملا منتفی شده بود و مخالفان اهرم جدی‌تری برای متوقف‌کردن این پروژه و عدم موافقت با راه‌اندازی آن پیدا کرده بودند؛ حتی شنیدم که اتریشی‌ها در این زمینه با روسیه نیز وارد گفت‌وگو شده بودند تا این کشور را راضی کنند که سوخت مصرف‌شده از این نیروگاه را دریافت کند. درهرحال موضوع سرنوشت این نیروگاه با لغو تصمیم شاه در رابطه با دفن زباله هسته‌ای در کویر لوت نیز مرتبط است.
منبع: خاطرات دکتر علی‌اصغر سلطانیه (سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران نزد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی)

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.