از خزر تا فیروزه
فریدون مجلسی- تحلیلگر روابط بینالملل
یادداشت حقوقی و تحلیلی «از ترکمانچای تا کنوانسیون جدید خزر» به قلم حرفهای آقای نعمت احمدی در صفحه اول روزنامه «شرق» سهشنبه 30 مرداد برای نگارنده بسیار دلگرمکننده بود. در زمانی که با ابراز عقاید گاه وطنپرستانه و گاه افراطی، شعارزده و تحریکآمیز داخلی و خارجی طوری وانمود میکنند که گویی نیمی از دریای خزر به بیگانگان هدیه شده است، چنین مقاله روشنگری که خواننده را قدم به قدم در جریان سیر تحول تاریخی و چگونگی سلطه ایران بر سهم منصفانه خود بر دریای خزر قرار میدهد، در واقع تلاشی برای حفظ منافع ملی است، نه ادعاهای بلندپروازانهای که ایجاد واکنش، مقاومت، نگرانی و پرهیز همسایگان میکند و مانع برقراری روابط سودمند متقابل میشود. در مقاله آقای احمدی به قراردادهای گلستان، ترکمانچای و آخال اشاره شده که دو قرارداد نخست برای خواننده آشنا با تاریخ دو قرن اخیر ایران شناخته شده، اما قرارداد آخال را که استرداد قصبه فیروزه به ایران در آن مندرج است و در قرارداد مودت 1921 ایران و روس نیز بر آن تأکید شده، کمتر میشناسند. قرارداد آخال یا قرارداد مرزی 1881 در زمانی میان ناصرالدین شاه و روسیه منعقد شد که روسیه سرمست از فتوحات قفقاز به جهانگشایی در شرق خزر پرداخته بود و ایران پس از چند شکست متوالی در قفقاز و هرات با مشکلات بسیاری دستبهگریبان بود. یکی از این مشکلات یورشها و غارتهای ترکمانان و گاه ازبکهای شمال اترک به شهرهای خراسان و حتی شکار و ربودن دختران ایرانی بود! شاید قرارداد آخال را که به جدایی مرو، خیوه، خوارزم، سمرقند و بخارا و مناطق تاجیکستان از ایران و انضمام آن به امپراتوری روسیه انجامید، نتوان به آن اندازه که از ظاهر و آثار آن برمیآید، از لحاظ جغرافیای سیاسی ایران مصیبتبار دانست، زیرا از قدیمالایام این سرزمینها یا خانات آسیای مرکزی و امارت بخارا برای خودشان خوانین و امرای مستقل و خودمختاری داشتند که ارتباط تاریخی آنها با ایران بر پایه تمایل به احراز نوعی هویت فرهنگی و تاریخی با ارتباط رقیق و کنفدرالی بود و در واقع این امپراتوری روسیه بود که با بهرسمیتشناختن حاکمیت ایران بر آن نقاط و سپس با انعقاد قرارداد مرزی 1881 [مطابق با 30 شهریور 1260 شمسی] به سلطه خودش بر آن مناطق رنگ حقوقی و قانونی بخشید. برای ناصرالدین شاه نیز فرصتی بود تا به ضرب قدرت روسیه، خراسان و شهروندانش را از آسیب تجاوزات مکرر ترکمانان آن سوی اترک نجات دهد. بااینحال برخی تغییرات سرحدی موجب مقاومت مردم قصبه فیروزه شد که منطقهای خوشآبوهوا در نزدیکی عشقآباد مرکز ترکمنستان است. مردم فیروزه که کرد یا فارسیزبان و شیعه بودند زیر بار جدایی از ایران نمیرفتند، بنابراين در قرارداد آخال بر تعلق آن منطقه به ایران تأکید شد. اما روسیه، با وجود اعتراضات مکرر دولت ایران، هیچگاه حاضر به استرداد فیروزه به ايران نشد تا اینکه دولت تزاری سقوط کرد و قرارداد مودّت 1921 میان ایران و دولت انقلابی روسیه به امضا رسید. روسیه انقلابی برای ابراز حسن نیت خود و با توجه به پافشاری دولت ایران، در این قرارداد بار دیگر بر تعلق فیروزه به ایران تأکید کرد. لنین مرد و استالین که به دلیل نزدیکی فیروزه به عشقآباد آن را سرپلی استراتژیک برای دستیابی دشمن به آن سوی ارس میدانست، با استرداد آن بخش مخالفت کرد. مردم قصبه فیروزه وقتی از بازگشت دیارشان به ایران ناامید شدند، تصمیم گرفتند به ایران مهاجرت کنند [و هنوز هم خانوادههایشان در خراسان و شهر مشهد زندگی میکنند. بزرگترین و مشهورترین افرادی که از قصبه فیروزه به ایران مهاجرت کردند، خانواده امینالله حسین، موسیقیدان بزرگ است که آثار مهمی مانند سمفونی پرسپولیس و کاروان وای ساربان از او بر جای مانده است. البته ایشان بعدا به فرانسه رفت و در همان جا فوت کرد. رابرت حسین، هنرپیشه نامدار فرانسه هم فرزند همین امینالله حسین است.] اعتراضات و مذاکرات درباره استرداد فیروزه در دوران رضاشاه و پس از او نیز بینتیجه ادامه یافت. آقای احمدی در یادداشت خود در پرانتز افزودهاند که «فیروزه هیچگاه به ایران مسترد نشد» این تذکر از زمان قرارداد آخال تا بیش از 80 سال واقعیت دارد. اما شوروی پس از مرگ استالین به سازشی تن داد و در ازای الحاق فیروزه به ترکمنستان، ضمن برخی اصلاحات مرزی، در سال 1333 شمسی به موجب قراردادی که به تصویب مجلس ایران هم رسید، پس از 80 سال کشمکش صد کیلومترمربع از ناحیه مغان در شمال اردبیل و 20 کیلومترمربع در سرخس خراسان و 20 کیلومترمربع در «دیمان» و بخشی از زمینهای «یدی اولر» را در نزدیکی آستارا به ایران واگذار کرد. دشت مغان و یدی اولر از بهترین زمینهای کشاورزی منطقهاند و منطقه سرخس منابع گاز دارد و میتوان گفت در این مورد ایران بازنده نبوده است...
همچنان که مذاکرات درباره دریافت مطالبات ایران از شوروی بابت هزینههای جنگ جهانی دوم و کرایه راهآهن ایران که مورد استفاده آنها برای حمل تجهیزات آمریکایی بود نیز در همان سال سرانجام به نتیجه رسید و پس از سالها چانهزنی با دریافت 11 تن طلا مصالحه شد؛ برخلاف برخی ادعاها ایران طلای سپرده یا امانت در شوروی نداشت بلکه چون ارز شوروی اعتبار نداشت، مطالبات باقیمانده به صورت شمش طلا تسعیر و دریافت شد که با نشان داس و چکش به خزانه بانک ملی ایران [بعدا بانک مرکزی] سپرده شد.
یادداشت حقوقی و تحلیلی «از ترکمانچای تا کنوانسیون جدید خزر» به قلم حرفهای آقای نعمت احمدی در صفحه اول روزنامه «شرق» سهشنبه 30 مرداد برای نگارنده بسیار دلگرمکننده بود. در زمانی که با ابراز عقاید گاه وطنپرستانه و گاه افراطی، شعارزده و تحریکآمیز داخلی و خارجی طوری وانمود میکنند که گویی نیمی از دریای خزر به بیگانگان هدیه شده است، چنین مقاله روشنگری که خواننده را قدم به قدم در جریان سیر تحول تاریخی و چگونگی سلطه ایران بر سهم منصفانه خود بر دریای خزر قرار میدهد، در واقع تلاشی برای حفظ منافع ملی است، نه ادعاهای بلندپروازانهای که ایجاد واکنش، مقاومت، نگرانی و پرهیز همسایگان میکند و مانع برقراری روابط سودمند متقابل میشود. در مقاله آقای احمدی به قراردادهای گلستان، ترکمانچای و آخال اشاره شده که دو قرارداد نخست برای خواننده آشنا با تاریخ دو قرن اخیر ایران شناخته شده، اما قرارداد آخال را که استرداد قصبه فیروزه به ایران در آن مندرج است و در قرارداد مودت 1921 ایران و روس نیز بر آن تأکید شده، کمتر میشناسند. قرارداد آخال یا قرارداد مرزی 1881 در زمانی میان ناصرالدین شاه و روسیه منعقد شد که روسیه سرمست از فتوحات قفقاز به جهانگشایی در شرق خزر پرداخته بود و ایران پس از چند شکست متوالی در قفقاز و هرات با مشکلات بسیاری دستبهگریبان بود. یکی از این مشکلات یورشها و غارتهای ترکمانان و گاه ازبکهای شمال اترک به شهرهای خراسان و حتی شکار و ربودن دختران ایرانی بود! شاید قرارداد آخال را که به جدایی مرو، خیوه، خوارزم، سمرقند و بخارا و مناطق تاجیکستان از ایران و انضمام آن به امپراتوری روسیه انجامید، نتوان به آن اندازه که از ظاهر و آثار آن برمیآید، از لحاظ جغرافیای سیاسی ایران مصیبتبار دانست، زیرا از قدیمالایام این سرزمینها یا خانات آسیای مرکزی و امارت بخارا برای خودشان خوانین و امرای مستقل و خودمختاری داشتند که ارتباط تاریخی آنها با ایران بر پایه تمایل به احراز نوعی هویت فرهنگی و تاریخی با ارتباط رقیق و کنفدرالی بود و در واقع این امپراتوری روسیه بود که با بهرسمیتشناختن حاکمیت ایران بر آن نقاط و سپس با انعقاد قرارداد مرزی 1881 [مطابق با 30 شهریور 1260 شمسی] به سلطه خودش بر آن مناطق رنگ حقوقی و قانونی بخشید. برای ناصرالدین شاه نیز فرصتی بود تا به ضرب قدرت روسیه، خراسان و شهروندانش را از آسیب تجاوزات مکرر ترکمانان آن سوی اترک نجات دهد. بااینحال برخی تغییرات سرحدی موجب مقاومت مردم قصبه فیروزه شد که منطقهای خوشآبوهوا در نزدیکی عشقآباد مرکز ترکمنستان است. مردم فیروزه که کرد یا فارسیزبان و شیعه بودند زیر بار جدایی از ایران نمیرفتند، بنابراين در قرارداد آخال بر تعلق آن منطقه به ایران تأکید شد. اما روسیه، با وجود اعتراضات مکرر دولت ایران، هیچگاه حاضر به استرداد فیروزه به ايران نشد تا اینکه دولت تزاری سقوط کرد و قرارداد مودّت 1921 میان ایران و دولت انقلابی روسیه به امضا رسید. روسیه انقلابی برای ابراز حسن نیت خود و با توجه به پافشاری دولت ایران، در این قرارداد بار دیگر بر تعلق فیروزه به ایران تأکید کرد. لنین مرد و استالین که به دلیل نزدیکی فیروزه به عشقآباد آن را سرپلی استراتژیک برای دستیابی دشمن به آن سوی ارس میدانست، با استرداد آن بخش مخالفت کرد. مردم قصبه فیروزه وقتی از بازگشت دیارشان به ایران ناامید شدند، تصمیم گرفتند به ایران مهاجرت کنند [و هنوز هم خانوادههایشان در خراسان و شهر مشهد زندگی میکنند. بزرگترین و مشهورترین افرادی که از قصبه فیروزه به ایران مهاجرت کردند، خانواده امینالله حسین، موسیقیدان بزرگ است که آثار مهمی مانند سمفونی پرسپولیس و کاروان وای ساربان از او بر جای مانده است. البته ایشان بعدا به فرانسه رفت و در همان جا فوت کرد. رابرت حسین، هنرپیشه نامدار فرانسه هم فرزند همین امینالله حسین است.] اعتراضات و مذاکرات درباره استرداد فیروزه در دوران رضاشاه و پس از او نیز بینتیجه ادامه یافت. آقای احمدی در یادداشت خود در پرانتز افزودهاند که «فیروزه هیچگاه به ایران مسترد نشد» این تذکر از زمان قرارداد آخال تا بیش از 80 سال واقعیت دارد. اما شوروی پس از مرگ استالین به سازشی تن داد و در ازای الحاق فیروزه به ترکمنستان، ضمن برخی اصلاحات مرزی، در سال 1333 شمسی به موجب قراردادی که به تصویب مجلس ایران هم رسید، پس از 80 سال کشمکش صد کیلومترمربع از ناحیه مغان در شمال اردبیل و 20 کیلومترمربع در سرخس خراسان و 20 کیلومترمربع در «دیمان» و بخشی از زمینهای «یدی اولر» را در نزدیکی آستارا به ایران واگذار کرد. دشت مغان و یدی اولر از بهترین زمینهای کشاورزی منطقهاند و منطقه سرخس منابع گاز دارد و میتوان گفت در این مورد ایران بازنده نبوده است...
همچنان که مذاکرات درباره دریافت مطالبات ایران از شوروی بابت هزینههای جنگ جهانی دوم و کرایه راهآهن ایران که مورد استفاده آنها برای حمل تجهیزات آمریکایی بود نیز در همان سال سرانجام به نتیجه رسید و پس از سالها چانهزنی با دریافت 11 تن طلا مصالحه شد؛ برخلاف برخی ادعاها ایران طلای سپرده یا امانت در شوروی نداشت بلکه چون ارز شوروی اعتبار نداشت، مطالبات باقیمانده به صورت شمش طلا تسعیر و دریافت شد که با نشان داس و چکش به خزانه بانک ملی ایران [بعدا بانک مرکزی] سپرده شد.