|

«نيچر»، انعکاسی از چگونگی پروبال‌گرفتن علم

قرن نوزدهم و اختراع طبیعت

عطا کالیراد.پژوهشگر تکامل در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی

آیا همه زیبایی

در تماس با فلسفه سرد از میان نمی‌رود؟
زمانی رنگین‌کمانی حیرت‌انگیز در آسمان می‌زیست
تارش را، پودش را می‌دانستیم؛ وجودش پرسش‌انگیز نبود
در فهرست بی‌روح چیزهای پیش‌پاافتاده
فلسفه بال‌های فرشته را می‌بُرد
تمامی سحر را با حدود و قواعد از میان می‌برد
هوای از شبح‌ و لانه از جن تهی می‌شود
رنگین‌کمانی را که از پیش بود ریش‌ریش می‌کند
عفریتِ لطیف، به سایه پناه می‌برد.
جان کیتز، ۱۸۲۰
مجله نِیچِر که گهگاه از سوی فارسی‌زبانان «طبیعت» نیز خوانده می‌شود، در میان پژوهشگران وطنی بیشتر به قبله آمال می‌ماند تا نشریه علمی؛ محلی برای نشر «بهترین» و «عالی‌ترین» پژوهش‌های علمی و مهری بر نبوغ دانشمندان. انتشار مقاله‌ای علمی در این نشریه و نشریات همسنگ آن (مانند سایِنس،PNAS و امثالهم) چنان دستاوردی است که خود به خبری فرح‌بخش مبدل می‌شود؛ گواهی‌اي بر پیشرفت و رشد علمی در کشور. نگاهی به فهرست بلندبالای دستاوردهایی که نخستین‌بار در این نشریه به زیور طبع آراسته شدند؛ از کشف ساختاری مارپیچ دوگانه DNA از سوی «فرانسیس کریک» و «جِیمز واتسون» گرفته تا کشف ساختار پروتئین (میوگلوبین) برای نخستین‌بار و انتشار ویراست نخست توالی ژنوم انسان در ابتدای قرن بیست‌ویکم، چنین دیدگاهی را تا حدی تقویت می‌کند. این دید فروکاست‌گرایانه اما مجله نِیچر را در شمار ارجاعات و درجه اثر آن در قیاس با مجلات دیگر می‌بیند. «آرتور سی کلارک»، نویسنده شهیر داستان‌های علمی- تخیلی، تمییزدادن فناوری پیشرفته از سِحر را دشوار می‌دانست. شاید با خلاصه‌کردن نِیچِر در شمار ارجاعات دیگران به مقالات منتشره در آن، ما به آن نشریه همانند پدیده‌ای سحرآلود می‌نگریم؛ سحری که به‌چنگ‌آوردنش منجر به پیشرفت علمی ما خواهد شد.
نِیچِر، تبلور روح زمانه
شماری از جزایرنشینان منزوی در برخورد با استعمارگران غربی و شرقی چنان محو فناوری این بیگانگان شدند که تا پرستش فناوری نیز پیش رفتند. آیین‌های محموله‌پرستی که در برخی جزایر اقیانوس آرام در جنگ‌ جهانی دوم مشاهد شد، از نتایج مواجهه قبایل با فناوری میانه قرن بیستم بود. در چارچوب این آیین، مصنوعاتی شبیه به برج مراقبت و فرودگاه سرهم می‌شدند به این امید که هواپیما و محموله‌ها به‌واسطه وجود این علائم پدید آیند، اما همان‌گونه که در پس ظاهر فرودگاه، تاریخی از عقاید نهفته است که جز با آگاهی از آن محموله‌ای ظاهر نمی‌شود، نِیچِر نیز بیش از ارزش عددی است که ما بر آن بنهیم؛ انعکاسی است از چگونگی پروبال‌گرفتن علم و شاید مشعلی برای روشن‌کردن مسیری که ما در آن قدم گذاشته‌ایم. بازتولید جامعه علمی که در آن بحث و تبادل‌نظر در میان دانشمندان و دانشجویان علم اصل باشد، به دوام و اهمیت نشریه‌ای مانند نِیچِر و نشریاتی مشابه انجامید. جامعه علمی هم‌معنی با رشد علمی به معنای کمّی آن نیست. می‌توان توده‌ای از مقالات تولید کرد و لشکری از پژوهشگران پروراند و دریغ از جامعه‌ای علمی. تنها با نهادینه‌کردن پرسشگری و نقادی علمی در میان دانشجویان می‌توان به انتظار پیدایش ایده‌های نو و چالش عقاید کهن در علوم نشست. نِیچِر را شاید بتوان تبلور روح زمانه خود دانست؛ زمانی که دنیای طبیعت رازی بود در برابر انسان غربی. شاید شهیرترین افراد در قرن نوزدهم، «آلِکساندِر فون هومبولت» بود؛ عالمی پروسی که کاوشش در آمریکای جنوبی بی‌شباهت به سفر «چارلز داروین» نبود و سفرنامه‌اش از معدود کتاب‌هایی بود که «داروین» در طول سفرش بر عرشه اِچ‌اِم‌اِس بیگل به‌همراه داشت. «رالف والدو اِمِرسون» او را یکی از عجایبِ خلقت و هم‌سنگِ «ارسطو» خواند. «اِدگار اَلِن پو» آخرین اثرش، «اُرِکا»، را به او تقدیم کرد. «تامِس جِفِرسون» چنان مجذوب او شده بود که تا آخر عمر به مکاتبه با او پرداخت. هرچند پای او به غرب ایالات متحده باز نشد، 36 شهر، بخش، کوه، سال و غار نام او را به دوش می‌کشند. «هومبولت» تنها کاوشگری نبود که با دیدی علمی به پویش ناشناخته‌ها مشغول بود، اما در شناساندن مفهومی جدید از «طبیعت» نقشی اساسی ایفا کرد. پیدایش مفهومی تازه از «طبیعت» انتشار نشریه‌اي مانند نِیچِر به زبان انگلیسی در نیمه دوم قرن نوزدهم را طبیعتا به دنبال دارد. گرچه انتشار مجله‌ای در باب علم به شکلی برای تحصیل‌کردگان کاری تازه نبود، انجمن سلطنتی علم از پیش‌ترها به این امر پرداخته بود، اما نِیچِر که در پس انتشار منشأ انواع (۱۸۵۹) «داروین» پدید آمد، دوام خود را تا حد زیادی مدیون مردانی و در آن دوران تنها «مردان»ي مانند «هاکسلی»، «هوکِر»، «اِسپِنسر» و دیگرانی بود که طبیعت‌گرایی علمی را هدف قرار داده و در جلسات مداوم به بحث و تبادل‌‌نظر در این باب می‌پرداختند، اما چنین مباحثاتی محدود به دانشمندان و حلقه‌هایی از متخصصان نبود؛ افرادی مانند «هاکسلی» ترویج علم در میان عموم را نیز از وظایف خود می‌دانستند و از ایراد سخنرانی برای بزرگ‌سالانی که با عقاید علمی ناآشنا بودند، ابایی نداشتند. نباید از یاد برد که واژه علم در ابتدای قرن نوزدهم از سوی فیلسوف انگلیسي، «ویلیام هیواِل»، وضع شد و روش‌شناسی طبیعت‌گرایانه به‌تازگی باب شده بود. «این علم، برخلاف آنچه برخی باور دارند، صورتی از سحر و جادو نیست که برای خوشامد مذاق قرن نوزدهم دستخوش تغییر شده است و تنها به‌واسطه ازمیان‌رفتن دستگاه تفتیش عقاید گسترش یافته است» (هاکسلی، ۱۸۵۴). در میانه چنین تحولاتی و پیدایش نظریه «داروین» است که نِیچِر پدید می‌آید؛ دوره‌ای که طبیعت‌گرایی رمانتیک کیتز را کنار نهاده بود و ترسی از «ریش‌ریش‌کردن رنگین‌کمان» نداشتند. تنها نگاهی پویش‌گرانه و کنجکاوانه به طبیعت با راه و روش علم جدید می‌توانست به ایده‌ای مانند نظریه تکامل منجر شود، اما پیوستگی چنین جنبش علمی‌ای به بحث و جدل و نقادی عالمانه نیازمند بود؛ ویژگی‌اي که تا به امروز از خصوصیات اصلی علم جدید برشمرده می‌شود. از همان ابتدا، نِیچِر تنها محلی برای به‌نمایش‌گذاشتن کشفیات جدید و ایده‌های بدیع علمی نبود، بلکه می‌شد شکل‌گیری علم را از میان واژگان و سطور دید؛ محلی که نقادی عقاید ارزشی همسر انتشار آن عقاید و کشفیات داشت. اهمیت این نشریه چنان بود که نخستین دهه قرن بیستم، «گادفِری هارولد هاردی»، ریاضی‌دان انگلیسی، به منظور دوری از جنجال‌آفرینی، مقاله کوتاهش درخصوص تعادل هاردی- واینبِرگ را به نشریه نوپای سایِنس که در آن‌سوی اقیانوس اطلس منتشر می‌شد و نه نِیچِر، ارسال کرد.

آیا همه زیبایی

در تماس با فلسفه سرد از میان نمی‌رود؟
زمانی رنگین‌کمانی حیرت‌انگیز در آسمان می‌زیست
تارش را، پودش را می‌دانستیم؛ وجودش پرسش‌انگیز نبود
در فهرست بی‌روح چیزهای پیش‌پاافتاده
فلسفه بال‌های فرشته را می‌بُرد
تمامی سحر را با حدود و قواعد از میان می‌برد
هوای از شبح‌ و لانه از جن تهی می‌شود
رنگین‌کمانی را که از پیش بود ریش‌ریش می‌کند
عفریتِ لطیف، به سایه پناه می‌برد.
جان کیتز، ۱۸۲۰
مجله نِیچِر که گهگاه از سوی فارسی‌زبانان «طبیعت» نیز خوانده می‌شود، در میان پژوهشگران وطنی بیشتر به قبله آمال می‌ماند تا نشریه علمی؛ محلی برای نشر «بهترین» و «عالی‌ترین» پژوهش‌های علمی و مهری بر نبوغ دانشمندان. انتشار مقاله‌ای علمی در این نشریه و نشریات همسنگ آن (مانند سایِنس،PNAS و امثالهم) چنان دستاوردی است که خود به خبری فرح‌بخش مبدل می‌شود؛ گواهی‌اي بر پیشرفت و رشد علمی در کشور. نگاهی به فهرست بلندبالای دستاوردهایی که نخستین‌بار در این نشریه به زیور طبع آراسته شدند؛ از کشف ساختاری مارپیچ دوگانه DNA از سوی «فرانسیس کریک» و «جِیمز واتسون» گرفته تا کشف ساختار پروتئین (میوگلوبین) برای نخستین‌بار و انتشار ویراست نخست توالی ژنوم انسان در ابتدای قرن بیست‌ویکم، چنین دیدگاهی را تا حدی تقویت می‌کند. این دید فروکاست‌گرایانه اما مجله نِیچر را در شمار ارجاعات و درجه اثر آن در قیاس با مجلات دیگر می‌بیند. «آرتور سی کلارک»، نویسنده شهیر داستان‌های علمی- تخیلی، تمییزدادن فناوری پیشرفته از سِحر را دشوار می‌دانست. شاید با خلاصه‌کردن نِیچِر در شمار ارجاعات دیگران به مقالات منتشره در آن، ما به آن نشریه همانند پدیده‌ای سحرآلود می‌نگریم؛ سحری که به‌چنگ‌آوردنش منجر به پیشرفت علمی ما خواهد شد.
نِیچِر، تبلور روح زمانه
شماری از جزایرنشینان منزوی در برخورد با استعمارگران غربی و شرقی چنان محو فناوری این بیگانگان شدند که تا پرستش فناوری نیز پیش رفتند. آیین‌های محموله‌پرستی که در برخی جزایر اقیانوس آرام در جنگ‌ جهانی دوم مشاهد شد، از نتایج مواجهه قبایل با فناوری میانه قرن بیستم بود. در چارچوب این آیین، مصنوعاتی شبیه به برج مراقبت و فرودگاه سرهم می‌شدند به این امید که هواپیما و محموله‌ها به‌واسطه وجود این علائم پدید آیند، اما همان‌گونه که در پس ظاهر فرودگاه، تاریخی از عقاید نهفته است که جز با آگاهی از آن محموله‌ای ظاهر نمی‌شود، نِیچِر نیز بیش از ارزش عددی است که ما بر آن بنهیم؛ انعکاسی است از چگونگی پروبال‌گرفتن علم و شاید مشعلی برای روشن‌کردن مسیری که ما در آن قدم گذاشته‌ایم. بازتولید جامعه علمی که در آن بحث و تبادل‌نظر در میان دانشمندان و دانشجویان علم اصل باشد، به دوام و اهمیت نشریه‌ای مانند نِیچِر و نشریاتی مشابه انجامید. جامعه علمی هم‌معنی با رشد علمی به معنای کمّی آن نیست. می‌توان توده‌ای از مقالات تولید کرد و لشکری از پژوهشگران پروراند و دریغ از جامعه‌ای علمی. تنها با نهادینه‌کردن پرسشگری و نقادی علمی در میان دانشجویان می‌توان به انتظار پیدایش ایده‌های نو و چالش عقاید کهن در علوم نشست. نِیچِر را شاید بتوان تبلور روح زمانه خود دانست؛ زمانی که دنیای طبیعت رازی بود در برابر انسان غربی. شاید شهیرترین افراد در قرن نوزدهم، «آلِکساندِر فون هومبولت» بود؛ عالمی پروسی که کاوشش در آمریکای جنوبی بی‌شباهت به سفر «چارلز داروین» نبود و سفرنامه‌اش از معدود کتاب‌هایی بود که «داروین» در طول سفرش بر عرشه اِچ‌اِم‌اِس بیگل به‌همراه داشت. «رالف والدو اِمِرسون» او را یکی از عجایبِ خلقت و هم‌سنگِ «ارسطو» خواند. «اِدگار اَلِن پو» آخرین اثرش، «اُرِکا»، را به او تقدیم کرد. «تامِس جِفِرسون» چنان مجذوب او شده بود که تا آخر عمر به مکاتبه با او پرداخت. هرچند پای او به غرب ایالات متحده باز نشد، 36 شهر، بخش، کوه، سال و غار نام او را به دوش می‌کشند. «هومبولت» تنها کاوشگری نبود که با دیدی علمی به پویش ناشناخته‌ها مشغول بود، اما در شناساندن مفهومی جدید از «طبیعت» نقشی اساسی ایفا کرد. پیدایش مفهومی تازه از «طبیعت» انتشار نشریه‌اي مانند نِیچِر به زبان انگلیسی در نیمه دوم قرن نوزدهم را طبیعتا به دنبال دارد. گرچه انتشار مجله‌ای در باب علم به شکلی برای تحصیل‌کردگان کاری تازه نبود، انجمن سلطنتی علم از پیش‌ترها به این امر پرداخته بود، اما نِیچِر که در پس انتشار منشأ انواع (۱۸۵۹) «داروین» پدید آمد، دوام خود را تا حد زیادی مدیون مردانی و در آن دوران تنها «مردان»ي مانند «هاکسلی»، «هوکِر»، «اِسپِنسر» و دیگرانی بود که طبیعت‌گرایی علمی را هدف قرار داده و در جلسات مداوم به بحث و تبادل‌‌نظر در این باب می‌پرداختند، اما چنین مباحثاتی محدود به دانشمندان و حلقه‌هایی از متخصصان نبود؛ افرادی مانند «هاکسلی» ترویج علم در میان عموم را نیز از وظایف خود می‌دانستند و از ایراد سخنرانی برای بزرگ‌سالانی که با عقاید علمی ناآشنا بودند، ابایی نداشتند. نباید از یاد برد که واژه علم در ابتدای قرن نوزدهم از سوی فیلسوف انگلیسي، «ویلیام هیواِل»، وضع شد و روش‌شناسی طبیعت‌گرایانه به‌تازگی باب شده بود. «این علم، برخلاف آنچه برخی باور دارند، صورتی از سحر و جادو نیست که برای خوشامد مذاق قرن نوزدهم دستخوش تغییر شده است و تنها به‌واسطه ازمیان‌رفتن دستگاه تفتیش عقاید گسترش یافته است» (هاکسلی، ۱۸۵۴). در میانه چنین تحولاتی و پیدایش نظریه «داروین» است که نِیچِر پدید می‌آید؛ دوره‌ای که طبیعت‌گرایی رمانتیک کیتز را کنار نهاده بود و ترسی از «ریش‌ریش‌کردن رنگین‌کمان» نداشتند. تنها نگاهی پویش‌گرانه و کنجکاوانه به طبیعت با راه و روش علم جدید می‌توانست به ایده‌ای مانند نظریه تکامل منجر شود، اما پیوستگی چنین جنبش علمی‌ای به بحث و جدل و نقادی عالمانه نیازمند بود؛ ویژگی‌اي که تا به امروز از خصوصیات اصلی علم جدید برشمرده می‌شود. از همان ابتدا، نِیچِر تنها محلی برای به‌نمایش‌گذاشتن کشفیات جدید و ایده‌های بدیع علمی نبود، بلکه می‌شد شکل‌گیری علم را از میان واژگان و سطور دید؛ محلی که نقادی عقاید ارزشی همسر انتشار آن عقاید و کشفیات داشت. اهمیت این نشریه چنان بود که نخستین دهه قرن بیستم، «گادفِری هارولد هاردی»، ریاضی‌دان انگلیسی، به منظور دوری از جنجال‌آفرینی، مقاله کوتاهش درخصوص تعادل هاردی- واینبِرگ را به نشریه نوپای سایِنس که در آن‌سوی اقیانوس اطلس منتشر می‌شد و نه نِیچِر، ارسال کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.