|

جزئیات جلسه رونمایی از کتاب «نزاع بر سر شهر» به قلم علی اعطا

«نزاع بر سر شهر»؛ بحث درباره شیوه اداره تهران

رونمایی از کتاب «نزاع بر سر شهر» بهانه‌ای شد تا مدیران شهری، استادان دانشگاه و پژوهشگران درباره مسئله‌ای صحبت کنند که سال‌هاست در پس تصمیم‌های شهری پنهان مانده: اینکه شهر چگونه اداره می‌شود، چه کسی در این تصمیم‌ها نقش دارد و چرا تجربه‌های مدیریت شهری کمتر به حافظه عمومی راه پیدا می‌کند.

«نزاع بر  سر  شهر»؛ بحث درباره شیوه اداره تهران
نورا حسینی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 رونمایی از کتاب «نزاع بر سر شهر» بهانه‌ای شد تا مدیران شهری، استادان دانشگاه و پژوهشگران درباره مسئله‌ای صحبت کنند که سال‌هاست در پس تصمیم‌های شهری پنهان مانده: اینکه شهر چگونه اداره می‌شود، چه کسی در این تصمیم‌ها نقش دارد و چرا تجربه‌های مدیریت شهری کمتر به حافظه عمومی راه پیدا می‌کند. این نشست یک محور مشترک داشت: اداره شهر؛ نه از زاویه ساخت پروژه‌های عمرانی، بلکه از زاویه تصمیم‌هایی که سال‌ها بعد اثرشان در زندگی مردم دیده می‌شود. پیروز حناچی از روزهایی گفت که انتشار یک گزارش یا یک یادداشت، تصمیم‌های کمیسیون ماده پنج را زیر فشار افکار عمومی قرار می‌داد. هادی خانیکی از شهری گفت که بدون گفت‌وگو، به جایی برای عبور از کنار یکدیگر تبدیل می‌شود، نه زندگی در کنار هم. حسین ایمانی جاجرمی هم یادآوری کرد بخش بزرگی از تاریخ مدیریت شهری ایران اصلا نوشته نشده و هر مدیر تجربه‌ای را با خود می‌برد که دیگران از آن بی‌خبر می‌مانند. در این روایت مسئله فقط تراکم‌فروشی، باغ‌های تهران، ایمنی ساختمان‌ها یا شوراهای شهر نیست. بحث بر سر این است که تصمیم‌های شهری چگونه شکل می‌گیرند، چه کسانی بر آنها اثر می‌گذارند و چرا جامعه معمولا وقتی از یک تصمیم باخبر می‌شود که دیگر امکان تغییر آن وجود ندارد. به همین دلیل، کتاب «نزاع بر سر شهر» بیش از آنکه مجموعه‌ای از یادداشت‌های روزنامه‌ای باشد، روایتی از پشت‌ صحنه تصمیم‌هایی است که هر روز در خیابان‌های شهر نتیجه آنها دیده می‌شود؛ تصمیم‌هایی که گاهی سال‌ها بعد، هزینه یا فایده واقعی‌شان آشکار می‌شود.

اصلاح مدیریت شهری از جایی آغاز می‌شود که مطالبه عمومی شکل بگیرد

پیروز حناچی، شهردار پیشین تهران، در این مراسم گفت: این کتاب حاصل تجربه‌های نویسنده در حوزه معماری، فعالیت در دبیرخانه شورای ‌عالی شهرسازی و معماری، بخش خصوصی و مهم‌تر از همه، حضور در شورای شهر به عنوان نماینده مردم است. او با اشاره به تجربه خود در اوایل دهه ۱۳۹۰ افزود: در آن مقطع، کشور و شهرها با بی‌نظمی‌های گسترده‌ای روبه‌رو بودند و برای اصلاح وضعیت، باید ابتدا اعتماد عمومی جلب و زمینه مشارکت مردم فراهم می‌شد. نخستین گام نیز تبیین واقعیت‌ها و اطلاع‌رسانی درباره مسائل شهر بود تا حساسیت عمومی نسبت به آنها شکل بگیرد. حناچی گفت: در آن دوره، تلاش می‌کردیم موضوعات مهم شهرسازی و تصمیم‌های 

شورای ‌عالی شهرسازی پیش از تصویب یا هم‌زمان با بررسی، برای افکار عمومی تشریح شود. این روند به تدریج برخی مطالبات را به خواسته عمومی تبدیل کرد و زمینه اصلاح برخی رویه‌ها را فراهم آورد.

شهردار پیشین تهران با اشاره به یکی از جلسات کمیسیون ماده پنج اظهار کرد: در یکی از پرونده‌ها، شهردار وقت از اعضای کمیسیون خواست مصوبه‌ای را باطل کنند، زیرا فشار افکار عمومی به اندازه‌ای افزایش یافته بود که ادامه آن تصمیم ممکن نبود. به گفته او، این تجربه نشان داد فشار اجتماعی، اگر آگاهانه و درست شکل بگیرد، می‌تواند بر تصمیم‌های مدیران شهری اثرگذار باشد. او افزود: یکی از محورهای اصلی کتاب نیز همین موضوع است؛ اینکه مطالبه‌گری عمومی و مشارکت شهروندان چگونه می‌تواند مسیر حکمرانی شهری را تغییر دهد. حناچی در ادامه با اشاره به مفهوم «حق بر شهر» گفت: این موضوع امروز به یکی از نظریه‌های مهم شهرسازی تبدیل شده است. نخستین بار هانری لوفور در سال ۱۹۶۸ آن را مطرح کرد و بعدها اندیشمندانی مانند دیوید هاروی آن را بسط دادند. به گفته او، ایده اصلی «حق بر شهر» این است که شهر نباید صرفا به عنوان یک کالا دیده شود و اداره آن نیز نباید فقط بر مبنای منطق بازار و منافع اقتصادی شکل بگیرد، بلکه شهروندان باید در تعیین سرنوشت و آینده شهر نقش مؤثر داشته باشند. او با بیان اینکه معیار شهرهای موفق امروز نیز عدالت در بهره‌مندی از امکانات شهری است، گفت: بهترین شهرها، شهرهایی هستند که شهروندان بتوانند به شکلی برابر از مواهب شهر استفاده کنند. توسعه قلمرو عمومی و فضاهای شهری که همه مردم در همه ساعات شبانه‌روز بتوانند از آنها بهره ببرند، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های این عدالت است.

او تأکید کرد: نحوه اداره شهرها ارتباط مستقیمی با تحقق این هدف دارد. هر زمان شهر به یک کالا تبدیل شود و منابع مالی آن از محل «فروش شهر» تأمین شود، پیامدهای منفی آن دیر یا زود آشکار خواهد شد. حناچی با اشاره به پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه گفت: برخی مطالعات دانشگاهی تلاش کرده‌اند هزینه‌های واقعی اداره شهر از طریق فروش تراکم و منابع مشابه را محاسبه کنند. این هزینه‌ها معمولا در کوتاه‌مدت دیده نمی‌شوند و به همین دلیل ممکن است تصور شود چنین شیوه‌ای موفق بوده است، در حالی که آثار و تبعات آن سال‌ها بعد نمایان می‌شود. او با اشاره به جایگاه مدیریت شهری در نظام تصمیم‌گیری کشور، گفت: مدیریت شهری نیازمند توجه بیشتری در سطح سیاست‌گذاری ملی است و تقویت نگاه تخصصی به این حوزه می‌تواند به تصمیم‌های مؤثرتر در آینده منجر شود. حناچی، شهردار پیشین تهران، با اشاره به پیوند مدیریت شهری و سیاست‌گذاری ملی گفت: در مجلس شورای اسلامی حدود ۱۶۸ نماینده سابقه فعالیت در مدیریت شهری را دارند؛ افرادی که پیش‌تر عضو شورای شهر، شهردار، معاون شهردار یا در دیگر مسئولیت‌های مدیریت شهری بوده‌اند. او افزود: به اعتقاد من، میان این آمار و شیوه اداره شهرها ارتباط مستقیمی وجود دارد. مدیریت شهری دیگر صرفا یک موضوع محلی نیست و آثار آن به عرصه سیاست ملی نیز کشیده شده و بر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور تأثیر گذاشته است. حناچی تأکید کرد: موضوعی که در کتاب «نزاع بر سر شهر» مطرح شده، از مهم‌ترین مسائل مرتبط با کیفیت حکمرانی شهری است و لازم است درباره آن بیشتر گفت‌وگو شود. شهردار پیشین تهران ادامه داد: برای بهبود اداره شهرها باید امکان شنیدن دیدگاه‌های متفاوت، نقدهای تخصصی و نظرات اجتماعی فراهم شود تا این دیدگاه‌ها در فرایند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری شهری اثرگذار باشند.

در ادامه هادی خانیکی، استاد دانشگاه، همچنین با تأکید بر اهمیت پیوند میان پژوهش دانشگاهی و روزنامه‌نگاری گفت: یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های پژوهشگران حوزه ارتباطات این است که به آثارشان برچسب «کار ژورنالیستی» زده می‌شود؛ گویی پژوهش‌های مسئله‌محور و مرتبط با جامعه، ارزش علمی کمتری دارند. او با اشاره به ویژگی‌های کتاب گفت: این اثر حاصل پیوند سه تجربه است؛ نگاه نظری یک پژوهشگر شهری، نگاه انتقادی یک روزنامه‌نگار مسئله‌محور و تجربه فردی که در جایگاه عضو شورای شهر، از درون فرایندهای تصمیم‌گیری شهری را دیده است. خانیکی افزود: همین ترکیب باعث شده کتاب نه یک گزارش پژوهشی صرف باشد، نه گزارشی اداری و نه متنی انتزاعی. کتاب بر یک پرسش اساسی بنا شده است: «شهر متعلق به چه کسی است؟»؛ آیا شهر در اختیار نظام مدیریت شهری، شهروندان، برنامه‌ریزان یا بازیگران دیگری است؟ به گفته این استاد دانشگاه، مهم‌ترین دستاورد کتاب، تغییر زاویه نگاه از «مدیریت شهری» به «حکمرانی شهری» است. او توضیح داد: نویسنده از رویکرد صرفا فنی، مهندسی و اجرایی فاصله گرفته و به موضوعاتی مانند قدرت، شفافیت، مشارکت شهروندان و منافع عمومی پرداخته است. خانیکی همچنین گفت چهار میدان اصلی نزاع در این کتاب بررسی شده است؛ نزاع‌هایی که هدفشان تقابل نیست، بلکه دعوت به گفت‌وگو و رسیدن به فهم مشترک درباره مسائل شهر است. به گفته او، کتاب تلاش می‌کند از منظر ارتباطات، گفت‌وگو را به عنوان راهی برای حل مسائل و اختلافات شهری پیش‌روی مخاطب قرار دهد. او با تشریح محورهای کتاب «نزاع بر سر شهر» گفت: نخستین میدان مورد بحث این کتاب، «حق بر شهر» است؛ موضوعی که با نمونه‌هایی مانند سرنوشت تئاتر شهر و برگزاری کنسرت در میدان آزادی پس از جنگ ۱۲روزه، این پرسش را مطرح می‌کند که شهر واقعا متعلق به چه کسی است؟ او افزود: در این نگاه، شهروندان نباید صرفا تماشاگر شهر باشند. کتاب از مفهوم «شهرخوان» فاصله می‌گیرد و بر «شهرنویسی» و عاملیت شهروندان در شکل‌دادن به فضای عمومی تأکید می‌کند. از این منظر، فضای عمومی فقط یک کالبد فیزیکی نیست، بلکه میدان گفت‌وگوی جامعه است و اگر چنین کارکردی نداشته باشد، باید آن را به عنوان یک مطالبه و حق شهروندی دنبال کرد. 

‌خانیکی دومین میدان نزاع را تعارض میان حکمرانی شهری و منافع گروهی دانست و گفت: کتاب با اشاره به موضوعاتی مانند کمیسیون ماده 5 و تراکم‌فروشی، نشان می‌دهد تصمیماتی که ظاهری کارشناسی و کالبدی دارند، از تعیین مسیر بزرگراه تا افزایش تراکم، در بسیاری موارد بازتاب نزاعی پنهان میان منافع عمومی و منافع گروه‌های ذی‌نفوذ هستند. او ادامه داد: سومین محور کتاب به ایمنی و امنیت شهری اختصاص دارد. نمونه‌هایی مانند فاجعه متروپل و ناایمنی‌های تهران نشان می‌دهد که ایمنی فقط یک مسئله مهندسی نیست، بلکه به شفافیت، پاسخ‌گویی، حضور نهادهای ناظر و کیفیت حکمرانی گره خورده است. به گفته این استاد دانشگاه، چهارمین میدان نزاع نیز به طبیعت شهر و محیط زیست می‌پردازد. او گفت: تخریب باغ‌های تهران تنها از بین رفتن چند درخت نیست، بلکه نابودی حافظه تاریخی شهر و کاهش کیفیت زندگی شهروندان به سود منافع کوتاه‌مدت برخی گروه‌هاست.

خانیکی تأکید کرد: اگرچه کتاب بر تجربه تهران استوار است، اما در واقع روایت رنج مشترک بسیاری از شهرهای ایران است؛ رنجی که در فروش حقوق شهر، کاهش مشارکت شهروندان و بحران اعتماد عمومی خود را نشان می‌دهد. او گفت: شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست، بلکه عرصه‌ای اجتماعی و فرهنگی است که هویت جمعی در آن شکل می‌گیرد. امروز اختلال ارتباطی جامعه را می‌توان در میدان‌های شهر، فضاهای عمومی و حتی در شیوه مواجهه شهروندان با یکدیگر مشاهده کرد؛ نشانه‌ای از آنچه می‌توان «لکنت ارتباطی» جامعه نامید.

شهر بدون روایت، حافظه ندارد و از دل فاجعه عبور نمی‌کند

خانیکی در ادامه سخنان خود با اشاره به مفهوم «نزاع» در عنوان کتاب «نزاع بر سر شهر» گفت: این نزاع، دعوت به ناامیدی نیست، بلکه در دل خود امید دارد؛ امید به اینکه حق بر شهر تنها از مسیر گفت‌وگو، مشارکت مدنی و کنشگری شهروندان محقق می‌شود. او افزود: پیام کتاب این است که شهر تا زمانی زنده می‌ماند که شهروندان آن دارای عاملیت باشند و برای دفاع از عرصه‌های عمومی، منافع جمعی و حق بر شهر‌ نقش‌آفرینی کنند. شهروندان نباید فقط «خواننده» شهر باشند، بلکه باید در ساختن و روایت آن مشارکت داشته باشند.

خانیکی با اشاره به ویژگی‌های نوشته‌های نویسنده کتاب گفت: مطالب این اثر برخلاف نوشته‌های انتزاعی، مسئله‌محور، زمان‌مند و مکان‌مند هستند و بر واقعیت‌های عینی شهر تکیه دارند. به باور او، این کتاب می‌تواند زمینه گفت‌وگو میان کارشناسان شهری، منتقدان و مدیران و سیاست‌گذاران را فراهم کند.

این استاد دانشگاه سپس بر اهمیت «روایت شهر» تأکید کرد و گفت: شهری که روایت نداشته باشد، حافظه هم نخواهد داشت. جامعه امروز ایران، به‌ویژه تهران، تجربه جنگ، بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و احساس دائمی ناامنی را پشت سر می‌گذارد. در چنین شرایطی، شهروندان حتی نمی‌توانند برای ساده‌ترین امور زندگی خود برنامه‌ریزی کنند؛ اینکه سفر بروند یا نروند، فعالیت اقتصادی داشته باشند یا نداشته باشند، یا نگران وقوع دوباره بحران باشند. او ادامه داد: فاجعه فقط سیل و زلزله نیست؛ شهری که هر روز با اضطراب و نااطمینانی زندگی می‌کند نیز درگیر فاجعه است و اگر نتواند تجربه‌های خود را روایت کند، امکان عبور از این وضعیت را از دست خواهد داد. خانیکی گفت: از منظر ارتباطات، شهر ظرفیت بزرگی برای آموختن دارد و روایت تجربه‌های شهری، بخشی از فرایند بازسازی حافظه جمعی و تقویت توان جامعه برای مواجهه با بحران‌هاست.

 گفت‌وگو، اکسیژن شهر است؛ بدون آن، نزاع به خشونت یا انفعال تبدیل می‌شود

این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود با تأکید بر نقش گفت‌وگو در حکمرانی شهری گفت: اگر بخواهیم مسئله امروز ایران را به یک موضوع تقلیل دهیم، آن موضوع «فقدان یا ضعف گفت‌وگو» است. گفت‌وگو، هم مسئله امروز ایران است و هم راه‌حل آن؛ هم از نظر نگرش و هم از نظر مهارت.

او افزود: من گفت‌وگو را اکسیژن شهر می‌دانم. شهر با گفت‌وگو نفس می‌کشد و در نبود آن، نزاع‌ها به خشونت، سکوت یا انفعال تبدیل می‌شوند. اگر قرار است نزاعی سازنده باشد، باید از مسیر گفت‌وگو عبور کند.

خانیکی با اشاره به نقش شهروندان در اداره شهر گفت: شهروند نباید مخاطبی منفعل باشد، بلکه باید به شنونده‌ای فعال و کنشگری مؤثر تبدیل شود؛ کسی که صدای شهر را می‌شنود و در شکل‌گیری میدان گفت‌وگو نقش دارد. این استاد دانشگاه تأکید کرد: هدف گفت‌وگو لزوما رسیدن فوری به توافق نیست. حتی در عرصه سیاست نیز نباید انتظار داشت همه اختلاف‌ها در مدت کوتاهی حل شوند. گفت‌وگو مسیری را می‌گشاید که در نهایت می‌تواند به تفاهم منجر شود. نخستین شرط این مسیر نیز به رسمیت شناختن «دیگری» و پذیرش تفاوت‌هاست، نه خاموش‌کردن صدای مخالف. او با اشاره به تجربه بازسازی شهرها پس از بحران گفت: آنچه شهرها را دوباره زنده می‌کند، فقط سیمان و فولاد نیست، بلکه بازسازی پیوندهای اجتماعی از طریق گفت‌وگو است.

خانیکی سپس به موضوع تاب‌آوری پرداخت و گفت: فاجعه فقط تخریب ساختمان‌ها نیست؛ روان جامعه، روابط اجتماعی، محیط زیست و فضای سیاسی شهر نیز درگیر بحران می‌شوند. به همین دلیل، تاب‌آوری نباید صرفا به معنای تحمل بیشتر باشد، بلکه یک کنش فعال است که در آن افراد برای مواجهه با بحران، نقش و مسئولیت خود را تعریف می‌کنند. او با اشاره به تجربه شخصی خود افزود: من این موضوع را در دوران ابتلا به سرطان تجربه کردم و توانستم با امید و گفت‌وگو با آن مواجه شوم. به همین دلیل معتقدم در مدیریت بحران‌های شهری نیز باید دید چگونه می‌توان فاجعه را به فرصتی برای بازسازی تبدیل کرد؛ موضوعی که فقط ابعاد فنی ندارد و جنبه‌های انسانی، اجتماعی و روایی آن نیز اهمیت دارد.

خانیکی گفت: شهر محل نزاع است، اما این نزاع زمانی سازنده خواهد بود که به گفت‌وگو، روایت و فهم مشترک از بحران منجر شود. به اعتقاد او، کتاب «نزاع بر سر شهر» را می‌توان فراخوانی برای بازپس‌گیری عاملیت شهروندان در ساخت و اداره زیستگاه‌های شهری دانست.

*تاریخ اداره شهر بدون روایت مدیران و شوراها ناقص می‌ماند

حسین ایمانی‌جاجرمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر نیز در مراسم رونمایی از کتاب «نزاع بر سر شهر» با تأکید بر اهمیت ثبت تجربه‌های مدیریت شهری گفت: یکی از مهم‌ترین ارزش‌های این کتاب، آن است که بخشی از تجربه سیاست‌گذاری شهری را روایت می‌کند؛ تجربه‌هایی که اگر ثبت نشوند، در گذر زمان از حافظه تاریخی شهر حذف خواهند شد. او با اشاره به نمونه‌هایی از تاریخ مدیریت شهری تهران افزود: امروز همه می‌دانند غلامرضا نیک‌پی، شهردار پیش از انقلاب، اعدام شد، اما روایت او از مدیریت شهر در دسترس نیست. اگر خاطرات و تجربه‌های او یا اعضای انجمن شهر تهران ثبت شده بود، امروز شناخت دقیق‌تری از آن دوره داشتیم.

ایمانی‌جاجرمی ادامه داد: بهترین آثار درباره تهران، روایت‌هایی هستند که از دل تجربه زیسته بیرون آمده‌اند؛ نمونه آن کتاب‌های جعفر شهری است که بدون داشتن منصب یا جایگاه دانشگاهی، تصویری ماندگار از زندگی اجتماعی تهران ارائه کرد. او با تقسیم حوزه مدیریت شهری به چند «میدان دانش» گفت: دانشگاه به پرسش «شهر چیست؟» پاسخ می‌دهد، متخصصان و برنامه‌ریزان به دنبال پاسخ این پرسش هستند که «چگونه می‌توان شهر را طراحی کرد؟»، مدیران شهری می‌پرسند «چگونه می‌توان شهر را اداره کرد؟»، جامعه مدنی به دنبال یافتن راهی برای مشارکت در اداره شهر است و بازار نیز به دنبال خلق ارزش اقتصادی از شهر است.

این جامعه‌شناس با اشاره به سابقه نویسنده کتاب گفت: او تجربه حضور در دانشگاه، مدیریت شهری، فعالیت حرفه‌ای و جامعه مدنی را هم‌زمان داشته و به همین دلیل، مطالب کتاب صرفا یادداشت‌های روزنامه‌ای نیست. نویسنده پیش از نگارش هر مطلب، قوانین، اسناد و دیدگاه‌های مختلف را بررسی کرده و همین موضوع به اعتبار اثر افزوده است. ایمانی‌جاجرمی همچنین گفت: این کتاب می‌تواند آغاز گفت‌وگویی جدی درباره موضوعاتی مانند درآمدهای پایدار شهری و اعتماد مدیریت شهری به شهروندان باشد؛ موضوعاتی که هنوز جای بحث و سیاست‌گذاری بیشتری دارند.

او در بخش دیگری از سخنانش، شوراهای شهر را یکی از مهم‌ترین اصلاحات حکمرانی شهری در ایران دانست و افزود: مدیریت محلی در ایران پیشینه‌ای طولانی دارد. قانون بلدیه مصوب سال ۱۲۸۶ از نخستین قوانین مجلس مشروطه بود و نشان می‌داد قانون‌گذاران آن دوره به اهمیت مشارکت مردم در اداره شهر توجه داشته‌اند.

ایمانی‌جاجرمی با اشاره به تداوم نهادهای مدیریت محلی از انجمن بلدیه تا شورای اسلامی شهر گفت: با وجود این سابقه، امروز نام و تجربه بسیاری از اعضای انجمن‌های بلدیه و انجمن‌های شهر به فراموشی سپرده شده است؛ زیرا روایت و خاطرات آنان ثبت نشده است. او از مدیران شهری خواست تجربه‌های خود را مکتوب کنند و گفت: عضویت در شورای شهر، شهرداری یا دیگر مسئولیت‌های عمومی، فرصتی استثنائی است که نصیب افراد اندکی می‌شود. این تجربه‌ها نباید پشت درهای بسته باقی بماند؛ ثبت آنها برای تاریخ مدیریت شهری و شناخت روند سیاست‌گذاری در ایران ضروری است. ایمانی‌جاجرمی تأکید کرد: آنچه از افراد در حافظه تاریخی باقی می‌ماند، نه صرفا مسئولیت‌هایشان، بلکه روایت‌هایی است که از تجربه زیسته خود برای نسل‌های بعد به یادگار می‌گذارند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.