مدیریت مادرانه؛ گمشده حکمرانی خوب
به بهانه پرونده فساد در شهرداری مشهد؛ وقتی شهر را خانه خود نمیدانیم
خبر تشکیل پرونده برای شبکهای از مدیران و کارکنان شهرداری مشهد و واسطههای مرتبط با آن، دوباره یک پرسش جدی را پیشروی افکار عمومی گذاشته است: چرا برخی مدیران، امانت عمومی را فرصتی برای منفعت شخصی میبینند؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شهناز رمارم: خبر تشکیل پرونده برای شبکهای از مدیران و کارکنان شهرداری مشهد و واسطههای مرتبط با آن، دوباره یک پرسش جدی را پیشروی افکار عمومی گذاشته است: چرا برخی مدیران، امانت عمومی را فرصتی برای منفعت شخصی میبینند؟
براساس اعلام مقام قضائی، در این پرونده برای ۲۲ نفر کیفرخواست صادر شده است؛ ۱۳ نفر از آنان مدیران و کارکنان شهرداری و ۹ نفر واسطههای مرتبط بودهاند. درباره دریافت رشوه در برخی فرایندهای ساختوساز و صدور تأییدیههای فنی نیز اتهامهایی مطرح شده است. بالطبع تشخیص مسئولیت افراد با دادگاه است، اما مسئلهای که باقی میماند، فراتر از این پرونده است.
فساد فقط مسئله چند متهم نیست؛ مسئله کیفیت حکمرانی است.
وقتی ساختارهای اداری بهگونهای عمل میکنند که شهروند برای رسیدن به حق خود به واسطه نیاز پیدا میکند، وقتی مجوز به کالای قابل معامله تبدیل میشود و وقتی منابع عمومی از «حق مردم» به «فرصت مدیر» تغییر معنا میدهد، باید در کنار برخورد قضائی، درباره فرهنگ مدیریت نیز سؤال کرد. اینجاست که شاید لازم باشد از تجربهای کمتر دیدهشده سخن بگوییم: مدیریت مادرانه.
نه به معنای اینکه زنان ذاتا مدیرانی پاکدستتر هستند، بلکه به این معنا که تجربه زندگی بسیاری از زنان، آنها را با نوعی از مدیریت منابع آشنا کرده است که اقتصاددانان و مدیران امروز از آن با مفاهیمی همچون اولویتبندی، آیندهنگری، مدیریت بحران و تخصیص بهینه منابع یاد میکنند.
در بسیاری از خانوادهها، منابع محدود است و نیازها فراوان. مادر باید میان خواستههای امروز و ضرورتهای فردا تعادل برقرار کند؛ هزینههای غیرضروری را حذف کند، برای روز مبادا پسانداز داشته باشد و در شرایط سخت، کیفیت و عزت خانواده را تا حد امکان حفظ کند. حکمرانی نیز همین است، با یک تفاوت بزرگ: منابع دیگر متعلق به یک خانواده نیست؛ متعلق به یک شهر و میلیونها شهروند است. اگر مدیر، بودجه عمومی را مانند پول خانواده خود ببیند، آیا برای هر پروژه غیرضروری هزینه میکند؟ اگر زمین و مجوز شهری را حق فرزندان خود بداند، آیا حاضر است آن را در ازای رابطه و رانت واگذار کند؟ اگر شهر را خانه خود بداند، آیا اجازه میدهد ایمنی یک ساختمان قربانی منفعت یک فرد شود؟
مدیریت مادرانه، در این معنا، یک ویژگی زیستی یا اخلاقی ذاتی نیست؛ یک فرهنگ مراقبت از منابع و انسانهاست.
مادر برای فرزند خود مافیا تشکیل نمیدهد. حق یک فرزند را به دیگری نمیفروشد. میان دختر و پسر در برخورداری از حق تبعیض نمیگذارد. وقتی پول کم است، سهمها را مدیریت میکند؛ خواستههای خودش را عقب میاندازد و برای آینده فرزندانش کنار میگذارد.
این همان نقطهای است که میتوان از خانه به حکمرانی رسید. شاید مدیر خوب کسی نباشد که فقط قوانین را بلد است؛ کسی باشد که بتواند حق مردم را مثل حق فرزند خودش ببیند. زنان ذاتا پاکدست نیستند و مردان ذاتا فاسد؛ مسئله جنسیت نیست؛ نوع نگاه به قدرت است. اگر قرار است مبارزه با فساد فقط به بازداشت چند نفر ختم نشود، باید به سراغ این نگاه برویم: قدرت ملک شخصی نیست؛ امانت مردم است. و شاید حکمرانی خوب، از همینجا آغاز شود؛ از لحظهای که مدیر، شهر را نه یک سازمان، بلکه خانه مردم ببیند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.