آیا ساختمانها میتوانند ما را خوشحال کنند؟
ما ساعتهای زیادی از عمرمان را میان دیوارها، پنجرهها، راهروها و اتاقها میگذرانیم، اما کمتر از خود میپرسیم که این فضاها چه اثری بر حال ما میگذارند. آیا خانهای تاریک و بیروح میتواند بر احساس خستگی و بیحوصلگی ما بیفزاید؟ آیا مدرسهای که نور، طبیعت و فضای تعامل ندارد، میتواند بر یادگیری کودکان اثر بگذارد؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ما ساعتهای زیادی از عمرمان را میان دیوارها، پنجرهها، راهروها و اتاقها میگذرانیم، اما کمتر از خود میپرسیم که این فضاها چه اثری بر حال ما میگذارند. آیا خانهای تاریک و بیروح میتواند بر احساس خستگی و بیحوصلگی ما بیفزاید؟ آیا مدرسهای که نور، طبیعت و فضای تعامل ندارد، میتواند بر یادگیری کودکان اثر بگذارد؟ آیا بیمارستانی که فقط برای درمان جسم طراحی شده، میتواند اضطراب بیمار را بیشتر کند؟ کتاب تازه «معماری شاد» با طرح همین پرسشها، معماری را از قالب یک دانش صرفا فنی بیرون میآورد و آن را به موضوعی انسانی، روانشناختی و اجتماعی تبدیل میکند.
معماری همیشه درباره ساختن بوده است؛ ساختن خانه، شهر، بنا و فضا. اما در سالهای اخیر، پرسشی مهم در میان معماران و پژوهشگران شکل گرفته است که آیا ساختمانها فقط باید نیازهای فیزیکی انسان را پاسخ دهند یا باید برای کیفیت زندگی، آرامش ذهن و احساس شادی او نیز برنامه داشته باشند؟
کتاب «معماری شاد؛ رویکردی انسانمحور به طراحی محیط» نوشته دکتر شیوا ولایتی، معمار و عضو هیئتعلمی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز، پاسخی علمی و در عین حال انسانی به این پرسش میدهد. این کتاب تلاش کرده نشان دهد که معماری خوب فقط مجموعهای از فرمها، مصالح و سازهها نیست؛ بلکه تجربهای است که هر روز بر احساس، رفتار و حتی سلامت روان ما اثر میگذارد.
انسان امروز بخش بزرگی از زندگی خود را در محیطهای ساختهشده، خانه، محل کار، مدرسه، مراکز درمانی و فضاهای شهری سپری میکند. بنابراین کیفیت این محیطها تنها مسئلهای مربوط به زیبایی یا کارایی نیست. یک فضای نامناسب میتواند اضطراب، خستگی و احساس بیتعلقی ایجاد کند و در مقابل، یک محیط طراحیشده براساس نیازهای انسانی میتواند آرامش، ارتباط اجتماعی، تمرکز و امید را افزایش دهد.
نویسنده در این کتاب با عبور از نگاه سنتی به معماری، میان دانش معماری و یافتههای روانشناسی محیط پیوند برقرار میکند. در کتاب «معماری شاد» به معنای استفاده از رنگهای شاد، فرمهای عجیب یا طراحیهای پُرزرقوبرق نیست. شادی در معماری حاصل هماهنگی مجموعهای از عوامل است؛ از نور طبیعی و کیفیت هوا گرفته تا ارتباط با طبیعت، تناسب فضا، امکان تعامل اجتماعی و احساس کنترل بر محیط.
نور در این نگاه علاوه بر عنصر فنی برای روشنکردن فضا، عاملی مؤثر بر ادراک، خلقوخو و ریتم زندگی انسان است. حضور نور طبیعی میتواند کیفیت تجربه حضور در یک محیط را تغییر دهد. به همین دلیل است که بسیاری از فضاهای موفق معماری، ارتباطی هوشمندانه با نور روز، چشمانداز بیرونی و تغییرات طبیعی دارند.
نویسنده همچنین به نقش طبیعت در طراحی محیط میپردازد؛ موضوعی که در معماری معاصر جهان جایگاه ویژهای پیدا کرده است. حضور گیاهان، آب، مصالح طبیعی و چشماندازهای سبز از فشارهای روانی میکاهد و حس آرامش و تعلق را تقویت میکند. این نگاه البته موضوع تازهای برای فرهنگهای معماری ایرانی نیست. بسیاری از عناصر معماری سنتی ایران، از حیاط مرکزی و باغ گرفته تا استفاده هوشمندانه از نور، سایه و آب، نشان میدهد که پیوند میان انسان و طبیعت همواره بخشی از تجربه فضایی بوده است.
شاید مهمترین پرسشی که این اثر پیشروی خواننده قرار میدهد، این باشد که اگر قرار است انسانها بیشتر عمر خود را در فضاهای ساختهشده بگذرانند، چرا این فضاها نباید به اندازه نیازهای جسمی، به نیازهای روحی آنان نیز توجه کنند؟
«معماری شاد» یادآوری میکند که ساختمانها فقط دیوار و سقف نیستند؛ آنها بخشی از تجربه زیستن ما هستند. معماری میتواند اضطراب را بیشتر کند یا آرامش بیافریند، میتواند انسانها را از هم دور کرده یا به هم نزدیکتر کند. آینده معماری شاید بیش از هر زمان دیگری به این وابسته باشد که چگونه میان ساختن فضا و ساختن حال خوب انسانها پیوند برقرار کنیم.
شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم چرا در بسیاری از شهرهای امروز، ساختمانها روزبهروز بلندتر میشوند اما زندگی در آنها لزوما بهتر نمیشود. معماری اگر فقط به ساختن دیوارها و پرکردن زمینها محدود شود، چیزی جز تولید فضا نیست؛ اما اگر انسان را در مرکز خود قرار دهد، میتواند به خلق زندگی کمک کند.