موتور دیزاین غربی در فلات ایران کار نمیکند
جستاری در طرح و طراحی به مناسبت دوره دیزاین در مدرسه هنر تهران
در روزهای اخیر گروهی از دوستان فعال در عرصه معماری و طراحی داخلی اقدام به تبلیغ دوره دیزاین در مدرسهای با نام هنر تهران کردهاند. قطعا این حرکتها زمانی به تکامل تدریجی میرسد که با نقد جدی و علمی مواجه شوند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فاروق مظلومی
در روزهای اخیر گروهی از دوستان فعال در عرصه معماری و طراحی داخلی اقدام به تبلیغ دوره دیزاین در مدرسهای با نام هنر تهران کردهاند. قطعا این حرکتها زمانی به تکامل تدریجی میرسد که با نقد جدی و علمی مواجه شوند. با شناختی که از برخی دوستانم در این مدرسه دارم، مطمئنم پذیرای نقدهای تخصصی هستند. صدالبته کلمه جستار در زیرعنوان این یادداشت نشان از اعتقاد به عدم قطعیت و جستوجوی حقیقت دارد.
استفاده از کلمه دیزاین نشانه فاعلیت غربی و مصرفی است. فیلسوفی هندی و ایرانیتبار به نام «هومی بابا» معتقد است استعمار تمام نشده است و همچنان با کلمات پسااستعماری ادامه دارد. کلماتی مثل دیزاین، مدرنیته، معاصر و... نظامی مستتر از کنترل و هدایت در درون خود دارند.
البته نفوذ غرب بر هنر و معماری و طراحی فلات ایران و به محاق رفتن سنت معماری این فلات بزرگ، به دوران صفویه برمیگردد که مجال بحث آن الان نیست. به همین دلیل است که در دو دوره اخیر هفته دیزاین تهران بیشتر با مصرف فضای غربی مواجه بودیم و آثار کمتری دیدیم که تألیف فضای ایرانی در آن اتفاق افتاده باشد. به عبارتی، فعلا طراحی ایران بیشتر مصرفکننده است تا مؤلف.
برای پیشبرد بحث، فضا را ساختاری غیرقابل رؤیت بدانیم که در یک مکان قابل رؤیت واقع شده است و معمار یا طراح را مبدع ساختار فضا بدانیم و در حوزه دیزاین از کلمات طرح و طراحی و طراح برای رهاسازی و نه معادلسازی استفاده کنیم و بدانیم طرح و طراح با واژههای هنداز و هنداختار و هندازگر نسبت دارند. این واژهها از فارسی میانه هستند که کلمه مهندس اسم فاعل معرب از واژه فارسی هنداز به معنی اندازه و طرح نو است. امیدوارم در این بخش طرحی نو دراندازیم.
طراحی و معماری فضا را مسدود نمیکنند، میگشایند. حتی معماری زندان و طراحی گیوتین هم علیرغم اینکه هیچ دعوت و گشودگی ندارند، باز هم فضا را خالی میکنند؛ چون شدت وقوع (وجه غیرمادی) همواره بر واقع (وجه مادی اثر) غلبه کرده و حواس ما را پرت میکند و ما از اشغال فضا توسط زندان غافل میشویم، اما همچنان میلی به ورود به زندان نداریم؛ درصورتیکه در معماری یک خانه گشودگی و دعوت از طرف صاحبخانه و میل ورود از طرف ناظر خانه تأمین میشود. منظور از خالیکردن فضا توسط معماری و طراحی، غلبه وجه متافیزیکی اثر بر وجه فیزیکی آن است که حواس بیننده را از اشغال مکان دور میکند.
اگر یک اثر طراحی اصیل داشته باشد، مثل یک کوزه خالی، پذیرندگی برای فضاهای سیال دارد؛ فضای خالی یک دعوت برای پرکردن دارد، مسدود نیست.
اگرچه یک سازه مسکونی یک زمین خالی را پر میکند، اما این پرکردن به هر فضای قبلی خالی ارجح است. چون این پر فعلی، خالیتر از خالی قبلی است. چون گشودگی بیشتری دارد و میتواند بیشمار فضا را در خود جای دهد؛ مثل فضای میهمانی، فضای مطالعه، فضای امنیت. تشابه تولید فضای خالی در معماری، نقاشی و خاکسپاری حیرتانگیز است
متأسفانه امروز اغلب آثاری که با نام ادبیات، معماری یا هنر به جهان افزوده میشوند، فضا و مکان را پر میکنند، مسدود میکنند، میکُشند و مولد فشار بصری میشوند.
در نظر بگیریم هر انسان یا شیئی که وارد اتاق میشود، بخشی از مکان را اشغال خواهد کرد. حالا با دو مکان مواجه هستیم؛ مکان اشغالشده و مکان اشغالنشده. فعلا مکان را ظرف در نظر گرفتهایم. اما حالا یک فضای غیرقابل رؤیت و غیرقابل اندازهگیری وجود دارد که به رابطه دو فضای مذکور میپردازد و فضا را روابط اشیا (بخشی از ساختار ابداعی) میداند. در اینجا فضا یک رویداد متغیر است.
اتاق را مکان میزبان و صندلی را مکان میهمان و رابطه این دو را فضا در نظر بگیریم. اگر به اشغال اتاق با افزودنیهای جدید ادامه دهیم، در نهایت مکان میهمان از مکان میزبان بیشتر خواهد شد؛ این همان اشغال است که جای میزبان و میهمان را عوض کرده است.
نقطه بحرانی زمانی است که حجم میزبان و حجم میهمان یکسان شوند و بعد از این نقطه امر منفی و مثبت دچار دگردیسی و تعویض موقعیت میشوند.
آیا طراحی و معماری درست، همین تجربه افزودن و کاستن و رسیدن عملی به ساختار فضاست؟
آیا درست است که بگوییم نامعماری در فضای میزبان ساکن یا میهمان نمیشود، بلکه غصب و تصرف میکند؟ از این رو افزودن همواره خطیر است.
در صورت جواب مثبت، معماری و طراحی فضای میزبان را اشغال نمیکند، بلکه با رضایت میزبان در این فضا ساکن میشود.
یک نمونه دیگر از فرایند افزودن و کاستن سیاهمشق در خوشنویسی ایران است. در نگاه اول به نظر میرسد خط و مرکب به صفحه افزوده میشوند، در صورتی که از سفیدی صفحه کاغذ میکاهند. اگر بخش سفید را بخش مثبت بنامیم، مکان سفید بین خطوط مکان منفی خواهد بود. در اینجا مکان دومی که از حضور خط روی فضای اول -صفحه کاغذ- ایجاد شد، قابل رؤیت است و با تمرکز روی بخش سفید بین خطوط که بخش ناخودآگاه این دستگاه است، میتوانیم آن را مکان اول حس کنیم.
این عمل برای مخاطب غیرفارسی راحتتر است؛ چون به دلیل عدم توجه به شعر، راحتتر با مکان سفید بین خطوط کنار میآید. در اینجا به عدم قطعیت درباره مکانها و مکانهای تصورشده مثبت و منفی که درون و بیرون را تعریف میکنند، مواجه میشویم. بهرام شیردل در برابر این تصورات مقاومت میکند و میگوید هیچچیز بیرون از دیگری نیست، هر چیز در درون چیز دیگر تا میخورد. آیا میتوان گفت هر دو چیزی درون و بیرون همدیگر هستند؟
اما در معماری و بخشی از هنداختار اشیا مثل صندلی، این تجربه با مکان منفی ممکن نیست. شاید بشود گفت معماری اصیل و هنداختاری اصیل اشیای ثابت مثل صندلی، همان هماهنگی برای ادامه فضای میزبان و هنداختاری (طراحی) اشیائی مثل دربازکن نوشابه ادامه بدن است، البته تا جایی که فضای میزبان یعنی شیشه نوشابه اجازه بدهد.
قطعا طرح این بحث فقط یادآوری جدیت امر فضا، مکان، معماری و طراحی است.
امیدواریم اولیای دیزاین غربی فلات ایران اسناد ماحصل هفتههای دیزاین و دورههای آموزشی فعلی را منتشر کنند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.