آیا طرح صلح آمریکا کارآمد است؟
فصل جدید در لیبی بدون مشارکت لیبیاییها
دولت دونالد ترامپ در ایالات متحده علاقه کمنظیری به ایجاد طرحهای صلحی دارد که اغلب با هیجانزدگی فراوان و بهسرعت طراحی و دنبال شدهاند. ترامپ در پاییز سال گذشته مدعی شد به هفت جنگ پایان داده است. او سپس طرح صلحی را در غزه به اجرا گذشت که هرچند جنگ خونبار را دچار وقفهای نسبی کرد، اما به بمبارانهای اسرائیل علیه این باریکه و آغاز روند بازسازی نینجامید. رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا حالا دست روی طرابلس گذاشته و درصدد است به کمک مشاوران نزدیکش، بحران ۱۵ساله در لیبی را پایان دهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دولت دونالد ترامپ در ایالات متحده علاقه کمنظیری به ایجاد طرحهای صلحی دارد که اغلب با هیجانزدگی فراوان و بهسرعت طراحی و دنبال شدهاند. ترامپ در پاییز سال گذشته مدعی شد به هفت جنگ پایان داده است. او سپس طرح صلحی را در غزه به اجرا گذشت که هرچند جنگ خونبار را دچار وقفهای نسبی کرد، اما به بمبارانهای اسرائیل علیه این باریکه و آغاز روند بازسازی نینجامید. رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا حالا دست روی طرابلس گذاشته و درصدد است به کمک مشاوران نزدیکش، بحران ۱۵ساله در لیبی را پایان دهد.
مجری طرح صلح کیست؟
طرحی که توسط مسعد بولس، مشاور نزدیک دونالد ترامپ، هدایت میشود، وعده جذب سرمایهگذاری در بخش نفت لیبی را در ازای همکاری جناحهای رقیب این کشور مطرح کرده است.
مسعد فارس بولس، مانند خود ترامپ جهان را از زاویه دید تجارت میبیند. او که در سال ۱۹۷۱ متولد شده، بیزینسمنی کارکشته و آمریکایی-لیبیایی است که از نزدیکان رئیسجمهور جمهوریخواه ایالات متحده محسوب میشود. نزدیکی مسعد بولس به ترامپ نهتنها از نظر شغلی، بلکه از منظر خویشاوندی است. بولس پدر همسر دختر کوچک ترامپ، یعنی تیفانی بوده و نقشی اساسی در جذب آرای اعراب در ایالت میشیگان داشته است. مسعد بولس در خانواده ارتدوکس یونانی به دنیا آمده و در جوانی به ایالت تگزاس مهاجرت کرده و در دانشگاه هیوستون تحصیل کرده است.
شناخت بولس از آفریقا فقط محدود به محل تولد او نیست؛ این مرد ۵۵ساله پس از اتمام تحصیلات، به کسبوکار خانوادگیاش بازگشت و به عنوان مدیرعامل ارشد SCOA نیجریه، یک شرکت میلیارد دلاری که وسایل نقلیه موتوری و تجهیزات را در سراسر آفریقای غربی توزیع میکند، انتخاب شد.
در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۴، بولس به همراه بشاره بهبه و ریچارد گرنل برای ترامپ در جوامع مسلمان و عرب مبارزه انتخاباتی کرد. به گفته بهبه، او به دنبال این بود که ترامپ را حامی صلح جهانی معرفی کند.
او نفوذ درخور توجهی در جهان عرب داشته و با سیاستمداران و احزاب مسیحی لبنانی ارتباط خوبی دارد. بولس دارای تابعیت لبنانی، نیجریهای، فرانسوی و آمریکایی است و به همین دلیل به عنوان مشاور ارشد دونالد ترامپ در امور عربی، خاورمیانه و آفریقا شناخته میشود. او با سارا بولس ازدواج کرد که او هم در کار تجارت بوده و انجمن هنرهای نمایشی را در نیجریه تأسیس کرده است.
چرا لیبی برای آمریکاییها اهمیت دارد؟
۱۵ سال پس از مداخله ناتو در جریان قیام مردم لیبی که سرآغاز دورهای طولانی از بیثباتی سیاسی و هرجومرج در این کشور شد، ایالات متحده تلاش تازهای را برای متحدکردن لیبی آغاز کرده است. این تلاشها در شرایطی صورت میگیرد که چنددستگی در لیبی، اتحاد این کشور را به خطر انداخته است و میتوان گفت هر بخش از آن در دست گروهی قرار دارد.
هدف اصلی طرح میانجیگری آن است که بحران مالی رو به گسترش لیبی را به اهرمی برای همکاری میان جناحهای رقیب تبدیل کند.
واشینگتن ادعا میکند در تلاش است تا جناحهای رقیب لیبی را به سمت تشکیل یک دولت واحد سوق دهد.
لیبی از نظر سیاسی و نظامی میان دو اردوگاه اصلی تقسیم شده است؛ در یک سو دولت وحدت ملی مستقر در طرابلس که از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته میشود، قرار دارد و در سوی دیگر، در شرق کشور قدرت در دست نیروهای خلیفه حفتر و ارتش ملی لیبی است.
از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سازمان ملل متحد بهویژه از طریق هیئت پشتیبانی خود در لیبی، مسئولیت اصلی میانجیگری را بر عهده داشته است. با این حال، آمریکا بهتدریج به یکی از بازیگران کلیدی پشت صحنه تبدیل شده است.
واشینگتن در سال ۲۰۲۱ ریچارد نورلند را به عنوان فرستاده ویژه خود در امور لیبی منصوب کرد تا میان طرفهای درگیر و پایتختهای منطقه رفتوآمد کرده و روند مذاکرات را پیش ببرد. بعد از آنکه پای ترامپ دوباره در سال ۲۰۲۴ به کاخ سفید رسید، نورلند برکنار شد و مسعود بولس جای او را گرفت.
بحران لیبی در چه مرحلهای قرار دارد؟
از سال ۲۰۱۱ به این سو و بعد از سقوط دولت قذافی، لیبی رنگ آزادی و آرامش را به خود ندیده است. در ۱۹ مارس ۲۰۱۱، ائتلافی به رهبری ناتو شامل آمریکا، بریتانیا و فرانسه عملیات هوایی گستردهای را علیه حکومت معمر قذافی آغاز کرد. این عملیات حمایت تعیینکنندهای از شورشیانی بود که علیه رژیم قذافی میجنگیدند. قذافی که از سال ۱۹۶۹ قدرت را در دست داشت، در اکتبر ۲۰۱۱ توسط نیروهای شورشی دستگیر و کشته شد.
اما پس از سقوط او، هیچ ساختار حکومتی باثباتی جایش را نگرفت و خلأ قدرتی شکل گرفت که زمینهساز ظهور دولتهای موازی، گروههای مسلح و شبهنظامیان متعدد شد.
در حال حاضر دولت وحدت ملی در غرب لیبی مستقر است و از سوی سازمان ملل و اکثر کشورهای جهان به عنوان دولت رسمی شناخته میشود. با این حال، این دولت کنترل کامل بر سراسر کشور نداشته و قدرت کافی برای برقرارکردن آرامش حتی در غرب نیز ندارد. در مقابل، نیروهای خلیفه حفتر بر شرق لیبی و شهر راهبردی بنغازی تسلط دارند. این اردوگاه در سالهای گذشته از حمایت کشورهایی مانند امارات متحده عربی و روسیه برخوردار بوده و دشمنی به سرسختی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه دارد.
در نتیجه این شکاف سیاسی، بانک مرکزی لیبی ناچار شده هزینههای دو دولت موازی را تأمین کند؛ وضعیتی که ادامه آن روز به روز دشوارتر میشود.
جزئیات طرح آمریکا چیست؟
مسعد بولس از سال ۲۰۲۵ و در آغاز دوره جدید ریاستجمهوری ترامپ، سفرهای خود به لیبی را آغاز کرد، اما جزئیات این طرح فقط پس از مصاحبه او با روزنامه فایننشالتایمز در ماه ژوئن علنی شد. هسته اصلی این ابتکار، یک وعده اقتصادی است: اگر جناحهای رقیب بتوانند بر سر اداره مشترک کشور به توافق برسند، آمریکا شرکتهای خود را برای سرمایهگذاری در میادین عظیم نفتی لیبی تشویق خواهد کرد. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که بدانیم از آنجا که سازمان ملل دولت مستقر در طرابلس را به رسمیت میشناسد، قراردادهای نفتی باید با این دولت امضا شوند، اما بخش عمده میادین و پایانههای نفتی در مناطقی قرار دارند که تحت کنترل نیروهای حفتر است.
در شرایطی که بانک مرکزی لیبی آب پاکی را روی دست هر دو دولت مستقر در این کشور ریخته و گفته است قادر به تأمین طولانیمدت آنها نیست، به همین دلیل، بدون همکاری دو طرف، جذب سرمایهگذاری خارجی در صنعت نفت لیبی عملا امکانپذیر نیست. ترکیب این بحران اقتصادی با وعده سرمایهگذاریهای بزرگ نفتی، همان ابزاری است که بولس و ترامپ امیدوارند از طریق آن طرفین را به توافق وادار کنند.
براساس اطلاعاتی که از این طرح به بیرون درز کرده، آمریکا همچنین پیشنهاد تقسیم قدرت را مطرح کرده است؛ به این صورت که عبدالحمید دبیبه در رأس دولت باقی بماند و صدام حفتر، فرزند خلیفه حفتر و فرمانده نیروهای زمینی شرق لیبی، نقش رئیسجمهور را بر عهده بگیرد.
منتقدان چه میگویند؟
سؤال اصلی منتقدان بهویژه در جهان عرب آن است که مردم لیبی در کجای طرح ایالات متحده برای این کشور قرار دارند؟ به نظر میرسد شهروندان لیبیایی که زمانی با رؤیای آزادی و برابری به خیابانها آمدند، از معادلات سیاسی حذف شدهاند. آنها که امروز در ناآرامی و ناامنی با مشکلات هولناک اقتصادی و بیکاری فزاینده دستوپنجه نرم میکنند، فراموششدگان اصلی طرح اقتصادی بولس، پدر داماد ترامپ هستند.
از سوی دیگر، لیبیاییها سالهاست امیدوارند بتوانند دموکراسی را با استفاده از صندوق رأی به کشورشان بیاورند؛ اما طرح عجولانه بولس و ایالات متحده، جایی برای این خواسته دیرین آنها باقی نگذاشته است. برای واشینگتن بهتر آن است که توافقی میان دو خانواده ادارهکننده لیبی برقرار شود تا اتحاد کشور حفظ شود.
مسئله نفت هم جدی است. لیبی بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت در قاره آفریقا را در اختیار دارد و همین مسئله یکی از مهمترین انگیزههای واشینگتن محسوب میشود. عبدالحمید دبیبه در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد تولید نفت لیبی در سال گذشته به ۱.۳۷ میلیون بشکه در روز رسیده و رکورد ۱۲ساله این کشور شکسته شده است. برای مسعد بولس، لیبی فرصتی فراهم میکند تا ثبات سیاسی را به سکویی برای گسترش حضور اقتصادی آمریکا در بخش انرژی این کشور تبدیل کند.
در صورتی که بولس بتواند کار خود را بهدرستی پیش ببرد، مواهب اقتصادی چنین طرحی میتواند کارساز باشد. در شرایطی که بحران اقتصادی در لیبی غوغا میکند، گشایش اقتصادی ممکن است تا مدتی خواستههای دموکراتیک را در میان بخشهایی از جامعه کمرنگ کند. با همه اینها، سوابق دو سال اخیر نشان میدهد کاخ سفید با استفاده از مشاوران کمسابقه و عجله بیسابقهای که به خرج میدهد، توان ساخت شرایط مساعد در کشورها را ندارد.