تحلیل فرهنگی افسردگی
شرق: کتاب «افسردگی، سکه رایج زمانه ما» که اخیرا با ترجمه سعید سهیلی در نشر بیدگل منتشر شده، اثر تأملبرانگیزی است که نگاهی انتقادی به مفهوم مدرن افسردگی دارد. این کتاب تلاش میکند تا نشان دهد تعریف رایج از افسردگی چندان دقیق نیست و ریشه بسیاری از آنچه امروز افسردگی نامیده میشود، در واقع به دو مقوله مجزای سوگواری و مالیخولیا بازمیگردد. نویسنده کتاب، داریان لیدر، روانکاو و نویسنده بریتانیایی و استاد میهمان دانشگاه روهمپتون است. عمده شهرت او مدیون ابتکار عملش در ترکیب روانکاوی لکانی و آثار هنری است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: کتاب «افسردگی، سکه رایج زمانه ما» که اخیرا با ترجمه سعید سهیلی در نشر بیدگل منتشر شده، اثر تأملبرانگیزی است که نگاهی انتقادی به مفهوم مدرن افسردگی دارد. این کتاب تلاش میکند تا نشان دهد تعریف رایج از افسردگی چندان دقیق نیست و ریشه بسیاری از آنچه امروز افسردگی نامیده میشود، در واقع به دو مقوله مجزای سوگواری و مالیخولیا بازمیگردد. نویسنده کتاب، داریان لیدر، روانکاو و نویسنده بریتانیایی و استاد میهمان دانشگاه روهمپتون است. عمده شهرت او مدیون ابتکار عملش در ترکیب روانکاوی لکانی و آثار هنری است.
لیدر در این اثر با زبانی دقیق و روشن و رویکردی همدلانه به سراغ تحلیلهای فرهنگی و روایتهای فردی میرود. او با تکیه بر نمونههایی از حیطه ادبیات، هنر، سینما و تاریخ و البته شرح موردی وضعیت مراجعانش، نشان میدهد فقدانی که ابراز و تصدیق نشده باشد، میتواند بدل به رنجی عمیق و پیوسته شود.
ایده مرکزی کتاب نقد مفهوم افسردگی است. لیدر در این کتاب استدلال میکند که اصطلاح افسردگی به یک عبارت چترگونه تبدیل شده که طیف وسیعی از حالات روحی مختلف را در بر میگیرد، بدون آنکه به علت و ریشه واقعی آنها بپردازد. او معتقد است این برچسبزنی عمدتا تحت تأثیر صنعت داروسازی شکل گرفته تا مشکل را به یک عدم تعادل شیمیایی ساده، مثل کمبود سروتونین، تقلیل دهد و راهحلی دارویی برای آن ارائه کند.
این کتاب تلاش میکند با بازگشت به مفاهیم کلاسیک فروید، یعنی سوگواری و مالیخولیا، درک عمیقتری از رنج انسان به دست دهد. لیدر با الهام از مقاله فروید با عنوان «سوگواری و مالیخولیا» تفاوت اساسی این دو حالت را شرح میدهد: سوگواری حالت واکنش طبیعی به از دست دادن یک چیز مشخص است؛ مثلا مرگ عزیزان، پایان یک رابطه یا از دست دادن شغل. فرد سوگوار بهخوبی میداند چه چیزی را از دست داده است. فرایند سوگواری یک کار روانی طاقتفرساست که در آن فرد به تدریج خود را از وابستگی به آن فرد یا شیء ازدسترفته جدا میکند. لیدر تأکید میکند که جامعه امروز زمان و فضای کافی برای این فرایند طبیعی را ندارد و حتی عزاداری را نوعی اختلال میبیند.
اما مالیخولیا یک حالت بسیار پیچیدهتر و عمیقتر است. در مالیخولیا، فرد بهطور مشخص نمیداند چه چیزی را از دست داده است. از دست دادن ممکن است جنبه نمادین داشته باشد، مثل از دست دادن عزتنفس، عشق ایدئال یا جایگاه خود در نزد دیگری. در این حالت، انسان نه برای یک فرد دیگر، بلکه برای بخشی از وجود خود که گم شده، سوگواری میکند و تمام خشم و سرخوردگی ناشی از این فقدان را متوجه خودش میکند.
یکی از بخشهای جذاب کتاب، نقد جامعه معاصر است. لیدر معتقد است جامعه مدرن با انکار مرگ و حذف آیینهای جمعی عزاداری، فرایند طبیعی سوگواری را مختل کرده است. او برخلاف بسیاری از کتابهای خودیاری، نسخه دارویی یا تکنیکهای سریع رفتاری تجویز نمیکند و معتقد است که هنر و خلاقیت میتوانند نجاتدهنده ما باشند. خلق یک اثر هنری یا پرداختن به ادبیات، نوعی اعتراض علیه فقدان است. این کتاب بیشتر از آنکه یک راهنمای عملی برای درمان باشد، یک تحلیل فرهنگی و روانکاوانه است که دیدگاه تازهای درباره غمزدگی و افسردگی ارائه میدهد.