در نشست «الزامات معماری مجموعههای پناهگاهی» مطرح شد
پناهگاه؛ حلقه مفقوده مدیریت بحران شهری
وقتی شهر با تهدید مواجه میشود، «دسترسی» و «زمان» به مهمترین متغیرهای بقا تبدیل میشوند؛ از مسیرهای زیرسطحی و جایگزین تا توصیههایی برای ایمنسازی یک اتاق در خانه. نشست «الزامات در معماری مجموعههای پناهگاهی» با حضور جواد هاشمیفشارکی دبیر شهرسازی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابوالفضل قربانی عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران، مجتبی عراقیزاده محقق و مدرس دانشگاه و سجاد زلفیگل رئیس گروه مطالعات معماری و شهرسازی برگزار شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
وقتی شهر با تهدید مواجه میشود، «دسترسی» و «زمان» به مهمترین متغیرهای بقا تبدیل میشوند؛ از مسیرهای زیرسطحی و جایگزین تا توصیههایی برای ایمنسازی یک اتاق در خانه. نشست «الزامات در معماری مجموعههای پناهگاهی» با حضور جواد هاشمیفشارکی دبیر شهرسازی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابوالفضل قربانی عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران، مجتبی عراقیزاده محقق و مدرس دانشگاه و سجاد زلفیگل رئیس گروه مطالعات معماری و شهرسازی برگزار شد. در ابتدای این نشست، جواد هاشمیفشارکی، دبیر شهرسازی مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت یکی از ضرورتهای اساسی در طراحی و توسعه شهرکهای مسکونی، اعم از شهرکهای موجود و آنهایی که در دست احداث هستند، فراهمآوردن دسترسیهای ایمن و کارآمد به پناهگاههاست. او افزود: این دسترسیها که شامل مسیرهای زیرسطحی و روسطحی میشوند، باید بهگونهای طراحی شوند تا ساکنان بتوانند بهراحتی و بدون مواجهه با ازدحام یا موانع، خود را به پناهگاه برسانند. هاشمی یادآور شد: در سناریوی تخریب احتمالی سازهها، مکانیسمهای دسترسی جایگزین و مقاوم باید پیشبینی شود تا حتی در صورت بروز آسیب جدی به ساختمانها، امکان ورود به پناهگاه همچنان فراهم باشد. لذا توجه به جانمایی صحیح پناهگاهها، مسیرهای اضطراری و ارتباطات عمودی و افقی مقاوم در مجتمعهای مسکونی، امری حیاتی است. او ادامه داد: درباره مجتمعهای اداری بزرگ، مسئله تمرکز عملکردی اهمیت ویژهای پیدا میکند. این تمرکز میتواند در صورت بروز حوادث یا حملات، منجر به از دست رفتن همزمان حجم بالایی از ساختمان شود. بنابراین طراحی این مجتمعها باید فراتر از سطح زمین دیده شود. لازم است در زیرزمین این مجموعهها، امکانات و خدمات ضروری بهگونهای فراهم آید که بتواند در شرایط اضطراری، بهعنوان یک مرکز ثقل پایدار و ایمن عمل کند و در اختیار مردم قرار گیرد.
دبیر شهرسازی مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: این امر شامل تأمین فضاها سامانههای پشتیبان در تراز زیرین است تا در زمان بحران، تداوم عملکردها تضمین شده و امکان ارائه خدمات حیاتی در شرایط ناامن فراهم شود. او درباره مجموعههای درمانی، بهویژه بیمارستانهای بزرگ که دارای چندین طبقه زیرین هستند نیز گفت: در شرایط عادی، فعالیتهای درمانی در طبقات بالایی و در دسترس انجام میشود، اما در زمان بحران، بخشهایی از طبقات زیرین میتواند بهسرعت به مرکز جراحی اورژانس و بستری موقت تبدیل شود. او تصریح کرد: این طبقات پایینتر، به دلیل ایمنی بیشتر در برابر حوادث احتمالی (مانند انفجار یا تخریب طبقات بالایی)، میتوانند به عنوان ستونفقرات خدمات درمانی در شرایط اضطراری عمل کرده و تداوم حیات بیماران را تضمین کنند. در ادامه این نشست، ابوالفضل قربانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران گفت: شیوههای تهاجم هوایی معمولا در دو قالب کلی هواگرد پایه و موشک پایه مورد استفاده قرار میگیرند؛ در حملات هواگرد پایه، مسیر پرواز، زمانبندی و الگوی حرکت قابلیت تغییر دارند و همین امر امکان تطبیق با شرایط متغیر میدان نبرد را فراهم میکند. او افزود: با این حال، این نوع عملیات ممکن است در معرض شناسایی یا مقابله توسط پهپادهای دشمن قرار گیرد. برای اجرای مأموریتهای دوربرد نیز معمولا نیاز به سوختگیری هوایی وجود دارد. علاوه بر این، هواگردها قابلیت شناسایی هدف و اجرای همزمان مأموریت تهاجمی را دارا هستند؛ در مقابل، حملات موشک پایه عمدتا بر اساس لانچرهای از پیش آماده و آماده به کار انجام میشوند و پس از دستیابی به وضعیت آمادگی، فرایند شلیک با سرعت بالا صورت میگیرد.
قربانی با بیان اینکه شناسایی دقیق هدف در این نوع عملیات چالشبرانگیزتر است، گفت: امکان تغییر مسیر پس از شلیک معمولا وجود ندارد. با این حال، مزیت اصلی این شیوه آن است که بدون ورود مستقیم به حریم هوایی دشمن، توانایی انجام حمله مؤثر از فواصل دور را دارد. او تأکید کرد: تهدید مستمر سکونتگاههای شهری موجب کاهش حضور جمعیت در فضاهای عمومی میشود و در نتیجه، امکان پایش، رصد و هدفگیری ترددهای پیاده و سواره را برای هواگردهای مهاجم تسهیل میکند. عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران گفت: در چنین شرایطی، هرگونه وسیله نقلیه، ازجمله آمبولانسها و خودروهای امدادی نیز در معرض خطر قرار میگیرند؛ زیرا تشخیص و تفکیک آنها از سایر اهداف متحرک برای مهاجم دشوارتر میشود. او در ادامه گفت: به دلیل محدودیت فضا برای کاربریهای شهری، میتوان مجموعههای ورزشی، تفریحی، سرگرمی، درمانی و آموزشی را در قالب پناهگاههای زیرزمینی چندمنظوره طراحی و احداث کرد.
او افزود: این فضاها در زمان بحران میتوانند با بهرهگیری از تجهیزات و زیرساختهای مستقل، نقش پناهگاه ایمن و عملیاتی را ایفا کنند. بهعنوان نمونه، اگر یک بیمارستان زیرزمینی بتواند بدون دریافت کمک خارجی تا مدت ۷۲ ساعت بهطور مستقل به فعالیت درمانی و امدادرسانی ادامه دهد، این امر موجب افزایش تابآوری شهری در شرایط اضطراری خواهد شد. در ادامه مجتبی عراقیزاده، محقق و مدرس دانشگاه گفت: بهمنظور شناسایی دقیق نقاط نیازمند و مستعد برای احداث پناهگاههای زیرزمینی، مدیریت شهری باید از ابزارهای تحلیلی نوین بهرهمند شود. او افزود: یکی از مهمترین این عوامل، تدوین نقشههای آسیبپذیری است؛ شهرداری موظف است با تحلیل دادههای دو جنگ اخیر، نقشههای پهنهبندی میزان آسیب و خسارات را در بستر GIS تهیه کند. این نقشهها با لایهگذاری اطلاعاتی نظیر «تراکم جمعیت»، «شبکه شریانهای حیاتی، بافتهای فرسوده و مراکز حساس»، نقاط بحرانی که بالاترین سطح ریسک و نیاز به پناهگاه را دارند، شناسایی میکنند.
عراقیزاده تصریح کرد: یکی از الزامات حیاتی پناهگاهها، زمان هشدار است. پناهگاهها باید در شعاعی از سکونتگاههای اصلی تعبیه شوند که مردم در فاصله زمانی بین اعلام خطر تا وقوع حمله، فرصت کافی برای رسیدن به فضای امن را داشته باشند. او درباره مراحل ایجاد فضای امن درون منزل گفت: ضلعی از خانه که به نظر کمترین خطر درگیری با موج انفجار را دارد انتخاب کنید. در این ضلع اتاقی که فاقد پنجره است یا کمترین میزان پنجره را دارد، انتخاب کنید. او افزود: اگر شیشه پنجره معمولی است، سعی کنید آن را به شیشههای دوجداره لمینت تبدیل کنید. هر دو طرف شیشه به صورت خورشیدی چسب پهن زده شود. پردههای ضخیم بلند نصب شود و در شرایط اضطراری با نزدیککردن وسایل سنگین نظیر میز و صندلی به پرده، پرده را به دیوار چسب کرد. عراقیزاده تصریح کرد: در این اتاق از لوستر استفاده نشود و چراغهای کمضخامت متصل به سقف و دیوار استفاده شود. اشیا تیز و برنده در اتاق نباشد و ترجیحا کمدهای شیشهای داخل اتاق نباشد. همچنین در زمان استفاده از اتاق، در اتاق قفل نباشد. در پایان این نشست، سجاد زلفیگل، رئیس گروه مطالعات معماری و شهرسازی مرکز مطالعات گفت: در جریان رخدادهای اخیر ازجمله جنگ 12روزه و جنگ رمضان، نقش و ضرورت وجود پناهگاهها و مجموعههای پناهگاهی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. او افزود: تجربه این حوادث نشان داد برنامهریزی دقیق، طراحی اصولی و توجه همهجانبه به الزامات فنی، اجتماعی و روانی این فضاها میتواند نهتنها احساس امنیت و آرامش بیشتری را در میان شهروندان ایجاد کند، بلکه میزان خسارات و تلفات را بهصورت چشمگیری کاهش دهد. زلفیگل تصریح کرد: اگر در سالهای گذشته، با وجود رویکردهای مختلف در حوزه معماری و طراحی شهری، نگاه جامعتری نسبت به توسعه و بهکارگیری مجموعههای پناهگاهی چندمنظوره صورت میگرفت، احتمالا جان هموطنان بیشتری حفظ میشد و شاهد کاهش آثار مخرب ناشی از بحرانها بودیم.