|

به امید گذر از تعلیق

آخر وقت یکشنبه‌شب یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا به نتیجه رسید. اما مرور آنچه ایرانیان در یک سال گذشته تجربه کرده‌اند، می‌تواند قدم‌های آینده را مشخص‌تر کند. یک جامعه‌شناس شرایط را تعلیق می‌نامد و درباره آن به اقتصادنیوز می‌گوید: «به نظر می‌رسد برای فهم وضعیت امروز جامعه ایران، بیش از آنکه به مفهوم بحران توجه کنیم، باید به مفهوم «تعلیق» توجه داشته باشیم.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

آخر وقت یکشنبه‌شب یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا به نتیجه رسید. اما مرور آنچه ایرانیان در یک سال گذشته تجربه کرده‌اند، می‌تواند قدم‌های آینده را مشخص‌تر کند. یک جامعه‌شناس شرایط را تعلیق می‌نامد و درباره آن به اقتصادنیوز می‌گوید: «به نظر می‌رسد برای فهم وضعیت امروز جامعه ایران، بیش از آنکه به مفهوم بحران توجه کنیم، باید به مفهوم «تعلیق» توجه داشته باشیم. جامعه ایران در دهه‌های گذشته بارها با بحران‌های مختلف مواجه بوده، اما در اغلب این دوره‌ها، مردم دست‌کم می‌دانستند با چه مسئله‌ای مواجه‌اند. به عبارتی ماهیت بحران مشخص بود. اما آنچه امروز وضعیت را متفاوت کرده، فقط شدت تهدیدها نیست، بلکه نامشخص‌بودن خود وضعیت است. یعنی جامعه با نوعی ابهام ساختاری روبه‌روست. مردم نمی‌دانند باید برای یک دوره آرامش و ثبات نسبی آماده شوند یا برای تشدید تنش‌ها و احتمال وقوع یک درگیری جدید. در واقع مسئله اصلی این نیست که جنگ حتما رخ می‌دهد یا نمی‌دهد؛ مسئله این است که هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید در ماه‌های آینده در چه فضایی زندگی خواهد کرد. بخش قابل توجهی از جامعه هر روز با اخبار متناقضی مواجه بوده است؛ یک روز سخن از مذاکره و کاهش تنش مطرح بود و فردا از احتمال تشدید درگیری‌ها. نتیجه چنین وضعیتی این است که مردم نه می‌توانند خود را با شرایط جنگی تطبیق دهند و نه می‌توانند با اطمینان وارد یک دوره برنامه‌ریزی بلندمدت شوند. خب اثر این چیست؟ حداقل اثر این است که فرد به تدریج توان برنامه‌ریزی‌اش کاهش پیدا می‌کند». مریم زارعیان تأکید می‌کند: پس شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی فضای اجتماعی امروز ایران، نه ترس از جنگ و نه امید به صلح، بلکه خستگی ناشی از انتظار است؛ متأسفانه بشخصه این جمله را زیاد شنیدم که «مهم نیست چی می‌شه، فقط تعیین‌تکلیف بشیم!». او به شرایط دنبال‌کردن خبر حتی در گروه‌های خانوادگی اشاره می‌کند که سبب «تعلیق زمانی» شده و می‌گوید: «این وضعیت به تدریج نوعی فرسودگی ذهنی هم ایجاد می‌کند. انسان‌ برای حفظ امید و انگیزه نیاز دارد احساس کند می‌تواند بر بخشی از آینده خود اثر بگذارد. اما وقتی آینده دائما به متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی گره بخورد، این احساس کنترل فرد بر زندگی کم می‌شود». از نظر این جامعه‌شناس، این شرایط سبب می‌شود: «شاید آسیب عمیق‌تر، فرسایش سرمایه انسانی باشد. سرمایه انسانی فقط به معنای نیروی کار تحصیل‌کرده نیست، بلکه به معنای انرژی، انگیزه، خلاقیت و اعتماد به آینده است. جامعه‌ای که برای مدت طولانی در وضعیت انتظار باقی بماند، به تدریج بخشی از این سرمایه را از دست می‌دهد. افراد کمتر ریسک می‌کنند، کمتر کارآفرینی می‌کنند و کمتر پروژه‌های بلندمدت را آغاز می‌کنند. این نوع فرسایش آرام و تدریجی است، اما آثار آن می‌تواند سال‌ها باقی بماند».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.