|

قحطی روایت در اشباع پیام

جامعه امروز ایران با ناترازی‌های اقتصادی و معیشتی روبه‌روست . در تحلیل این وضعیت، غالب کارشناسان به سراغ گزاره‌های سختِ اقتصاد سیاسی یا جامعه‌شناسی بحران می‌روند؛ اما یک لایه پنهان و حیاتی در هسته مرکزی این چالش‌ها نادیده می‌ماند: «بحران ارتباطی و آسیب سرمایه اجتماعی».

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پیام فیض-کارشناس ارشد ارتباطات : جامعه امروز ایران با ناترازی‌های اقتصادی و معیشتی روبه‌روست . در تحلیل این وضعیت، غالب کارشناسان به سراغ گزاره‌های سختِ اقتصاد سیاسی یا جامعه‌شناسی بحران می‌روند؛ اما یک لایه پنهان و حیاتی در هسته مرکزی این چالش‌ها نادیده می‌ماند: «بحران ارتباطی و آسیب سرمایه اجتماعی». واقعیت آن است که مسئله امروز ما‌ صرفا ناترازی در ارز، انرژی یا زیرساخت نیست، بلکه ما با یک لکنت عمیق در ساختار تفاهم و فروریختن پل‌های اعتماد مواجهیم. در این جغرافیای ملتهب، ۲۷ اردیبهشت دیگر یک مناسبت تقویمی برای تبریک‌های کلیشه‌ای نیست، بلکه مجالی است برای یک بازخوانی شجاعانه: نسبت بحران‌های کلان جامعه با علم ارتباطات چیست و روابط عمومی مدرن کجای این کارزار ایستاده است؟

پدیده «اشباع پیام و قحطی روایت»

یکی از پارادوکس‌های غریب ایرانِ امروز، همزیستی «بمباران اطلاعاتی» با «سرگردانی افکار عمومی» است. ساختارهای رسمی روزانه حجم عظیمی از داده‌ها، آمارها و بیانیه‌ها را تولید می‌کنند. با این حال، چرا جامعه همچنان احساس بی‌اطلاعی و تعارض می‌کند؟ پاسخ در «قحطی روایت» نهفته است. ما در خلق یک روایت منسجم، صادقانه و باورپذیر موفق نبوده‌ایم. وقتی رسانه ملی به عنوان رکن اصلی ارتباطات، به‌جای تفاهم دوسویه، به سمت مونولوگ (یک‌سویه‌نگری) حرکت کند، افکار عمومی برای فرار از ابهام، به سمت بازسازی حقیقت بر اساس سوگیری‌های هدایت‌شده در رسانه‌های معاند پیش می‌رود. در فضای اعمال محدودیت بر ابزارهای ارتباطی، جامعه لزوما سکوت نمی‌کند، بلکه مرجعیت رسانه‌ای خود را تغییر می‌دهد؛ امری که نتیجه‌اش خلاف مصلحت جامعه است.

تلاقی میدان عینی و لکنت مجازی

امروز جامعه با یک پارادوکس مواجه است. از یک سو، اعمال محدودیت‌های طولانی‌مدت بر پلتفرم‌های ارتباطی پرمخاطب‌ باعث کاهش مرجعیت رسانه‌های داخلی و رونق فیک‌نیوزها شده است. از سوی دیگر، ظرفیت‌هایی که از حضور اجتماعی و مناسک مداوم در میدان‌‎های شهر شکل گرفته است. نقطه تمرکز دانش ارتباطی ما باید دقیقا روی همین تلاقی باشد. مسئله اینجاست که به دلیل فقدان یک «پیوست ارتباطی مدرن»، تفاهم‌سازی حول این ظرفیت‌های عینی در فضای مجازی به‌درستی صورت نمی‌گیرد. در واقع، لکنت رسانه‌های رسمی در اقناع‌سازی، باعث می‌شود پتانسیل واقعی میدان به یک روایت ملّی و همه‌گیر برای افکار عمومی (به‌ویژه طبقه متوسط) تبدیل نشود. روابط عمومی کاردان نباید صرفا یک گزارشگر منفعل از عملکردها باشد، بلکه باید در نقش «مشاور استراتژیک» ظاهر شود. متخصص ارتباطات باید بتواند میان واقعیت‌های میدان و نیازهای فضای مجازی پل بزند، پیش از آنکه این خلأهای رسانه‌ای، افکار عمومی را دچار ابهام بیشتر کند. اگر در میدان عمل فضای مونولوگ را به فضای دیالوگ تبدیل نکنیم، پتانسیل میدان به زبان تفاهم ملی ترجمه نمی‌شود و اثربخشی این ظرفیت‌های اجتماعی در ابعاد کلان کاهش می‌یابد.

تجربه جهانی مدل «پاسخ‌گویی فعال»

روابط عمومی اگر فقط به خبررسانی‌های مرسوم و تلاش برای پوشاندن ابعاد بحران‌ها بپردازد، در حقیقت بنزین بر آتش بی‌اعتمادی افکار عمومی می‌ریزد. برای درک اینکه روابط عمومی استراتژیک چطور می‌تواند نجات‌دهنده یک جامعه باشد، می‌توان به یک تجربه عینی جهانی در اوت ۲۰۲۴ (مرداد ۱۴۰۳) نگاه کرد؛ یعنی در جریان ناآرامی‌های اجتماعی انگلیس که بر اثر انتشار یک شایعه دروغین شکل گرفت. در این بحران، ساختار ارتباطی جامعه به‌جای فرار از مسئله، قطع دسترسی شهروندان یا پناه‌بردن به انسداد فضای مجازی، اتفاقا از پتانسیل همان پلتفرم‌های دیجیتال و مدل «ارتباطات بحران داده‌محور» (Data-Driven Crisis Communication) استفاده کرد. آنها با راه‌اندازی سریع واحدهای پایش هوشمند، گره‌های ذهنی جامعه را استخراج کردند و با پاسخ‌های ویدئویی کوتاه، شفاف و بی‌واسطه در همان شبکه‌های اجتماعی، مرجعیت خبری را از شایعه‌سازان پس گرفتند. این ساختار نشان داد پادزهر فیک‌نیوزها، مسدودسازی زیرساخت‌های ارتباطی نیست، بلکه حضور فعال، اقناع‌کننده و باز نگه‌داشتن کانال‌های گفت‌وگو است که می‌تواند قطب‌بندی را پیش از تبدیل‌شدن به یک انسداد کامل ملی مهار کند. برای عبور از بحران شکاف‌های اجتماعی در ایران، ما نیازمند همین چرخش پارادایمی به سمت روابط عمومی داده‌محور و استراتژیک هستیم که سه رکن اساسی دارد:

حاکمیت پیوست ارتباطی: پیش از اتخاذ هر تصمیم کلان یا اجرای هر کلان‌برنامه اجتماعی، باید استراتژی ارتباطی آن طراحی شود تا فهم مخاطب و مدیریت پیش‌دستانه ابهامات لحاظ شود.

به‌کارگیری ابزارهای تحلیل داده: روابط عمومی مدرن یک فضای نرم، حسی و مبتنی بر روابط فردی نیست، بلکه علمی است مجهز به ابزارهای پایش دقیق روندها و پیش‌بینی بحران‌ها پیش از وقوع.

ترجمه میدان به تفاهم: پتانسیل‌های حضور اجتماعی جامعه باید با پیام‌رسانی شفاف، انعطاف‌پذیر و مبتنی بر همدلی بازتعریف شوند تا تاب‌آوری کلی جامعه حفظ شده و افزایش یابد.

در روز روابط عمومی امسال، باید این زنگ خطر را به صدا درآورد که اگر پتانسیل واقعی ارتباطات دوسویه را به رسمیت نشناسیم و همچنان به الگوهای منسوخ یک‌طرفه اصرار ورزیم، پدیده «فقدان چارچوب تفاهم»، جامعه را به سمت لایه‌های فرسایش هدایت خواهد کرد. روابط عمومی، پودر آرایشی نیست؛ پل بازسازی اعتماد جامعه است. این پل را پیش از آنکه تخریب شود، دریابیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.