نقدی بر گفتوگو با سیدمحمد بحرینیان
چرا آمریکا و اروپا نمیتوانستند برای ایران ذوبآهن بسازند؟
عنوان گفتوگوی «شرق» با سیدمحمد بحرینیان با عنوان «چرا آمریکا نگذاشت صنعت ایران پا بگیرد»،* حکایت از خصومتی غربی یا شاید نژادی با توسعه ایران دارد که با ارجاع گوینده به اظهارات دکتر محمد یگانه (و همچنین دکتر عالیخانی) تطبیق نمیکند. صحبت آقایان درباره ممانعت آمریکا از «پاگرفتن صنعت» در ایران نبود!
به گزارش گروه رسانهای شرق،
عنوان گفتوگوی «شرق» با سیدمحمد بحرینیان با عنوان «چرا آمریکا نگذاشت صنعت ایران پا بگیرد»،* حکایت از خصومتی غربی یا شاید نژادی با توسعه ایران دارد که با ارجاع گوینده به اظهارات دکتر محمد یگانه (و همچنین دکتر عالیخانی) تطبیق نمیکند. صحبت آقایان درباره ممانعت آمریکا از «پاگرفتن صنعت» در ایران نبود! صحبت این آقایان صرفا درباره «صنعت ذوبآهن» بود نه هر صنعتی. آقای دکتر یگانه، رئیس اسبق بانک مرکزی و عالیخانی، وزیر اسبق صنایع، هر دو در ساخت نخستین صنعت ذوبآهن ایران که در 1346-۱۳۴7 آغاز و در 1351-۱۳۵۹ با تولید فولاد افتتاح شد، نقش داشتند؛ و حق داشتند به نقش خود در برآوردن این آرزوی دیرین ملت ایران به خود ببالند و بگویند کاری را که دیگران در ایران نکردند، ما کردیم!
متن سخن آقای بحرینیان به این شرح است: «میخواهم برای توضیح این موضوع، به سخنان زندهیاد دکتر محمد یگانه استناد کنم. او دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه کلمبیا گرفته بود و در جریان پرونده ایران در سازمان ملل به دکتر مصدق کمک کرد. دکتر یگانه میگوید: «در روزهای نخست، کشورهایی که در بلندمدت با ایران همکاری داشتند و انتظار میرفت از این فعالیتها حمایت کنند، حاضر به همکاری نشدند. بهویژه آمریکاییها نسبت به برنامههای صنعتی و صنعتیشدن ایران نظر مساعدی نداشتند». اما (بگذریم از اینکه دکتر یگانه جوان تحصیلکرده در زمان سفر بیحاصل و صرفا تبلیغاتی مصدق نقشی نداشت)، واقعیت این است که کشورهای غربی در آن تاریخ (اوایل دهه ۱۳۴۰) امکان همکاری با ایران را نداشتند!
در این باب، مقالهای از من توسط خودتان در روزنامه «شرق» یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ یعنی دو سال پیش در همین روز منتشر شد تحت عنوان: «آیا غرب با توسعه ایران مخالف است» که در زیر و در این جو غربستیزانه به بخشهایی از آن میپردازم: بسیاری از ایرانیان اینسوی آب و آنسوی آب در یک دیدگاه درباره توطئه ضدایرانی اتفاقنظر دارند؛ اینطرفیها معتقدند که غرب مانع توسعه ایران است تا بتواند کماکان سواری بگیرد و منابع ما را به غارت برد و ارباب باشد، آنطرفیها معتقدند غرب به توسعه ایران حسادت میکرد و از پیشرفتهای ما نگران بود، بنابراین کافه را به هم ریختند تا بتوانند بدون مزاحم سواری بگیرند و منابع ما را به غارت برند و ارباب باشند. کمونیستها هم که رفاه غرب را گواه بر بیاعتباری نسخه پیچیدهشده مارکس در راه رفاه خلق میبینند، به هر بهانهای غربستیزی را راهگشای تبلیغات خود میانگاشتند و میانگارند و مشوق اینگونه توهمات بودهاند. اما در دنیای واقعی، مصادیق برخلاف این توهم توطئهاند. مثلا ارتقای کره جنوبی رهیده از جنگ داخلی و فقر مطلق به یکی از توسعهیافتهترین کشورهای جهان فقط بازار ثروتمندتر و سودآورتری برای تبادل و تجارت برای جهان و خصوصا غرب پدید آورده است. پیش از آن ژاپن بود و آلمان غربی و پس از آن تایوان، ترکیه، چین و مالزی و سپس تایلند و اکنون هند، عربستان، اندونزی و امارات. یعنی آیا در این جهان فقط کینه ایران را که از منابع طبیعی متنوعتر و بیشتری هم بهرهمند است، در دل داشتهاند و مردم ایران را گریزان و اقتصادمان را ویران کردهاند؟ ما از اواخر قاجار به داشتن ذوبآهن بهعنوان ابزار تولید و توسعه صنعتی از دید حیثیتی مینگریستیم و حامیان غربی ایران در مراجعات ما اجرای چنین پروژهای را از دیدگاه اقتصادی «امکانسنجی» میکردند و پاسخ منفی میدادند. هزینه ساخت یک صنعت ذوبآهن قدیمی کورهبلند و قیمت تمامشده آهن آن که مستلزم شهرسازی، احداث خط آهن برای انتقال سنگ آهن و زغالسنگ، کشیدن خط لوله انتقال نفت، ساخت کارخانه برق، تربیت کادر در ایران و خارج و ساخت شهر صنعتی بود، از دید غربیها اولویت نداشت. دیدگاه حاکمیت و دولت ایران فرق میکرد و حق داشتند! یعنی برای حرکت توسعه باید در هر حال اقدامات تدارکاتی، شهرسازی صنعتی، احداث خطوط ریلی، خطوط لوله انتقال نفت و کارخانه برق و تربیت کادر بهعنوان هزینه زیربنایی انجام میشد و آن هزینهها از لحاظ ملی نباید در «امکانسنجی» تولید به حساب هزینه پروژه گذاشته میشد! از دید علمی مهندس مشاور غربی، این هزینهها تولید را گران میکرد و نزد کارفرما موجب شرمساری میشد و ایران پول نداشت!
اما چرا با روسها امکانپذیر شد؟ زیرا برای ایران هزینه نداشت! روسها در آن زمان برای نیاز منطقهای در صنایع خودشان در نواحی جنوبی و فروش مازاد گاز سیبری خودشان به اروپا، نیاز به گاز طبیعی جایگزین داشتند و ایران گاز متان خود را که در آن زمان مشتری نداشت، در مشعلهای نفتی میسوزاند. روسها خط لوله انتقال گاز ایران به شوروی را ساختند. سایت اصفهان را آمایش کردند. کارخانه ذوبآهن را ساختند. خطوط ریلی از معادن سنگ آهک گلگهر کرمان و زغال طبس به سایت ساخته شد. در ساخت خط لوله گاز هزاران تکنسین و جوشکار تربیت شد، شهر کارگری همایونشهر (پولادشهر کنونی) و کارخانه با ظرفیت اسمی فقط یک میلیون تن فولاد به روش کورهبلند ساخته شد. خط لوله گاز به شوروی قبلا آماده شده بود. کارخانه افتتاح شد. هزینه؟! هزینه آن از محل فروش گازی که در مشعلها در سر چاههای نفت میسوخت، تسویه شد. از محل بودجه متعارف ایران نبود! با کدام شرکت یا کشور غربی میشد و امکانپذیر بود که چنین پروژهای عملا رایگان اجرا شود؟ همین غربیها (شرکت ایتالیایی ایتالیمپیانتی) وقتی زمینه آماده شد، قرارداد ذوبآهن مدرن احیای مستقیم با گاز متان را برای نصب در سایت بندرعباس ساختند و حمل کردند؛ زیرا اکنون زمینههای تدارکاتی آماده بود و پول هم داشتیم. چرا بعد از انقلاب ماشینآلات را از بندرعباس به اصفهان منتقل کردند؟ عقلشان نمیرسید؟ هنوز اغلب کارشناسان قدیمی سر کار بودند؟ دلیلش این بود که در اصفهان زیرساختها و نیروی انسانی باتجربه برای کار و رفع نیاز فوری آماده بود. آقایان عالیخانی، وزیر اسبق و موفق اقتصاد و حتی محمد یگانه، رئیس اسبق با دانش و تجربه بانک مرکزی ایران هم اگر بعدها در تاریخ شفاهی خلاف این گفتهاند، ناشی از فراموشی است!
اینکه غربیها نمیخواستند ما صنعتی شویم، افسانه ناشی از توهم توطئه قدیمی ایرانی و نیز تبلیغاتی شوروی بوده است که البته در پروژه اصفهان کمک خوبی به ما کردند و منتفع شدند و منتفع شدیم! آن کمک آغاز تمرکز صنعتی و نیروی انسانی و انتقال جمعیت از روستا به شهر را فراهم کرد که وقتی برنامه شتابزده توسعه اقتصادی شاه با بنبستهای تورمآفرین مواجه شد، سهم بزرگی هم در شکلگیری انقلاب داشت. بقیه پروژههای توسعه صنعتی در اهواز، تهران، بوشهر و پتروشیمی همه توسط غربیها انجام شد. چرا غربیها با توسعه ترکیه مخالف نبودند؟ چرا با کره جنوبی، تایوان و مالزی مخالف نبودند؟ و چرا اکنون با توسعه شتابان اندونزی، تایلند و عربستان مخالف نیستند؟ آیا فقط با توسعه ما مخالفاند؟ آنهم در زمانی که آن رقابت ایدئولوژیک سلطهطلبی مارکسیستی شوروی و چین هم دیگر مطرح نیست. چین خودش دومین قدرت اقتصادی جهان و بزرگترین بازیگر تجارت بینالمللی است و در روابط خارجی خود نیز بیشتر نه به غرب میاندیشد و نه به روسیه. متحد استراتژیک هیچکس هم نیست و فقط به منافع ملی خود میاندیشد. روسیه هم خصوصا پس از خودکامگیهای پوتین و درگیری در جنگ فرسایشی با اوکراین، نه اعتبار نظامی پیشین را دارد، نه از لحاظ صنعتی و بازرگانی بینالمللی جایگاه ویژهای در شأن آن کشور بزرگ دارد و نه در مسیر توسعه صنعتی و بازرگانی ایران عجالتا میتواند سهم مهمی در روابط بینالمللی خود با ایران داشته باشد. غربستیزی برای ما چه سودی داشته است که با مغالطه و به ویرانی کشور بیفزاییم.
* «بازیگر جهانی نیستیم»، گفتوگوی احمد غلامی با سیدمحمد بحرینیان، روزنامه «شرق» ۲۷ تیر ۱۴۰۵.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.