عیسی باستانی، فعال صنعت برق خورشیدی، در گفتوگو با «شرق»
وقتی دولت بازیگر بازی خودش میشود
سالهاست سیاستگذار از کمبود سرمایه برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر سخن میگوید؛ اما فعالان این صنعت روایت دیگری دارند. آنها معتقدند سرمایه وجود دارد، ولی در اقتصادی که قواعد آن مدام تغییر میکند، هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست افق ۲۰ساله یک نیروگاه را با تصمیمهایی که ممکن است فردا تغییر کنند، گره بزند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سالهاست سیاستگذار از کمبود سرمایه برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر سخن میگوید؛ اما فعالان این صنعت روایت دیگری دارند. آنها معتقدند سرمایه وجود دارد، ولی در اقتصادی که قواعد آن مدام تغییر میکند، هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست افق ۲۰ساله یک نیروگاه را با تصمیمهایی که ممکن است فردا تغییر کنند، گره بزند. عیسی باستانی، فعال صنعت برق خورشیدی، در گفتوگو با «شرق» میگوید مسئله اصلی امروز، کمبود منابع مالی یا فناوری نیست؛ بحران، در حکمرانی بازار برق است. به باور او تا زمانی که دولت میان نقش تنظیمگر و بازیگر بازار در رفتوآمد باشد و اقتصاد برق ثبات و پیشبینیپذیری نداشته باشد، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر بیش از آنکه به سرمایهگذاری منجر شود، به فرسایش سرمایه خواهد انجامید.
دست بالای دولت در رقابت با بخش خصوصی فعال در صنعت نیروگاه خورشیدی
اگر بخواهید ریشه اصلی کندی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را اولویتبندی کنیم، آن چیست؟
مسئله اصلی کمبود سرمایه نیست؛ مسئله این است که قواعد بازی مدام تغییر میکند. اگر بخواهم اولویتبندی کنم، مهمترین چالش، ضعف در حکمرانی بازار است. دولت هنوز نتوانسته میان نقش تنظیمگر و نقش بازیگر بازار مرز روشنی ترسیم کند. رگولاتور باید قانونگذار و ناظر باشد، نه اینکه خود وارد تجارت، واردات یا اجرای پروژه شود. هر بازاری زمانی شکل میگیرد که داور، خود وارد مسابقه نشود. وقتی دولت هم قانون را مینویسد و هم در بازار حضور دارد، بخش خصوصی احساس میکند در زمینی بازی میکند که قواعد آن هر لحظه ممکن است تغییر کند و این یعنی «رگولاتور باید زمین بازی را طراحی کند، نه اینکه خودش وارد بازی شود».
بزرگترین مطالبه سرمایهگذار، ثبات است
برخی معتقدند مشکل اصلی کمبود سرمایه است
نه. سرمایه همیشه به دنبال فرصت میرود، اما فقط زمانی که بتواند آینده را پیشبینی کند. فرض کنید یک سرمایهگذار اجرای نیروگاهی صدمگاواتی را آغاز کرده است؛ او باید بداند ارز چه زمانی تخصیص مییابد، تجهیزات چه زمانی وارد میشود و مجوزها در چه بازهای صادر خواهند شد. امروز پاسخ هیچیک از این پرسشها روشن نیست. حتی اگر دولت اعلام کند تخصیص ارز یک سال زمان میبرد، باز هم سرمایهگذار میتواند برنامهریزی کند. آنچه سرمایه را فراری میدهد، طولانیبودن فرایندها نیست؛ قابل پیشبینینبودن آنهاست. نتیجه اینکه «سرمایه با تأخیر کنار میآید، با بیاطمینانی نه».
ساتبا باید تنظیمگر باشد، نه رقیب بخش خصوصی
ورود دولت به زمین بازی بخش خصوصی را در عمل کجا میبینید؟
نمونه روشن آن، ورود مستقیم نهادهای دولتی به فعالیتهای اقتصادی است. وقتی نهادی مانند ساتبا وارد واردات تجهیزات خورشیدی میشود، از جایگاه تنظیمگر فاصله و در موقعیت رقابت با بخش خصوصی قرار میگیرد. این مسئله صرفا یک اختلاف صنفی نیست؛ یک اشکال در حکمرانی است. سرمایهگذار باید مطمئن باشد نهادی که بر بازار نظارت میکند، خود ذینفع بازار نیست. «اعتماد، مهمترین زیرساخت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است».
خطر در کمین بورس برق سبز
بورس برق سبز را چگونه ارزیابی میکنید؟
راهاندازی بورس برق سبز یک گام مثبت بود، ولی هنوز بازار به بلوغ نرسیده است. اکنون عمده معاملات کوتاهمدت است، درحالیکه نیروگاه خورشیدی یک دارایی بلندمدت محسوب میشود. هیچ بانک و سرمایهگذاری پروژهای را با قراردادهای چندروزه یا چندماهه تأمین مالی نمیکند. اقتصاد نیروگاه بر پایه قراردادهای بلندمدت شکل میگیرد؛ بنابراین اگر ابزارهای ششماهه، یکساله و چندساله توسعه پیدا نکند، بازار برق سبز نیز عمق لازم را پیدا نخواهد کرد. در نتیجه، «نیروگاه ۲۰ سال عمر میکند؛ نمیتوان آن را با قراردادهای کوتاهمدت اداره کرد».
بازار سرمایه و شرکتهای پروژهمحور؛ دو بال تأمین امنیت مالی نیروگاه خورشیدی
چه راهکاری برای تأمین مالی پیشنهاد میکنید؟
ظرفیت بازار سرمایه هنوز به اندازه کافی در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر به کار گرفته نشده است. لزومی ندارد هر واحد صنعتی نیروگاه اختصاصی خود را احداث کند؛ میتوان شرکتهای پروژهمحور ایجاد کرد که دارایی آنها نیروگاه خورشیدی باشد و سهامشان در بازار سرمایه معامله شود. صنایع نیز بهجای ساخت نیروگاه مستقل، در این شرکتها سرمایهگذاری کرده و از همان مسیر تعهدات قانونی خود را ایفا کنند. این مدل، هم هزینه سرمایهگذاری را کاهش میدهد، هم امکان ورود سرمایههای خرد را فراهم میکند و هم سرعت توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر را افزایش میدهد. در بسیاری از کشورها، توسعه انرژیهای پاک دقیقا بر پایه همین ابزارهای مالی انجام شده است. در نهایت، به گمان من، مسئله امروز انرژیهای تجدیدپذیر بیش از آنکه فنی باشد، نهادی است. اگر دولت بتواند نقش خود را به تنظیمگری محدود کند، ثبات در تصمیمگیری ایجاد شود و بازار برق با قراردادهای بلندمدت و ابزارهای مالی عمیقتر توسعه پیدا کند، سرمایه برای ورود به این صنعت منتظر دعوت نخواهد ماند. انرژی خورشیدی بیش از آنکه به یارانه نیاز داشته باشد، به ثبات نیاز دارد؛ سرمایه، پیش از هر چیز، آینده قابل پیشبینی میخواهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.