وقتی آب سلاح میشود
خبر حمله به مخازن آب آشامیدنی شهر سیریک این روزها در افکار عمومی بازتاب یافته که میشود از زوایای مختلف به این ماجرا نگاه کرد؛ سیاسی، نظامی و امنیتی اما یک پرسش هست که از همه اینها مقدمتر است: در منازعات مسلحانه، آیا واقعا هر هدفی مشروع است؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
رضا حاجیکریم-رئیس هیئتمدیره فدراسیون صنعت آب ایرانک: خبر حمله به مخازن آب آشامیدنی شهر سیریک این روزها در افکار عمومی بازتاب یافته که میشود از زوایای مختلف به این ماجرا نگاه کرد؛ سیاسی، نظامی و امنیتی اما یک پرسش هست که از همه اینها مقدمتر است: در منازعات مسلحانه، آیا واقعا هر هدفی مشروع است؟ حقوق بینالملل پاسخ روشنی به این پرسش داده. وجدان بشری هم همان را میگوید. آنچه توسط آمریکا مورد حمله قرار گرفت یک منشأ تأمین آب آشامیدنی شهری بود. زیرساختی که هزاران غیرنظامی برای نوشیدن، برای بهداشت و برای زندهماندن به آن وابستهاند. تمایز میان این و یک هدف نظامی، نه یک ظرافت حقوقی که بشود نادیده گرفت بلکه یک خط قرمز بنیادین است که نقض آن عواقب حقوقی جدی در پی دارد.
چارچوب حقوقی: چه قواعدی نقض شدهاند؟
یک تصور اشتباه رایج وجود دارد: این ممنوعیتها فقط در یک سند بینالمللی آمده و کشورهایی که عضو آن نیستند خود را ملزم نمیدانند. واقعیت این است که ممنوعیت حمله به زیرساختهای آب آشامیدنی از چندین لایه حقوقی موازی و مستقل برخوردار است. پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷): ماده ۵۴ این پروتکل که امروز به عنوان قاعدهای عرفی شناخته میشود؛ یعنی برای همه دولتها الزامآور است، چه عضو پروتکل باشند و چه نباشند. این ماده، حمله، تخریب یا از کار انداختن منابع آب آشامیدنی و تأسیسات آبرسانی را صراحتا ممنوع کرده. نکته مهم اینجاست: این ممنوعیت مطلق است. حتی اگر هدف مهاجم صرفا محرومکردن نیروهای دشمن از آب باشد -نه آسیب مستقیم به غیرنظامیان- باز هم نقض این ماده محقق شده است. اساسنامه رم و دیوان بینالمللی کیفری (۱۹۹۸): ماده ۸ اساسنامه رم حملات عمدی به اهداف غیرنظامی و استفاده از محرومیت از منابع حیاتی به عنوان روش جنگی را جنایت جنگی میداند. قطع آب از یک جمعیت شهری دقیقا در این تعریف جا میگیرد و دیوان بینالمللی کیفری صلاحیت رسیدگی به آن را دارد. کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و اصل تمایز: پیش از هر پروتکل الحاقی، کنوانسیون چهارم ژنو طرفهای درگیر را ملزم میکند که همواره میان اهداف نظامی و جمعیت غیرنظامی تمایز قائل شوند. مخازن آب شهری با هیچ تفسیری هدف نظامی مشروع نیستند. قطعنامه ۶۴/۲۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل (۲۰۱۰): این قطعنامه دسترسی به آب سالم را صراحتا بهعنوان یک حق بنیادین بشری به رسمیت شناخته است. حمله به تأسیسات آب آشامیدنی، نقض مستقیم این حق است و مسئولیت بینالمللی دولت مهاجم را فعال میکند. مطالعه حقوق بینالملل عرفی کمیته بینالمللی صلیب سرخ: قاعده ۵۴ این مطالعه -که محاکم بینالمللی بارها به آن استناد کردهاند- تأیید میکند که این ممنوعیت فراتر از تعهدات معمول معاهدات است و برای همه بازیگران مسلح لازمالاتباع است. این پنج لایه روی هم یک چارچوب حقوقی میسازند که حمله به زیرساختهای آب را نه در حاشیه، بلکه در هسته مرکزی ممنوعیتهای حقوق بینالملل بشردوستانه قرار میدهد.
پیامدهای قطع آب: یک شهر در گرمای 40درجه
بگذارید از کلیگویی فاصله بگیریم و مشخص صحبت کنیم. سیریک شهری است با حدود 10 هزار نفر جمعیت. حمله در روزهایی اتفاق افتاده که دما به 40 درجه میرسد و تابستان گرمی در پیش است. در این شرایط قطع آب دیگر یک مشکل لجستیک نیست، یک بحران پزشکی فوری و یک جنایت تمامعیار است.
ساعات اول: ذخایر خانگی تمام میشوند. خانوادههایی که نوزاد دارند برای تهیه شیر خشک ماندهاند. بیماران دیالیزی که به آب تصفیهشده نیاز دارند بیدرنگ در معرض خطر قرار میگیرند. بیمارستانها -که برای استریلکردن تجهیزات، شستن زخم، حفظ بهداشت به آب وابستهاند- عملا از کار میافتند. روزهای بعد سختتر است. در دمای ۴۰ درجه، بدن انسان برای تنظیم دمای خود به تعریق مداوم نیاز دارد. بدون آب کافی این مکانیسم از کار میافتد. مرگ از گرمازدگی در این شرایط نه احتمال دور، که پیامد قابل پیشبینی بهویژه برای سالمندان و کودکان است. همزمان مدیریت فاضلاب مختل شده، شیوع بیماریهای رودهای و عفونی در گرما سرعت گرفته و وبا، اسهال حاد، هپاتیت A -الگوهایی که سازمان بهداشت جهانی در بحرانهای مشابه مستند کرده است- در کمین شهروندان قرار میگیرند. متعاقب آن آتشنشانی فلج میشود. در تابستانی که خطر آتشسوزی در بافت فرسوده شهری بالاست، این یعنی یک حادثه کوچک میتواند به فاجعه تبدیل شود. و رنجی دردناکتر برای شهروندان که کمتر دیده میشود: رنج روانی جمعی مردمی که میدانند این وضع را طبیعت بر سرشان نیاورده. خشکسالی نیست، تغییرات اقلیمی نیست، کسی عمدا شیر آبشان را بسته. این شکلی از شکنجه روانی جمعی است که حقوق بینالملل آن را به رسمیت میشناسد. خوشبختانه توانمندی صنعت آب کشور به اندازهای هست که مشکلات سیریک به سرعت و در کمتر از یک روز مدیریت شد. اما آنچه این روزها بر مردم این شهر گذشته، تبعات طبیعی هر حملهای به زیرساخت آبی است؛ تبعاتی که مهاجم از روز اول میدانسته چه هستند. همین آگاهی، قرینهای است بر عمد در ارتکاب جنایت.
تهدیدی که از سیریک فراتر میرود
بگذارید در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا موضوع را صریح بررسی کنیم:
اگر حمله به زیرساختهای آب به رویهای عادی در مخاصمات تبدیل شود، اگر این خط قرمز شکسته شود و واکنشی در پی نداشته باشد، آسیبپذیرترینها در این معادله کشورهای کوچکتر و کشورهایی هستند که وابستگی زیادی به تأسیسات متمرکز آبی دارند. اعداد واقعیت را روشن میکنند. ایران ۹۳ میلیارد مترمکعب منابع آب تجدیدپذیر دارد، سالانه حدود ۹ میلیارد مترمکعب آب شرب مصرف میکند و ظرفیت آبشیرینکنهایش کمتر از یک میلیارد مترمکعب در سال است. نتیجه: فقط هفت درصد از مصارف شرب و صنعت و کمتر از یک درصد از کل مصرف آب کشور از نمکزدایی تأمین میشود. از طرفی به عنوان هفدهمین کشور پهناور جهان، ایران دارای پراکندگی گسترده تأسیسات آبی نیز هست.
اما همسایگان و کشورهای منطقه MENA وضع دیگری دارند. امارات و بحرین تقریبا ۹۷ درصد آب آشامیدنیشان را از آبشیرینکن میگیرند، قطر و کویت صددرصد، عربستان سعودی ۶۵ درصد، اسرائیل بین ۷۰ تا ۸۰ درصد. برای این کشورها یک حمله هدفمند به چند تأسیسات آبشیرینکن به معنای فروپاشی کامل تأمین آب آشامیدنی کل جمعیتشان است. جایگزین فوری وجود ندارد و گرمای خلیج فارس مهلت نمیدهد. عادیسازی این نوع حملات، شمشیر داموکلس را بالای سر همه این جوامع آویزان میکند. این یک محاسبه راهبردی است که جامعه بینالملل باید پیش از آنکه سابقهای تکرارپذیر از آن ساخته شود با قاطعیت پاسخ دهد. به عنوان کارشناسی که تمام سالهای حرفهایام را وقف مطالعه، پژوهش، اجرای پروژه و توسعه صنعت آب کردهام، از همه نهادهای صنفی، سیاسی و رسانهای میخواهم این تجاوز آشکار و جنایت جنگی را محکوم کنند و برای راهاندازی یک کمپین بینالمللی در منع حمله به زیرساختهای آبی همصدا شوند. سکوت در برابر این ماجرا بیطرفی نیست، بلکه همدستی است.آب زیرساخت نیست، آب حیات است و حیات، در هیچ منطق نظامی یا معادله سیاسی، هدف مشروع نمیشود.