خرید برای نیاز است یا برای آرامکردن اضطراب؟
روزهای قبل از آغاز جنگ ۴۰روزه را یادم میآید؛ همان روزهایی که مضطربانه عدهای کنسرو، آب معدنی و ماکارونی میخریدند، عدهای دیگر در گروهها از قرص ضدعفونی آب مینوشتند و عدهای دیگر هم به سراغ مغازههای خرید لوازم کوه میرفتند و پتوهای عایقی میخریدند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روزهای قبل از آغاز جنگ ۴۰روزه را یادم میآید؛ همان روزهایی که مضطربانه عدهای کنسرو، آب معدنی و ماکارونی میخریدند، عدهای دیگر در گروهها از قرص ضدعفونی آب مینوشتند و عدهای دیگر هم به سراغ مغازههای خرید لوازم کوه میرفتند و پتوهای عایقی میخریدند. حالا و در این روزها و در حالی که احتمال بازگشت تنش همچنان بر فضای جامعه سنگینی میکند، ایرنا در گزارشی به بررسی رفتار مصرفی مردم پرداخته است؛ از صفهای مقطعی پمپبنزین و خریدهای هیجانی گرفته تا انبار خانگی برخی کالاها و چککردن مداوم قیمتها. کارشناسان معتقدند بخش مهمی از این رفتارها نه ناشی از نیاز واقعی، بلکه واکنشی روانی به اضطراب، بلاتکلیفی و احساس ناامنی نسبت به آینده است؛ وضعیتی که اگر مدیریت نشود، میتواند به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود. الگوی مصرف جامعه در چنین شرایطی طیف گستردهای از رفتارها را شامل میشود؛ از مصرف آب، برق و گاز گرفته تا سوخت، کالاهای اساسی، دارو و حتی مصرف اخبار و محتوای رسانهای. جامعه این روزها در وضعیت آمادهباش روانی است و این پرسش مطرح است که خرید برای نیاز است یا برای آرامکردن اضطراب؟
امیرحسین صالحی، جامعهشناس و پژوهشگر رفتارهای اجتماعی میگوید: «در بحرانها، بخشی از مصرف مردم دیگر مصرف منطقی و مبتنی بر نیاز واقعی نیست، بلکه مصرفی روانی و هیجانی است. افراد با خریدکردن، ذخیرهسازی یا حتی پرکردن باک خودرو، احساس میکنند بخشی از کنترل شرایط را دوباره به دست آوردهاند. این رفتار از نظر روانی قابل فهم است. همانطور که برخی افراد هنگام اضطراب دچار پرخوری عصبی میشوند، جامعه هم در شرایط نااطمینانی ممکن است به سمت مصرف هیجانی حرکت کند؛ زیرا خرید و ذخیرهسازی، بهطور موقت احساس امنیت ایجاد میکند».
به گفته این جامعهشناس، «مشکل زمانی آغاز میشود که این اضطراب به رفتار جمعی تبدیل شود». او میگوید: «اگر جامعه به این باور برسد که هر لحظه ممکن است بحران بزرگتری رخ دهد، رفتارهای هیجانی گسترش پیدا میکند؛ از هجوم ناگهانی به پمپبنزینها گرفته تا خرید بیش از نیاز برخی کالاها. در چنین شرایطی، حتی اگر کمبودی واقعی وجود نداشته باشد، رفتار هیجانی جامعه میتواند خود به ایجاد کمبود مقطعی منجر شود».
در هفتههای اخیر نیز انتشار مداوم تحلیلها و هشدارها درباره احتمال بازگشت درگیریها، باعث شده بخشی از جامعه نسبت به آینده احساس بیثباتی بیشتری داشته باشد؛ احساسی که خود را در افزایش حساسیت به قیمتها، نگرانی درباره تأمین کالاها و رفتارهای احتیاطی در خرید نشان میدهد.
برخی کارشناسان رسانه معتقدند در کنار نگرانیهای واقعی، بازنشر مداوم فضای هشدار و سناریوهای بحرانی نیز میتواند رفتار مصرفی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
محمد محتاطی، دکترای علوم ارتباطات میگوید: «جامعه در وضعیت اضطراب فقط خبر مصرف نمیکند، بلکه اضطراب را هم مصرف و بازتولید میکند. همین مسئله میتواند از طریق هجوم مقطعی به خرید کالا، سوخت یا حتی رفتارهای احساسی در بازار خود را نشان دهد».
این پژوهشگر علوم ارتباطات تأکید میکند: «یکی از مهمترین راههای کاهش رفتارهای هیجانی، کاهش مواجهه مداوم با اخبار تنشآلود و شایعات فضای مجازی است؛ زیرا ذهن مضطرب بیش از هر زمان دیگری مستعد تصمیمهای احساسی و واکنشی میشود».
آنچه امروز جامعه با آن مواجه است، فقط نگرانی از آینده نیست؛ تلاش برای حفظ حس امنیت در میانه نااطمینانی است. شاید مهمترین آزمون جامعه در روزهای پس از بحران، نه در میدان جنگ، بلکه در شیوه مصرف و رفتار روزمره شهروندان رقم بخورد. اگر نااطمینانی و آتشبس کنونی برای مدتی طولانی ادامه یابد، آنچه بیش از هر چیز به حفظ ثبات و آرامش کشور کمک میکند، مصرف مسئولانه، پرهیز از رفتارهای هیجانی و حفظ اعتماد عمومی خواهد بود. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف دیگر فقط یک توصیه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از آمادگی ملی برای عبور از روزهای نامطمئن پیشرو به شمار میرود.