چالشهای نخستوزیر جدید بریتانیا در گفتوگوی وحید کریمی، دیپلمات پیشین ایران در بریتانیا با «شرق»
آغاز عصر «برنام»
پس از آنکه روشن شد اندی برنام، شهردار سابق منچستر، وارث کییر استارمر در لندن است، گمانهزنیها درباره جهتگیری دولت جدید بریتانیا در سیاست داخلی و خارجی افزایش پیدا کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پس از آنکه روشن شد اندی برنام، شهردار سابق منچستر، وارث کییر استارمر در لندن است، گمانهزنیها درباره جهتگیری دولت جدید بریتانیا در سیاست داخلی و خارجی افزایش پیدا کرد. هرچند برنام اعلام کرده تمرکز اصلی خود را بر مسائل داخلی و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی بریتانیا قرار خواهد داد، اما بسیاری از ناظران معتقدند مهمترین چالش پیشروی او نه در داخل کشور، بلکه در بازسازی روابط لندن و واشینگتن نهفته است. وحید کریمی، دیپلمات پیشین ایران در بریتانیا، در گفتوگو با «شرق» میگوید روابط ویژه میان آمریکا و بریتانیا، چنان عمیق و ریشهدار است که هیچ نخستوزیری نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد. به باور او، یکی از دلایل اصلی کناررفتن کییر استارمر، ناتوانی در مدیریت مناسبات با دولت دونالد ترامپ بوده است. این کارشناس همچنین هشدار میدهد بهبود روابط برنام با ترامپ میتواند به افزایش نقش بریتانیا در سیاستهای منطقهای آمریکا و حتی تشدید فشارها علیه ایران منجر شود. هرچند تهران با استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک ممکن است بتواند از فرصت پیشآمده برای اثرگذاری بر سیاست بریتانیا استفاده کند.
اندی برنام، رهبر حزب کارگر، اعلام کرده است در دوران نخستوزیری خود قصد دارد تمرکز اصلیاش را بر سیاست داخلی معطوف کند. با توجه به این رویکرد، سیاست خارجی دولت او چگونه خواهد بود؟ آیا تفاوتی با سیاست خارجی استارمر خواهد داشت یا در امتداد همان مسیر حرکت میکند؟
به اعتقاد من تفاوتهایی وجود خواهد داشت. آقای استارمر، نخستوزیر پیشین، رابطه مطلوبی با دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده نداشت. به گمان من، یکی از دلایل کنارهگیری ایشان و ناتمامماندن دوره نخستوزیریاش، ناتوانی در تنظیم و حفظ روابط مناسب با ایالات متحده بود. انگلیس و آمریکا روابطی عمیق و درهمتنیده در سه حوزه اطلاعاتی، نظامی و هستهای دارند و این همکاریها تقریبا مستقل از تغییر دولتها و نخستوزیران ادامه مییابد. این دو کشور در اغلب بحرانها در کنار یکدیگر حضور داشتهاند. با این حال، به نظر میرسد نخستوزیر پیشین نتوانست سطح همکاری مورد انتظار دولتهای انگلیس و آمریکا را تأمین کند. از اینرو، تصور میکنم دستگاه سلطنت بریتانیا و شخص پادشاه، چارلز سوم، با توجه به سفر خود به آمریکا و روابط مناسبی که با ترامپ برقرار کرد، زمینه را برای کناررفتن نخستوزیر پیشین و جایگزینی او فراهم کردند.
سؤال بعدی به همین موضوع ترامپ مربوط میشود. دونالد ترامپ چندی پیش درباره شخصی به نام برنام اظهار بیاطلاعی کرده بود. در چنین شرایطی، آیا مسیری که آقای برنام برای جلب نظر آمریکا در پیش دارد ساده خواهد بود؟ با توجه به وابستگیهای حزبی و سابقه سیاسی او، آیا از عهده این کار برمیآید یا با تنشهای فراوانی روبهرو خواهد شد؟
تمام مواردی که اشاره کردید ممکن است رخ دهد، اما هنر یک نخستوزیر در آن است که بتواند هم افکار عمومی داخلی را اقناع کند و هم رضایت رئیسجمهور آمریکا و دولت آن کشور را جلب کند. به همین دلیل، شخصیت فرد اهمیت زیادی دارد و به نظر من انتخاب برنام هم در همین راستا و با هدف تغییر چهره سیاسی صورت گرفته است. در تاریخ معاصر بریتانیا، نخستوزیرانی همچون وینستون چرچیل، مارگارت تاچر و تونی بلر توانستند روابط ویژهای با آمریکا برقرار کنند. آنان ضمن حفظ افکار عمومی داخلی، موفق شدند منافع ملی بریتانیا را نیز تأمین کنند. در عین حال مایلم به نکتهای اشاره کنم که برای پاسخ به پرسش شما اهمیت دارد. آمریکا تاکنون در هیچ جنگی در خاورمیانه بدون همراهی انگلیس مشارکت نکرده است و این موضوع مستند است. در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، آمریکا و انگلیس بهصورت مشترک وارد عمل شدند، اما در جنگ با ایران، انگلیس تا حدی عقب نشست. البته همکاریهایی وجود داشته و برخی امکانات و پایگاهها در اختیار آمریکا قرار گرفته است، اما مشارکتی در سطح جنگ عراق مشاهده نمیشود. به همین دلیل است که آمریکا در جنگ با ایران تا حدی سردرگم به نظر میرسد؛ زیرا متحدی که همواره در کنار آن حضور داشت و حتی در برخی حوزهها مدیریت بهتری انجام میداد، این بار همان نقش را ایفا نمیکند. از اینرو، تغییر رهبری در انگلیس ممکن است برای ما هم پیامدهایی داشته باشد. اکنون نخستوزیر جدید با دستور کاری بسیار حساس و خطیر روبهرو است و باید دید در عمل چگونه رفتار خواهد کرد. البته باید تأکید کنم استارمر اساسا چهرهای در حد و اندازه برخی نخستوزیران برجسته بریتانیا نبود. با این حال، به دلیل خلأ موجود در حزب کارگر و نبود رقیبی جدی، به این مقام رسید. به نظر من، دستگاه سلطنت و فشارهای ناشی از رویکرد ترامپ در نهایت به تصمیم برای کنارهگیری او منجر شد.
به نظر میرسد برنام سیاست داخلی و خارجی آشفتهای را از استارمر به ارث برده باشد. از نخستین روز آغاز به کار او بهعنوان نخستوزیر، چه بحرانهایی در برابرش قرار خواهد داشت؟
حزب کارگر ذاتا حزبی درونگراست، در حالی که حزب محافظهکار رویکردی برونگرا و فعالتر در عرصه سیاست خارجی دارد. حزب کارگر بیشتر بر مسائل داخلی، رفاه شهروندان و افکار عمومی تمرکز میکند. با این حال، بحرانی که دولت انگلیس بیش از هر چیز با آن مواجه بوده، موضوع روابط با آمریکاست. انگلیس پس از خروج از اتحادیه اروپا امیدوار بود بتواند از طریق گسترش تجارت با آمریکا، منافع اقتصادی قابل توجهی به دست آورد، اما دونالد ترامپ استقبال چندانی از این ایده نکرد. بریتانیا اکنون با چالشهای متعددی روبهرو است؛ ازجمله روابط با اروپا، روابط با آمریکا و مدیریت افکار عمومی داخلی. بخش بزرگی از جامعه بریتانیا تمایل دارد روابط نزدیکتری با اتحادیه اروپا داشته باشد و فاصله بیشتری از ترامپ بگیرد. در مقابل، دستگاه سلطنت معتقد است نخستوزیر جدید، فارغ از وابستگی حزبی خود، باید روابط با آمریکا را ترمیم کند. حزب کارگر نیز در این زمینه سابقه چندان موفقی ندارد و شاید تنها استثنا تونی بلر باشد. اکنون باید منتظر ماند و دید آیا نخستوزیر جدید توانایی آن را دارد که همچون بلر روابط با آمریکا را بهبود ببخشد یا خیر. شخصا خوشبین هستم و احساس میکنم او فردی توانمند است.
یکی از مشکلاتی که دولت استارمر در داخل بریتانیا با آن مواجه بود، مسائل اقتصادی بود. با توجه به سابقه برنام در مدیریت بحران کرونا در منچستر، آیا او میتواند بخشی از مشکلات اقتصادی شهروندان بریتانیا را کاهش دهد؟
از منظر اقتصادی، انگلیس کشوری ثروتمند است. در نظامهای دموکراتیک معمولا با تأثیرگذاری بر وضعیت اقتصادی مردم تلاش میشود افکار عمومی هدایت شود. من تصور نمیکنم مشکلات اقتصادی در بریتانیا به سطح یک بحران رسیده باشد، هرچند ممکن است در رسانهها پررنگ جلوه داده شود. برای مثال، اگر ترامپ تصمیم بگیرد تعرفهها را کاهش دهد یا تسهیلات بیشتری برای تجارت با بریتانیا فراهم کند، بسیاری از مشکلات اقتصادی این کشور برطرف خواهد شد. اساسا یکی از انگیزههای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، دستیابی به تجارت آزادتر با آمریکا و کشورهای مشترکالمنافع بود. از اینرو، این جابهجایی در رهبری ممکن است زمینه را برای همکاری تجاری بیشتر میان ترامپ و بریتانیا فراهم کرده و به گشایش اقتصادی در داخل این کشور منجر شود.
رقیب اصلی حزب کارگر، حزب راستگرا به رهبری نایجل فاراژ است که معمولا نقش دولت در سایه را ایفا میکند. آیا این حزب همان رویکرد سختگیرانهای را که در قبال استارمر وجود داشت، در برابر برنام نیز در پیش خواهد گرفت؟
در حال حاضر نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد. باید اندکی صبر و عملکرد عملی دولت جدید را مشاهده کرد. طبیعی است که اگر نخستوزیر جدید همان مسیر استارمر را ادامه دهد، احزاب مخالف نیز اعتراضات خود را ادامه خواهند داد. اما تصور من این است که او با هدف ایجاد تغییراتی در تعامل با جریانهای راستگرا روی کار آمده است؛ زیرا این جریانها عموما خواهان روابط نزدیکتر با آمریکا هستند. با این حال، قضاوت نهایی را باید به ماههای نخست عملکرد دولت موکول کرد. همانطور که اشاره کردم، به باور من این جابهجایی اساسا با هدف بهبود روابط با آمریکا و با حمایت دستگاه سلطنت انجام شده است.
در دوره نخستوزیری برنام، تهران باید منتظر چه تغییراتی در سیاست خارجی بریتانیا باشد؟
این موضوع هم میتواند برای ایران یک فرصت باشد و هم یک تهدید. اگر روابط لندن و واشینگتن بهبود یابد و مشارکت انگلیس در اقدامات آمریکا افزایش پیدا کند، باید توجه داشت که محور آمریکا، انگلیس و اسرائیل در اغلب جنگهای خاورمیانه نقشآفرین بوده است. اگر روابط برنام با دولت ترامپ بهبود پیدا کند، احتمالا مشارکت انگلیس در اقدامات علیه جمهوری اسلامی ایران نیز افزایش خواهد یافت که طبعا به سود ایران نخواهد بود. در عین حال، فرصتی نیز وجود دارد. متأسفانه باید بگویم ما در حوزه دیپلماسی عملکرد ضعیفی داشتهایم. در نظامهای دموکراتیک میتوان از طریق ارتباط با احزاب مخالف، مجالس قانونگذاری و نهادهای مختلف بر روندهای سیاسی تأثیر گذاشت.
من خودم در لندن بهعنوان دبیر اول سفارت فعالیت میکردم و حوزه مأموریتم ارتباط با پارلمان بریتانیا بود. به یاد دارم با یکی از نمایندگان مجلس ملاقات کردم و از او پرسیدم چرا قطعات و تجهیزات مورد نیاز هواپیماهای مسافربری ایران را ممنوع کردهاند. او از این موضوع اظهار شگفتی کرد و بعدها در مجلس از دولت توضیح خواست. در نتیجه، محدودیتهایی که وجود داشت تا حدی کاهش یافت. این فقط یک نمونه از تأثیر دیپلماسی بود. موارد مشابه فراوانی وجود دارد؛ از رفع سوءتفاهمها گرفته تا مقابله با اخبار نادرست. دیپلمات باید در صحنه حضور داشته باشد و فعالانه عمل کند. در نیویورک هم زمانی که در نمایندگی ایران در سازمان ملل فعالیت میکردم، با اخذ مجوز به واشینگتن سفر کردم. گرچه اجازه ملاقات با اعضای کنگره را نداشتیم، اما مشاهده کردم افراد بسیاری مایل هستند مستقیما درباره ایران اطلاعات کسب کنند. با این حال، ما اغلب در این عرصه حضور مؤثری نداریم. تا جایی که من مطالعه کردهام، آمریکاییها در روابط بینالملل بیش از همه به دو متحد خود اعتماد دارند؛ اسرائیل و انگلیس. این دو نقش مهمی در شکلدهی به برداشتها و تصمیمات واشینگتن دارند و اگر ما در این عرصه حضور نداشته باشیم، طبیعتا روایت دیگران غالب خواهد شد.
بهعنوان جمعبندی، آینده دولت برنام را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا حمایت نسبی او از فلسطین و انتقادش از اسرائیل میتواند تغییری در سیاستهای لندن ایجاد کند؟
اگر بخواهم در یک جمله پاسخ دهم، میگویم «روابط با آمریکا». اگر بخواهم در سه جمله پاسخ دهم، باز هم میگویم «روابط با آمریکا، روابط با آمریکا و باز هم روابط با آمریکا». این موضوع برای بریتانیا اهمیت فوقالعادهای دارد. درباره سایر مسائل شاید بتوان گمانهزنیهای مختلفی مطرح کرد، اما بشخصه معتقدم مهمترین اولویت دولت جدید، بازسازی و تقویت روابط با ایالات متحده خواهد بود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.