ناگفتههای وزیر خارجه در مستند «ماجرای جنگ ۲» درباره بررسی تجاوزات آمریکا و اسرائیل به ایران
عراقچی: دستفرمان جنگ از سوی من نبود
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در سلسله نشستهای مستند «ماجرای جنگ ۲» به روایت جواد موگویی حضور یافت و به پرسشهای این مستندساز درباره تجاوزات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پاسخ داد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در این گفتوگو به تشریح دقیق رویدادهای منجر به جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه، نقش مذاکرات، تصمیمات جمعی و اشتباهات محاسباتی دشمن پرداخت. او تأکید کرد: «دستفرمان جنگ از سوی من نبود. تصمیمات جمعی در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده است».
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در سلسله نشستهای مستند «ماجرای جنگ ۲» به روایت جواد موگویی حضور یافت و به پرسشهای این مستندساز درباره تجاوزات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پاسخ داد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در این گفتوگو به تشریح دقیق رویدادهای منجر به جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه، نقش مذاکرات، تصمیمات جمعی و اشتباهات محاسباتی دشمن پرداخت. او تأکید کرد: «دستفرمان جنگ از سوی من نبود. تصمیمات جمعی در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده است». دیپلمات ارشد کشورمان، تصور غلط رایج مبنی بر اینکه «مذاکره باعث جنگ شد» را رد کرد و توضیح داد جنگ زمانی آغاز شد که طرف مقابل (رژیم صهیونیستی و آمریکا) از طریق مذاکره به خواستههای غیرقانونی خود، بهویژه غنیسازی صفر نرسید و راه جنگ را انتخاب کرد.
زمینه و اشتباهات محاسباتی دشمن
عراقچی در بخش دیگری از این گفتوگو، ریشه اتفاقات جاری را در تصور «ایران ضعیف» پس از تحولات لبنان (شهادت سیدحسن نصرالله)، سقوط سوریه و دیگر رویدادها دانست. دشمن فکر میکرد بازدارندگی منطقهای ایران از بین رفته و ایران به سمت بازدارندگی هستهای حرکت خواهد کرد؛ بنابراین باید پیش از آن، امکانات هستهای ایران را نابود کند. رژیم صهیونیستی نیز زمان را مناسب برای «یکسرهکردن کار» دید. به گفته او: «پیش از جنگ 12روزه، چندین بار تا آستانه جنگ پیش رفتند اما با اقدامات دیپلماتیک و نگرانی از جنگ فراگیر منطقهای، متوقف شد یا به تعویق افتاد. در جنگ ۱۲روزه، دشمن ابتدا دیپلماسی را امتحان کرد اما با مقاومت ایران در برابر غنیسازی صفر، جنگ را شروع کرد». عراقچی تأکید کرد: «ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی باعث انتخاب راه سخت توسط دشمن شد و نتیجه آن شکست آنان در جنگ ۱۲روزه بود».
بین دو جنگ و آمادگی ایران
وزیر خارجه خاطرنشان کرد: «پس از جنگ 12روزه، دشمن دو اشتباه محاسباتی جدید داشت؛ اول، تصور مقاومت و تابآوری ایران را نداشتند و دوم آنکه فقط تجهیزات بیشتر آماده کردند بدون آمادگی کامل برای جنگ طولانی. در مقابل، ایران از جنگ اول درسهای نظامی و سیاسی مهمی گرفت، توانمندیها را تقویت کرد (مانند تغییر سیستم لانچری که ارزیابیهای آمریکایی را باطل کرد) و مردم با حمایت از نظام به صحنه آمدند». عراقچی تصمیم به توقف جنگ ۱۲روزه را تصمیم جمعی شورای عالی امنیت ملی دانست که آثار مثبت آن در جنگ دوم دیده شد؛ جنگ اول مقدمه پیروزی در جنگ ۴۰روزه شد. به باور عراقچی: «دشمن در این فاصله آرایش نظامی گسترده (Military Build-up) در منطقه ایجاد کرد، تجهیزات آمریکایی آورد، سیستم دفاعی خود را تقویت و تلاش کرد پایگاه اجتماعی نظام را با حوادثی مانند ۱۸ و ۱۹ دی هدف قرار دهد».
مذاکرات پیش از جنگ ۴۰روزه
عراقچی در فراز دیگر از گپوگفتش به موضوع مذاکرات قبل از جنگ هم ورود کرد و گفت: «در این دوره، درخواست مذاکره مجدد با همان شرط غنیسازی صفر مطرح شد. تصمیم به مذاکره عمدتا برای اتمام حجت بود تا بعدا کسی نگوید اگر مذاکره میکردید، جنگ نمیشد». البته به تعبیر وزیر خارجه، نیروهای نظامی مطمئن بودند جنگ خواهد شد، اما مذاکره را برای احتمال کم (حتی ۱۰ درصد) رسیدن به نتیجه غیرجنگی و همچنین حجت نزد جامعه بینالمللی و مردم انجام دادند. دیپلمات ارشد ایرانی تصریح کرد: «نیروهای مسلح نباید به امید مذاکرهکننده بنشینند و همه باید آماده جنگ باشند. مذاکرات در چارچوب کمیتهای (ابتدا کمیته هستهای، سپس کمیته ششنفره) در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و با ریاست افرادی مانند شمخانی و لاریجانی انجام میشد. مصوبات این کمیته اعتبار مصوبات شورای عالی امنیت ملی را داشت».
عراقچی یادآور شد: «در مذاکرات، دشمن همچنان غنیسازی صفر و حتی تحویل مواد را مطالبه میکرد. حتی پس از آسیب به تأسیسات هستهای، ایران مقاومت کرد. در دور سوم مذاکرات (روز پنجشنبه)، بحث تعلیق چندساله غنیسازی مطرح شد که ایران نپذیرفت. قرار بود کمیتههای فنی دوشنبه در وین جلسه بگذارند، اما فضا از جمعه به سمت جنگ تغییر کرد». عراقچی افزود: «اگر تعلیق را میپذیرفتند، خسارت بزرگتری از جنگ میدیدند، چون عزت کشور را فروخته بودند و الگویی خطرناک شکل میگرفت. تصمیمگیری نهایی با افراد بالادستی بود، اما ایستادگی در مذاکره درست بود». او همچنین نقل قولی از رهبر شهید را یادآوری کرد: «جمهوری اسلامی جنگ نمیکند مگر اینکه هزینه نجنگیدن بیشتر از جنگیدن باشد. این دقیقا در دو جنگ رخ داد».
آغاز جنگ ۴۰روزه و غافلگیریها
عراقچی در موضوع شروع جنگ هم گفت: «دشمن با تحلیل اشتباه (ضعف ایران پس از جنگ اول، اعتراضات داخلی، تحریمها) و با هدف کار ناتمام (نابودی جمهوری اسلامی) وارد جنگ شد. نتانیاهو و طرفهای تندرو آمریکا را هم وارد کردند و ترامپ ابتدا تسلیم بدون قید و شرط طلبید». البته به باور وزیر خارجه: «ایران غافلگیر نشد؛ دو ساعت پس از حمله پاسخ داد، چون همه طراحیها از قبل انجام شده بود (از جمله بستن تنگه هرمز در صورت هدف قرارگرفتن رهبری). غافلگیریها بیشتر تاکتیکی و در حوزه حفاظت از مسئولان بود. در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، اعتراضات اولیه مردمی بود اما از ۱۸ دی با ورود سلاح و سازماندهی خارجی، ابعاد دیگری گرفت».
عراقچی در جای دیگر هم عنوان داشت: «بمباران بیت رهبری و چند مرکز حساس حکومتی، نتیجه یک حفره امنیتی در ساختار جمهوری اسلامی بوده که هنوز هم احتمالا وجود دارد». عراقچی ادامه داد: «مهاجمان از زمان و محل جلسات متعدد در وزارت اطلاعات، بیت رهبر انقلاب، شورای دفاع و دفترهای مقامهای ارشد اطلاع داشتهاند و همزمان چند هدف را در ساعت مشخص مورد حمله قرار دادهاند».
دیپلماسی تهدید و بازدارندگی
عراقچی به سفرهای منطقهای پس از سوریه اشاره کرد که با تهدیدهای صریح (هدف قراردادن تأسیسات مشابه، پایگاههای آمریکایی، قطع صادرات نفت منطقه) جلوی جنگ را گرفت. او مثال ملاقاتی با یکی از رهبران منطقه را زد که با لحن متکبرانه از حمله قریبالوقوع سخن گفته بود و عراقچی با پاسخ قاطع، او را به فکر انداخت. این اقدامات باعث نگرانی منطقه و تلاش برای جلوگیری از جنگ شد. دشمن به کشورهای منطقه گفته بود «فقط یک ماه تحمل کنید، داستان تمام میشود» اما در عمل چنین نشد.
نتیجه جنگ و دستاورد دیپلماتیک
عراقچی به موضوع تفاهمنامه با آمریکا هم پرداخت و گفت: «در نهایت، دشمن از تسلیم بدون قید و شرط به یادداشت تفاهم رسید که در آن متعهد شد جنگ علیه ایران آغاز نکند، تحریم نکند، از زور استفاده نکند، به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران احترام بگذارد و در امور داخلی دخالت نکند. ایران نیز متقابلا همین تعهدات را داد». عراقچی این را سرافرازی بزرگ دانست که دو قدرت مقابل هم مینشینند و به حاکمیت یکدیگر احترام میگذارند.
نگاه به اعتبار و مأموریت
عراقچی با رد انتقادها درباره اعتبار مذاکرهکننده، متذکر شد: «مسئولیت او حفظ منافع ملی است، نه اعتبار شخصی. اگر برای حفظ اعتبار شخصی تصمیم گرفته شود، آن را خیانت میداند. او و همکارانش مأموریت را انجام دادند و آماده پرداخت هزینه بودند». او نقاط ضعف برخی تحلیلهای داخلی (مانند ابعاد حوادث اجتماعی) را پذیرفت، اما تأکید کرد: «تصمیمات اصلی درست و جمعی بوده است». به تعبیر او: «مذاکره راه کمهزینه است اما وقتی دشمن به خواسته غیرمعقول خود نرسید، جنگ را انتخاب کرد. ایران با مقاومت، آمادگی و درسآموزی از جنگ اول، در جنگ دوم پیروز شد و به موقعیتی رسید که دشمن را به تعهدات متقابل وادار کرد. همه اقدامات از تهدید دیپلماتیک تا مذاکره و جنگ در چارچوب تصمیمات جمعی و با هدف حفظ منافع و عزت ملی بوده است».
وزیر خارجه درباره شرایط خودش در طول جنگ بیان داشت: «در مدت جنگ ۴۰روزه، من و معاونین و همکارانم ساختمان وزارت امور خارجه را ترک نکردیم. جای امنی وجود نداشت و تونل هم مصائب خودش را داشت. شبها جاهای مختلف میرفتیم و به محافظینم میگفتم شما نیاید، دشمن موشک میزند و از شما کاری برنمیآید، بیخودی شهید میشوید». او افزود: «همه مسئولین تلفن همراه خود را کنار گذاشتند، اما من نمیتوانستم تلفنم را کنار بگذارم. همه تماسهایم با وزرای خارجی، مصاحبهها، تماسها و حتی تماسها با سفارتخانههای خودمان را باید انجام میدادم. تنها چیزی که یک مقدار ضریب خطر را پایین میآورد، این بود که در طول روز ساعتهایی را سوار ماشین میشدیم و در شهر میچرخیدیم». عراقچی در پاسخ به اینکه تونل رفتید یا خیر، با مزاح گفت: «یکی دو بار برای جلسات در تونل رفتم اما در تونل نماندم. تونل بسیار است. یک سری ساختمان مستحکم هم وجود دارد اما چون ممکن است بار دیگر جنگ شود، اجازه دهید اینها را نگه داریم برای آن موقع. ممکن نبود همه مسئولین را به تونلها دعوت کرد. به هر طریقی توانستیم میزان شهادت مسئولان را پایین بیاوریم».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.