چرا رشد قیمت طلا کُند شد؟
مریم محبی، کارشناس بازارهای مالی: مسیر صعودی قیمت طلا در بازار جهانی ناگهان نزولی شد و در مقاطعی به زیر چهار هزار دلار سقوط کرد؛ اما چه اتفاقی در بازار طلا در حال رخدادن است؟ زمانی که رویکرد سنتی تحلیل بنیادی طلا را بررسی میکنیم، عواملی مانند قدرت اقتصادهای تأثیرگذار بر جامعه جهانی، ازجمله آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان، چین به عنوان بزرگترین تولیدکننده و کارخانه جهان، هند به عنوان یک کشور پرجمعیت و اقتصاد نوظهور و همچنین سایر کشورها و وضعیت اقتصادی آنها، همواره مورد توجه قرار میگیرند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مریم محبی، کارشناس بازارهای مالی: مسیر صعودی قیمت طلا در بازار جهانی ناگهان نزولی شد و در مقاطعی به زیر چهار هزار دلار سقوط کرد؛ اما چه اتفاقی در بازار طلا در حال رخدادن است؟ زمانی که رویکرد سنتی تحلیل بنیادی طلا را بررسی میکنیم، عواملی مانند قدرت اقتصادهای تأثیرگذار بر جامعه جهانی، ازجمله آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان، چین به عنوان بزرگترین تولیدکننده و کارخانه جهان، هند به عنوان یک کشور پرجمعیت و اقتصاد نوظهور و همچنین سایر کشورها و وضعیت اقتصادی آنها، همواره مورد توجه قرار میگیرند. در کنار اقتصاد این کشورها، عواملی مانند ریسکهای ژئوپلیتیکی، تنشهای بینالمللی، میزان تقاضای بانکهای مرکزی جهان و سایر متغیرهای اثرگذار نیز بهدرستی به عنوان عوامل مؤثر بر قیمت جهانی طلا مطرح میشوند. به این معنا که هرچه میزان تقاضا ناشی از قدرتگرفتن اقتصادها و تمایل کشورها به افزایش پشتوانه پولی خود از طریق بانکهای مرکزی افزایش پیدا کند، انتظار داریم قیمت طلا نیز رشد کند؛ همان اتفاقی که در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم. بهگونهای که در فاصله زمانی نسبتا کوتاهی، قیمت هر اونس طلا از سطوح سهرقمی به سطوح چهاررقمی رسید و در حال حاضر نیز در محدودههای قیمتی بالایی قرار دارد.
زمانی که درباره قیمت کامودیتیها در سطح بینالملل صحبت میکنیم، همواره قیمت این کالاها براساس ارز پایه یا Base Currency، یعنی دلار آمریکا بیان میشود. این موضوع به این معناست که هرچه دلار آمریکا به عنوان ارز پایه قدرت بیشتری پیدا کند، بهطور معمول قیمت کامودیتیها با فشار کاهشی مواجه میشود. همانگونه که در کشور خودمان مشاهده میکنیم، تورم و کاهش قدرت پول ملی موجب افزایش قیمت کالاها میشود؛ زیرا حتی اگر ارزش ذاتی یک کالا افزایش پیدا نکند، زمانی که قدرت خرید پول ملی کاهش پیدا میکند، دارنده آن پول باید مبلغ بیشتری پرداخت کند تا همان مقدار کالا یا کامودیتی قبلی را خریداری کند. به این رابطه، موازنه میان قدرت دلار و قیمت کامودیتیها گفته میشود. در سالهای گذشته شاهد افزایش قیمت کامودیتیها بودهایم؛ اما در چند ماه اخیر، علیرغم اینکه پیشبینیها حاکی از آن بود که در مقاطعی مانند امروز یا تا پایان تابستان ۲۰۲۶ در آمریکا، قیمت هر اونس طلا به محدوده پنج هزار یا حتی شش هزار دلار برسد، مشاهده میکنیم قیمت اونس جهانی مسیر کاهشی را در پیش گرفته است. البته این برداشت که روند طلا نزولی شده است، چندان درست نیست و اونس جهانی همچنان در یک مسیر افزایشی و روند صعودی بلندمدت قرار دارد و آنچه در حال حاضر مشاهده میکنیم، صرفا یک دوره اصلاح قیمتی است. بنابراین، تغییر روند در اونس جهانی رخ نداده، بلکه روند پرشتاب صعودی وارد مرحلهای از تعدیل و اصلاح قیمت شده است. اما دلایل این موضوع چیست؟
برای نخستین بار از سال ۱۹۹۶، میزان ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان از میزان سرمایهگذاری آنها در اوراق خزانهداری آمریکا پیشی گرفته است. این اتفاق از سوی بسیاری از تحلیلگران به عنوان آغاز یک نظم جدید یا بازتعریف سیاستهای پشتوانهسازی دولتها و بانکهای مرکزی جهان تعبیر میشود.
به بیان دیگر، این روند نشان میدهد بانکهای مرکزی جهان با جدیت در پی کاهش وابستگی خود به دلار آمریکا در تجارت جهانی هستند و تمایل دارند سهم طلا را در ذخایر راهبردی خود افزایش دهند. این تمایل، اثر مستقیم خود را بر بازار جهانی طلا گذاشته و همچنان یکی از مهمترین عوامل بنیادین حمایتکننده از روند بلندمدت قیمت این فلز گرانبها محسوب میشود. حال ببینیم چه اتفاقی رخ داده است. مهمترین عامل تعیینکننده قیمت طلای جهانی، سیاستهای فدرالرزرو، بهویژه نرخ بهره این بانک مرکزی است. افزایش نرخ بهره توسط فدرالرزرو، موجب افزایش جذابیت اوراق خزانهداری آمریکا میشود؛ زیرا زمانی که دولتها و سرمایهگذاران بتوانند با نگهداری این اوراق به بازدهی بیشتری دست پیدا کنند، بالطبع تمایل بیشتری به نگهداری دلار و سرمایهگذاری در اوراق خزانه آمریکا خواهند داشت. اگر این عامل، یعنی نرخ بهره فدرالرزرو را بررسی کنیم، مشاهده میکنیم پس از خروج اقتصاد آمریکا از رکود ناشی از همهگیری کووید۱۹ و زمانی که نرخ تورم این کشور به محدوده نزدیک به ۱۰ درصد رسیده بود، فدرالرزرو سیاستهای پولی بسیار سختگیرانهای را برای مهار تورم در پیش گرفت. این سیاستها اثر مستقیمی بر بازار طلا گذاشت و تغییرات نرخ بهره، یکی از مهمترین عوامل نوسانات قیمت این فلز گرانبها بود. اما در حال حاضر مشاهده میکنیم رویکرد سیاستهای فدرالرزرو از مسیر کاهش نرخ بهره به سمت افزایش نرخ بهره تغییر کرده است؛ بهویژه پس از انتصاب کوین وارش
(Kevin Warsh) به عنوان رئیس جدید فدرالرزرو. پیش از این درباره اوراق خزانهداری آمریکا صحبت میکردیم و به این موضوع اشاره داشتیم که اگر ذائقه بانکهای مرکزی جهان از نگهداری اوراق خزانه آمریکا به سمت ذخیرهسازی طلا تغییر کند، این موضوع چه پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت. در این مدت، سه اتفاق مهم رخ داد که زمینهساز اتخاذ سیاست افزایش نرخ بهره شد؛ همان عاملی که موجب کاهش قیمت اونس جهانی طلا در بازارهای بینالمللی شد. نخست، افزایش بدهی ملی آمریکا بود که اکنون به محدوده نزدیک به ۴۰ تریلیون دلار رسیده است. در گذشته، آمریکا بهراحتی میتوانست اوراق خزانه خود را به سایر کشورها بفروشد؛ اما امروز مشاهده میکنیم که تمایل کشورها برای خرید این اوراق نسبت به گذشته کاهش یافته است. دومین اتفاق، کاهش تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا بود. این موضوع به عنوان یک سیگنال هشداردهنده یا چراغ قرمز برای اقتصاد آمریکا تلقی شد؛ زیرا اگر دولت آمریکا نتواند اوراق خزانه خود را جذابتر کند و نرخهای بهره بالاتری برای خریداران و نگهدارندگان این اوراق پرداخت نکند، این احتمال وجود دارد که بانکهای مرکزی جهان بهتدریج داراییهای خود را از اوراق خزانه به سمت طلا منتقل کنند. سومین عامل نیز تداوم فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکا بود. با وجود آنکه سیاستگذاران آمریکایی تلاش کردند نرخ تورم را به هدف دودرصدی بازگردانند، در تحقق کامل این هدف چندان موفق نبودند. از این رو، سیاست فعلی افزایش نرخ بهره در دستور کار قرار گرفته و حتی پیش از اجرای کامل آن نیز انتظارات بازار باعث شده است قیمت اونس جهانی طلا تحت فشار قرار گرفته و کاهش پیدا کند.
اما دلایل افزایش ذخایر طلای کشورهای مختلف چه بوده است؟
مهمترین عامل، افزایش سطح نگرانی و ریسکگریزی دولتها بوده است؛ همان نگرانی ناشی از احتمال بروز بحران در نظام مالی مبتنی بر دلار و تکرار بحرانهایی مانند بحران مالی سال ۲۰۰۸. این نگرانی باعث شده است بسیاری از کشورها به این جمعبندی برسند که اگر اقتصاد آمریکا وارد بحران شود و بخش عمده ذخایر ارزی آنها در قالب اوراق خزانه آمریکا باشد، بهطور مستقیم از آن بحران متأثر خواهند شد. بنابراین، بخشی از ذخایر خود را از اوراق خزانه به سمت طلا منتقل کردهاند.
دومین دلیل افزایش ذخایر طلا، نگرانی کشورها از تحریمها و استفاده ابزاری از دلار توسط آمریکا در اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی بر سایر کشورهاست. بهعنوان نمونه، پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، روسیه با تحریمهای گسترده مالی و اقتصادی مواجه شد و این موضوع برای بسیاری از کشورها این پیام را به همراه داشت که اتکای بیش از حد به داراییهای دلاری و نظام مالی مبتنی بر دلار میتواند در شرایط بحرانی، ریسکهای درخور توجهی برای آنها ایجاد کند.
کشورهایی که با روسیه روابط تجاری داشتند، پس از اعمال تحریمها، بهراحتی نمیتوانستند از طریق دلار یا اوراق خزانهداری آمریکا روابط تجاری خود را با این کشور حفظ کنند. بنابراین، نگرانی بسیاری از کشورها از این جهت است که حتی اگر خودشان بهطور مستقیم مشمول تحریمهای آمریکا نباشند، با توجه به اینکه بخش شایان توجهی از پشتوانه پولی و ذخایر بانک مرکزی آنها بر پایه دلار قرار دارد، آمریکا میتواند از این ابزار بهعنوان یک اهرم فشار استفاده کند، نظم تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه آن کشورها نیز از این شرایط متأثر شوند.
عامل دیگر، تمایل بانکهای مرکزی جهان به کاهش وابستگی به دلار و متنوعسازی سبد داراییهای پشتوانهای خود است. همانطور که با افزایش سطح آگاهی اقتصادی، افراد در سراسر جهان و بهویژه در ایران به این نتیجه رسیدهاند که برای حفظ ارزش داراییهای خود باید سبد سرمایهگذاری متنوعی داشته باشند، بانکهای مرکزی نیز دقیقا در همین مسیر حرکت کردهاند و با متنوعسازی ذخایر خود، وابستگی به یک دارایی یا یک ارز خاص را کاهش دادهاند.
بنابراین، اگر بخواهم مطالب مطرحشده را جمعبندی کنم، به نظر میرسد قیمت جهانی طلا همچنان در مسیر صعودی بلندمدت خود قرار دارد، ولی در کوتاهمدت بیش از هر چیز تحت تأثیر دو عامل اصلی، یعنی سیاستهای نرخ بهره آمریکا و میزان تنشهای جهانی، قرار گرفته است.
آمریکا در حال حاضر تلاش میکند با افزایش نرخ بهره و ایجاد جذابیت بیشتر برای اوراق خزانهداری خود، بار دیگر میزان تقاضا و فروش این اوراق را به بانکهای مرکزی جهان افزایش دهد. این سیاست در کوتاهمدت توانسته است بر قیمت اونس جهانی طلا اثرگذار باشد و از منظر تکنیکال، موجب شکلگیری یک کانال قیمتی در محدوده سههزارو ۹۰۰ تا چهار هزار دلار شود.
پیش از آنکه بانک مرکزی آمریکا بهطور جدی سیگنال افزایش نرخ بهره را مطرح کند، محدودههای قیمتی مورد انتظار برای اونس جهانی در کانال چهارهزارو ۷۰۰ تا چهارهزارو ۹۰۰ دلار قرار داشت؛ اما اجرای این سیاستها که با هدف افزایش جذابیت اوراق خزانه انجام شده است، توانسته در کوتاهمدت بر کاهش قیمت اونس جهانی تأثیرگذار باشد.
در نهایت، اگر سیاستهای فدرالرزرو مبنی بر افزایش نرخ بهره و جذابترکردن اوراق خزانهداری آمریکا بهصورت مستمر و پایدار ادامه پیدا کند، این موضوع میتواند مهمترین عامل فشار بر قیمت طلا در کوتاهمدت باشد؛ اما چنانچه در ادامه شاهد تعدیل این رویکرد باشیم و فدرالرزرو، نه بهصورت هیجانی بلکه براساس شرایط واقعی اقتصاد، سیاست نرخ بهره را مدیریت کند، میتوان انتظار داشت قیمت اونس جهانی طلا به تدریج و با شیبی ملایم، بار دیگر به سطوح بالاتر از چهار هزار دلار بازگردد.
هرچند در حال حاضر نیز قیمت اونس جهانی تمایل دارد در محدوده چهار هزار دلار تثبیت شود و فرایند کفسازی را در این سطح انجام دهد، ولی تداوم سیاست افزایش نرخ بهره میتواند در کوتاهمدت موجب شود اونس جهانی وارد کانال سههزارو ۹۰۰ دلار یا حتی سههزارو ۸۰۰ دلار شود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.