نبرد هرمز ۴۰۰ سال بعد و کلان راهبرد ایران
بازپسگیری بندر راهبردی گامرون -بندرعباس- از پرتغالیها در سال ۱۶۱۴، شاهکاری در تلفیق عملیات نظامی، بهرهگیری از ژئوپلیتیک منطقهای و زمانبندی فرصتطلبانه توسط شاه عباس اول بود. امپراتوری پرتغال بیش از یک قرن انحصار خفهکنندهای بر تجارت در خلیج فارس داشت و عمدتا از قلعه پرتقالیها در جزیره هرمز بر منطقه مدیریت میکرد.
بازپسگیری بندر راهبردی گامرون -بندرعباس- از پرتغالیها در سال ۱۶۱۴، شاهکاری در تلفیق عملیات نظامی، بهرهگیری از ژئوپلیتیک منطقهای و زمانبندی فرصتطلبانه توسط شاه عباس اول بود. امپراتوری پرتغال بیش از یک قرن انحصار خفهکنندهای بر تجارت در خلیج فارس داشت و عمدتا از قلعه پرتقالیها در جزیره هرمز بر منطقه مدیریت میکرد. آنها برای تأمین امنیت مسیرهای دسترسی به سرزمین اصلی و اخذ عوارض گمرکی سنگین، گامرون را -که آن را کامبارائو یا کومورائو مینامیدند- اشغال کرده بودند. قبل از دوران شاه عباس اول (۱۵۸۷-۱۶۲۹)، ارتش صفوی تقریبا بهطور کامل به سوارهنظام قبیلهای قزلباش متکی بود که اگرچه در درگیریهای زمینی مستقیم درخشان بودند، اما عملا برای محاصره قلعههای سنگی اروپایی مجهز به توپخانه کارآیی نداشت. برای رفع این مشکل، شاه عباس اصلاحات نظامی گستردهای انجام داد. او یک ارتش دائمی و حرفهای از غلامان -سپاه سربازانی که مستقیما به حکومت مرکزی وفادار بودند- ایجاد کرد. آموزش گسترده این واحدها در استفاده از تفنگ و توپخانه سنگین -با کمک برادران شرلی انگلیسی- صورت گرفت. توسعه قابلیتهای اساسی دریایی این ارتش با استفاده از قایقهای محلی و کشتیهای آبهای کمژرفا برای تکمیل نیروهای زمینی ایرانی انجام شد. در عین حال، پرتغالیها در اوایل قرن هفدهم در امپراتوری دریایی در آسیا (Estado da Índia) بهشدت تحت فشار و در حال مبارزه با رقابت تجاری شرکتهای تازهوارد هلندی و انگلیسی هند شرقی بودند. شاه عباس این رقابت ژئوپلیتیکی را از نزدیک زیر نظر داشت. هنگامی که فرماندهان منطقهای پرتغالی در سالهای ۱۶۱۳-۱۶۱۴ شروع به اخذ مالیات سنگین از بازرگانان محلی کردند و به متوقفکردن کاروانهایی که از طریق ایران به هرمز سفر میکردند پرداختند، شاه عباس از این کار پرتقالیها به عنوان بهانهای برای جنگ استفاده کرد.
برای محاصره گامرون در ۱۶۱۴، شاه عباس امامقلیخان، فرمانده ارشد نظامی خود -فرماندار استان فارس و پسر سردار معروف اللهوردیخان- را برای رهبری این لشکرکشی اعزام کرد. امامقلیخان با نیروی عظیمی متشکل از تقریبا ۱۴ هزار نفر به سمت جنوب لشکرکشی کرد. پادگان پرتغالیها در قلعه گامرون توسط حدود ۸۰ سرباز پرتغالی و گروه کوچکی از نیروهای کمکی محلی اداره میشد. با درک بیفایدهبودن دفاع در برابر ارتش مدرن و مجهز به توپخانه امامقلیخان، پادگان پرتغالی پس از محاصرهای که از ۲۹ سپتامبر تا ۲۱ دسامبر ۱۶۱۴ ادامه داشت، تسلیم شد.
ناوگان امدادی پرتغالی متشکل از 9 کشتی، اندکی پس از تسلیم از راه رسید. فرمانده ناوگان با دیدن پرچم صفوی که از قبل بر فراز قلعه در اهتزاز بود، تصمیم به عدم درگیری گرفت و به مسقط عقبنشینی کرد. پس از پیروزی، شاه عباس استحکامات پرتغالیها را در گامرون ویران کرد و بندر را به عنوان یک مرکز تجاری سلطنتی صفوی بازسازی کرد. او به افتخار خود نام آن را بندرعباس گذاشت. صفویان با کنترل بندر در سرزمین اصلی که مستقیما روبهروی هرمز بود، قلعه پرتغالیها را در هرمز از آب شیرین و منابع غذایی حیاتی خود در سرزمین اصلی محروم کردند. این محاصره زمینه را برای لشکرکشی تاریخی ایران و انگلیس در سال ۱۶۲۲ فراهم کرد که در آن شاه عباس با شرکت هند شرقی انگلیس متحد شد تا سرانجام جزیره هرمز را تصرف کند و به بیش از یک قرن سلطه پرتغالیها در منطقه پایان دهد. جغرافیای بندرعباس و تنگه هرمز سلاح اصلی شاه عباس اول و سردارانش برای شکست امپراتوری پرتغال بود. در حالی که پرتغالیها از برتری نیروی دریایی در دریای آزاد برخوردار بودند، جغرافیای منحصربهفرد این گلوگاه باریک به صفویان اجازه داد این برتریها را خنثی کرده و آنها را مجبور به تسلیم کنند.
با اشغال گامرون، پرتغالیها که تسلط را فراتر از دریا گسترش داده بودند، از بهرهگیری از کشتیهای جنگی خود برای جلوگیری از محاصره قلعه هرمز توسط نیروهای زمینی صفوی بازماندند. هرمز از دریا بسیار قابل دفاع بود، اما مطلقا هیچ منبع آب شیرین طبیعی یا زمین زراعی نداشت. صفویان با تصرف گامرون در ابتدا، جریان آذوقه روزانه، سبزیجات و گوشت را که از سرزمین اصلی به جزیره حمل میشد، قطع کردند. هرمز از یک مرکز تجاری شلوغ به زندانی منزوی و گرسنه تبدیل شد. پرتغالیها بهشدت به جزیره قشم در نزدیکی خود -بزرگترین جزیره خلیج فارس که درست در غرب هرمز واقع شده- متکی بودند. برخلاف هرمز، قشم دارای چاههای آب و منابع کشاورزی بود. صفویان با درک این موضوع، قشم را هدف راهبردی بعدی خود قرار دادند. با محاصره و تصرف قلعه پرتغالیها در قشم در اوایل سال ۱۶۲۲ با کمک اولیه دریایی از شرکت هند شرقی انگلیس، ایرانیان آخرین منبع آب شیرین منطقهای پرتغالیها را از آنها گرفتند. بدون قشم و گامرون، پادگان هرمز به نوشیدن آب شور از مخازن محدود شد و این امر منجر به کمآبی و بیماری گسترده قبل از شروع حمله نهایی شد.
امپراتوری پرتغال به کشتیهای جنگی عظیم و عمیق به نام کاراک و گالئون متکی بود که توپهای پهن ویرانگری حمل میکردند، اما برای مانور مؤثر به آب ژرف نیاز داشتند. صفویان و متحدان محلی آنها از صدها لنج و قایق چوبی سبک استفاده میکردند. اگرچه این کشتیها نمیتوانستند در ژرفای اقیانوس با کشتیهای پرتغالی مقابله کنند، اما میتوانستند بهسرعت نیروها، تدارکات و توپخانه را از کانالهای کمژرفا عبور دهند که کشتیهای جنگی سنگین پرتغالی از خطر بهگلنشستن میترسیدند.
بنابر این راهبرد، ایرانیان یک پیروزی نامتقارن کلاسیک را با درک جغرافیای حیاطخلوت خود سامان دادند. ایرانیان بزرگترین نقطه قوت امپراتوری پرتغال -نیروی دریاییآن- را به نابودی نهایی آن تبدیل کردند. آنها از تسلط زمینی خود برای خفهکردن جزایر استفاده کردند و اساسا قبل از وقوع نبرد نهایی دریایی در هرمز، در جنگ در سرزمین اصلی پیروز شدند.
امروزه و در جنگ با آمریکا و متحدانش، ایران ما بهنوعی متفاوت در حال تکرار تاریخ پس از حدود ۴۰۰ سال است. اختلال تاکتیکی توانایی مسدودکردن تنگه هرمز و هژمونی منطقهای پایدار با توانایی اعمال قدرت سازنده و تسلط بر خلیج فارس، در درازمدت میتواند نتیجه راهبردی عملیات امروزین ما باشد. همان مزایای جغرافیایی که به صفویان در سال ۱۶۱۴ کمک کرد، هنوز هم به ایران اجازه میدهد تا امروز از اهرمهای نامتقارن گستردهای استفاده کند؛ البته واقعیتهای گستردهتر ژئوپلیتیکی و اقتصادی سال ۲۰۲۶، با ۴۰۰ سال قبل متفاوت است. «ناوگان پشهای» مدرن ایران، بهجای لنجهای چوبی از هزاران قایق تندروی تهاجمی مجهز به موشکهای ضدکشتی و پهپاد استفاده میکند. بحران 2026 ثابت کرده است نیروی دریایی ابرقدرتی مانند آمریکا نمیتواند بهراحتی یک گلوگاه تنگ را در برابر یک قدرت ساحلی مانند ایران کنترل کند. با بستن تنگه هرمز در اوایل سال ۲۰۲۶، ایران با موفقیت بزرگترین اختلال در بازارهای جهانی نفت و LNG در دهههای اخیر را ایجاد کرد و قیمت نفت خام برنت را بهشدت افزایش و نشان داد آنها «کلید خاموش» فیزیکی اقتصاد جهانی را در دست دارند. ایران میتواند همین محدودیت را بر بخشی از اینترنت جهانی نیز اعمال کند.
پدافند از زیرساختهای سرزمین اصلی ایران در برابر بمباران هوایی مداوم و پیشرفته و شوک واردکردن به لحاظ اقتصادی به بازارهای جهانی انرژی و کالا و تابآوری در محاصره کامل دریایی و اقتصادی کاری است که ایرانیها میتوانند و باید انجام دهند. نیروی دائمی دیپلماتیک قدرتهای بزرگ را به دلیل مشکلات اقتصادی جهانی به میز مذاکره میکشاند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.