|

«شرق» چشم‌انداز مبهم، تداوم تعلیق و وضعیت سیاست خارجی در میانه جنگ و تفاهم را بررسی می‌کند

مذاکره در هوای خاکستری

فضای رسانه‌ای هفته گذشته تصویری متفاوت از وضعیت مذاکرات ترسیم می‌کرد. از ابتدای هفته، مجموعه‌ای از گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌ها در رسانه‌های آمریکایی و منطقه‌ای منتشر شد که همگی از نزدیک‌شدن تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه سخن می‌گفتند؛ تفاهمی که حتی برخی منابع از موافقت طرفین با متن آن و انتظار برای امضای نهایی دونالد ترامپ خبر می‌دادند.

مذاکره در هوای خاکستری

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فضای رسانه‌ای هفته گذشته تصویری متفاوت از وضعیت مذاکرات ترسیم می‌کرد. از ابتدای هفته، مجموعه‌ای از گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌ها در رسانه‌های آمریکایی و منطقه‌ای منتشر شد که همگی از نزدیک‌شدن تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه سخن می‌گفتند؛ تفاهمی که حتی برخی منابع از موافقت طرفین با متن آن و انتظار برای امضای نهایی دونالد ترامپ خبر می‌دادند.

در آن مقطع، روایت غالب این بود که موانع اصلی برطرف شده و فقط تصمیم نهایی رئیس‌جمهور آمریکا باقی مانده است. با این حال، تحولات چند روز اخیر نشان می‌دهد مسیر توافق همچنان با پیچیدگی‌های جدی مواجه است. گزارش‌های منتشرشده از سوی نیویورک‌تایمز و اکسیوس حاکی از آن است که ترامپ نه‌تنها از تأیید متن موجود خودداری کرده، بلکه خواستار اصلاح بخش‌هایی از آن شده و نسخه بازنگری‌شده را برای بررسی مجدد به تهران ارسال کرده است. این تحول بار دیگر این پرسش را در مرکز توجه قرار داده که آیا دو طرف واقعا در آستانه دستیابی به یک تفاهم قرار دارند یا اختلافات اصلی همچنان پابرجاست و آنچه تاکنون شکل گرفته، صرفا تلاشی برای مدیریت موقت بحران و جلوگیری از بازگشت به فضای تقابل نظامی است؟

  ترامپ توافق می‌خواهد؟

در حالی که طی روزهای گذشته فضای رسانه‌ای آمریکا از نزدیک‌شدن به توافقی اولیه میان تهران و واشینگتن حکایت داشت، گزارش‌های جدید رسانه‌های نزدیک به دولت آمریکا تصویر پیچیده‌تری از روند مذاکرات ارائه می‌کنند. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی مدعی شد دونالد ترامپ شرایط چارچوب بالقوه توافق پایان جنگ با ایران را سخت‌تر و اصلاحات پیشنهادی خود را برای بررسی مجدد به تهران ارسال کرده است. این روزنامه به نقل از منابع مطلع نوشت هنوز مشخص نیست چه تغییراتی در متن اعمال شده، اما یکی از نگرانی‌های اصلی ترامپ به بخش‌هایی از توافق مربوط می‌شود که آزادسازی منابع مالی ایران را در بر می‌گیرد.

هم‌زمان وب‌سایت اکسیوس نیز در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد دولت آمریکا و یک منبع آگاه اعلام کرد ترامپ در نشست روز جمعه اتاق وضعیت، خواستار چندین اصلاحیه در متنی شده که فرستادگان آمریکایی و ایرانی بر سر آن به تفاهم رسیده بودند. بر اساس این گزارش، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان خواهان دستیابی به توافق است و انتظار دارد روند مذاکرات به نتیجه برسد، اما اصرار دارد برخی بندهای کلیدی، به‌ویژه در حوزه هسته‌ای، با دقت بیشتری تنظیم شوند. همین مسئله موجب آغاز دور جدیدی از رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و تبادل پیام میان دو طرف شده است. نکته قابل توجه آن است که ترامپ پیش از برگزاری نشست اتاق وضعیت، از تشکیل این جلسه برای بررسی توافق خبر داده بود؛ اقدامی که در آن مقطع به‌ عنوان نشانه‌ای از تمایل او به تأیید متن تلقی شد. اما خروجی جلسه نشان داد کاخ سفید هنوز درباره برخی جزئیات توافق به جمع‌بندی نهایی نرسیده است.

یک مقام کاخ سفید پس از پایان جلسه تأکید کرد ترامپ فقط توافقی را خواهد پذیرفت که منافع آمریکا را تأمین کند، خطوط قرمز واشینگتن را رعایت کرده و تضمین دهد ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت. هم‌زمان مقامات کشورمان نیز اعلام کرده‌اند متن نهایی هنوز از سوی تهران تأیید نشده است. این در حالی است که برخی منابع آمریکایی در روزهای گذشته مدعی بودند ایران آمادگی خود را برای امضای توافق اعلام کرده و همه چیز به تصمیم ترامپ بستگی دارد.

بر اساس جزئیات منتشرشده، یکی از اصلی‌ترین موارد اختلافی به نحوه تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران مربوط می‌شود. در نسخه فعلی تفاهم‌نامه، ایران صرفا متعهد شده برای دستیابی به سلاح هسته‌ای تلاش نکند، اما درباره سرنوشت ذخایر موجود و محدودیت‌های آتی، جزئیات مشخصی ارائه نشده است. اکنون ترامپ خواهان اصلاح همین بخش شده و به دنبال سازوکاری دقیق‌تر درباره نحوه انتقال یا کنترل این ذخایر است. موضوع دیگر به تنگه هرمز بازمی‌گردد. اکسیوس گزارش داده ترامپ خواستار بازنگری در برخی عبارات مرتبط با بازگشایی و امنیت این گذرگاه راهبردی شده؛ مسئله‌ای که از آغاز مذاکرات یکی از حساس‌ترین محورهای گفت‌وگوها بوده است. با وجود این اختلافات، مقامات آمریکایی همچنان نسبت به دستیابی به توافق خوش‌بین هستند. یکی از مقامات ارشد دولت آمریکا گفته است: «توافق انجام خواهد شد، اما هنوز نمی‌توان درباره زمان آن با قطعیت سخن گفت».

 تهران توافق بدون تضمین را نمی‌پذیرد

در حالی که از واشینگتن نشانه‌هایی از تردید و بازنگری در متن توافق مخابره می‌شود، مواضع رسمی در تهران نیز نشان می‌دهد نگاه تصمیم‌گیران ایرانی بیش از هر چیز بر «دستاورد عینی» و «تضمین عملی» متمرکز است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در نطق پیش از دستور جلسه روز یکشنبه مجلس، ضمن تأکید بر اهمیت حفظ انسجام ملی در شرایط پساجنگ، به موضوع مذاکرات نیز پرداخت و تصریح کرد تیم دیپلماسی جمهوری اسلامی هیچ اعتمادی به وعده‌ها و اظهارات طرف مقابل ندارد. قالیباف با اشاره به روند جاری مذاکرات گفت ملاک ایران صرفا دستاوردهای ملموس و عینی است و تا زمانی که حقوق ملت ایران به شکل واقعی تأمین نشود، هیچ توافقی مورد تأیید قرار نخواهد گرفت. او تصریح کرد: «جمهوری اسلامی حاضر نیست در برابر وعده‌های شفاهی یا تضمین‌های مبهم تعهدی بپذیرد و هرگونه اقدام متقابل باید بر پایه نتایج عملی صورت گیرد».

ضمنا محمدباقر قالیباف در پیام منتشرشده هشتم خردادماه خود، با تشریح سه محور کلیدی، برداشت و رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به مذاکرات با ایالات متحده را به‌صراحت بیان کرد؛ مواضعی که از نگاه ناظران، می‌تواند به‌مثابه ترسیم خطوط اصلی سیاست تهران در قبال روند گفت‌وگوهای جاری تلقی شود. در نوشته رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران آمده است: «۱. ما امتیازات را نه با گفت‌وگو، بلکه با موشک‌ها می‌گیریم، در مذاکره فقط آنها را تفهیم می‌کنیم. ۲️. اعتمادی به تضمین‌ها و حرف‌ها نداریم، فقط رفتارها معیار است. هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد. ۳️. پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود».

هم‌زمان با سخنان قالیباف، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس و عضو هیئت مذاکره‌کننده ایران نیز ارزیابی متفاوتی از فضای مذاکرات ارائه کرد. محمدی در یادداشتی با عنوان «توافقی وجود ندارد؛ ابتکار عمل با ایران است» تأکید کرد: «برخلاف فضای رسانه‌ای شکل‌گرفته در غرب، هنوز هیچ توافق نهایی میان دو طرف حاصل نشده است». او دلیل اصلی این وضعیت را وجود شکاف‌های جدی در دو سطح «متن» و «فرامتن» دانست. به اعتقاد محمدی، در سطح متن هنوز توافقی که بازتاب‌دهنده پیروزی ایران و شکست آمریکا باشد شکل نگرفته و در سطح فرامتن نیز اعتماد ایران به طرف آمریکایی عملا وجود ندارد.

محمدی همچنین تأکید کرد: «ایران در موضع قدرت قرار دارد و این تهران است که درباره انجام یا عدم انجام توافق تصمیم خواهد گرفت. از نگاه او، توافق احتمالی صرفا یک ابزار تاکتیکی برای خرید زمان، جذب منابع و افزایش توان کشور است و نباید به عنوان یک راهبرد صلح‌طلبانه دائمی تفسیر شود». مشاور قالیباف در ادامه سه سناریوی محتمل را پیش‌روی روابط تهران و واشینگتن ترسیم کرد که مشتمل بر «توافق عزتمندانه»، «جنگ بزرگ» و «وضعیت نه جنگ، نه صلح» است. به باور او: «سناریوی سوم می‌تواند فرسایشی‌ترین وضعیت برای کشور باشد و به همین دلیل تعیین‌تکلیف سریع‌تر معادلات موجود اهمیت ویژه‌ای دارد».

مجموعه این تحولات به‌روشنی بیانگر آن است که اگرچه مذاکرات وارد مرحله‌ای حساس شده و دو طرف بیش از گذشته درباره چارچوب‌های اولیه گفت‌وگو می‌کنند، اما همچنان اختلافات بنیادین بر سر موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها، تنگه هرمز و سازوکار اجرای تعهدات پابرجاست. به همین دلیل، در حالی که بخشی از تحلیلگران معتقدند تهران و واشینگتن بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به یک تفاهم اولیه نزدیک شده‌اند و فقط تصمیم نهایی در سطح رهبران سیاسی باقی مانده است، گروهی دیگر بر این باورند که اختلافات دو طرف همچنان ماهیتی راهبردی دارد و نمی‌توان آن را با یک توافق محدود یا حتی یک تفاهم اولیه حل‌وفصل کرد. از این منظر، آنچه امروز در جریان است نه پایان منازعه، بلکه مرحله‌ای تازه از آزمون اراده‌های سیاسی در تهران و واشینگتن است.

 مهدی ذاکریان: آنچه امروز در جریان است، تلاشی برای مدیریت موقت اختلافاتی است

در تحلیل وضعیت فعلی سیاست خارجی کشور، مهدی ذاکریان، در گفت‌وگو با «شرق»، ذیل نگاهی متفاوت به تحولات جاری، تأکید می‌کند: «مسئله اصلی نه توافق یا تفاهم اولیه یا حتی امضای ترامپ، بلکه چگونگی تأمین منافع ملی ایران در شرایط کنونی است». استاد روابط بین‌الملل در عین حال تصریح می‌کند: «آنچه امروز بیش از هر چیز دور از دسترس به نظر می‌رسد، تأمین منافع ملی ایران است». زیرا به باور او: «فاصله معناداری میان وضعیت کنونی و تحقق منافع ملی کشور وجود دارد». استاد حقوق بین‌الملل این را هم یادآور می‌شود: «پیش از آغاز جنگ نیز بارها هشدار داده بودم دونالد ترامپ دو گزینه را هم‌زمان دنبال می‌کند؛ یا ایران را به تسلیم وادار کند یا مسیر جنگ را در پیش بگیرد». اما به گفته او: «اکنون شواهد نشان می‌دهد ایالات متحده و اسرائیل هر دو مسیر را به‌طور هم‌زمان دنبال کرده‌اند؛ هم جنگ را پیش برده‌اند و هم در پی تحمیل شرایطی بوده‌اند که از منظر آنان به معنای تسلیم کامل ایران است».

از نگاه این مدرس دانشگاه: «دلیل اصلی تعلل ترامپ در روند مذاکرات را باید در اولویتی جست‌وجو کرد که همواره در سیاست آمریکا ثابت مانده است؛ یعنی امنیت اسرائیل». به بیان دیگر او معتقد است: «امنیت اسرائیل معدود موضوعی است که میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان درباره آن اجماع وجود دارد. افزون بر این، بسیاری از قدرت‌های جهانی و بازیگران منطقه‌ای نیز نه‌تنها مخالفتی با این اولویت ندارند، بلکه در مواردی بر ضرورت توجه به آن تأکید می‌کنند». ذاکریان با اشاره به مواضع اخیر ترامپ می‌گوید: «اگرچه رئیس‌جمهور آمریکا از امکان توافق سخن می‌گوید و این تصور را ایجاد می‌کند که دستیابی به تفاهم نزدیک است، اما هم‌زمان در رایزنی‌های خود با کشورهای منطقه از جمله ترکیه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت، بر پیشبرد روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل و تکمیل پیمان ابراهیم تأکید می‌کند».

از این منظر و به اعتقاد او: «این دو روند را باید در کنار یکدیگر تحلیل کرد. در سایه این روایت، ترامپ در پی آن است که میزان دستاوردهای خود را در حوزه امنیت اسرائیل به حداکثر برساند و سپس هر توافقی را به عنوان نتیجه موفقیت‌آمیز راهبرد خود معرفی کند». استاد روابط بین‌الملل این اعتقاد را هم دارد که «اگر آمریکا به این جمع‌بندی می‌رسید که ایران آماده پذیرش کامل خواسته‌های واشینگتن است، بدون تردید به دنبال یک توافق جامع می‌رفت؛ توافقی که در آن موضوعات هسته‌ای، نیروهای نیابتی، تنگه هرمز و همچنین قطع حمایت از گروه‌های مقاومت یک‌جا تعیین تکلیف می‌شد. در چنین شرایطی، واشینگتن می‌توانست مدعی شود جنگی را آغاز کرده که به یک پیروزی کامل منجر شده است» اما به گفته ذاکریان، «واقعیت‌های میدانی و سیاسی پس از جنگ مانع از تحقق چنین سناریویی شد». او توضیح می‌دهد: «هنگامی که مشخص می‌شود طرف مقابل حاضر به پذیرش کامل خواسته‌های حداکثری نیست و در عین حال، با وجود تحمل خسارت‌های فراوان همچنان به‌دنبال کسب امتیازاتی برای خود است، طرف آغازکننده جنگ ناگزیر می‌شود از ایده توافق جامع عقب‌نشینی کرده و به سمت تفاهم‌های محدودتر حرکت کند؛ تفاهم‌هایی که بر نقاط مشترک و حداقلی استوار هستند».

با چنین برداشتی، تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی بر این باور است که «گذار از «توافق جامع» به «تفاهم محدود» اتفاقی تصادفی نیست، بلکه محصول یک محاسبه راهبردی است»؛ یعنی از نگاه او، «آمریکا و اسرائیل ممکن است به این جمع‌بندی رسیده باشند که ادامه وضعیت فعلی، به تدریج توان و ظرفیت‌های ایران را فرسوده‌تر می‌کند. به همین دلیل، ضرورتی برای اعطای امتیازات گسترده یا دستیابی فوری به یک توافق جامع نمی‌بینند». مدرس حقوق بین‌الملل در ادامه هشدار می‌دهد که «اگر واشینگتن و تل‌آویو احساس کنند ایران در حال بازیابی توانایی‌های خود و بازسازی ظرفیت‌های داخلی و منطقه‌ای خویش است، احتمال بازگشت فشارها و حتی تکرار برخوردهای سخت وجود خواهد داشت». از این دید، ذاکریان تأکید می‌کند «این مسئله صرفا به ایران محدود نیست و در رفتار قدرت‌های هژمونیک نسبت به بسیاری از کشورها مشاهده می‌شود». به اعتقاد او، «هر زمان که یک قدرت بزرگ احساس کند جهت‌گیری‌های طرف مقابل با خواسته‌هایش فاصله گرفته است، تلاش می‌کند از ابزارهای فشار برای اصلاح آن استفاده کند».

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، استاد روابط بین‌الملل بر ضرورت تغییر در شیوه مذاکرات تأکید می‌کند و معتقد است: «آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است، گفت‌وگوهای مستقیم، جدی و واقعی میان طرف‌های اصلی اختلاف است». به باور وی، «مدلی که در آن کشورهای ثالث صرفا نقش انتقال‌دهنده پیام را ایفا می‌کنند، نمی‌تواند جایگزین یک مذاکره واقعی باشد». او با اشاره به نقش میانجی‌هایی مانند پاکستان یا قطر می‌گوید «چنین کشورهایی، هرچند ممکن است در کاهش تنش‌ها نقش‌آفرینی کنند، اما در نهایت منافع و ملاحظات خاص خود را نیز دنبال می‌کنند. از این رو، نمی‌توان انتظار داشت که انتقال پیام از طریق واسطه‌ها به تنهایی راهگشای اختلافات عمیق و ریشه‌ای میان تهران و واشینگتن باشد». ذاکریان در عین حال تأکید می‌کند که «مذاکره واقعی زمانی شکل می‌گیرد که طرف‌های اصلی اختلاف مستقیم در برابر یکدیگر بنشینند و درباره موضوعات مورد مناقشه گفت‌وگو کنند». به اعتقاد او، «تنها در چنین شرایطی است که می‌توان درباره حل‌وفصل اختلافات بنیادین و دستیابی به توافقی پایدار سخن گفت». جمع‌بندی سخنان این استاد روابط بین‌الملل آن است که «مسیر پیش‌رو بیش از آنکه به یک امضا وابسته باشد، به نحوه تعریف منافع ملی، موازنه قدرت منطقه‌ای و چگونگی مدیریت اختلافات راهبردی میان بازیگران اصلی بستگی دارد». از نگاه او، «آنچه امروز در جریان است نه حرکت به سوی یک توافق نهایی، بلکه تلاشی برای مدیریت موقت اختلافاتی است که همچنان در سطوح عمیق‌تر  پابرجا مانده‌اند».

علی رضوانپور: ایران نه در مسیر تسلیم قرار گرفته و نه در آستانه یک جنگ تمام‌عیار جدید

علی رضوانپور هم به عنوان دیگر کارشناس در گپ‌وگفتش با «شرق» و در پاسخ به این سؤال مشخص که «آیا کشور در مسیر یک توافق پایدار حرکت می‌کند یا صرفا در حال مدیریت یک آتش‌بس موقت و شکننده است؟» اعتقاد دارد که «ایران نه در مسیر تسلیم قرار گرفته و نه در آستانه یک جنگ تمام‌عیار جدید، بلکه در چارچوب یک «تفاهم تاکتیکی» در حال حرکت است؛ تفاهمی که بیش از آنکه نشانه پایان اختلافات باشد، تلاشی برای مدیریت تنش‌ها در یک مقطع زمانی محدود به شمار می‌رود». این مدرس دانشگاه در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند که «جمهوری اسلامی ایران در نیمه دوم سال جاری میلادی در یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاست خارجی خود قرار گرفته است». به گفته او، «از یک سو مذاکرات میان تهران و واشینگتن تا سطوح قابل توجهی پیش رفته و از سوی دیگر، هم‌زمان تنش‌های نظامی و ادبیات تهدیدآمیز مقامات آمریکایی نیز ادامه داشته است. همین وضعیت دوگانه باعث شده نتوان شرایط کنونی را صرفا در قالب جنگ یا صلح تفسیر کرد». این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به آنچه «چارچوب اولیه تفاهم» می‌نامد، می‌گوید «دو طرف به‌نوعی توافق مقدماتی یا آنچه در ادبیات علوم سیاسی  «Initial Framework Agreement» خوانده می‌شود، نزدیک شده‌اند». به باور او، «این تفاهم در قالب یک یادداشت‌تفاهم یا Memorandum of Understanding و برای یک دوره زمانی حدود ۶۰ روزه تعریف شده است». به گفته رضوان‌پور، «نخستین محور این تفاهم به موضوع آتش‌بس و امنیت دریایی مربوط می‌شود». او توضیح می‌دهد که «تمدید آتش‌بس و تداوم بازبودن تنگه هرمز، در ازای کاهش یا رفع فشارهای دریایی آمریکا، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های این چارچوب است». رضوان‌پور معتقد است «تحولات اخیر نشان داده که جمهوری اسلامی ایران همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای در معادلات تنگه هرمز دارد و توانسته این واقعیت را به جامعه جهانی و بازارهای بین‌المللی منتقل کند که امنیت یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان بدون  در نظر گرفتن نقش ایران امکان‌پذیر نیست». از دید او، «موضوع دوم به پرونده هسته‌ای مربوط می‌شود». رضوان‌پور تشریح می‌کند که «شواهد موجود نشان می‌دهد تهران آمادگی خود را برای ورود به گفت‌وگوهای جدی درباره فعالیت‌های هسته‌ای اعلام کرده و احتمالا در دوره زمانی مورد بحث، نوعی توقف یا محدودسازی در روند غنی‌سازی مورد بررسی قرار خواهد گرفت».

البته او تأکید می‌کند که «تصمیم نهایی در این زمینه به ارزیابی و نظر مقامات عالی کشور وابسته است». رضوان‌پور در عین حال معتقد است «آنچه در این مقطع رخ داده، انتخاب «تفاهم» به جای «تسلیم» بوده است». او برای توضیح این وضعیت به مفهوم شناخته‌شده «Brinkmanship» در علوم سیاسی اشاره می‌کند؛ مفهومی که به حرکت بازیگران در لبه بحران و استفاده از فشار برای دستیابی به امتیاز بدون ورود به جنگ فراگیر اشاره دارد. از نگاه این تحلیلگر ارشد حوزه بین‌الملل، «فشارهای آمریکا در کنار ملاحظات داخلی واشینگتن، از جمله افکار عمومی، رقابت‌های انتخاباتی و دغدغه‌های اقتصادی مانند کنترل قیمت انرژی، زمینه را برای حرکت به سمت یک تفاهم محدود فراهم کرده است».

او تصریح می‌کند که «اگر چنین ملاحظاتی وجود نداشت، آمریکا ضرورتی برای ورود به مسیر دیپلماسی احساس نمی‌کرد. به همین دلیل، شرایط کنونی را باید محصول مجموعه‌ای از فشارهای متقابل دانست که دو طرف را به سمت یک توافق موقت سوق داده است». رضوانپور در ادامه تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران اکنون در آستانه یک آتش‌بس موقت قرار دارد، نه در پایان یک جنگ و نه در آغاز یک صلح پایدار. به اعتقاد او، تهران در این مقطع زمانی استراتژی «صبر راهبردی» را در پیش گرفته است؛ راهبردی که می‌تواند فرصت تنفس اقتصادی برای کشور ایجاد کند، بخشی از فشارهای تحریمی را کاهش دهد و هم‌زمان امکان حفظ و بازسازی ظرفیت‌های بازدارندگی را فراهم آورد. به تعبیر او، «این دوره زمانی محدود می‌تواند فرصتی برای ساماندهی شرایط اقتصادی و تثبیت برخی دستاوردهای راهبردی باشد».

با این حال، رضوانپور معتقد است «ایران هم‌زمان تلاش خواهد کرد آمادگی خود را برای سناریوهای مختلف حفظ کند؛ زیرا تجربه روابط تهران و واشینگتن نشان داده که هیچ توافقی بدون تضمین‌های کافی، پایدار و قطعی نخواهد بود». این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند: «ایران در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دارد؛ وضعیتی که در آن تمایل به تفاهم وجود دارد، اما این تمایل تنها در صورتی معنا پیدا می‌کند که نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شود و تحریم‌های اقتصادی به صورت مؤثر کاهش یابد یا رفع شود». او می‌گوید که «جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های گذشته نشان داده که آغازگر جنگ نبوده است، اما در عین حال بر تأمین حداکثری منافع ملی خود نیز تأکید دارد. از این منظر، هرگونه تفاهم باید بتواند هم جایگاه منطقه‌ای ایران را به رسمیت بشناسد و هم زمینه کاهش فشارهای اقتصادی را فراهم کند». رضوانپور در پایان خاطرنشان می‌کند: «اگر چنین شرایطی محقق نشود، تهران همچنان آماده ادامه مسیر پرتنش کنونی خواهد بود». به باور وی، «تجربه رویارویی‌های اخیر نشان داد که استفاده از قدرت نظامی به تنهایی نمی‌تواند تعیین‌کننده سرنوشت منازعات باشد و مقاومت و توان بازدارندگی همچنان یکی از مؤلفه‌های مهم در معادلات دیپلماسی و امنیت منطقه‌ای به شمار می‌رود. از همین رو، آنچه امروز در برابر ایران قرار دارد نه انتخاب میان جنگ و صلح، بلکه مدیریت هوشمندانه فاصله میان این دو وضعیت و بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک برای تأمین منافع ملی است».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.