دیپلماسی مسلح؛ پاکستان، بحران هرمز و آینده مذاکرات ایران و آمریکا
تحولات اخیر درمورد مذاکرات ایران و آمریکا نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «دیپلماسی مسلح» نامید؛ وضعیتی که در آن مذاکره و آمادگی برای تقابل نظامی بهصورت همزمان پیش میروند. اخبار و تحلیلهای منتشرشده از سوی اندیشکده اقبال نیز مؤید آن است که بازیگران اصلی نهتنها در حال گفتوگو، بلکه در حال آمادهسازی خود برای سناریوهای جایگزین هستند.
تحولات اخیر درمورد مذاکرات ایران و آمریکا نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «دیپلماسی مسلح» نامید؛ وضعیتی که در آن مذاکره و آمادگی برای تقابل نظامی بهصورت همزمان پیش میروند. اخبار و تحلیلهای منتشرشده از سوی اندیشکده اقبال نیز مؤید آن است که بازیگران اصلی نهتنها در حال گفتوگو، بلکه در حال آمادهسازی خود برای سناریوهای جایگزین هستند.
قفل هستهای و بحران اعتماد
مهمترین گره مذاکرات همچنان مسئله اورانیوم غنیشده و نحوه مدیریت آن است. آمریکا بر خروج بخشی از ذخایر غنیشده از خاک ایران تأکید دارد، درحالیکه تهران این مسئله را عبور از خط قرمز حاکمیتی و امنیتی خود تلقی میکند. با این حال، اختلاف اصلی صرفا فنی نیست، بلکه به بحران عمیق اعتماد بازمیگردد. ایران نگران آن است که هر توافق جدید، فرصتی برای فشارهای بعدی یا حتی اقدام نظامی فراهم کند و در مقابل، واشینگتن نیز نسبت به حفظ ظرفیت بازگشت سریع برنامه هستهای ایران حساس است. از این منظر، طرفین بیش از آنکه به توافق نهایی نزدیک شده باشند، در حال مدیریت تنش و خریدن زمان هستند.
تنگه هرمز؛ خط قرمز جهانی
تنگه هرمز اکنون فقط یک اهرم فشار منطقهای نیست، بلکه به نقطه حساس امنیت انرژی جهان تبدیل شده است. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند واکنش فراتر از آمریکا ایجاد کند؛ زیرا چین، هند، ژاپن و اروپا نیز به جریان پایدار انرژی از خلیج فارس وابستهاند. به همین دلیل، هشدارهای اخیر درباره امنیت دریایی و حملات پهپادی در منطقه را باید بخشی از فضای فشار متقابل دانست؛ فضایی که میتواند روند دیپلماتیک را در هر لحظه شکننده کند.
پاکستان؛ میانجی یا بازیگر فعال؟
پاکستان در این میان تلاش میکند نقش میانجی فعال را ایفا کند، اما این میانجیگری کاملا بیطرفانه نیست. اسلامآباد ناچار است میان روابط خود با آمریکا و کشورهای عربی از یک سو و روابط با ایران و ملاحظات مرزی و امنیتی از سوی دیگر توازن ایجاد کند. تحرکات دیپلماتیک اخیر، از جمله رایزنیهای امنیتی و هماهنگی با چین و قطر، نشان میدهد پاکستان این بحران را فرصتی برای بازتعریف جایگاه منطقهای خود نیز میبیند. در شرایطی که این کشور طی سالهای اخیر با فشارهای اقتصادی و رقابت شدید با هند مواجه بوده، ایفای نقش در پرونده ایران و آمریکا میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی آن را تقویت کند.
سناریوهای پیشرو
در کوتاهمدت سه سناریو محتمل به نظر میرسد:
1. توافق محدود و موقت برای مهار تنش بدون حل نهایی اختلافات؛
2. ادامه وضعیت فرسایشی همراه با مذاکره و تنشهای کنترلشده؛
3. وقوع شوک امنیتی در خلیج فارس یا تنگه هرمز که میتواند کل مسیر دیپلماتیک را متوقف کند.
در حال حاضر، سناریوی دوم از سایر گزینهها محتملتر به نظر میرسد؛ یعنی ادامه مذاکره همزمان با حفظ فشارهای امنیتی و سیاسی.
جمعبندی
واقعیت این است که منطقه اکنون در نقطهای قرار گرفته که موفقیت دیپلماسی بیش از هر چیز به کنترل حوادث میدانی وابسته است. هر حمله پهپادی، تنش دریایی یا خطای محاسباتی میتواند مسیر مذاکرات را بهسرعت تغییر دهد. در چنین شرایطی، همکاریهای اقتصادی، امنیتی و مرزی میان ایران و پاکستان میتواند تا حدی از سرریز بحرانهای خلیج فارس به روابط دوجانبه جلوگیری کند. با این حال، تا زمانی که بحران اعتماد میان تهران و واشنگتن حل نشود، چشمانداز دستیابی به توافق پایدار همچنان شکننده خواهد ماند.