اخلاق و جنگ در دوره معاصر
با آنکه اصول اخلاقی از بالاترین فضائل انسانی و معنوی بشریت محسوب میشود، متأسفانه در زمان جنگ این بیاخلاقی به اوج خود میرسد؛ به طوری که برای کشور متجاوز، اخلاق اصلا معنا و مفهومی ندارد، بنابراین تجاوزات و جنایات خود را شجاعت مینامد و به خود میبالد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
رحمان حسنی- دبیرکل انجمن اخلاق کسبوکار و مسئولیت اجتماعی ایرانیان: با آنکه اصول اخلاقی از بالاترین فضائل انسانی و معنوی بشریت محسوب میشود، متأسفانه در زمان جنگ این بیاخلاقی به اوج خود میرسد؛ به طوری که برای کشور متجاوز، اخلاق اصلا معنا و مفهومی ندارد، بنابراین تجاوزات و جنایات خود را شجاعت مینامد و به خود میبالد. زیگموند فروید، روانکاو معروف، میگوید: دولتها و حکومتهای متجاوز هنگام جنگ آنچه را که در زمان صلح برای افراد بشر ممنوع میدانند، مجاز میشمارند. بدینسان حکومتهای زورگو و قلدرمآب با نهایت افتخار میتوانند از آنچه در زمان صلح امری غیراخلاقی مینامند، هنگام جنگ با بیشرمی تمام انجام آن را مجاز دانسته، به آن افتخار کنند، آن را توجیه کنند و به انتشار اخبار دروغ دست بزنند و از هرگونه فریب و دغلکاری کوتاهی نکنند و در نهایت طرف مقابل را ملزم به پذیرش قراردادهایی کنند که نشان از پایمالکردن و تضییع حقوق اولیه این کشورها و حاکی از استیلای کامل آنها بر تمام شئونات اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی و اجتماعی این کشورها دارد. دراینبین آنچه مهم است، نقش رسانهها در این نبرد است. از آنجا که غولهای رسانهای جهان همواره در اختیار حکومتهای قدرتمند و زورگوی عالم هستند، تلاش میکنند با برتری استیلای خبری، به شایعهپراکنی و دروغپردازی اقدام و با استفاده از ظرفیتها و ظرافتهای خبری در پنهانکردن حقیقت جنگ موفق باشند و ضمن ایجاد یأس و ناامیدی در روحیه کشورهای مغلوب از طریق رعب و وحشت احتمالی آنها را وادار به پذیرش قراردادهای ذلتبار و ننگین کنند.
کشورهای زورمدار جهان همواره برای توسعه نفوذ و حفظ منافع شیطانی خود در کشورهای جهان سوم بیرحمانهترین جنگهای استعماری دهشتناک را در تاریخ ادوار بشر بدون توجه به تناسب نیروی نظامی طرف مقابل، شعلهور کرده و ادامه دادند که در آن توحش زیادی به چشم میخورد. ازجمله جنگهای نابرابر، جنگ نابرابر آمریکای قدرتمند و بزرگ با ویتنام کوچک و ضعیف بود که از آن به عنوان طولانیترین جنگ در قرن بیستم و اولین شکست نظامی آمریکا یاد میشود. جنگی بسیار خشن و فرسایشی که دستکم سه میلیون کشته و زخمی بر جای گذاشت. یکی از ابزارهای غیراخلاقی استفادهشده از سوی آمریکا در این جنگ، عامل نارنجی بود که در آن ارتش آمریکا در جنگلها و مزارع متراکم ویتنام، مناطقی وسیع را با استفاده از علفکشهای قوی سمپاشی کرد. این ماده شیمیایی که به شکل مه نارنجیرنگی دیده میشد، به وسیله هواپیماهای باری و هلیکوپترها پخش میشد و ازاینرو عامل نارنجی نام گرفت. گفته میشود بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۱، آمریکا بیش از ۸۰ میلیون لیتر از این علفکش را در ششهزارو ۵۰۰ عملیات هوایی در ویتنام پخش کرد که در نهایت نزدیک به ۲۰ درصد از جنگلهای جنوب ویتنام را تخریب کرد. البته این امر پیامدهای جبرانناپذیر دیگری مانند معلولیتهای انسانی نیز به همراه داشت. ژنرال ریجوی، فرمانده آمریکایی، جنگ ویتنام را از جنبه اخلاقی بررسی کرده و میگوید: رهبران ما، از نتایج اعمال و اقدامات خود در به کار بردن وسایل و نیروهای تخریبی و انهدامی آن آگاه نبودند و عامل اخلاقی ناشی از این کار را ارزیابی نکردند. من با اعتقاد کامل میگویم ما از جنبه رعایت اصول اخلاقی، مجبور نبودیم یک ملت کوچک آسیایی را برای برگرداندن به عصر حجر بمباران کنیم. جنگ اخیر رژیم صیهونیستی و آمریکا به میهن عزیزمان، ازجمله جنگهای استکباری، استعماری، نابرابر و غافلگیرانه بود که متأسفانه در عصر معاصر اتفاق افتاد و از بیاخلاقیهای استفادهشده در این جنگ نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد: حملات غافلگیرکننده به ایران با توجیه دفاع پیشدستانه. حملات غافلگیرکننده به فرماندهان عالیرتبه نظامی کشور با توجیه از کار انداختن سیستم فرماندهی. حملات به مسئولان سیاسی کشور با توجیه کاهش و حذف رهبری سیاسی.
حملات به زیرساختهای نظامی کشور با توجیه کاهش توان نظامی. حملات به زیرساختهای اقتصادی کشور با توجیه کاهش توان اقتصادی. حملات به مراکز آموزشی و درمانی و غیرنظامی با توجیه احتمال اهداف نظامی مستقر در آن.
حملات و شهادت مردم بیدفاع غیرنظامی با توجیه متداولبودن اشتباهات جنگی. شهادت خانوادههای فرماندهان نظامی و مدیران سیاسی با توجیه امکانناپذیری تفکیک آنها از افراد هدف. تهدید برای تخریب تمدن کهن ایرانی-اسلامی با توجیه تسلیم بدون قیدوشرط.
آری در دوره معاصر، دیگر هیچگونه اصول اخلاقی و انسانی در جنگها مراعات نمیشود و کنوانسیونهای مربوطه نیز کاملا خنثی و بیاثر است. در گذشته، جنگها ماهیت و انگیزه آنها هرچه بود، مردانه بود، جواب تیروکمان را تیروکمان میداد و جواب شمشیر را شمشیر. یعنی سلاحهای جنگی همه از یک نوع بودند، حتی گاهی این امر را نامردی و برخلاف انسانیت میدانستند که یکی سواره باشد و دیگری پیاده. اما امروز که جهان غرب به تمدن ذاتا متوحش خود مینازد، یک طرف جنگ سهمگینترین و پیشرفتهترین سلاحهای روز به کار گرفته میشود و طرف مقابل فقط سلاحهای متعارف در اختیار دارد. با وجود این، جهان همچنان با سکوت معنادار، نظارهگر این توحش، نابرابری و بیعدالتی در جنگهای مدرن امروز است.
با امید به روزی که شاهد هیچ جنگ و بهویژه جنگ نابرابر و سکوت تأسفبار جهانیان در مقابل چنین جنگهایی نباشیم.