|

قانون درباره کودک بی‌سرپرست‌شده

در جنگ چه می‌گوید؟

جنگ، تنها خانه‌ها را ویران نمی‌کند؛ پیوندهای خانوادگی را هم از هم می‌گسلد و کودکانی را در وضعیتی قرار می‌دهد که نیازمند حمایت فوری، ساختارمند و چندلایه‌اند. در روزهای اخیر، گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که شماری از کودکان به دلیل فوت، جراحت یا بستری‌شدن والدین، در وضعیت بی‌سرپرستی یا فقدان مراقبت مؤثر قرار گرفته‌اند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پریسا نویدی‌فر-وکیل پایه‌یک دادگستری:  جنگ، تنها خانه‌ها را ویران نمی‌کند؛ پیوندهای خانوادگی را هم از هم می‌گسلد و کودکانی را در وضعیتی قرار می‌دهد که نیازمند حمایت فوری، ساختارمند و چندلایه‌اند. در روزهای اخیر، گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که شماری از کودکان به دلیل فوت، جراحت یا بستری‌شدن والدین، در وضعیت بی‌سرپرستی یا فقدان مراقبت مؤثر قرار گرفته‌اند. این وضعیت، ضرورت بازخوانی دقیق چارچوب‌های حقوقی کشور را برجسته می‌کند؛ زیرا کودک در چنین شرایطی، نه‌تنها نیازمند مراقبت جسمی، بلکه نیازمند امنیت روانی، ثبات محیطی و حمایت حقوقی فوری است. در قانون اساسی ایران، کودک به‌عنوان بخشی از سرمایه انسانی جامعه مورد توجه قرار گرفته است. اصولی که بر کرامت انسانی، حمایت از خانواده، آموزش رایگان، رفاه و تأمین اجتماعی تأکید می‌کنند، نشان می‌دهند که حمایت از کودک یک تعهد بنیادین دولت است. این اصول، دولت را مکلف می‌کنند که شرایط رشد سالم، دسترسی به آموزش، امنیت و مراقبت از گروه‌های آسیب‌پذیر را فراهم کند؛ تعهداتی که در شرایط جنگ، اهمیت و فوریت بیشتری پیدا می‌کنند. به بیان دیگر، قانون اساسی نه‌تنها «حق بقا» و «حق رشد» کودک را به رسمیت می‌شناسد، بلکه دولت را موظف می‌کند که در بحران‌ها، این حقوق را با ابزارهای حمایتی ویژه تضمین کند. در قوانین مدنی، دادستان در جایگاه «ولیّ عام» قرار گرفته و مسئولیت دارد در صورت نبود سرپرست قانونی، برای کودک تصمیم‌گیری و از حقوق او صیانت کند. این نقش، در شرایط جنگ اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کودکی که ناگهان از مراقبت والدین محروم می‌شود، در معرض شدیدترین آسیب‌های روانی و اجتماعی قرار دارد و نیازمند مداخله فوری است. فلسفه این جایگاه آن است که هیچ کودکی -حتی در لحظه بحران- نباید بدون پشتوانه قانونی رها شود. تفسیرهای حقوقی نیز تأکید می‌کنند که این مداخله باید بدون تأخیر و با هدف تأمین امنیت و ثبات کودک انجام شود. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، یکی از مهم‌ترین قوانین حمایتی کشور است. این قانون، کودکانی را که در معرض خطر قرار می‌گیرند، موضوع حمایت فوری می‌داند و جنگ را به‌ طور طبیعی در زمره همین شرایط قرار می‌دهد. این قانون بر سه محور اصلی استوار است: مداخله فوری، انتقال به مکان امن، و ارائه خدمات روانی-اجتماعی. این سه محور، ستون‌های اصلی حمایت از کودک در شرایط بحران‌اند. این قانون بر این مبنا شکل گرفته که «خطر برای کودک» یک وضعیت استثنائی نیست، بلکه وضعیتی است که باید با سرعت، هماهنگی و تخصص به آن پاسخ داده شود. قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست نیز سازوکارهای تعیین سرپرستی را مشخص کرده است. این قانون بر این اصل استوار است که «هیچ کودکی نباید بدون مراقبت بماند» و برای تحقق این اصل، ابزارهای حقوقی لازم را فراهم کرده است: پذیرش فوری، تشکیل پرونده مددکاری، امکان تعیین سرپرست موقت و شرایط واگذاری دائم. اما در شرایط جنگ، سرعت بحران، جابه‌جایی‌های اضطراری و فشار روانی خانواده‌ها، اجرای دقیق این سازوکارها را پیچیده‌تر می‌کند. به‌همین‌دلیل در تفسیرهای حقوقی تأکید شده که واگذاری کودک به اقوام یا خانواده‌های میزبان باید پس از بررسی کامل شرایط آنان انجام شود تا از بروز آسیب‌های ثانویه جلوگیری شود. این بررسی، نه یک تشریفات اداری، بلکه بخشی از تضمین «مصلحت کودک» است.

در رویه قضائی نیز اصول حمایتی مورد توجه قرار گرفته است. در آرای صادره از مراجع عالی قضائی، «مصلحت کودک» به‌عنوان معیار اصلی تصمیم‌گیری معرفی شده و بر ضرورت تعیین سرپرست قانونی بدون تأخیر تأکید شده است. این اصول، در کنار قوانین حمایتی، چارچوبی الزام‌آور برای اقدام نهادهای مسئول فراهم می‌کنند و نشان می‌دهند که در هر تصمیم مرتبط با کودک، باید امنیت، ثبات و سلامت روانی او در اولویت قرار گیرد. این رویکرد، کودک را نه به‌عنوان «ضمیمه خانواده»، بلکه به‌عنوان «صاحب حق مستقل» می‌بیند. در کنار این مبانی حقوقی، ساختارهای حمایتی نیز نقش مهمی در مدیریت وضعیت کودکان بی‌سرپرست دارند. سازمان بهزیستی، به‌عنوان نهاد تخصصی حمایت از کودکان، مسئولیت پذیرش، ارزیابی، مراقبت و پیگیری وضعیت این کودکان را بر‌عهده دارد. انتقال برخی مراکز به مناطق امن، تشکیل پرونده‌های مددکاری، استفاده از طرح‌های سرپرستی موقت و همکاری با مراجع قضائی، بخشی از سازوکارهای قانونی و اجرائی است که در چنین شرایطی فعال می‌شود. این اقدامات، در چارچوب قوانین موجود، با هدف تأمین امنیت و ثبات روانی کودکان انجام می‌شود و نشان می‌دهد که نظام حمایتی کشور، ظرفیت‌های قانونی لازم برای واکنش به بحران را در اختیار دارد. در سطح کلان‌تر، سیاست‌های کلی کشور نیز بر نقش کودک به‌عنوان سرمایه انسانی آینده تأکید دارند و بر ضرورت حمایت در سطح کلان‌تر، سیاست‌های کلی کشور نیز بر نقش کودک به‌عنوان سرمایه انسانی آینده تأکید دارند و بر ضرورت حمایت از خانواده، تقویت نظام رفاه اجتماعی و فراهم‌کردن زمینه‌های رشد و امنیت کودکان اشاره می‌کنند. این سیاست‌ها، جهت‌گیری کلان نظام را در حوزه حمایت از کودک مشخص می‌سازند و مبنای برنامه‌ریزی نهادهای اجرائی و قضائی قرار می‌گیرند. در این اسناد، کودک نه‌تنها موضوع حمایت، بلکه محور توسعه اجتماعی معرفی شده است. از منظر مطالعات اجتماعی و توسعه‌ای، حمایت از کودکان در شرایط بحران، نه‌تنها یک ضرورت انسانی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی است؛ زیرا کیفیت حمایت امروز، بر وضعیت فردای جامعه اثر مستقیم دارد. کودکانی که امروز بر اثر جنگ بی‌سرپرست می‌شوند، فردا بخشی از نیروی کار، سرمایه انسانی و ساختار اجتماعی کشور خواهند بود؛ بنابراین توجه به آنان، سرمایه‌گذاری بر امنیت و سلامت اجتماعی کشور است.

3 راهکار کلیدی برای تقویت حمایت از کودکان بی‌سرپرست در جنگ

۱. ایجاد سامانه ملی ثبت و پیگیری وضعیت کودکان بی‌سرپرست: نبود یک سامانه واحد، خطر گم‌شدن اطلاعات، تکرار پرونده‌ها یا واگذاری‌های بدون نظارت را افزایش می‌دهد. سامانه ملی، امکان ثبت فوری اطلاعات کودک، اتصال نهادهای قضائی و حمایتی، و پیگیری مستمر وضعیت را فراهم می‌کند. این سامانه، ابزار تحقق اصول «مصلحت کودک»، «حمایت فوری» و «نظارت مستمر» است.

۲. توسعه مراکز شبه‌خانواده در مناطق امن: مراکز بزرگ و جمعی برای کودکانی که به‌تازگی دچار فقدان و ترس شده‌اند، مناسب نیستند. مراکز شبه‌خانواده -با ساختار کوچک، مراقبان ثابت و محیط آرام- بهترین جایگزین برای نگهداری اضطراری‌اند و با اصول کرامت انسانی، رفاه کودک و حمایت از خانواده همخوانی دارند.

۳. آموزش تخصصی نیروهای بهزیستی و قضائی: تصمیم‌گیری درباره کودک، حساس‌ترین تصمیم حقوقی است. آموزش تخصصی در حوزه روان‌شناسی بحران، ارزیابی صلاحیت خانواده‌ها، اصول حقوق کودک و مدیریت شرایط اضطراری، کیفیت تصمیم‌ها را بالا می‌برد و اجرای قوانین حمایتی را مؤثرتر می‌کند.

جمع‌بندی

قوانین ایران ظرفیت‌های لازم برای حمایت از کودکان بی‌سرپرست‌شده در جنگ را فراهم کرده‌اند. آنچه اهمیت دارد، اجرای دقیق، هماهنگ و مبتنی بر پروتکل‌های اضطراری این قوانین است. سامانه ملی، مراکز شبه‌خانواده و آموزش تخصصی نیروها، سه ستون اصلی تقویت این حمایت‌اند. کودکانی که امروز بر اثر جنگ بی‌سرپرست می‌شوند، فردا بخشی از آینده این کشور خواهند بود. توجه به آنان، توجه به آینده ایران است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.