|

کالبدشکافی یک مانیفست تکنوکراتیک

ماشین ‌سیاست ‌زدایی

به‌اصطلاح «پروژه شکوفایی ایران» (Iran Prosperity Project) در سال ۱۴۰۳ از سوی رضا پهلوی و با همکاری اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران (نوفدی) معرفی شد. زمینه ادعایی پیدایش این پروژه، انباشت ابربحران‌های ساختاری در ایران پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و تشدید تحریم‌هاست.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بهاره  بیات:  

 معرفی پروژه؛ تاریخچه، اهداف و چشم‌انداز

به‌اصطلاح «پروژه شکوفایی ایران» (Iran Prosperity Project) در سال ۱۴۰۳ از سوی رضا پهلوی و با همکاری اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران (نوفدی) معرفی شد. زمینه ادعایی پیدایش این پروژه، انباشت ابربحران‌های ساختاری در ایران پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و تشدید تحریم‌هاست. در بیانیه‌های رسمی آن، ارجاعات مکرری به «یک‌سوم ایرانیان با کمتر از دو دلار در روز»، «تورم افسارگسیخته» و «فروپاشی سرمایه اجتماعی» دیده می‌شود. در این روایت، جمهوری اسلامی عامل اصلی انزوای بین‌المللی و نابودی زیرساخت‌ها معرفی می‌شود. هدف بنیادین پروژه، «بازسازی ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی» است. در این چشم‌انداز، ایران از یک «اقتصاد رانتی و متمرکز» به‌ سوی یک «اقتصاد باز، رقابتی و متصل به زنجیره ارزش جهانی» حرکت می‌کند. روح کلی حاکم بر سند، «کارآمدی» و «ثبات» است. مفاهیمی مانند «عدالت اجتماعی» و «توزیع عادلانه ثروت» حضوری کم‌رنگ دارند و «آزادی» نیز عمدتا به معنای «آزادی بازار» تعریف می‌شود؛ آزادی از انحصار دولت، نه آزادی در تعیین سرنوشت جمعی. در این جهان‌بینی، «دولت» نباید مزاحم بازار شود، «مردم» باید به «شهروند-مشتری» تبدیل شوند‌ و «توسعه» چیزی نیست جز رشد شاخص‌های کلان اقتصادی. 10 اصل اقتصادی این پروژه شامل «اعتماد به شهروندان»، «تقویت مسئولیت‌پذیری فردی»، «احترام به مالکیت خصوصی»، «ایجاد بانک مرکزی مستقل برای مهار تورم»، «رفع موانع مشارکت زنان در بازار کار» و «بازپیوستن به اقتصاد جهانی» است. ساختار حکمرانی پیشنهادی در دوره گذار، متشکل از سه نهاد است که قدرت در شخص «رهبر خیزش ملی» (رضا پهلوی) متمرکز شده است. این سند برای «دوره اضطراری صد تا ۱۸۰‌روزه» برنامه دارد و سپس دوره تأسیس (تا دو سال) و نهایتا دوره تثبیت را پیش‌بینی می‌کند. درمجموع، این به‌اصطلاح «پروژه شکوفایی» را می‌توان نقشه راه جریان سلطنت‌طلب برای «بازسازی ایران» دانست. اما پرسش اینجاست که این بازسازی، به نفع چه کسانی و بر‌اساس چه منطقی طراحی شده است.

 چارچوب نظری؛ نئولیبرالیسم به‌مثابه عقلانیت سیاسی در اندیشه وندی براون

برای ورود به هرگونه تحلیل انتقادی از ساختارهای حکمرانی مدرن، درک چرخش نظری وندی براون الزامی است. او در مهم‌ترین اثر متأخر خود، «در ویرانه‌های نئولیبرالیسم: ظهور سیاست ضددموکراتیک در غرب» (۲۰۱۹)، تز جسورانه‌ای را مطرح می‌کند: نئولیبرالیسم دیگر صرفا یک دکترین اقتصادی برای تنظیم بازار نیست، بلکه به یک «عقلانیت فراگیر» تبدیل شده است که تمام ابعاد زندگی بشر را در قالب مدل‌های اقتصادی بازسازی می‌کند. از نگاه براون، نئولیبرالیسم یک پروژه نظام‌مند برای «ابطال دِموس» (Undoing the Demos) یا به عبارتی، از کار انداختن توانایی مردم برای حاکمیت بر خویشتن است.

۱. جایگزینی «امر سیاسی» با «مدیریت فنی»: یکی از مفاهیم بنیادین در کتاب براون، پدیده سیاست‌زدایی (Depoliticization) است. او استدلال می‌کند که نئولیبرالیسم با تبدیل نزاع‌های اخلاقی، طبقاتی و سیاسی به «مسائل مدیریتی»، سیاست را از محتوا تهی می‌کند. در این چارچوب، پرسش‌های بنیادین درباره عدالت یا خیر عمومی، جای خود را به پرسش‌هایی درباره «کارآمدی»، «بهینه‌سازی» و «سودآوری» می‌دهند. براون معتقد است وقتی اداره یک جامعه به یک مسئله صرفا فنی تبدیل شود، «حاکمیت کارشناسان» جایگزین «اراده عمومی» می‌شود. در این وضعیت، دموکراسی نه از طریق کودتا، بلکه از طریق «زبان مدیریت» خفه می‌شود.

۲. تبدیل سوژه به «سرمایه انسانی» (Human Capital): براون با خوانشی نو از مفاهیم فوکویی، مفهوم «سرمایه انسانی» را شکافته است. در نگاه او، نئولیبرالیسم شهروند را از یک «موجود سیاسی صاحب‌حق» به یک «واحد اقتصادی کوچک» تبدیل می‌کند که مدام باید در حال افزایش ارزش خود در بازار باشد. در این منطق، انسان دیگر نه برای آزادی، بلکه برای «قابلیت فروش» تلاش می‌کند. این دگردیسی باعث می‌شود همبستگی اجتماعی از بین برود؛ چرا‌که هر فرد خود را نه عضوی از یک «جامعه»، بلکه رقیبی در یک «پلتفرم» می‌بیند. براون هشدار می‌دهد که این فرایند، پایه و اساس دموکراسی (یعنی برابری سیاسی) را ویران می‌کند؛ زیرا در بازار، تنها کسانی «رسمیت» دارند که سرمایه بیشتری (اعم از مالی یا مهارتی) داشته باشند.

3. تهاجم به «امر اجتماعی» (The Assault on the Social): در «ویرانه‌های نئولیبرالیسم»، براون به دقت توضیح می‌دهد که چگونه این عقلانیت آگاهانه در حال تخریب مفهوم جامعه است. او با الهام از جمله معروف مارگارت تاچر: «چیزی به نام جامعه وجود ندارد»، نشان می‌دهد که نئولیبرالیسم هرگونه نهاد واسطه‌ای را که باعث پیوند جمعی شود (مثل سندیکاها، بیمه‌های همگانی و حقوق مشاع)، به‌عنوان «مانع بازار» تخریب می‌کند. هدف، رسیدن به وضعیتی است که در آن فقط «فرد» و «خانواده» باقی بمانند؛ واحدهای اتمیزه‌ای که هیچ‌گونه قدرت چانه‌زنی جمعی در برابر قدرت حاکم و سرمایه ندارند.

4. مسئولیت‌سازی اجباری (Responsibilization): مفهوم کلیدی دیگر در اندیشه براون، مسئولیت‌سازی است. در این فرایند، دولت مسئولیت‌های حاکمیتی خود (مانند آموزش، درمان و رفاه) را به دوش خود افراد می‌اندازد. اگر کسی در این سیستم شکست بخورد یا فقیر بماند، نه به دلیل نقص ساختار، بلکه به دلیل «انتخاب‌های غلط فردی» یا «نبود مدیریت صحیح منابع شخصی» تلقی می‌شود. این کار باعث می‌شود خشم اجتماعی که باید متوجه ساختار قدرت باشد، به شکل اضطراب، افسردگی یا شرم فردی درونی شود.

۵. حاکمیت الگوریتمیک و مرگ قانون: براون در مرحله متأخر نئولیبرالیسم از جایگزینی «قانون» با «استاندارد و معیار» (Benchmarks) سخن می‌گوید. او معتقد است در ویرانه‌های دموکراسی، دیگر قوانین نیستند که جامعه را هدایت می‌کنند، بلکه این «داده‌ها» و «الگوریتم‌ها» هستند که تعیین می‌کنند چه کسی واجد شرایط حمایت است و چه کسی نیست. این نوع از حکمرانی، کاملا غیرشخصی و غیرپاسخ‌گو است. وقتی قدرت در پس‌ِ پشت «کدهای برنامه‌نویسی» یا «ضرورت‌های اقتصادی» پنهان می‌شود، دیگر کسی وجود ندارد که بتوان علیه او اعتراض کرد. در نهایت، اندیشه وندی براون تصویری از یک «اقتدارگرایی نوین» ترسیم می‌کند؛ سیستمی که شاید لزوما از خشونت فیزیکی استفاده نکند، اما با استفاده از «منطق بازار» و «تکنولوژی‌های مدیریتی»، فضای کنش سیاسی را چنان تنگ می‌کند که دموکراسی عملا به یک خاطره دور تبدیل می‌شود. او به ما می‌آموزد که برای فهم انقیاد مدرن، باید نه به دنبال جباران، بلکه به دنبال «الگوریتم‌های کارآمدی» گشت که در حال ویران‌کردن «امر انسانی» هستند.

 کالبدشکافی منظومه‌وار سند شکوفایی؛ از عقلانیت مدیریتی تا ابطال دِموس

برای درک «پروژه شکوفایی»، نباید آن را مجموعه‌ای از طرح‌های پراکنده دید؛ بلکه باید آن را یک «کل اندام‌وار» دانست که هدفش بازتعریف بنیادین مفهوم «ایران» و «ایرانی» است. در این منظومه، هر قطعه از پازل (از تکنولوژی تا سیاست‌های پولی) در خدمت یک هدف غایی قرار دارد: جایگزینی «اراده سیاسی مردم» با «عقلانیت سرد بازار». در ادامه، نشان می‌دهیم که چگونه این پیوندهای درونی، ویرانه‌های دموکراسی را در متن سند بنا می‌کنند.

۱. پیوند «بحران» و «تکنوکراسی»: سلب مالکیت سیاسی از دِموس: منظومه شکوفایی با یک «بلاغت بحران» آغاز می‌شود که بلافاصله به «حاکمیت کارشناسان» ختم می‌شود. سند با توصیف ایران به‌مثابه سازه‌ای در حال فروپاشی، فضایی «اورژانسی» ترسیم می‌کند که در آن، هرگونه بحث، چانه‌زنی یا تأمل دموکراتیک، به‌مثابه «اتلاف وقت حیاتی» جلوه داده می‌شود. از منظر وندی براون، این اولین حلقه زنجیر است: وقتی سیاست به «مدیریت بحران» تقلیل می‌یابد، «شهروند» به «بیمار» و «سیاست‌مدار» به «جراح» تبدیل می‌شود. در این منطق، «پروژه شکوفایی» خود را نه یک پیشنهاد سیاسی، بلکه یک «ضرورت فنی» معرفی می‌کند. اینجاست که پیوند اول شکل می‌گیرد: سیاست‌زدایی از طریق علمی‌سازی. وقتی سند ادعا می‌کند که راه‌حل‌ها «علمی و فراجناحی» هستند، عملا هرگونه مخالفت اجتماعی را به‌عنوان «هراس غیرعقلانی» یا «کارشکنی غیرتخصصی» برچسب می‌زند. به‌این‌ترتیب، «دموس» (مردم) پیش از آنکه وارد صحنه شود، خلع سلاح می‌شود؛ چراکه در برابر «اعداد و ارقام تخصصی سند»، زبان مطالبات سیاسی مردم، زبانی «غیرعلمی» جلوه می‌کند.

۲. از «استقلال پول» تا «انقیاد اراده»: دیوارکشی به دور آینده: این زنجیره تحلیلی در لایه دوم به «استقلال ساختاری بانک مرکزی» و «جذب سرمایه کلان» می‌رسد. در نگاه نخست، اینها سیاست‌های پولی صرف به نظر می‌آیند، اما در منظومه سند، اینها «دیوارهای نهادی» هستند که به دور اراده ملی کشیده می‌شوند. سند با پیوند‌دادن «ثبات پولی» به «استقلال نهادی از دولت»، در‌واقع در حال «ایمن‌سازی اقتصاد از دستبرد دموکراسی» است. براون توضیح می‌دهد که در عقلانیت نئولیبرال، ثروت ملی باید از دسترس «نوسانات رأی مردم» خارج شود. اینجاست که پیوند اندام‌وار آشکار می‌شود: اگر مردم در آینده به دولتی رأی بدهند که بخواهد برای عدالت اجتماعی یا بازتوزیع ثروت، از منابع پولی استفاده کند، «ساختار بانک مرکزی مستقل» در سند شکوفایی، پیشاپیش این امکان را ملغا کرده است. این انقیاد اراده با تعهد به جذب «۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه» تکمیل می‌شود. این عدد فقط یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه یک «تعهد امنیتی‌-سیاسی» است. برای تضمین سود این حجم از سرمایه، جامعه باید برای دهه‌ها «پیش‌بینی‌پذیر» باقی بماند. نتیجه منظومه‌ای این بخش روشن است: دموکراسی فدای ثبات سرمایه می‌شود. در دنیای این سند، شما حق دارید رأی بدهید، اما حق ندارید قواعد بازی اقتصادی را تغییر دهید؛ چراکه این قواعد پیشاپیش در تراز‌نامه‌های بانکی و قراردادهای بین‌المللی «تغییرناپذیر» حک شده‌اند.

۳. بازتعریف سوژه: تبدیل «شهروند معترض» به  «سرمایه انسانی کدگذاری‌شده»:  حلقه سوم و عمیق‌ترین بخش این منظومه، در پیوند میان «بانک استعدادها» و «کارت ملی رفاه» نهفته است. اینجاست که سند از کالبد دولت به کالبد فرد نفوذ می‌کند. در این بخش، انسان ایرانی از یک «سوژه سیاسی صاحب‌‌حق» به یک «سرمایه انسانی رقابت‌گر» (Human Capital) تبدیل می‌شود. واژه «بانک» در «بانک استعدادها» تصادفی نیست؛ این واژه دلالت بر قیمت‌گذاری و مبادله دارد. سوژه ایرانی در این سیستم، نه به‌ خاطر شهروند‌بودنش، بلکه به خاطر «ارزش مهارتی‌اش» به رسمیت شناخته می‌شود. پیوند این بخش با «کارت ملی رفاه» (رفاه دیجیتال)، یک سیستم «پاداش و جزای» نوین را می‌سازد. در این منظومه، فقر دیگر نتیجه نابرابری ساختاری نیست، بلکه به‌عنوان «نقص فنی در مهارت‌آموزی» یا «نبود انطباق با بانک استعدادها» بازنمایی می‌شود. رفاه از یک «حق همگانی» به یک «اعتبار هوشمند» تبدیل می‌شود که به وسیله الگوریتم‌ها تخصیص می‌یابد. براون این را «مسئولیت‌سازی اجباری» می‌نامد. پیوند درونی این دو بخش به ما می‌گوید: اگر در ایران آینده فقیر هستید، مشکل از سند شکوفایی نیست، بلکه مشکل از «سرمایه انسانی ضعیف» شماست. به‌این‌ترتیب، اعتراض طبقاتی به اضطراب فردی تبدیل شده و همبستگی اجتماعی در نطفه خفه می‌شود.

۴. حاکمیت الگوریتمیک: دولت به‌مثابه پلتفرم و مرگ امر  اجتماعی:  نقطه نهایی این منظومه، جایگزینی «فضای عمومی» با «پلتفرم‌های دیجیتال» است. سند با تأکید بر «دولت الکترونیک» و «شفافیت سیستماتیک»، در‌واقع در حال برچیدن نهادهای واسط دموکراتیک است. در سراسر سند، غیبت معنادار واژگانی مانند «سندیکا»، «اتحادیه»، «انجمن» و حتی «پارلمان» به چشم می‌خورد. در عوض، همه‌ جا صحبت از «سامانه»، «درگاه» و «دیتابیس» است. این جابه‌جایی زبانی نشان‌دهنده یک تحول ساختاری است: در ایران تصویرشده در سند، شهروند با «دولت پاسخ‌گو» روبه‌رو نیست، بلکه با یک «رابط کاربری» (Interface) مواجه است. این «دولت پلتفرمی»، غایت سیاست‌زدایی است. در یک پلتفرم، شما نمی‌توانید «اعتراض» کنید؛ شما فقط می‌توانید «گزارش خطا» (Report Error) بدهید. پیوند میان تکنولوژی و قدرت در اینجا به شکوفایی می‌رسد: هرگونه تلاطم دموکراتیک یا مطالبه عدالت، در منطق سند به‌عنوان یک «نویز اخلال‌گر» در سیستم هوشمند توزیع اعتبار نگریسته می‌شود. براون هشدار می‌دهد که این نوع حکمرانی، «امر اجتماعی» را به‌کلی ویران می‌کند؛ چراکه افراد را به کدهای منفردی تبدیل می‌کند که در رقابت با یکدیگر برای کسب امتیاز از الگوریتم هستند، نه در پیوند با یکدیگر  برای تغییر سرنوشت جمعی.

۵. نتیجه‌گیری منظومه‌ای: شکوفایی بر ویرانه‌های دِموس: در جمع‌بندی این منظومه‌ می‌توان گفت که «پروژه شکوفایی» یک ماشین عظیم برای «سیاست‌زدایی تمام‌عیار» است. قطعات این ماشین به دقت در هم چفت شده‌اند:  بحران، جراح (تکنوکرات) را احضار می‌کند؛  بانک مرکزی و سرمایه‌گذاری، دست‌و‌پای جراح را از مداخلات مردم می‌بندد؛  بانک استعدادها و رفاه دیجیتال، سوژه را به یک اپراتور حرف‌شنو تبدیل می‌کند؛ 

 و در نهایت، پلتفرم دیجیتال، صحنه سیاست را به یک اتاق کنترل فنی  تبدیل می‌کند.

این سند، پیروزی «انسان اقتصادی» بر «انسان سیاسی» است. شکوفایی در این مدل، نه به معنای قدرت‌یافتن مردم برای تعیین سرنوشت خویش، بلکه به معنای «بهینه‌سازی بقا» در چارچوب قوانین جهانی بازار است. به قول وندی براون، این نظمی است که در آن «همه چیز در حال رشد است، جز دموکراسی؛ و همه چیز در حال شفاف‌شدن است، جز مکانیسم‌های واقعی قدرت». در نهایت، این سند ایران را به یک «شرکت بزرگ» تبدیل می‌کند که در آن ما شاید مشتریانی خوشبخت باشیم، اما دیگر هرگز شهروندانی آزاد نخواهیم بود.

منابع:

- Brown, W. (2019). In the Ruins of Neoliberalism: The Rise of Antidemocratic Politics in the West. Columbia University Press.

- Madra, Y. M. (2020). In the Ruins of Neoliberalism: The Rise of Antidemocratic Politics in the West, by Wendy Brown. Journal of Cultural Economy, 13(6), 772-777.

- Grewal, D. S. (2020). The Legal Ruining of American Democracy. Democracy Journal. [Online Access].

- National Union for Democracy in Iran (NUFDI). (2024). Iran Prosperity Project: A Vision for a Post-Islamic Republic Economic Recovery. Official Policy Document.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.