وقتی قهوه زنان را صاحب صدا کرد
سازمان زنان سازمان ملل هر چندوقت یک بار از پیشرفتهای زنان در گوشه و کنار جهان گزارشهایی تهیه میکند؛ گزارشهایی که میتواند برای برخی کشورهای دیگر تجربه باشد. گزارشی که این بار از نحوه کشت و عرضه قهوه در کشور دومینیک ارائه کرده، بیشباهت به تلاشهای زنان ایرانی در عرصه چای نیست؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سازمان زنان سازمان ملل هر چندوقت یک بار از پیشرفتهای زنان در گوشه و کنار جهان گزارشهایی تهیه میکند؛ گزارشهایی که میتواند برای برخی کشورهای دیگر تجربه باشد. گزارشی که این بار از نحوه کشت و عرضه قهوه در کشور دومینیک ارائه کرده، بیشباهت به تلاشهای زنان ایرانی در عرصه چای نیست؛ با این تفاوت که زنان دومینیکن توانستند قدرت و استقلال خود را کسب کنند و روند پیشرفت برایشان ادامه داشته باشد، اما زنان شمال کشورمان هنوز به این مرحله نرسیدهاند و فقط در مرحله کشت چای حضور دارند؛ مرحلهای که زحمت بسیار و سود اندک دارد. در این گزارش به سراغ دفتر انجمن پرورشدهندگان قهوه «لا اسپرانزا» در جمهوری دومینیکن رفتهاند؛ جایی که تصاویری از رؤسای سابق این انجمن آویزان است. همه مرد هستند، بهجز آخرین آنها که یک زن را نشان میدهد: «سانتا جولیا کارمونا». این تصویر نشان میدهد چهکسی در مورد دسترسی به منابع و مزایای حاصل از قهوه تصمیم میگیرد. او میگوید: «شما باید در مقابل صدها تولیدکننده بایستید که هرکدام داستان و چالشهای خاص خود را دارند و باید در برابر آن فشار مقاومت کنید».
«سانتا» تأکید میکند: «قهوه فقط یک محصول نیست؛ این منبع معیشت و فرصتی برای تحصیل و زندگی با عزت است. علاوه بر این، ابزاری است که زنان دومینیکن از طریق آن راه پیشرفت خود را میگشایند».
«ایزابل روبلز آمادور» ۷۷ساله است و 10 فرزند دارد که بیشتر آنها متخصص هستند. قهوه این امر را برایش ممکن کرده است. او میگوید: «این چیزی است که ما امروز با آن زندگی میکنیم و با آن به فرزندانمان کمک میکنیم». برای ایزابل، کشت قهوه منبع امرار معاش واقعی و مستقل بوده است. با این حال، او به یاد میآورد که سالها زنان در کل زنجیره ارزش -برداشت، فراوری، هماهنگی کار، مدیریت خانه- بدون دسترسی به هیچیک از درآمد حاصل از آن کار میکردند. او به یاد میآورد: «وقتی قهوه برای فروش برده میشد، انگار زنان اصلا هیچ مشارکتی نداشتند».
«ماریا ایزابل بالبوئنا»، بنیانگذار انجمن زنان قهوه دومینیکن، یکی از اولین کسانی بود که این واقعیت را بیان میکند: «زنان در کل زنجیره تولید قهوه کار میکردند، با این حال آنها مالک نبودند و نمیتوانستند تصمیم بگیرند که چگونه از مزایای تولید قهوه استفاده کنند. چیزی که کم داشتند، صدا بود». او سه دهه گذشته را صرف این کرده که زنان نهتنها در این زنجیره دارای جایگاه باشند، بلکه بتوانند از آن سود ببرند.
بیش از 50 هزار خانواده در جمهوری دومینیکن برای امرار معاش خود به کشت قهوه وابسته هستند. قهوه در ارتفاعات بالا یکی از منابع اصلی اشتغال روستایی است، رئیس تعاونی پرورشدهندگان قهوه تأکید میکند: «تعاونی او شامل ۴۰۰ خانواده است و هر مزرعه، هرچقدر هم کوچک، در طول فصل برداشت حداقل به سه نفر نیاز دارد».
هدف او تبدیل قهوه به یک تجارت پایدار است. او توضیح میدهد: «آنچه ما به دنبال آن هستیم، این است که محصول سودآور باشد تا تولیدکنندگان مجبور نباشند کشت قهوه را قطع کنند و چیز دیگری بکارند. قهوهکاران باید برنامهریزی کنند، رؤیاپردازی کنند، محاسبات را انجام دهند و اجرا کنند».
قهوه دومینیکن بُعدی دارد که کمتر صنعتی میتواند ادعا کند: کشت پایدار آن در میان جنگلهای کوهستانی، کیفیت بهتر دانه و بهرهوری بالاتر را تضمین و در عین حال محیط زیست سالمتری را نیز ترویج میکند. هر مزرعه نشاندهنده پوشش جنگلی بیشتر، آب بیشتر برای جوامع و فرصتهای بیشتر برای زنان و خانوادههایشان است. این پیوند بین کشت قهوه و حفاظت از محیط زیست در برنامه «کاهش انتشار گازهای گلخانهای جمهوری دومینیکن» قرار دارد که توسط صندوق مشارکت کربن جنگلی بانک جهانی پشتیبانی میشود. سازوکار ساده است: دومینیکن برای جلوگیری از چندین تن انتشار کربن همراه با حفظ جنگلهایش، بودجه دریافت میکند. سپس این منابع به آموزش فنی برای تولیدکنندگان، سیستمهای ثبت و ردیابی و منابع جدید اشتغال مرتبط با مدیریت پایدار زمین اختصاص داده میشوند؛ دقیقا همان ابزارهایی که زنان سالها خواستار آن هستند. حالا دیگر با دیدن جنگلهای پردرخت دومینیکن میتوان مطمئن شد که قهوه محصولی نیست که باعث جنگلزدایی شود.