|

وقتی دولت آینده را روایت نمی‌کند

گفت‌وگوی اخیر رئیس‌جمهور پزشکیان با مردم را نباید صرفا مجموعه‌ای از توضیحات درباره اقتصاد، انرژی، روابط خارجی یا مسائل اجرایی دانست. این گفت‌وگو، در واقع تلاشی برای روایت منطق حکمرانی دولت در مواجهه با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان بود؛

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

کامران یگانگی-دکترای آینده‌پژوهی:  گفت‌وگوی اخیر رئیس‌جمهور پزشکیان با مردم را نباید صرفا مجموعه‌ای از توضیحات درباره اقتصاد، انرژی، روابط خارجی یا مسائل اجرایی دانست. این گفت‌وگو، در واقع تلاشی برای روایت منطق حکمرانی دولت در مواجهه با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان بود؛ روایتی که نشان می‌دهد دولت چگونه شرایط کنونی کشور را درک می‌کند و چه منطقی را برای اداره آن برگزیده است. در این گفت‌وگو، دولت تصویری از کشوری ارائه می‌کند که در معرض جنگ، تحریم، ناترازی‌های اقتصادی، بحران انرژی، کمبود آب و فشارهای خارجی قرار داشته و در چنین شرایطی، تلاش کرده است تداوم اداره کشور و ارائه خدمات عمومی را حفظ کند. این روایت، بیش از آنکه بر دستاوردهای اقتصادی یا شاخص‌های رشد تکیه داشته باشد، بر توانایی نظام حکمرانی در حفظ ثبات و استمرار عملکردهای حیاتی کشور استوار است. از این منظر، اگرچه واژه «تاب‌آوری» در گفت‌وگو به‌صراحت بیان نمی‌شود، روح حاکم بر آن همان منطق حکمرانی تاب‌آور است؛ یعنی حفظ انسجام نهادی، جلوگیری از اختلال در خدمات عمومی و افزایش ظرفیت کشور برای عبور از فشارهای بیرونی. در کنار این رویکرد، برخی محورهای مطرح‌شده در گفت‌وگو نیز از منظر اصلاح حکمرانی قابل توجه‌اند. تأکید بر شایسته‌سالاری به‌جای سهم‌خواهی سیاسی، واگذاری اختیارات بیشتر به استان‌ها، اصلاح نظام بانکی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و تکمیل کریدورهای حمل‌ونقل، همگی نشان می‌دهد دولت در پی اصلاح برخی سازوکارهای اداره کشور است. این رویکرد، اگر با اصلاحات نهادی همراه شود، می‌تواند زمینه ارتقای کارآمدی حکمرانی را فراهم کند. اما درست در همین نقطه، مهم‌ترین خلأ گفت‌وگو آشکار می‌شود. دولت مسیر عبور از بحران را توضیح می‌دهد، اما مقصد این مسیر را کمتر ترسیم می‌کند. امروزه دولت‌ها فقط با قانون، بودجه و تصمیمات اجرایی حکومت نمی‌کنند؛ آنها با «روایت آینده» نیز حکمرانی می‌کنند. روایت آینده پلی است میان تصمیم‌های امروز و امیدهای فردا. اگر جامعه نداند اصلاحات امروز قرار است آن را به چه آینده‌ای برساند، حتی درست‌ترین سیاست‌ها نیز ممکن است صرفا به‌ عنوان مجموعه‌ای از محدودیت‌ها، صرفه‌جویی‌ها و هزینه‌ها تلقی شوند. اینجاست که تفاوت میان «حکمرانی بحران» و «حکمرانی آینده» آشکار می‌شود. حکمرانی بحران، بر کنترل آسیب‌ها، حفظ ثبات و مدیریت شرایط دشوار تمرکز دارد، اما حکمرانی آینده، توانایی تبدیل مدیریت مسائل جاری به یک نقشه راه روشن درباره آینده اقتصاد، فناوری، جامعه و جایگاه بین‌المللی کشور است. این نوع حکمرانی، علاوه بر مدیریت امروز، تصویری باورپذیر از فردا نیز ارائه می‌دهد؛ تصویری که بتواند امید اجتماعی، اعتماد عمومی و مشارکت شهروندان را تقویت کند. در گفت‌وگوی اخیر، این روایت آینده کمتر دیده می‌شود. دولت توضیح می‌دهد چگونه می‌خواهد ناترازی انرژی را کاهش دهد یا ساختارهای اجرایی را اصلاح کند، اما کمتر به این پرسش پاسخ می‌دهد که کشور چگونه به بازیگری مؤثر در کریدورهای منطقه‌ای و زنجیره‌های ارزش جهانی تبدیل خواهد شد و کیفیت زندگی شهروندان بر اساس چه شاخص‌هایی بهبود خواهد یافت. امروز رقابت کشورها فقط بر سر مدیریت بحران نیست؛ رقابت اصلی بر سر توانایی خلق آینده است. دولت‌هایی که بتوانند آینده‌ای روشن، قابل سنجش و دست‌یافتنی را برای جامعه روایت کنند، سرمایه اجتماعی بیشتری به دست می‌آورند و همراهی عمومی با اصلاحات را افزایش می‌دهند. از این رو، شاید مهم‌ترین گام تکمیلی برای دولت، نه صرفا ارائه گزارش عملکرد یا تشریح چگونگی عبور از بحران، بلکه تدوین و روایت یک «تصویر ملی از آینده ایران» باشد؛ تصویری که دارای چند ویژگی اساسی باشد: زمان‌مند و قابل سنجش، مبتنی بر ظرفیت‌های واقعی کشور، پیوندخورده با اقتصاد دانش‌بنیان، هوش مصنوعی و ژئواکونومی و در نهایت، مرتبط با بهبود ملموس کیفیت زندگی مردم. مردم فقط برای عبور از بحران هزینه نمی‌دهند؛ آنان زمانی با اصلاحات همراه می‌شوند که مقصد این مسیر را نیز ببینند. در عصر رقابت بر سر آینده، موفقیت دولت‌ها نه‌فقط در توانایی مدیریت بحران‌های امروز، بلکه در قدرت آنان برای روایت آینده‌ای است که جامعه حاضر باشد برای تحقق آن سرمایه‌گذاری، مشارکت و صبوری کند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.