|

پیمان دفاعی سه‌جانبه؛ آیا منطقه وارد نظم جدیدی می‌شود؟

در سال‌های اخیر، افزایش تنش‌ها در خلیج فارس، حملات پراکنده به کشتی‌ها در تنگه هرمز، رقابت‌های منطقه‌ای و کاهش نقش مستقیم آمریکا در تضمین امنیت متحدانش، همگی نشان داده‌اند که امنیت این آبراه دیگر نمی‌تواند بر حضور یک قدرت خارجی تکیه کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی -  تحلیلگر روابط بین‌الملل

 

 

در سال‌های اخیر، افزایش تنش‌ها در خلیج فارس، حملات پراکنده به کشتی‌ها در تنگه هرمز، رقابت‌های منطقه‌ای و کاهش نقش مستقیم آمریکا در تضمین امنیت متحدانش، همگی نشان داده‌اند که امنیت این آبراه دیگر نمی‌تواند بر حضور یک قدرت خارجی تکیه کند.

ایران با موقعیت ژئوپلیتیک منحصر‌به‌فردش، به بازیگری تبدیل شده که هر گونه ترتیبات امنیتی جدید در منطقه ناگزیر باید نقش آن را در نظر بگیرد؛ چه در قالب بازدارندگی، چه در قالب تعامل و چه در قالب مدیریت بحران. در چنین شرایطی، کشورهای منطقه به‌خوبی دریافته‌اند که امنیت آینده خلیج فارس، بدون ساختارهای جدید و نقش‌آفرینی مؤثر قدرت‌های منطقه، قابل تضمین نیست.

در همین بستر است که پیمان دفاعی سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان معنا پیدا می‌کند. این پیمان تنها یک توافق نظامی نیست؛ بلکه پاسخی است به مجموعه‌ای از نگرانی‌های امنیتی که طی یک دهه گذشته انباشته شده‌اند. عربستان سعودی که در سال‌های اخیر با حملات پهپادی و موشکی و عدم توانایی ایالات متحده به‌عنوان متحد اصلی در تضمین امنیت آن کشور، آسیب‌پذیری‌اش آشکار شده، به این نتیجه رسیده که اتکای صرف به آمریکا کافی نیست. واشینگتن، چه در دوره اوباما، چه بایدن و چه ترامپ -در دوره اول و دوم- نشان داده که تمایل ندارد هزینه امنیت خلیج فارس را چون گذشته بر دوش بکشد. کاهش تدریجی حضور نظامی آمریکا در منطقه، و لزوم تمرکز آن بر رقابت با چین، و تردیدهایش در ورود به درگیری‌های جدید، همگی ریاض را به این جمع‌بندی رسانده‌اند که باید سپر امنیتی تازه‌ای شکل بگیرد؛ ترکیبی از قدرت‌های منطقه‌ای، نه بر حضور نظامی خارجی.

ترکیه رقیب سنتی عربستان در حوزه نفوذ جهان اسلام است؛ در ظاهر گزینه‌ طبیعی برای یک پیمان مشترک نبود. ترکیه سال‌ها داعیه رهبری جهان اسلام را داشته و با عربستان بر سر نفوذ در سوریه، قطر، اخوان‌المسلمین و حتی پرونده لیبی رقابت کرده است. پاکستان نیز میان ایران و عربستان تعادل برقرار کرده و از ورود مستقیم به جنگ یمن تاکنون خودداری کرده است. اما واقعیت این است که رقابت‌های نمادین مذهبی و سیاسی، در برابر تهدیدهای امنیتی مشترک رنگ می‌بازند. عربستان به قدرت نظامی و فناوری دفاعی ترکیه نیاز دارد؛ ترکیه به نفت، ثروت و جایگاه عربستان در جهان عرب؛ و پاکستان به حمایت مالی و سیاسی ریاض و آنکارا. این هم‌پوشانی منافع، همراه با نگرانی مشترک از گسترش ناامنی در خلیج فارس و دریای سرخ، سه کشور را به این نتیجه رسانده که همکاری، سودمندتر از رقابت است.

پیمان دفاعی سه‌جانبه، در واقع پاسخی است به این پرسش که «چه کسی امنیت خلیج فارس را تضمین می‌کند؟» و پاسخ این‌بار نه آمریکا، بلکه ترکیبی از قدرت‌های منطقه‌ای است. عربستان با ثروت و نفوذش در جهان عرب، ترکیه با قدرت نظامی و صنعت دفاعی، و پاکستان با توان هسته‌ای و ارتش بزرگ، اکنون در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا ساختاری تازه برای بازدارندگی ایجاد کنند. این پیمان، اگرچه هنوز در مرحله اولیه است، اما ظرفیت آن برای پیوستن برخی کشورهای اسلامی و تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس، دریای سرخ و حتی شرق مدیترانه قابل ‌توجه است.

در این میان، اسرائیل این پیمان را با دقت زیر نظر دارد. ترکیب عربستان، ترکیه و پاکستان، سه کشور قدرتمند اسلامی حتی اگر مستقیم در ضدیت با اسرائیل تعریف نشود، از نگاه تل‌آویو یک پتانسیل تهدید بلندمدت است. حضور یک قدرت هسته‌ای در این محور، همراه با توان نظامی ترکیه و نفوذ مالی عربستان، می‌تواند در آینده موازنه قدرت را در منطقه تغییر دهد. اسرائیل تلاش خواهد کرد محور ابراهیم را تقویت کند، روابط امنیتی خود با هند را گسترش دهد و از آمریکا بخواهد هرگونه همکاری هسته‌ای یا موشکی میان پاکستان و عربستان را زیر نظر بگیرد. تل‌آویو همچنین می‌کوشد ریاض را در مدار همکاری امنیتی نگه دارد تا از شکل‌گیری یک بلوک اسلامی مستقل و قدرتمند جلوگیری کند.

برای ایران، این پیمان به ظاهر یک تهدید مستقیم و فوری نیست، اما به طور غیرمستقیم فشار ژئوپلیتیک ایجاد می‌کند. تهران می‌داند که عربستان با این توافق در پی ساختن سپر امنیتی چندلایه در اطراف خود است و ترکیه و پاکستان می‌توانند در برخی پرونده‌ها، ازجمله یمن، دریای سرخ و امنیت خلیج فارس، نقش فعال‌تری ایفا کنند. ایران احتمالا تلاش خواهد کرد محور تهران-دوحه-مسقط-بغداد را تقویت کند و همکاری‌های موجود با چین و روسیه را در حوزه‌های امنیتی و اقتصادی تثبیت کند. و کارت هند را فعال‌تر کرده و بازدارندگی دریایی خود در تنگه هرمز را افزایش دهد. تهران همچنین از ابزارهای منطقه‌ای خود، از جمله حوثی‌ها، با احتیاط بیشتری استفاده خواهد کرد. حوثی‌ها یکی از بازیگران کلیدی‌اند که این پیمان می‌تواند بر آنها تأثیر بگذارد. عربستان با پشتوانه ترکیه و پاکستان ممکن است دفاع هوایی و امنیت دریایی خود را تقویت کند و فشار بیشتری بر حوثی‌ها وارد آورد. اما در مقابل، حوثی‌ها همچنان به‌عنوان ابزاری برای فشار در جنوب شبه‌جزیره و حتی تهدید مسیرهای دریایی مرتبط با اسرائیل باقی می‌مانند. در کنار این تحولات، نقش امارات و بحرین در پیمان ابراهیم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. امارات طی سال‌های اخیر با اسرائیل همکاری امنیتی، اطلاعاتی و فناوری گسترده‌ای ایجاد کرده و بحرین نیز در مقیاسی کوچک‌تر همین مسیر را دنبال کرده است. نزدیکی عربستان به ترکیه و پاکستان، وزن محور ابراهیم را برای ابوظبی و منامه افزایش می‌دهد، زیرا این دو کشور برای حفظ نفوذ خود در نظم جدید منطقه‌ای، احتمالا همکاری با اسرائیل را فعال‌تر می‌کنند تا از ظرفیت‌های امنیتی و اطلاعاتی تل‌آویو بهره بگیرند. امارات همچنین همکاری نظامی مهمی با مصر دارد؛ از حمایت از ارتش مصر در پرونده لیبی تا هماهنگی‌های امنیتی در دریای سرخ و شرق مدیترانه. این همکاری برای ابوظبی یک پشتوانه راهبردی است، زیرا مصر با وجود چالش‌های اقتصادی، همچنان یکی از قدرت‌های نظامی مهم جهان عرب است و می‌تواند در برابر افزایش وزن ترکیه و پاکستان نقش متوازن‌کننده داشته باشد. عمان نیز نقش سنتی خود را به‌عنوان میانجی آرام و بی‌طرف همچنان حفظ خواهد کرد و از ورود به بلوک‌بندی‌های سخت پرهیز می‌کند. در جمع‌بندی نهایی، پیمان دفاعی سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان، منطقه را به‌ سوی نظمی چندقطبی و پیچیده سوق می‌دهد؛ نظمی که در آن محورهای امنیتی مختلف هم‌زمان فعال‌اند: محور عربستان-ترکیه-پاکستان به‌عنوان ساختار نوظهور جهان اسلام، محور ابراهیم با حضور امارات، بحرین و اسرائیل، محور نرم ایران-قطر-عمان-عراق، و مثلث امنیتی: امارات-اسرائیل-هند. مصر در برابر انتخابی راهبردی قرار دارد: اینکه در نظم امنیتی جدید منطقه به کدام محور نزدیک‌تر شود و نقش خود را چگونه تعریف کند. هند نیز برای مهار پاکستان حضور خود را در خلیج فارس افزایش می‌دهد. این قطب‌بندی جدید، اگر تثبیت شود، نقشه امنیتی خاورمیانه و پیرامون آن را تا سال‌های آینده دگرگون خواهد کرد و موازنه قدرت را به‌ گونه‌ای تغییر خواهد داد که پیامدهای آن در خلیج فارس، دریای سرخ، شرق مدیترانه و تا اقیانوس هند قابل مشاهده خواهد بود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.