|

مروری بر کتاب «تاریخ آمریکا»

پشت پرده منافع طبقاتى

تریبون‌های دولتی آمریکا مدام درباره ضرورت جنگ و درگیری در نقاط مختلف جهان سخن می‌گویند و جنگ را در راستای منافع ملی آمریکا ارزیابی می‌کنند، اما هاوارد زین در کتاب «تاریخ آمریکا» با نگاهی تیزبینانه نشان می‌دهد این منافع طبقاتى است که پشت یک پرده کاملا فراگیر به نام «منافع ملى» پنهان شده است.

پشت پرده منافع طبقاتى

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جواد لگزیان:  تریبون‌های دولتی آمریکا مدام درباره ضرورت جنگ و درگیری در نقاط مختلف جهان سخن می‌گویند و جنگ را در راستای منافع ملی آمریکا ارزیابی می‌کنند، اما هاوارد زین در کتاب «تاریخ آمریکا» با نگاهی تیزبینانه نشان می‌دهد این منافع طبقاتى است که پشت یک پرده کاملا فراگیر به نام «منافع ملى» پنهان شده است. بنابراین زین در کتاب خود تلاش می‌کند ماجراى این جنگ‌ها را نه از دید ژنرال‌ها و دیپلمات‌ها، بلکه از دیدگاه سربازان و پدرها و مادرهایى شرح ‌دهد که تلگرام‌هایى با پاکت سیاه به دست‌شان رسیده است؛ پاکتی با پیام مرگ فرزندشان. کتاب با حکایت غم‌انگیز زین از قتل‌عام و کوچ ‌اجباری سرخ‌پوستان به دست استعمارگران آغاز می‌شود و در ادامه به مقطع استقلال آمریکا می‌رسد. در داستان استقلال آمریکا زین روایت می‌کند چگونه پدران بنیان‌گذار ایالات متحده در حوالى 1776 در مستعمرات انگلیسى دریافتند که با به وجود آوردن یک کشور، یک نماد، یک اتحاد قانونى به نام ایالات متحده مى‌توانند زمین‌ها، منافع و قدرت سیاسى را از چنگ نورچشمى‌هاى امپراتورى بریتانیا بیرون آورند و به دست خود بگیرند. به باور زین در طى این فرایند بنیان‌گذاران آمریکا توانستند مانع از وقوع تعدادى قیام بالقوه شوند و رضایت عامه مردم را براى حکومت یک گروه از رهبران ممتاز جدید به دست آورند. به گفته زین: همان‌طور که در مقدمه قانون اساسى آمده، ظاهرا گفته مى‌شود که «ما مردم» هستیم که این سند را نوشته‌ایم و نه آن پنجاه‌وپنج مرد ثروتمند و مرفهى که منافع طبقاتى‌شان نیازمند وجود یک دولت مرکزى قوى بود. این استفاده از دولت براى خدمت به نیازهاى ثروتمندان و قدرتمندان در سراسر تاریخ آمریکا تا به امروز ادامه یافته است و آن را پشت پرده سخنانى از این قبیل که همه ما -ثروتمند و فقیر و طبقه متوسط- داراى منافع مشترکى هستیم، پنهان کرده‌اند. زین تأکید دارد: منافع طبقاتى همیشه پشت یک پرده کاملا فراگیر به نام «منافع ملى» پنهان شده است. با همین توجیهات بود که ترومن «عملیاتی انتظامى» را در کره آغاز کرد که چند میلیون نفر را به کشتن داد و جانسون و نیکسون جنگى را در هندوچین به راه انداختند که شاید سه میلیون نفر در طى آن کشته شدند و ریگان به گرنادا تهاجم نظامى کرد و بوش به پاناما و عراق حمله کرد و کلینتون بارها و بارها عراق را بمباران کرد.

در فرازی از کتاب، زین سراغ نامه‌ای تکان‌دهنده از روزولت می‌رود: تئودور روزولت در سال 1897 در نامه‌اى به دوستى نوشت: «خیلى محرمانه بگویم... من تقریبا از هر جنگى استقبال مى‌کنم، چون فکر مى‌کنم این کشور به جنگ نیاز دارد‌». زین معتقد است: رکود شدیدى که در 1893 آغاز شد، اندیشه‌اى را در میان طبقه ممتاز و نخبگان سیاسى و اقتصادى کشور به وجود آورد مبنى بر اینکه بازارهاى برون‌مرزى مى‌توانند مشکل کمبود مصرف در داخل را حل کنند و مانع از بحران‌هاى اقتصادى دهه 1890 شوند که باعث جنگ طبقاتى مى‌شد. و آیا یک ماجراجویى خارجى، مقدارى از نیروى شورش و طغیان‌گرى را که صرف اعتصاب‌ها و جنبش‌هاى اعتراضى مى‌شد، به سوى دشمن خارجى منعکس نمى‌ساخت؟ آیا مردم را با دولت و نیروهاى مسلح متحد نمى‌کرد به‌ جاى آنکه مخالف و رودرروى آنها باشند؟ شاید این طرحى آگاهانه میان بسیارى از نخبگان نبوده، اما نتیجه طبیعى حرکت دوگانه سرمایه‌دارى و ملى‌گرایى است. زین تصریح می‌کند که گسترش قدرت در ماوراى دریاها اندیشه جدیدى نبود. حتى قبل از جنگ با مکزیک، این اندیشه ایالات متحده را به اقیانوس آرام کشاند و دکترین مونروئه بیشتر به سمت جنوب و آن سوى دریاى کارائیب نگاه مى‌کرد. این نظریه که در 1823، هنگامى که کشورهاى آمریکاى لاتین به استقلال از سلطه اسپانیا مى‌رسیدند، منتشر شد، براى کشورهاى اروپایى روشن کرد که ایالات متحده، آمریکاى لاتین را حوزه نفوذ (حیاط‌‌خلوت) خود مى‌داند. کمى بعد از آن بود که بعضى آمریکایى‌ها به فکر اقیانوس آرام، هاوایى، ژاپن و بازارهاى بزرگ چین افتادند... . البته این فقط فکر نبود؛ نیروهاى مسلح آمریکا، تهاجمات و دست‌اندازى‌هایى به آن سوى دریاها کرده بودند. وزارت خارجه فهرستى از «موارد استفاده از نیروهاى مسلح ایالات متحده در خارج از کشور از 1798-1945» تهیه کرده بود که نمایانگر 103 مورد دخالت در امور کشورهاى دیگر بود؛ از‌جمله در آرژانتین، ژاپن، آنگولا، نیکاراگوئه و حتی شانگهای چین.

سپس زین از جریان دخالت آمریکا در جنگ جهانی می‌نویسد. زین به این منظور سراغ مقاله ‌«ریشه‌هاى آفریقایى جنگ» درباره ماهیت جنگ جهانى اول که در ماه می ‌1915 در ماهنامه آتلانتیک از دبلیو. اى. بى دوبویس منتشر شد، می‌رود: این جنگى بود به خاطر سلطه‌جویى که نبرد میان آلمان و متفقین بر سر آفریقا هم نماد و هم واقعیت آن بود. در اینجا زین خاطرنشان می‌کند ‌ایالات ‌متحده نیز در شرایطی که سوسیالیسم رو به گسترش بود، سازمان «کارگران صنعتى جهان» به نظر مى‌رسید همه جا حضور دارند و تضاد و مبارزه طبقاتى بسیار شدید بود، با این تعریف دوبویس هماهنگ بود: سرمایه‌دارى آمریکا نیازمند رقابت بین‌المللى بود و نیازمند جنگ‌هاى ادوارى تا بتواند یک اشتراک منافع جعلى و دروغین را میان اغنیا و فقرا ایجاد کند که جاى اشتراک منافع راستین و اصیل میان فقرا ‌که خود را در جنبش‌هاى مقطعى نشان مى‌داد، بگیرد. مفسران و مبلغان شخصا و دولتمردان تا چه اندازه از این واقعیت باخبر بودند؟ عملکرد آنها حتى اگر نیمى آگاهانه و نیمى کشش غریزى براى بقا بوده، با چنین طرح و برنامه‌اى کاملا متناسب بود. و در 1917 این به اجماع ملى براى جنگ منجر شد. در اندیشه زین، جنگ جهانى به حکومت آمریکا این فرصت را داد که سازمان «کارگران صنعتى جهان» را از بین ببرد. به روایت زین، در اوایل سپتامبر 1917، مأموران دادگسترى هم‌زمان به چهل‌و‌هشت تالار گردهمایى «کارگران صنعتى جهان» در سراسر کشور هجوم بردند و نامه‌ها و اسناد و نوشته‌هایى را ضبط کردند که به‌عنوان مدرک در دادگاه استفاده شد. مدتى بعد در همان ماه سپتامبر، 165 نفر از رهبران سازمان به اتهام توطئه براى ممانعت از خدمت سربازى، تشویق به فرار از خدمت‌ و تهدید و ارعاب سایرین در ارتباط با اعتراضات کارگرى دستگیر شدند. محاکمه صدویک نفر از آنها در آوریل 1918 آغاز شد و پنج ماه به طول انجامید که طولانى‌ترین محاکمه جزایى در تاریخ آمریکا تا آن زمان بود. جان رید، نویسنده سوسیالیستى که به‌تازگى از سفرى براى تحقیق درباره انقلاب بلشویکى در روسیه (دَه روزى که جهان را لرزاند) بازگشته بود، محاکمه «کارگران صنعتى جهان» را براى مجله توده‌ها گزارش مى‌کرد. او در معرفى متهمان نوشت: شک دارم که هرگز در تاریخ جهان چنین منظره‌اى دیده شده باشد. یکصد‌و‌یک نفر کارگر... که باور دارند ثروت دنیا متعلق به کسى است که آن را تولید مى‌کند... .

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.