جنگ خیر و شر یا نزاع منافع؟
در مواجهه با بحرانهای بزرگ و بهویژه جنگ، جامعه و حاکمیت ناگزیرند از میان دو تعبیر کلان یکی را برگزینند یا میان آنها توازن برقرار کنند. از یک سو میتوان جنگ را برخورد نیروهای اخلاقی و معنوی دانست؛ جدالی میان خیر و شر که در آن ملت خود را تجسم شجاعت، آزادگی و انسانیت میبیند و طرف مقابل را مظهر جاهطلبی و رذالت. چنین نگاهی همواره در تاریخ ایران حضوری پررنگ داشته است؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در مواجهه با بحرانهای بزرگ و بهویژه جنگ، جامعه و حاکمیت ناگزیرند از میان دو تعبیر کلان یکی را برگزینند یا میان آنها توازن برقرار کنند. از یک سو میتوان جنگ را برخورد نیروهای اخلاقی و معنوی دانست؛ جدالی میان خیر و شر که در آن ملت خود را تجسم شجاعت، آزادگی و انسانیت میبیند و طرف مقابل را مظهر جاهطلبی و رذالت. چنین نگاهی همواره در تاریخ ایران حضوری پررنگ داشته است؛ زیرا نیاز روانی و فرهنگی ملت به معنا را پاسخ میدهد و رنج را قابل تحمل میکند. الگوهایی همچون حسین بن علی(ع)، در چنین خوانشی، نهفقط نماد مذهب بلکه نماینده اراده انسانی در برابر سلطه و تحقیر هستند. این تعبیر آرمانی، جنگ را آزمون ایمان میداند و در نتیجه انسجام اجتماعی و پایداری روحی را تقویت میکند. مردم احساس میکنند در نبردی مقدس شرکت دارند و شکست دنیوی را تسلیم اخلاقی نمیبینند. اما همین تلقی در کنار نیروی عظیمش، خطرهایی نیز دارد. در چنین فضایی، سیاستگذاری و نقد عقلانی ممکن است بهعنوان تضعیف ایمان تلقی شود و جامعه از یاد ببرد که حتی در میدان نبرد نیز خرد برتر از هیجان است.
در برابر این رویکرد، تعبیر دوم قرار دارد؛ نگاهی که جنگ را عرصه رقابت منافع، تکنولوژی و موقعیت جغرافیایی میبیند. در این دیدگاه، هر ملت یا دولت پیش از هر چیز به بقای خویش و رفاه شهروندان میاندیشد. جنگ نه مقدس است و نه شیطانی، بلکه رخدادی در درون نظام جهانی قدرتهاست که باید با محاسبه هزینه و فایده فهم شود. این نگاه، میدان تصمیم را برای اقدامات معقول و مؤثر میگشاید؛ زیرا احساسات مطلق مانع گفتوگو نمیشوند. در چنین وضعی مردم تبدیل به شهروندان آگاه و مشارکتجو میشوند، سیاست بر تحلیل استوار میشود و هر تصمیم امنیتی باید نسبت مستقیم با رفاه و استقلال کشور داشته باشد. این شیوه عقلانی به اصلاح خطاها و بقای بلندمدت کمک میکند، اما اگر از عنصر هویت تهی شود، جامعه را به سردی و بیانگیزگی میکشاند؛ چون مردم دیگر «چرا»ی عاطفی برای مقاومت ندارند.
عقلانیت زنده آن است که از معنا تهی نشود. خرد سیاسی میگوید جامعه پایدار باید ایمان را برای انگیزش نگه دارد و عقل را برای جهتدهی به کار گیرد. در این توازن، شجاعت به معنی تصمیمِ حسابشده است، آزادگی یعنی استقلال فکری و اقتصادی و انسانیت یعنی انتخاب راهی که رنج دیگران را کاهش دهد و کرامت انسان را پاس بدارد. چنین برداشتی عنصر معنوی جنگ را از سطح احساس به سطح اخلاق سیاسی میبرد و امکان رشد و اصلاح را در دل بحران فراهم میکند. مردم در این وضعیت نه قربانی شعارهای بزرگ، بلکه صاحبان ارادهاند؛ میدانند که عشق به میهن با نادیدهگرفتن واقعیت یکی نیست. آنان معنویت را در رفتار خردمندانه تجلی میدهند: مصرف آگاهانه، همبستگی اجتماعی و حفظ آرامش در مقابل تحریکها. حاکمیت نیز باید منابع امید واقعی را از طریق صداقت اطلاعاتی، کارآمدی اقتصادی و دیپلماسی باز اما محترمانه تأمین کند. ایمان مردم سرمایه ملی است، اما این سرمایه زمانی میبالد که عملکرد دولت با وعدههایش همخوان باشد.
در این مدل متعادل، رسانهها نقشی اساسی دارند. باید روایت حقیقت را با زبان معنا پیوند دهند و میان عاطفه و تحلیل تفکیک قائل شوند. پیامهای امید و فداکاری لازماند، اما بدون دادههای دقیق و شفافیت، صرفا شور میسازند نه آگاهی. مدیریت روایت یعنی نشاندادن پیروزیها و شکستها در کنار هم؛ پیروزی برای افتخار، شکست برای یادگیری. دیپلماسی فرهنگی نیز باید از ادبیات تقابلی صرف عبور کند و تصویری انسانی و خردمند از کشور ارائه دهد؛ مبارزه در عرصه جهانی نه با فریاد، بلکه با منطق و کرامت قابل دوام است. جامعه سالم آن است که بداند ایمان بدون عقل به تعصب میانجامد و عقل بدون ایمان به بیروحی. خرد مؤمنانه، همان توازن زنده میان معنا و واقعیت است: ما میایستیم نه چون دشمنان اهریمنیاند، بلکه چون کرامت انسان و استقلال کشور ارزش دفاع دارند؛ و در این راه، هر تصمیم باید سنجیده، هدفمند و وفادار به اخلاق باشد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.