موضوع تجزیه در ایران خیلی جدی نیست
شانزدهمین روز جنگ را سپری میکنیم. جنگی که مخاطرات تاریخی و اجتماعی برای ایران و مردم به همراه دارد، بهویژه در این روزها که بحثهایی مانند تجزیهطلبی، دوقطبیسازی جامعه یا حتی آزادسازی سرزمین توسط نیروهای خارجی مطرح میشود. سیدمحمد بهشتی درباره این شرایط با ایسنا گفتوگو کرد و گفت: «در چنین شرایطی مهمترین نکته حفظ انسجام و هوشیاری جامعه است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شانزدهمین روز جنگ را سپری میکنیم. جنگی که مخاطرات تاریخی و اجتماعی برای ایران و مردم به همراه دارد، بهویژه در این روزها که بحثهایی مانند تجزیهطلبی، دوقطبیسازی جامعه یا حتی آزادسازی سرزمین توسط نیروهای خارجی مطرح میشود. سیدمحمد بهشتی درباره این شرایط با ایسنا گفتوگو کرد و گفت: «در چنین شرایطی مهمترین نکته حفظ انسجام و هوشیاری جامعه است. تجربههای تاریخی نشان داده است در دورههای پس از جنگ، فشارهای سیاسی و اجتماعی میتواند به شکلهای مختلف بروز کند؛ از دوقطبیسازی جامعه گرفته تا طرح بحثهای تجزیهطلبانه. در این وضعیت، حفظ وحدت ملی و توجه به منافع بلندمدت کشور اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، میراث فرهنگی و تاریخی یکی از مهمترین عناصر هویت ملی است. حفاظت از این میراث، صرفا یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه به نوعی دفاع از هویت و تاریخ کشور محسوب میشود. بنابراین، هم نهادهای رسمی و هم مردم باید در حد توان خود برای حفظ این میراث و جلوگیری از آسیب به آن تلاش کنند».
این پژوهشگر میراث فرهنگی گفت: «در شرایط فعلی مراقبت از ایران از هر کار دیگری واجبتر است. هر چیزی که موجودیت ایران را بخواهد به مخاطره بیندازد باید در برابرش ایستادگی کرد. یکی از مصادیق آن هم همین بحث «تجزیهطلبی» است. تمامیت ارضی ایران یک پیکره واحد است و باید از آن مراقبت کرد. نکته دیگری که وجود دارد این است که ایران اصولا سرزمین «بیقراری» است؛ یعنی سرزمینی که در طول تاریخ خود بارها با حوادث و بحرانهای مختلف روبهرو شده است. اما ایرانیها به لحاظ فرهنگی توانایی این را داشتهاند که این بیقراریها را تدبیر کنند، بهگونهای که در نهایت حاصل آن «قرار در دل بیقراری» باشد. ایران بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. در طول تاریخ از این حوادث کم نداشتهایم و هر بار توانستهایم بر آنها فائق بیاییم. این هم یکی از همان حوادث است که به طور طبیعی باید از آن عبور کرد».
بهشتی معتقد است :«اساسا موضوع تجزیه در ایران خیلی جدی نیست و دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. یکی از دلایل این است که تنوع فرهنگی در ایران یک تنوع «اندامواره» است؛ یعنی اجزایی جدا از هم نیستند؛ مثل یک بدن که پیکرهای واحد دارد اما اندامهای مختلف در آن وجود دارد. در بزنگاههای مختلف هرکدام از این اندامها نقش خاص خود را ایفا میکنند. نکته دیگر این است که تنوع فرهنگی در ایران، منشأ درونسرزمینی دارد. بنابراین ریشه همه این فرهنگها در درون همین جغرافیا قرار دارد. نکته سوم اینکه تنوع فرهنگی در ایران اساسا همگراست. برای مثال اگر بخواهید از یک میوهفروش خرید کنید، آیا برایتان مهم است که او آذری است، کُرد است یا اهل گلپایگان؟ در بسیاری از کشورهایی که تنوع فرهنگی دارند، چنین حساسیتهایی وجود دارد. مثلا ممکن است در شهری مانند اربیل (در عراق) اگر یک عرب اهل بصره مغازهای باز کند، کسی از او خرید نکند اما در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد و این نشان میدهد که تنوع فرهنگی در ایران ماهیتی همگرا دارد. البته گاهی شیطنتهایی صورت میگیرد».
او گفت: «در نهایت باید توجه داشت که ایران یک پیکره واحد است. اگر کسی صحبت از تجزیه آن کند، در واقع مانند این است که بخواهد عضوی از بدن را جدا کند. به همین دلیل چنین سخنی نشانه خیانت تلقی میشود، زیرا با تمامیت یک پیکره زنده و واحد سروکار دارد». رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی همچنین گفت: «مردم پیش از هر چیز باید خودشان را حفظ کنند، اما اگر تهدیداتی ناشی از ناامنی پیش آمد، مردم میتوانند نقش مهمی داشته باشند. در واقع این اتفاق حتی در زمان انقلاب هم افتاد. در روزهایی که کشور شرایط کاملا باثباتی نداشت، این مردم بودند که از آثار تاریخی مراقبت کردند. برای مثال «موزه ملی» ایران تقریبا خسارت جدی ندید، چون مردم از آن مراقبت کردند یا «کاخ گلستان» هم در ایام انقلاب تقریبا بدون خسارت باقی ماند. اینها نشان میدهد اگر شرایطی پیش بیاید که در تأمین امنیت ضعفهایی ایجاد شود، مردم میتوانند فعالانه وارد شوند و از این میراث مراقبت کنند».