ایران غزه نیست
سخنرانی یکی از نویسندگان و فعالان مدنی شناختهشده هند «آرونداتی روی» طی چند روز گذشته بازتابی گسترده در شبکههای اجتماعی شده است. او که برای رونمایی از کتاب جدیدش در «دهلی نو» نشستی داشته است، پیش از پایان مراسم دقایقی نیز درباره حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و جنگ جدید در خاورمیانه، نقش آمریکا و نقش کشور هند سخن گفته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سخنرانی یکی از نویسندگان و فعالان مدنی شناختهشده هند «آرونداتی روی» طی چند روز گذشته بازتابی گسترده در شبکههای اجتماعی شده است. او که برای رونمایی از کتاب جدیدش در «دهلی نو» نشستی داشته است، پیش از پایان مراسم دقایقی نیز درباره حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و جنگ جدید در خاورمیانه، نقش آمریکا و نقش کشور هند سخن گفته است. آرونداتی متن آن سخنان را بهطور اختصاصی در اختیار سایتی قرار داده است که به بخشهایی از آن در ادامه اشاره میشود. «آرونداتی روی» این بخش از سخنانش را چنین شروع کرده است: «میدانم که اینجا گرد هم آمدهایم تا درباره کتاب صحبت کنیم. اما چگونه میتوانیم روز را بدون سخنگفتن از آن شهرهای زیبا – تهران، اصفهان – که اکنون در آتش میسوزند، به پایان ببریم؟ میخواهم از این فرصت استفاده کنم و درباره حمله بیدلیل و غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران چیزی بگویم». او ادامه داد: «این حمله در واقع ادامه همان نسلکشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. همان نسلکشان قدیمی، با همان دفترچه راهنمای همیشگی: کشتن زنان و کودکان، بمباران بیمارستانها، بمباران گسترده شهرها و سپس بازیکردن در نقش قربانی. اما ایران، غزه نیست. صحنه این جنگ تازه میتواند گسترش یابد و سراسر جهان را دربر بگیرد. ما در آستانه یک فاجعه هستهای و فروپاشی اقتصادی ایستادهایم. همان کشوری که هیروشیما و ناگازاکی را بمباران کرد، اکنون ممکن است آماده باشد تا یکی از کهنترین تمدنهای جهان را نیز بمباران کند». این نویسنده تأکید کرد: «اما همینجا میخواهم بهسادگی بگویم: من در کنار ایران ایستادهام. بدون هیچ ابهامی. اگر رژیمهایی نیاز به تغییر دارند – چه در آمریکا، چه در اسرائیل، و چه در کشور خود ما – باید به دست مردم تغییر کنند، نه به دست یک قدرت امپریالیستی، دروغگو، متقلب، طماع، غارتگر منابع و بمبارانکننده، و متحدانش که میکوشند جهان را با زور به تسلیم وادارند. ایران در برابر آنان ایستاده است، در حالی که هند عقبنشینی کرده و میترسد. من از اینکه دولت ما چنین رفتار کرده است شرمندهام». این نویسنده در توصیف کشورش گفت: «زمانی ما کشوری فقیر با مردمی بسیار فقیر بودیم، اما غرور داشتیم. عزت داشتیم. امروز کشوری ثروتمند داریم با مردمی بسیار فقیر و بیکار که به جای غذای واقعی، با رژیمی از نفرت، سم و دروغ تغذیه میشوند. ما غرورمان را از دست دادهایم. عزتمان را از دست دادهایم. شجاعتمان را از دست دادهایم؛ بهجز در فیلمهایمان! ما چه مردمی هستیم که دولت منتخبمان نمیتواند در برابر آمریکا بایستد و آن را محکوم کند وقتی رؤسای دولتهای دیگر کشورها را میرباید و ترور میکند؟». «آرونداتی روی» نویسنده هندی پرسید: «آیا دوست داریم چنین کاری با ما انجام شود؟ اینکه نخستوزیر ما فقط چند روز پیش از حمله به ایران، به اسرائیل سفر کند و بنیامین نتانیاهو را در آغوش بگیرد، این چه معنایی دارد؟ اینکه دولت ما درست چند روز پیش از آنکه دیوان عالی آمریکا تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، یک قرارداد تجاری تحقیرآمیز با آمریکا امضا کند که عملا کشاورزان و صنعت نساجی ما را قربانی میکند، این چه معنایی دارد؟ اینکه اکنون به ما «اجازه» داده شود از روسیه نفت بخریم ، این چه معنایی دارد؟ دیگر برای چه چیزهایی باید اجازه بگیریم؟ برای رفتن به دستشویی؟ برای یک روز مرخصیگرفتن از کار؟ برای دیدن مادرانمان؟ هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، ما را علنا مسخره و تحقیر میکنند و نخستوزیر ما با آن خنده مشهور و توخالیاش فقط میخندد و همچنان در آغوششان میرود». او در بخش دیگر از سخنانش به سیاستهای هند در برابر اسرائیل اعتراض کرد و گفت: «در اوج نسلکشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جای کارگران فلسطینی اخراجشده را بگیرند. اکنون گزارش شده است درحالیکه اسرائیلیها به پناهگاهها میروند، آن کارگران هندی اجازه ورود به این پناهگاهها را ندارند. این همه چه معنایی دارد؟ چه کسی ما را به این جایگاه تحقیرآمیز، شرمآور و نفرتانگیز در جهان کشانده است». او خطاب به حاضران گفت: «بعضی از شما به یاد دارید که زمانی درباره اصطلاح پرطمطراق کمونیستهای چینی، یعنی «سگ دستآموز امپریالیسم» شوخی میکردیم. اما اکنون باید بگویم که این اصطلاح کاملا برازنده ماست. البته بهجز در فیلمهای خودمان، جایی که قهرمانان سلولوئیدی ما با غرور قدم میزنند و جنگهای خیالی یکی پس از دیگری را میبرند؛ قهرمانانی بیش از حد عضلانی، که با خشونت بیدلیل و ذهنهای توخالیشان، عطش سیریناپذیر ما برای خون را تغذیه میکنند».