|

تاریخ زیر آتش

جنگ‌ها معمولا با ویرانی شهرها شناخته می‌شوند؛ با ساختمان‌های فروریخته، جاده‌های ازهم‌گسسته و زیرساخت‌هایی که از کار افتاده‌اند. اما در دل این ویرانی‌های آشکار، نوع دیگری از خسارت نیز رخ می‌دهد که کمتر دیده و گاه دیرتر فهمیده می‌شود: آسیب به حافظه تاریخی ملت‌ها.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سعید خادمی: جنگ‌ها معمولا با ویرانی شهرها شناخته می‌شوند؛ با ساختمان‌های فروریخته، جاده‌های ازهم‌گسسته و زیرساخت‌هایی که از کار افتاده‌اند. اما در دل این ویرانی‌های آشکار، نوع دیگری از خسارت نیز رخ می‌دهد که کمتر دیده و گاه دیرتر فهمیده می‌شود: آسیب به حافظه تاریخی ملت‌ها. در روزهای اخیر گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد دامنه خسارت‌ها فقط به زیرساخت‌های شهری محدود نمانده و به برخی از مهم‌ترین فضاهای تاریخی ایران نیز رسیده است. در اصفهان، نشانه‌هایی از آسیب در بخشی از مجموعه دولتخانه صفوی گزارش شده است؛ مجموعه‌ای تاریخی که بناهایی چون عمارت رکیب‌خانه، تالار اشرف و کاخ‌موزه چهل‌ستون را در بر می‌گیرد. این فضاها در قلب بافت تاریخی اصفهان قرار دارند و در مجاورت میدان نقش جهان واقع شده‌اند؛ میدانی که از شاخص‌ترین آثار ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در غرب ایران نیز گزارش‌هایی از آسیب به محوطه تاریخی قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد منتشر شده است؛ دژی با پیشینه‌ای که به دوره ساسانی بازمی‌گردد و یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های معماری نظامی در فلات ایران محسوب می‌شود. این قلعه قرن‌ها بر فراز شهر ایستاده و به نمادی از تاریخ و هویت منطقه تبدیل شده است. هرچند ارزیابی دقیق میزان خسارت‌ها نیازمند بررسی‌های تخصصی و مستند است، اما همین نشانه‌های اولیه برای برانگیختن نگرانی جدی در میان کارشناسان میراث فرهنگی کافی بوده است. تجربه‌های جهانی نشان داده‌اند آسیب به آثار تاریخی در شرایط درگیری‌های نظامی، اگر به‌موقع شناسایی و مهار نشود، می‌تواند پیامدهایی جبران‌ناپذیر به همراه داشته باشد. میراث فرهنگی فقط مجموعه‌ای از بناهای کهن نیست؛ این آثار در واقع لایه‌های مادی حافظه جمعی ملت‌ها هستند؛ نشانه‌هایی از مسیرهای تاریخی، تبادل فرهنگی و تجربه‌های مشترکی که طی قرن‌ها شکل گرفته‌اند. هنگامی که چنین آثاری آسیب می‌بینند، آنچه از میان می‌رود فقط سنگ و آجر نیست، بلکه بخشی از روایت تاریخی یک جامعه از خود نیز از دست می‌رود. جامعه جهانی در دهه‌های گذشته بارها با چنین تجربه‌هایی مواجه شده است. تخریب معابد پالمیرا در سوریه، نابودی مجسمه‌های بودای بامیان در افغانستان و آسیب‌های گسترده به بافت تاریخی موصل نمونه‌هایی هستند که نشان دادند میراث فرهنگی در دوران جنگ تا چه اندازه آسیب‌پذیر است. هریک از این رخدادها بعدها نه‌تنها به‌ عنوان خسارتی ملی، بلکه به‌ عنوان ضایعه‌ای برای میراث مشترک بشریت شناخته شد.

به همین دلیل نیز طی دهه‌های گذشته مجموعه‌ای از قواعد و کنوانسیون‌های بین‌المللی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه شکل گرفته است. کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ، کنوانسیون میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۷۲ و نیز قطع‌نامه ۲۳۴۷ شورای امنیت سازمان ملل همگی بر یک اصل مشترک تأکید دارند: میراث فرهنگی، فارغ از مرزهای جغرافیایی، بخشی از میراث مشترک بشریت است و حفاظت از آن مسئولیتی جهانی محسوب می‌شود.

بر اساس این چارچوب‌ها، دولت‌ها و طرف‌های درگیر در مخاصمات نظامی موظف‌اند از واردآمدن آسیب به بناها و محوطه‌های فرهنگی جلوگیری کنند و در صورت وقوع خسارت، زمینه بررسی و حفاظت از آنها را فراهم کنند. تجربه‌های سال‌های اخیر نیز نشان داده است جامعه بین‌المللی نسبت به چنین مواردی بی‌تفاوت نمانده. در سال ۲۰۱۶، دیوان کیفری بین‌المللی برای نخستین‌بار تخریب عمدی میراث فرهنگی در شهر تیمبوکتو در مالی را به‌ عنوان جنایت جنگی مورد پیگرد قرار داد؛ رخدادی که نشان داد آسیب به میراث فرهنگی می‌تواند پیامدهای حقوقی جدی در سطح جهانی داشته باشد. در چنین زمینه‌ای، گزارش‌های مربوط به آسیب‌دیدن فضاهای تاریخی در ایران فقط یک موضوع محلی یا ملی نیست؛ این رخدادها به‌طور طبیعی توجه جامعه بین‌المللی و نهادهای تخصصی حوزه میراث فرهنگی را نیز برمی‌انگیزد. سازمان‌هایی چون یونسکو، ایکوموس و سایر نهادهای مرتبط طی سال‌های گذشته نقش مهمی در مستندسازی و حفاظت از آثار تاریخی در مناطق بحران‌زده ایفا کرده‌اند. در بسیاری از موارد، مداخله سریع کارشناسان بین‌المللی توانسته از گسترش آسیب‌ها جلوگیری کند و زمینه مرمت و احیای آثار تاریخی را فراهم آورد. تجربه شهرهایی مانند دوبروونیک در کرواسی یا موصل در عراق نشان می‌دهد همکاری میان دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و متخصصان میراث فرهنگی می‌تواند حتی پس از شدیدترین آسیب‌ها نیز مسیر بازسازی را هموار کند.

آنچه امروز اهمیت دارد، پیش از هر چیز توجه به این واقعیت است که میراث فرهنگی در شرایط جنگی به‌شدت آسیب‌پذیر است. بناهای تاریخی برای مقاومت در برابر انفجارها و فشارهای ناشی از درگیری‌های نظامی ساخته نشده‌اند. بسیاری از این آثار قرن‌ها پیش و در شرایطی کاملا متفاوت شکل گرفته‌اند و کوچک‌ترین لرزش‌های شدید نیز می‌تواند به سازه‌های آنها آسیب وارد کند.

به همین دلیل، حفاظت از این آثار فقط به دوران پس از پایان جنگ محدود نمی‌شود، بلکه باید هم‌زمان با بحران نیز مورد توجه قرار گیرد. ثبت دقیق آسیب‌ها، مستندسازی وضعیت بناها و جلب توجه نهادهای تخصصی جهانی می‌تواند نخستین گام در این مسیر باشد.

آنچه در معرض خطر قرار دارد صرفا چند بنای تاریخی نیست؛ مسئله، حفظ بخشی از حافظه تاریخی جهان است؛ حافظه‌ای که از دل تمدن‌های مختلف شکل گرفته و طی قرن‌ها به میراث مشترک بشریت تبدیل شده است. هر بار که بخشی از این میراث آسیب می‌بیند، نه‌تنها یک ملت، بلکه کل جامعه انسانی چیزی از گذشته مشترک خود را از دست می‌دهد. جنگ‌ها دیر یا زود پایان می‌یابند، شهرها بازسازی می‌شوند و زیرساخت‌ها دوباره شکل می‌گیرند، اما اگر میراث تاریخی از میان برود، بازگرداندن آن به‌سادگی ممکن نیست. به همین دلیل، حفاظت از تاریخ در زمان جنگ نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت جهانی در قبال فرهنگ و تمدن انسانی است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.