|

اساطیر و سپهر اندیشه ایرانی

«اساطیر ایران» عنوان کتابی است از عباس مخبر که در ده فصل و یک پیوست با این عناوین نوشته شده است: «هندوایرانی‌ها»، «مبانی دین زرتشت در گاهان»، «دین زردشتی در اوستای نو»، «اسطوره آفرینش زردشتی»، «اهوره‌مزدا/ انگره‌مینو»، «کیش مهر و میترائیسم»، «مانویت»، «زروان: خداوندگار چیره بر زمان»، «اسطوره‌های ایرانی در شاهنامه»، «بینش اسطوره‌ای شاهنامه» و در نهایت پیوست اثر با عنوان «تقدیرگرایی در بینش بزرگان ادب فارسی» که به خیام، حافظ و سعدی اختصاص دارد.

اساطیر و سپهر اندیشه ایرانی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: «اساطیر ایران» عنوان کتابی است از عباس مخبر که در ده فصل و یک پیوست با این عناوین نوشته شده است: «هندوایرانی‌ها»، «مبانی دین زرتشت در گاهان»، «دین زردشتی در اوستای نو»، «اسطوره آفرینش زردشتی»، «اهوره‌مزدا/ انگره‌مینو»، «کیش مهر و میترائیسم»، «مانویت»، «زروان: خداوندگار چیره بر زمان»، «اسطوره‌های ایرانی در شاهنامه»، «بینش اسطوره‌ای شاهنامه» و در نهایت پیوست اثر با عنوان «تقدیرگرایی در بینش بزرگان ادب فارسی» که به خیام، حافظ و سعدی اختصاص دارد.

عباس مخبر در پیشگفتار این کتاب که در نشر مرکز منتشر شده، به دشواری‌های نوشتن درباره اساطیر ایرانی اشاره کرده و یکی از این دشواری‌ها را جغرافیا و تاریخ ایران دانسته است. ایران از نظر جغرافیایی، نوعی چهارراه گذر اقوام و ملت‌های گوناگون بوده است. عواملی همچون آمد و رفت، جنگ و اشغال، مهاجرت و دادوستد اقتصادی و فرهنگی گسترده در طول تاریخ سبب شکل‌گیری یک «فرهنگ تلفیقی» شده که گشودن و مشخص‌کردن سهم هر یک از آنها کاری پیچیده و دشوار است. مخبر توضیح داده که در پهنه اسطوره‌های ایرانی، مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و دیدگاه‌های اسطوره‌ای مشترک هندواروپایی و مخصوصا هندوایرانی وجود دارد. اما هر دو شاخه‌ای که روانه هند و ایران می‌شوند، به مقصد که می‌رسند تحولاتی را از سر می‌گذرانند. او همچنین می‌گوید استخوان‌بندی اساطیر ایرانی را دو مجموعه یا نظام اساطیر هندوایرانی و نظام اساطیر زردشتی تشکیل می‌دهند: «درمورد اساطیر هندوایرانی با توجه به مطالبی که در وداها، گزارش‌های مورخان یونانی، کتیبه‌ها، و آنچه در آثار زردشتی (اوستا و ادبیات پهلوی) بر جای مانده است تا حدود زیادی می‌توانیم پانتئون خدایان و خویشکاری آنها را ترسیم کنیم، و بنیادهای نگرش این اقوام به جهان را دریابیم». مخبر می‌گوید بیشتر مشکلاتی که با آن مواجه می‌شویم، از زمان زردشت به بعد است. این مشکلات از زمان و مکان ولادت زردشت آغاز می‌شود و به عرصه اندیشه‌ها و منویات شخص او و سپس دین زردشتی پس از او کشیده می‌شود. صرف‌نظر از مناقشاتی که در مورد شخص زردشت و زمان و زمانه او وجود دارد، هنوز پرسش‌هایی از قبیل یکتاپرستی، ثنویت‌ یا ایزدان‌پرستی کیش زردشت در گاهان به نتیجه قطعی نرسیده‌اند. دیدگاه زردشت نسبت به قربانی‌کردن حیوانات، نوشیدن عصاره هوم و برخورد با خدایان کهن ایرانی، با آنچه بعدها در اوستا آمده است تعارض‌هایی دارد که تنها با قدری تسامح و تکیه بر سنت دین زردشتی می‌توان آنها را به‌گونه‌ای نارضایتمندانه رفع و رجوع کرد. مسئله دیگری که مخبر درباره پژوهش درباره اساطیر ایران به آن اشاره کرده، نبود و کمبود منابع دست اول در این زمینه است. کتاب می‌گوید مشخص نیست تمدن ایران به رغم دستاوردهای شکوهمندش در عرصه‌های گوناگون، چرا رغبت چندانی به ثبت و ضبط آنها نداشته است. گویا در فرهنگ ایرانی گفتار یا سخن همواره جایگاهی ارجمندتر از متن مکتوب داشته است.

او در پیشگفتار اثر تأکید کرده که در این کتاب هدف بلند‌پروازانه‌ای را دنبال نمی‌کند: «مانند دیگر کارهای من در این حوزه محصول درسگفتارهای اساطیر ایران در دوره‌های مختلف و به انجام رساندن کاری است که در پیشگفتار کتاب اساطیر خاورمیانه وعده کرده بودم. هدف، آشناکردن علاقه‌مندان به اسطوره‌های ایرانی با این گنجینه بی‌مانند خاطره ملی است، و سعی کرده‌ام روایت‌ها و شخصیت‌های اصلی و بینش اسطوره‌ای ایرانی را به ساده‌ترین زبانی که می‌توانم شرح دهم. صرف‌نظر از این هدف کلی، دو پرسشی که در این سال‌ها ذهنم را به خود مشغول کرده یکی اهریمن و جایگاه او در اسطوره‌های ایرانی، و دیگری جایگاه زروان و زروانی‌گری در سپهر اندیشه ایرانی و تأثیر آن بر ادبیات ایران است». «اساطیر ایران» با تأکید بر این دو مقوله تدوین شده است.

مخبر پیش ‌از ‌این کتاب دیگری با عنوان «اساطیر یونان» در نشر مرکز منتشر کرده بود و در آنجا نیز کوشیده تا ضمن معرفی این اساطیر، گامی دیگر هم بردارد و با نگاهی تحلیلی به تبارشناسی خدایان و الهه‌ها و بن‌مایه‌های فلسفی، تقدیرگرایانه و روان‌کاوانه مندرج در آنها بپردازد. یکی از ویژگی‌های درخور‌ توجه این کتاب توجه به بخش‌های کمتر دیده‌شده اساطیر یونان و تأکید بر اهمیت و نقش الهه‌ها در جدال دیرپای میان نظام‌های مادرتبار و پدرسالار است. در کتاب «اساطیر یونان» به این نکته تأکید شده که اسطوره‌ها و افسانه‌های یونانی در زمره‌ غنی‌ترین و بارورترین مجموعه‌ داستان‌های فرهنگ غرب به‌ شمار می‌آیند و با وجود تنوع‌شان، چشم‌انداز مشترکی از زندگی را به نمایش می‌گذارند. یونانیان در اسطوره‌های خود، زندگی، جوانی، شادمانی و شادخواری را ستایش می‌کنند و از مرگ‌اندیشی بیزارند. «اساطیر یونان» شامل 12 بخش با این عناوین است: «چشم‌انداز اسطوره‌های یونان»، «اسطوره‌های آفرینش»، «خدایان و الهگان المپ»، «دیگر الهگان مهم یونانی»، «تبارشناسی خدایان و الهه‌های یونانی»، «عاشقانه‌های یونانی»، «ایلیاد: اسطوره‌ پدرسالار جنگ»، «اودیسه: اثری با دیدگاه مادرتبار»، «قهرمانان اسطوره‌ای یونان»، «کیش‌های رازآمیز یونانی»، «انه‌اید» و «تراژدی». کتاب همچنین مؤخره‌ای با نام «ویژگی‌های بارز اساطیر یونان» هم دارد که در آن ازجمله به این نکته اشاره شده که اسطوره‌های یونان فاقد کتاب مقدس هستند و از سوی شاعران و نمایش‌نامه‌نویسان ثبت‌ و ‌ضبط شده است. مخبر می‌گوید ویژگی ثبت‌کردن از سوی شاعران و نمایش‌نامه‌نویسان این است که روایت‌های متعددی به وجود می‌آید و امکان تحول روایت‌ها در طول زمان نیز وجود دارد. در بخشی از کتاب «اساطیر یونان» درباره مرگ آمده: «در دیدگاه رسمی یونانی و برای مردم عادی، زندگی پس از مرگ قلمرویی کدر و مبهم است که پرداختن به آن چندان ضرورتی ندارد. هومر درباره توهمات مربوط به سرنوشت جسم، پس از رفتن جان از بدن، حرفی برای گفتن ندارد و مرگ را صرفا وضعیتی ملال‌آور و زندگی را خطرناک، هیجان‌انگیز و شکوهمند توصیف می‌کند. از دیدگاه خدایانی که بر کیهان فرمان می‌رانند، همه جنگ و جدال انسان‌ها، مرگ قهرمانان و سقوط شهرها، دل‌مشغولی گذرایی است که به‌زودی فراموش خواهد شد، و بازیگران دیگری در رویدادهای مشابهی جای آنها را خواهند گرفت. به گفته‌ آشیل حتی در خانه‌ نیرومند مرگ هم چیزی که بر جای می‌ماند، یک روح یا شبح است، نه نَفَس واقعی زندگی. قهرمانان هومر برای زندگی پس از مرگ هیچ‌گونه پاداشی را انتظار نمی‌کشند. آنچه برای ازدست‌رفتگان اتفاق می‌افتد، صرفا ویران‌شدن جسم و نوعی تاریکی نفرت‌انگیز، در پی خاموشی زندگی است. به‌ندرت با این عبارت روبه‌رو می‌شویم که زندگی، بدن را به سوی مقصدی دیگر ترک کرده است. در آن موارد هم مقصد بهشت نیست، بلکه خانه هادس، خدای سرزمین مردگان، است. مرگ پایان کار است و هومر هیچ دیدگاه تسلی‌بخشی از زندگی در فراسوی گور به دست نمی‌دهد». 

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.