|

«تعبیر رؤیاهای یک روح‌بین»: جستاری از ایمانوئل کانت

قلمرو سایه‌ها

«تعبیر رؤیاهای یک روح‌بین» جستاری از ایمانوئل کانت است که آن را در سال 1766 به چاپ رساند، درست 15 سال قبل از آنکه «نقد عقل محض» را منتشر کند. انتشار این جستار دوستان کانت و همکاران دانشگاهی‌اش را شگفت‌زده کرد، زیرا این اثر نه‌فقط نقد ویرانگر دعاوی روح‌بینی و نهان‌بینی امانوئل سوئدنبورگ بود، بلکه هجو بی‌پروای هر گونه مابعدالطبیعه بود که از دید کانت فراورده هذیان‌گویی به شمار می‌آمد.

قلمرو سایه‌ها

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پارسا شهری: «تعبیر رؤیاهای یک روح‌بین» جستاری از ایمانوئل کانت است که آن را در سال 1766 به چاپ رساند، درست 15 سال قبل از آنکه «نقد عقل محض» را منتشر کند. انتشار این جستار دوستان کانت و همکاران دانشگاهی‌اش را شگفت‌زده کرد، زیرا این اثر نه‌فقط نقد ویرانگر دعاوی روح‌بینی و نهان‌بینی امانوئل سوئدنبورگ بود، بلکه هجو بی‌پروای هر گونه مابعدالطبیعه بود که از دید کانت فراورده هذیان‌گویی به شمار می‌آمد. درواقع «تعبیر رؤیاهای یک روح‌بین» نخستین گام‌های کانت در چرخش به سوی فلسفه انتقادی است. کتاب حاضر، علاوه بر ترجمه متن کانت، شامل خوانش مبسوط جستار رؤیاها است؛ بحثی در نسبت کانت با هیوم و سوئدنبورگ و درنهایت شرحی بر نسبت جستار «رؤیاها» با کتاب «نقد عقل محض» کانت. این کتاب در سه بخش عمده تدوین شده است: بخش اول کتاب جستار «تعبیر رؤیاهای یک روح‌بین» است. بخش دوم با عنوان «پیوست: خوانش رؤیاهای یک روح‌بین» پژوهشی دانشگاهی و فراگیر درباره رؤیاها است. سرانجام، بخش سوم و پایانی کتاب که پی‌نوشتی غیردانشگاهی است که بر ضرورت و اهمیت  «(باز)گشت به کانت» پای می‌فشارد و به نحوی موجز دلالت چنین (باز)گشتی را بیان می‌کند. در پیش‌درآمد کتاب آمده است: «قلمرو سایه [یا اشباح] بهشتِ نهان‌بینانِ خیالباف است. آنان در این‌جا سرزمینی بی حدومرز می‌یابند که می‌توانند به دلخواه خویش در آن ساخت‌وساز کنند... فیلسوفان نقشه اولیه را آماده می‌کنند، سپس نهان‌بینان دست به کار می‌شوند و بنا به عادت خویش آن را تغییر می‌دهند یا رد می‌کنند». کانت معتقد است «باورنکردن هیچ‌یک از چیزهای بسیاری که با رگه‌ای از نمود حقیقت بازگفته می‌شود، آن‌هم بی هیچ دلیلی، به همان اندازه پیش‌داوری احمقانه‌ای است که باورکردن هر چیزی که در شایعات رایج به گوش می‌رسد، آن‌هم بدون آزمون». با این همه کانت می‌گوید باید اعتراف کنم که بی‌اندازه مایلم وجود طبایع غیرمادی در جهان را تأیید کنم و نفس خودم را در طبقه این موجودات قرار دهم. اما در این صورت، اجتماعی که بین روح و جسم وجود دارد تا چه پایه اسرارآمیز است: و همزمان این درک‌ناپذیری، با فرض اینکه مفاهیمی که در مورد افعال بیرونی داریم از مفاهیمی نشئت می‌گیرند که در مورد ماده داریم، و نیز با فرض اینکه آن مفاهیم همواره در پیوند با شروط اعمال فشار یا واردآوردن ضربه هستند -شروطی که در این‌جا برآورده نمی‌شوند، تا چه پایه طبیعی هستند؟ زیرا، به هر رو، جوهر غیرمادی چگونه باید سر راه ماده شود تا ماده در حرکتش با روح تصادم کند؟ و اشیای جسمانی چگونه می‌توانند اثراتی را در موجودی دیگر ایجاد کنند متفاوت با آنها که از باب نفوذناپذیری مقاومتی در برابر آنها نشان نمی‌دهد یا به هیچ طریقی مانع نمی‌شود که آنها نیز همان فضایی را اشغال کنند که خودش در آن حاضر است؟ «به نظر می‌رسد که موجودی روحانی در ماده حاضر است و به عمیق‌ترین شکل با ماده ترکیب یافته است؛ و به نظر می‌رسد این موجود روحانی در نیروهایی که ذاتیِ عناصرند و عناصر به سبب آنها با یکدیگر مرتبطند اثری نمی‌گذارد؛ بلکه به نظر می‌رسد بر اصول درونی وضعیت آنها اثر می‌گذارد». در ادامه کانت پرسش‌های متعدد دیگری مطرح می‌کند که از نظر او فراتر از قوای فهم‌اند. با این حال می‌گوید آن اندازه به خودم مطمئنم که از هیچ هماوردی نهراسم، هر قدر هم که تمایل به ستیزه داشته باشم و بنابراین می‌توانم در این مورد از راه ابطال برهان را در برابر برهان به آزمون بگذارم، «زیرا در جمع دانش‌آموختگان این‌گونه آزمون‌گری درواقع هنر اثبات جهالت یکدیگر است».

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.