منافع و انگیزههای کنشگران منطقهای در منازعه ایران و آمریکا
ایران و آمریکا در آستانه جنگ یا توافق هستند. جنگ میتواند منجر به جنگ کوتاهمدت، جنگ فرسایشی، جنگ منطقهای یا جنگ ترکیبی شود. توافق نیز میتواند توافقی شکننده یا توافقی محکم باشد که زمینه را برای توافقات بعدی در موضوعات دیگر فراهم کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ایران و آمریکا در آستانه جنگ یا توافق هستند. جنگ میتواند منجر به جنگ کوتاهمدت، جنگ فرسایشی، جنگ منطقهای یا جنگ ترکیبی شود. توافق نیز میتواند توافقی شکننده یا توافقی محکم باشد که زمینه را برای توافقات بعدی در موضوعات دیگر فراهم کند. چه جنگ رخ دهد و چه توافق، بیتردید این رویداد سرریز منطقهای، بلکه جهانی خواهد داشت و منافع بسیاری از کشورهای منطقه و جهان را از خود متأثر خواهد کرد. در این معادله بازیگران اصلی، تصمیمگیران ایران و تصمیمگیران آمریکا هستند. در این میان اما کنشگران منطقهای نیز نقشآفرین هستند که نقش اصلی را ندارند اما متغیرهای شتابدهنده و یا بازدارنده محسوب میشوند. منافع و انگیزههای این کنشگران منطقهای، موضوع اصلی این یادداشت را تشکیل میدهد.
دیدبانی عرصه دیپلماسی منطقهای نشان میدهد ترکیه، عراق، عربستان، قطر، عمان و مصر، کنشگران صلح یا بازدارنده جنگ هستند و اسرائیل آشکار و برخی از زیرقدرتها در منطقه، به صورت پنهانی، کنشگران جنگ یا شتابدهندگان جنگ محسوب میشوند. منافع و انگیزههای هر یکی از این کنشگران چیست؟
1. ترکیه: با وجود آنکه ترکیه همواره در منازعات منطقهای، هنر و مهارت استفاده از فرصتهای منازعه را به همگان نشان داده است (نمونه جنگ ایران و عراق، حمله آمریکا به عراق و بالاخره جنگ سوریه)، اکنون مخالف حمله آمریکا به ایران است، چون تهدیدهای ناشی از این جنگ برای ترکیه بسیار بیشتر از فرصتهای احتمالی آن است. کدام تهدیدها؟ اول، تغییر توازن قدرت در منطقه به ضرر ترکیه است. در صورتی که ایران پس از جنگ احتمالی ضعیفتر شود، توازن قدرت در منطقه بیش از گذشته به نفع اسرائیل تغییر خواهد یافت و چنانچه در جنگ فرسایشی، ایران تابآوری خود را حفظ کند و آمریکا خواهان آتشبس شود، آنگاه توازن قدرت به سود ایران در منطقه تغییر خواهد کرد. دوم اینکه ترکیه اکنون در سیاست خارجی خود دو پرونده اساسی یعنی تثبیت نفوذ در سوریه جدید و نفوذ راهبردی در قفقاز (محوری ترکی-آذری) را دنبال میکند و آماده بازشدن پرونده جدیدی در همسایه شرقی خود، یعنی ایران نیست. سوم، ترکیه با ایران دارای پیوند ژئوپلتیک است و بیثباتی پس از جنگ در ایران، قابل تسری به ترکیه خواهد بود. سیل مهاجران ایرانی میتواند ترکیه را با مشکلات عدیده مواجه کند. چهارم مسئله کردی است.
2. عراق: دولت عراق نیز بهشدت از جنگ احتمالی در هراس است. اول اینکه دولت عراق دوران گذار از «دولت ضعیف» به «دولت مستقر» را طی میکند و وقوع جنگ در همسایگی میتواند به این روند آسیب وارد کند. دوم، فعالشدن گروههای نظامی طرفدار ایران و شیعیان علاقهمند به جمهوری اسلامی است که ممکن است وارد جنگ با نیروهای آمریکایی در عراق شوند. سوم، روند ادغام گروههای شبهنظامی جبهه مقاومت عراقی در نیروهای مسلح عراق با چالش مواجه میشود. چهارم، وابستگی امنیتی عراق به حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق است که جنگ احتمالی میتواند با حمله ایران به نیروهای آمریکایی در عراق باعث چالش امنیتی برای بغداد شود و بالاخره پنجم، تسری ناامنی از مرزهای ایران به عراق در صورت تضعیف حاکمیت مرکزی در ایران، زنگ خطر امنیتی برای دولت عراق خواهد بود.
3. عربستان: دولت عربستان با وجود آنکه ایران را رقیب سنتی خود در منطقه میبیند و طی یک دهه گذشته الگویی از «رقابت – تقابل» با ایران را تجربه کرده است، اما در این بحران خواهان جنگ نیست. اگرچه بر خلاف عراق و ترکیه، «ایرانِ ضعیف و محاصرهشده» را بر «ایران، بهمثابه یک قدرت منطقهای» ترجیح میدهد. اول آنکه عربستان از منطقهایشدن جنگ و حمله نظامی ایران به پایگاههای آمریکایی در عربستان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بهشدت واهمه دارد. دوم آنکه عربستان از فعالشدن انصارالله یمن که در دفاع از ایران وارد جنگ با آمریکا و شاید حمله به پایگاههای آمریکایی در عربستان شود، بهشدت دچار هراس است و نمیخواهد پرونده یمن پس از توافق 10 مارس 2023 مجددا گشوده شود. سوم، جنگ احتمالی میتواند ثبات خلیج فارس را دچار چالش اساسی کند و امنیت انرژی و سرمایهگذاری در خلیج فارس را با سکتهای عمیق مواجه کند. چهارم، تضعیف ایران در جنگ احتمالی قدرت اسرائیل را افزایش میدهد و پیروزی ایران، قدرت ایران را افزایش خواهد دارد که در هر دو صورت به ضرر عربستان خواهد شد. و بالاخره پنجم، تسری ناامنی از ایران با حاکمیت ضعیفشده به مرزهای جنوبی است که میتواند سالها خلیج فارس را با معضلهای به نام ایران ناامن مواجه کند.
4. قطر و عمان: تهدیدها و دغدغههای امنیتی که برای عربستان برشمردیم، عمدتا دغدغهها و تهدیداتی برای قطر و عمان نیز خواهند بود، با این تفاوت که عمان و بهویژه قطر از بیثباتی در منطقه، تسری جنگ به منطقه و صدور ناامنی از ایران به منطقه در فردای جنگ بیش از عربستان احساس خطر میکنند. تجربه قطر از جنگ 12روزه و حمله اسرائیل به قطر برای ترور سران حماس، مقامات قطری را نسبت به هر گونه جنگ جدید در منطقه بهشدت دچار هراس امنیتی کرده است؛ هراسی بیش از سران عمان، امارات، عربستان، بحرین و کویت.
5. مصر: دولت مصر نیز خواهان توافق و مخالف جنگ است اما به واسطه دوری جغرافیایی از ایران، دغدغههای کشورهای پیرامون ایران را ندارد. مصر در نهایت خود را در ائتلاف عربستانی تعریف و رویکرد خود به خلیج فارس را با عربستان تنظیم میکند. البته مصر نیز خواهان تضعیف ایران نیست، چون تضعیف ایران تقویت اسرائیل را در بر خواهد داشت و دولت مصر، اولا اسرائیل را تهدیدی موجودیتی برای خود میبیند و ثانیا قدرتیابی اسرائیل را به ضرر جهان اسلام میداند. در سوی دیگر، پیروزی ایران در جنگ احتمالی پیشرو را نیز تقویت مجدد جبهه مقاومت میداند که برای مصر باعث دردسر خواهند شد.
6. اسرائیل: رژیم صهیونیستی بدون تردید خواهان جنگ آمریکا و ایران است. چرا؟ اول آنکه ایران برای صهیونیستها تهدید موجودیتی است. آنها معتقدند پرونده ایران در دوره ترامپ باید برای همیشه با نابودی یا تضعیف شدید ایران بسته شود. دوم، تضعیف ایران، توازن قدرت را در منطقه به سود اسرائیل تغییر میدهد و آنها را در قبال ترکیه، عربستان و پاکستان در موضع برتر و هژمون قرار خواهد داد. سوم، در ادراک رژیم، ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده است و عدم اقدام در قبال ایران، موجب افزایش قدرت و پرستیژ و جایگاه ایران نزد مسلمانان منطقه خواهد شد. چهارم، جنگ علیه ایران و به زعم آنها شکست ایران در جنگ احتمالی پیشرو، قدرت چانهزنی رژیم صهیونیستی را در پروژه عادیسازی با اعراب افزایش خواهد داد، موضوع دو دولتی را تضعیف میکند و اسباب نابودی حزبالله لبنان و انصارالله یمن را نیز فراهم خواهد کرد. و بالاخره پنجم، انگیزههای درونی نتانیاهو و کابینه اوست که آنها را در قبال رقبای داخلی رژیم در موضع برتری قرار خواهد دارد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.