|

دلقک‌های سردرگم در تنگنا

سردرگم بودم. نمی‌دانستم چه بنویسم. سایت‌های خبری را باز کردم که ببینم امروز چی گیرم می‌آید. شب جمعه اعلام شده بود‌ اینترنت در حال بازگشایی است، ولی فعلا که سمت ما خبری نیست. البته دیشب به دستاورد بزرگی رسیدیم؛ موفق شدیم یکی از این اپلیکیشن‌های پخش فیلم را باز کنیم و فیلم گناهکاران را که بیشترین تعداد نامزدی در اسکار امسال دارد، ببینیم. با دیدن فیلم که در مورد وضعیت سیاهان جنوب آمریکا در 1930 بود، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتیم، اما هیچی نفهمیدیم.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

آیدین سیارسریع:  سردرگم بودم. نمی‌دانستم چه بنویسم. سایت‌های خبری را باز کردم که ببینم امروز چی گیرم می‌آید. شب جمعه اعلام شده بود‌ اینترنت در حال بازگشایی است، ولی فعلا که سمت ما خبری نیست. البته دیشب به دستاورد بزرگی رسیدیم؛ موفق شدیم یکی از این اپلیکیشن‌های پخش فیلم را باز کنیم و فیلم گناهکاران را که بیشترین تعداد نامزدی در اسکار امسال دارد، ببینیم. با دیدن فیلم که در مورد وضعیت سیاهان جنوب آمریکا در 1930 بود، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتیم، اما هیچی نفهمیدیم. یک‌سری می‌رقصیدند، یک‌سری زامبی می‌شدند، بعد سیرترشی می‌ریختند روی زامبی‌ها و آنها را از بین می‌بردند. برداشت اولیه ما این است که سیرترشی در رفع استثمار و تبعیض بسیار می‌تواند راهگشا باشد، ولی با این حال منتظریم فیلم، جوایز اسکار را درو کند تا بعد بیاییم در موردش مقاله بنویسیم و از مفاهیم پیچیده و لایه‌های مفهومی و تودرتوی آن رمزگشایی کنیم. با خواندن خبرها فهمیدیم اروپا هم مثل ما سردرگم است. آمریکا قفلی زده روی گرینلند و ول‌کن ماجرا نیست. در‌واقع ترامپ اروپا را مثل اینهایی که لب جاده می‌ایستند و روی مقوا می‌نویسند «یخ موجود است» می‌بیند. پیش خودش می‌گوید گرینلند چهار‌‌تا یخ است دیگر، می‌خریم، تمام می‌شود. فعلا که اروپا فاز دفاع از تمامیت ارضی برداشته، اما به نظر می‌رسد در انتها با یک «داداش بیا بردار ولی این رسمش نبود» سر و ته ماجرا هم بیاید. از گلگشت بیهوده در سایت‌های خبری خسته شدم. طی یک عملیات روانی پیچیده توانستم گوگل‌کروم را دچار سردرگمی کنم و ناگهان از اخبار ژئوپلیتیکی چرخیدم به سمت کالابرگ و سایت حمایت را باز کردم. دیدم با تیتر بزرگ روی صفحه نوشته «شما سرپرست خانوار نیستید! لطفا با کد‌ملی سرپرست خانوار وارد شوید‌». حتی آن موقعی که برای کار ساده‌ای مثل نصب لامپ آشپزخانه دست به دامن سرایدار شده بودم هم تا این حد سرپرستی خانوارم زیر سؤال نرفته بود. سردرگم‌تر شدم. این پیام چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ یعنی وزارت رفاه فهمیده درآمد همسرم بیشتر از من است؟ نکند ماجرای لامپ را فهمیده باشند؟ خیر سرم از اخبار ژئوپلیتیکی آمده بودم توی سایت کالابرگ که کمی آرام شوم ولی برعکس شده بود. نه در مورد ایران و جهان کاری از دستم بر‌می‌آمد، نه حتی سرپرست خانوار بودم. با وحشت، سایت حمایت را بستم و دوباره سایت‌های خبری را باز کردم. اوضاع بدتر شد. انگار کابوس می‌دیدیم. دیدم عباس عراقچی نامه‌ای نوشته که تیتر آن این است: «جهان از دلقک‌های سردرگم به ستوه آمده است‌». مقامات سیاسی دیگر مستقیما داشتند با من صحبت می‌کردند! وحشت‌زده صفحه را بستم. بعد که فهمیدم منظور عراقچی، زلنسکی بوده کمی آرام شدم. به امید اینکه شاید در مورد کالابرگ هم دچار سوءتفاهم شده باشم دوباره سایت حمایت را باز کردم. دیدم با فونت درشت بالای صفحه نوشته‌‌اند: «دلقک‌های سردرگمی که سرپرست خانوار نیستند تا 20 روز دیگر می‌توانند اعتراض خود را ثبت نمایند‌». می‌خواستم از هوش بروم اما چون مطلب روزنامه مانده بود، سعی کردم از هوش نروم. چه باید می‌نوشتم؟ سردرگم بودم.

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.