جراحی در اقتصاد؛ نوپدیدگی ظاهرشده در اجتماع
این روزها کشورمان تصمیمهای بزرگی در عرصه اقتصاد گرفته است. درباره این «جراحی» و ابعاد آن طبعا باید اقتصاددانها نظر بدهند اما جامعه با نگرانی در حال رصد اوضاع است. در این میان برخی اظهارنظرها توجهاتی را معطوف خود کرده است ازجمله اظهارنظر یکی از وزرا که گفته بود همه افزایش قیمتها با کالابرگ جبران میشود و عدد یک میلیون تومان کالابرگ که با تأکید رئیسجمهور انتخاب شد، بیشتر از افزایش قیمتی است که روی کالاها اعمال شده است. یک وزیر دیگر نیز حرف مشابهی زده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
این روزها کشورمان تصمیمهای بزرگی در عرصه اقتصاد گرفته است. درباره این «جراحی» و ابعاد آن طبعا باید اقتصاددانها نظر بدهند اما جامعه با نگرانی در حال رصد اوضاع است. در این میان برخی اظهارنظرها توجهاتی را معطوف خود کرده است ازجمله اظهارنظر یکی از وزرا که گفته بود همه افزایش قیمتها با کالابرگ جبران میشود و عدد یک میلیون تومان کالابرگ که با تأکید رئیسجمهور انتخاب شد، بیشتر از افزایش قیمتی است که روی کالاها اعمال شده است. یک وزیر دیگر نیز حرف مشابهی زده است. او با استناد به حداکثر مصرف سرانه روغن در ایران و بر حسب متوسط مصرف سایر اقلام اساسی، اظهار داشته که مجموع افزایش هزینههای یک خانوار بهطور میانگین کمتر از یک میلیون تومان و در حدود ۵۰۰ هزار تومان خواهد بود. با درنظرگرفتن این دو اظهارنظر خاص، لابد اکنون مردم عادی باید خوشحال باشند که یک چیزی هم مازاد بر افزایش قیمتها به جیبشان میرود. اما همه میدانند که مردم فقط با روغن و برنج و گوشت و پنیر و حبوبات (یا به تعبیری همان ۱۱ قلم کالای بهاصطلاح اساسی) زنده نیستند. ما در یک کشور قحطیزده زندگی نمیکنیم که فقط محتاج ۱۱ قلم کالا برای زندهماندن باشیم. طیف بسیار گوناگونی از انواع کالاها و خدمات وجود دارد که مستمرا مورد استفاده مردم است. بدیهی است هرکدام از عرضهکنندگان هزاران کالاها و خدمات نسبت به تعدیل و افزایش نرخ خدمات خود اقدام میکنند. دولت هرگز نمیتواند به همه این موارد نظارت کند یا آنها را وادار به کاهش نرخ کند. اتفاقا این اقدام دولت برای این بود که هرکسی به نرخ اصطلاحا تعادلی یا واقعی خدمات یا کالاهای خودش برسد. اما این وضعیت کنونی را چگونه میتوان فهم کرد؟ به نظر میرسد ما با نوعی «نوپدیدیِ ظهوریافته» مواجه هستیم که در علوم اجتماعی و فلسفی با واژه
(emergent) تعریف میشود. این واژه در لغت به همین معنای ظهور و بروز است. اما پدیدههایی از این دست، اشاره به موقعیتها و وضعیتهایی است که «کل»، چیزی بیش از «اجزا» است. این واژه به پدیدههایی اشاره میکند که در هیچیک از اجزای سازندهشان وجود ندارند، اما وقتی اجزا در کنار هم قرار میگیرند، ناگهان یک ویژگی تازه ظاهر میشود. مقامات کشور میگویند افزایش قیمت آن اقلام اساسی تحت شرایط بعد از تغییرات اخیر، کمتر از آن یک میلیون تومانی است که به مردم پرداخت میشود. اما بعید است که ندانند در شرایط حاضر، ما شاهد پدیدارشدن یک کیفیت جدید از دلِ همکاری و سازمانیافتگی اجزا هستیم. یک تعمیرکار ساده که خودش در معرض این تغییرات نرخهای کالاهای موردنیاز زندگیاش بوده، هرگز حاضر نیست با نرخهای قبلی کار کند. او حق دارد، چراکه معیشت او تحت تأثیر نرخهای جدید است. ما با پدیدهای مواجه هستیم که طی آن، مجموعهای از ویژگیها یا رفتارهایی در سطح کلان ظاهر شده که هیچیک از اجزای منفرد سیستم، آن را بهتنهایی دارا نیستند. این ویژگی یا رفتار، حاصل تعاملات میان اجزاست، نه ویژگی ذاتی اجزا. همه تولیدکنندهها یا ارائهدهندگان خدمات در کشور ما برای ادامه فعالیتهای خود، باید از هزاران کالا و خدمات دیگر بهره بگیرند (همان ویژگی سطح کلان). اما آن دو وزیر کابینه فقط همه چیز را در سطح ۱۱ کالا دیدهاند. یعنی تعامل میان اجزا را نادیده گرفته و منحصر به ویژگیهای ذاتی زیست انسانی شدهاند (یعنی گویی مردم کشور فقط قرار است با همان ۱۱ کالا زندگی کنند). جهان نوظهور ما صرفا جمعِ قطعات نیست؛ بلکه نحوه کنار هم قرارگرفتن قطعات، پدیدههایی خلق میکند که در هیچ جزء بهتنهایی نمیتوان آنها را دید. این نگاه در علوم اعصاب، فیزیک، زیستشناسی، روانشناسی، فلسفه و حتی هوش مصنوعی نقشی اساسی دارد. در علوم اجتماعی اساسا «کل» همیشه چیزی فراتر از مجموع «اجزا» است. وقتی به یک صورت، یک شکل یا یک تصویر نگاه میکنیم، چیزی را میبینیم که در تکتک خطوط، نقاط یا پیکسلها وجود ندارد.
این همان ادراک گِشتالتی است: یعنی مغز از مجموعه اجزای خام، یک کل منسجم و معنیدار و جدید میسازد. مردم در هر روز به صدها کالا و خدمت احتیاج دارند و هرکسی که آنها را تولید و عرضه میکند نیز به طور مشابه به کالاها و خدمات دیگر نیاز دارد و این چرخه بهواسطه همین وضعیت دچار بازتولید افزایشی قیمتها میشود. اجزای تصویر سادهاند. شاید به همین خاطر است که در اتاقهای سیاستگذاری اقدام به محاسبه کردهاند که مثلا افزایش قیمت آن کالاها حدود 700 هزار تومان است. اما «معنا»، پدیدهای برخاسته از سازمان است نه از تکتک اجزا. پدیدههایی که در وضعیت emergent هستند، ویژگیهای خاص دارند. مثلا غیرقابل تقلیل هستند (نمیتوان افزایش هزینههای زندگی را فقط در سطح مطالعه قیمت ۱۱ قلم کالا توضیح داد). همچنین پیشبینیناپذیر اما قابل تحلیل هستند (نمیتوان مشخص کرد چه زمانی منجر به افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات و موجهای تورمی میشود، اما میتوان قواعد و الگوهای آن را پس از ظهور آنالیز کرد). از سوی دیگر ویژگی دینامیک حلقهای دارند، یعنی محصول بازخوردهای تقویتی یا تضعیفی هستند که میان اجزا جریان دارد. به همین خاطر است که دولت امیدوار است از طریق تنظیمگری و نظارت بتواند بر این امواج بازخوردی و عملیاتی کنترل داشته باشد.
به هر حال همه باید امیدوار باشند که این اقدامات منجر به تضعیف و تحدید کیفیت زندگی مردم نشود. ایکاش دولت پایشهای دقیقی از تأثیرات این اقدام صورت دهد و با جامعه در میان بگذارد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.