|

بر همان عهد که بودیم برآنیم هنوز که پای ایران در میان است

با عهد ایران آمدیم. بعد از یک‌سال‌ونیم تلاش و خون دل خوردن و تنگناهای مالی، کنگره اول را برگزار کردیم. این مسیر سخت و طاقت‌فرسا ما را مثل یک زنجیره به هم پیوند داد. گویی خواهر و برادریم، همدل و همراه یکدیگر با دغدغه ایران. مراسم افتتاحیه حزب با این روزها که دوباره جامعه در میانه فضای اعتراضی زیست می‌کند، گره خورد و ما در زمانه ناامیدی و فضای غبارآلود پس از دفاع مقدس دوم، حضور رسمی حزب را در سیاست اعلام کردیم.

میترا جلوداری-عضو شورای مرکزی حزب عهد ایران:  با عهد ایران آمدیم. بعد از یک‌سال‌ونیم تلاش و خون دل خوردن و تنگناهای مالی، کنگره اول را برگزار کردیم. این مسیر سخت و طاقت‌فرسا ما را مثل یک زنجیره به هم پیوند داد. گویی خواهر و برادریم، همدل و همراه یکدیگر با دغدغه ایران. مراسم افتتاحیه حزب با این روزها که دوباره جامعه در میانه فضای اعتراضی زیست می‌کند، گره خورد و ما در زمانه ناامیدی و فضای غبارآلود پس از دفاع مقدس دوم، حضور رسمی حزب را در سیاست اعلام کردیم.

میهمانان و اعضای کنگره یکی پس از دیگری آمدند. عزم جدی و روح بزرگ اعضا که در فضای سرد سیاسی تصمیم به فعالیت حزبی و تشکیلاتی گرفتند و به دعوت ما لبیک گفتند، قوت قلب ما شد. حالا دیگر این خانواده بزرگ‌تر شد و همگان کنار هم به عهد ایران پیوستیم. استرس عجیبی داشتم و دلم می‌خواست همه چیز عالی باشد، همان طرح‌واره کمال‌گرایی ما دهه‌شصتی‌ها، بعد از مدت‌ها تمرین و ممارست برای رهایی از آن، سراغ دوست دیرین خود را گرفته بودم اما با گذشت زمان و عطر نرگس‌های بهبهان، آرام‌تر شدم و به خود گفتم دختر آرام باش، اوضاع خوب پیش رفته و جای نگرانی نیست. آخر ما نسل عجیبی بودیم. از تولد میان جنگ، بازی در کوچه و شوق آتاری و نوارکاست‌های یواشکی تا دوم خرداد در نوجوانی، انتخابات ۸۸، کرونا و دوباره جنگ و... . ما نسلی هستیم که بین آرزوهای بزرگ و واقعیت‌های کوچک بزرگ شدیم.

با این همه، هنوز ایستاده‌ایم؛ اما با نوعی پختگی تلخ که فقط از زیستنِ مداوم در تلاطم به دست می‌آید. مسیر سیاست برای من، مانند بسیاری دیگر، پر از پیچ‌های تند و شتاب‌های ناگهانی بود. مانند هر جوانی، از همان آغاز با احساسم به آن نزدیک شدم؛ کوچک‌ترین اتفاقات مرا به هیجان می‌آورد و رؤیاهایم در‌هم‌آمیخته با آنها رنگ می‌گرفت. اما زیستن در این عرصه به من آموخت که جهان سیاست، بیش از هر چیز، قلمرو منطق است؛ جایی که تحلیل بدون تفکر سیستمی، خطاست و جز با آن، گمراهی حتمی است.

آرمان‌گراییِ واقع‌نگرانه، تنها فرمول ممکن است.

باور آدمی در آستانه تغییر، همواره با درد همراه است.

آن رؤیاهای خام و آتشین جوانی چه می‌شوند؟

آنها یا باید بسوزند و خاکستر شوند، یا در بوته تجربه ذوب و به شکلی سخت‌تر و واقعی‌تر باززاده شوند.

وقتی به مرحله پذیرش می‌رسی، گویی عینکی تازه بر چشمانت نشسته است.

جهان همان جهان پیشین است، اما تو دیگر همان آدم سابق نیستی.

باورهای دیروز، یکی‌یکی به دست باد سپرده می‌شوند؛ نه با نفرت، که با نوعی آرامش تلخِ خداحافظی.

حالا که نگاهت صاف‌تر شده، می‌بینی آنچه باقی مانده، نه آرزوهای رنگارنگِ آغاز، که استخوان‌بندی محکم‌تر یک عزم است:

عزمی که دیگر نه از شور لحظه‌ای، که از درک سنگین واقعیت سرچشمه می‌گیرد. و در دل این سیستم پیچیده و منطقی، آنچه کنشگری را معنادار می‌کند، احساسات اصیل است: نوع‌دوستی، همدلی، مسئولیت و از همه قوی‌تر عشق به وطن. این عشق، انسان را دگرگون می‌کند؛ تحمل هر رنجی را ممکن می‌سازد و باور می‌آورد که اگر ایران نباشد، مرگ من رواست. نه از سر احساس زودگذر، بلکه از عمق هویتی که بدون این خاک، ناقص است. سیاست منطق را می‌خواهد، اما تنها این عشق است که به آن جان می‌دهد و انگیزه پایدار می‌بخشد. کنگره به خوبی پایان یافت و عکس‌های دسته‌جمعی گرفتیم. به خودم که آمدم متوجه شدم حال چه مسئولیت سنگینی را عهده‌دار شده‌ام و بعد از تحمل ناملایمات و قضاوت‌ها، تازه به اول راه جدید رسیده‌ایم. دست‌هایم سرد شد نه از ترس که از احساس مسئولیت.

با خود عهد بسته‌ام که با تمام وجود در این مسیر گام بردارم: حفظ منافع ملی، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی ایران، گشایش تدریجی اما پایدار، تقویت قدرت مدنی جامعه، و مهم‌تر از همه: رفع تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌هایی که عمیق‌ترین زخم‌های امروز ایران‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ما و همه کنشگران دلسوز این سرزمین، وظیفه‌ای سنگین بر دوش داریم: ایستادگی قاطع در برابر رؤیافروشی‌های بیگانگان و خیانتکاران و هم‌زمان ساختن ظرفیت‌های واقعی و ائتلاف‌های مسئله‌محور، تا چراغ راه توسعه، اصلاح حکمرانی و بهبود زندگی مردم باشیم. این نه انتخابی از سر شور جوانی است، بلکه تعهدی آگاهانه و پایدار در برابر بادهای مخالف، نه عقب‌نشینی که ایستادگی است نه با شعارهای توخالی که با کار دقیق،  صبورانه و جمعی.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.