وضعیت عبور از هرمز؛ عادی یا غیرعادی؟
بعد از اعمال محدودیتها بر عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز، بعضا سیاستمداران و نظامیان آمریکایی بارها ادعا میکنند فلان میزان نفت از تنگه عبور کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بعد از اعمال محدودیتها بر عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز، بعضا سیاستمداران و نظامیان آمریکایی بارها ادعا میکنند فلان میزان نفت از تنگه عبور کرده است.
در این راستا برخی رسانهها و تشکیلات مرتبط با آنها نیز به کمک برخاسته و آن آمار را تأیید کردهاند. جدیدترین مورد این است که والاستریت ژورنال گفته دادههای کپلر نشان میدهد میانگین یک هفتهای عبور نفت از تنگه هرمز به حدود 14.2 میلیون بشکه در روز رسیده که این میزان به سطح پایه قبل از جنگ نزدیک میشود. در برخی موارد نیز سخن از این است که میزان عبور نفت از تنگه به سطوح پیش از جنگ رسیده و چه بسا از آن سطح هم بیشتر شده است. در این مورد چه حکمی میتوان صادر کرد؟
در نگاه اول آمارهایی را که از جانب مراجع معتبر (مانند والاستریت ژورنال یا کپلر) منتشر میشوند، حسب سوابق آنها میتوان قرین به واقعیت دانست. اما قضیه این است که عبور نفت از تنگه هرمز به مقصد مشتریان خارجی صرفا یک عدد و رقم معمولی نیست. به عبارت دیگر، حتی اگر قبول کنیم اکنون نفت به میزان قبل از جنگ از تنگه عبور داده میشود، ولی میزان مذکور را نمیتوان به لحاظ ارزش اقتصادی و حتی حسابداری معادل با ارزش آن نفتی دانست که قبل از جنگ از همینجا عبور داده میشد.
اینکه مثلا مقادیر حجمی عبور نفت به 80 یا 90 درصد میزان سابق رسیده هرگز به این معنی نیست که شرایط به همین میزان به حالت عادی خود برگشته است. چنانکه طرف مقابل بارها بهصراحت اعلام کرده هرگونه عبور از طریق اسکورت جنگی و با ناوگان نظامی صورت گرفته است یا اینکه از اقداماتی نظیر خاموشکردن رادارها یا عبور از برخی مسیرهای خاص یا توسل به روش «کشتی به کشتی» و نظایر آن بهره گرفته میشود. ناگفته پیداست این اقدامات همگی هزینه هر واحد نفت (بشکه) را بالا برده و قیمت تمامشده فراورده را افزایش میدهد. وقتی طرف ایرانی بحث وضع عوارض بر کشتیها را در عبور از تنگه مطرح کرد، خیلیها با تمسخر با این ایده نگاه کردند. اما اکنون طرف آمریکایی با استفاده از ابزار نظامی عملا این ایده را به نفع خود به کار گرفته است. مشخصا این همه تشکیلات نظامی هنگام همراهی ناوگانهای تجاری اقدام به اخذ هزینه میکنند.
با توجه به جمیع جهات، به نظر میرسد آمارهایی که حاکی از افزایش روزبهروز نفت عبوری از تنگه منتشر میشوند همگی ذیل یک راهبرد کلی در قالب عادیسازی وضعیت اقتصاد انرژی تنگه بهضرر ایران تعریف شدهاند؛ حال آنکه چه بهلحاظ اقتصادی و چه از سایر جنبهها اساسا مسئله تنگه بههیچعنوان میل یا جهت خاصی در عادیسازی به نفع اقتصاد انرژی ندارد.
در این میان، رسانههای خارج از کشور گوی سبقت را در عادیسازی شرایط از یکدیگر ربودهاند. واقعیت آن است که رسانههای داخلی در شرایط کنونی نیز امکان ایجادسازی خبری ندارند. مهمترین دلیل این است که از چندین سال گذشته اساسا هرگونه آمار و ارقام مربوط به فروش و صادرات خارجی نفت و گاز در زمره دادههای محرمانه قرار داشته و اعلان عمومی نمیشده است.
به عبارت دیگر، عوامل رسانهای و روزنامهنگاران کشورمان (بهجز برخی عوامل منتسب به رسانهها و خبرگزاریهای خاص) هیچگونه دسترسی به این آمارها نداشتهاند و به همین خاطر اکنون که نیاز به جریانسازی رسانهای به نفع کشور و در تقابل با رسانههای معاند وجود دارد، عملا امکان شکستن سنت سابق نیز فراهم نیست؛ بنابراین اینجا نیز عرصه تکتازی معاندان شده است.
در مجموع میتوان چنین اظهار کرد که هرمز به وضع سابق برنگشته و قرار هم نیست برگردد. در این میان به نظر میرسد اعتماد به رسانهها و نیروهای هوادار کشور و ارائه برخی آمارها و مستندات و ارقام صنعت نفت کشور میتواند زمینه را برای بازپسگیری فضای رسانهای از دست بدخواهان و عوامل رسانهای آنها فراهم کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.