از صخرههای الموت تا تریبون یونسکو
برخی رویدادها اگرچه در ظاهر به ثبت یک اثر تاریخی یا برگزاری یک اجلاس بینالمللی محدود میشوند، در واقع بازتاب دگرگونیهای عمیقتر در نظام ادراک جهانی از ملتها هستند.
برخی رویدادها اگرچه در ظاهر به ثبت یک اثر تاریخی یا برگزاری یک اجلاس بینالمللی محدود میشوند، در واقع بازتاب دگرگونیهای عمیقتر در نظام ادراک جهانی از ملتها هستند. حضور ایران در چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره جنوبی نیز از همین جنس بود؛ حضوری که تجلی دیپلماسی تمدنی ایران در یکی از مهمترین عرصههای حکمرانی فرهنگی جهان به شمار میرفت.
جهان امروز در حال تجربه جابهجایی تدریجی کانونهای قدرت است. اگر در قرن گذشته، ژئوپلیتیک و موازنههای سخت، تعیینکننده مناسبات بینالمللی بودند، اکنون فرهنگ، هویت، حافظه تاریخی و قدرت نرم، به مؤلفههایی تعیینکننده در شکلدهی به نظم نوین جهانی تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند سرمایه تمدنی خود را به زبان همکاری، اعتمادسازی و گفتوگوی جهانی ترجمه کنند. ایران با پشتوانه یکی از کهنترین تمدنهای پیوسته جهان، از معدود کشورهایی است که این ظرفیت را به صورت طبیعی در اختیار دارد. سفر به بوسان برای ما تلاشی بود برای آنکه ایران از منظر جایگاه واقعی خود در تاریخ تمدن بشری دیده شود. یونسکو، حافظ حافظه مشترک انسانهاست و حضور در آن، به معنای مشارکت در گفتوگوی تمدنها بر محور میراث مشترک بشریت است. از همین رو، هر تصمیمی که در این نهاد اتخاذ میشود، حامل پیامی فرهنگی و تمدنی برای جامعه جهانی است. ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. آنچه در بوسان به تصویب رسید، به رسمیت شناختهشدن بخشی از حافظه تاریخی ایران و تثبیت سهم این سرزمین در شکلگیری تمدن جهانی بود. اینکه این پرونده پس از نزدیک به دو دهه تلاش مستمر علمی، پژوهشی و مدیریتی، بدون حتی یک رأی مخالف و با اجماع کامل اعضای کمیته میراث جهانی تصویب شد، خود گویای اعتبار علمی پرونده، اصالت ارزشهای فرهنگی آن و اعتماد جامعه جهانی به روایت تاریخی ایران است.
الموت، نمادی از نسبت هوشمندانه انسان، طبیعت، اندیشه و سازمان اجتماعی در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ ایران است. این مجموعه نشان میدهد چگونه یک جامعه توانسته است در دل جغرافیایی دشوار، نظامی پیچیده از معماری، مدیریت منابع، دفاع، زیست و فرهنگ را پدید آورد. از این منظر، جهانیشدن الموت، جهانیشدن بخشی از دانش تاریخی و تجربه تمدنی ایران است؛ دانشی که امروز نیز میتواند الهامبخش گفتوگوهای جهانی درباره حفاظت از میراث، توسعه پایدار و هویت فرهنگی باشد.
در حاشیه اجلاس، دیدارها و گفتوگوهای دوجانبه نیز بخشی از معماری آینده همکاریهای فرهنگی ایران در شرق آسیا را شکل داد. گفتوگو با وزیر فرهنگ، ورزش و گردشگری جمهوری کره، بر توسعه همکاریهای باستانشناسی، مرمت، آموزشهای دانشگاهی، پژوهشهای مشترک، تبادل استاد و دانشجو و برگزاری نمایشگاههای صنایع دستی متمرکز بود. آنچه در این مذاکرات اهمیت داشت، توافق بر سر انتقال دانش و شکلدهی به شبکهای پایدار از همکاریهای علمی بود؛ زیرا باور داریم دیپلماسی فرهنگی، زمانی پایدار خواهد ماند که بر تولید دانش و تعامل نخبگان استوار شود.
حضور در دانشگاه ملی میراث فرهنگی کره نیز تجربهای ارزشمند بود. این دانشگاه، نمونهای موفق از پیوند میان آموزش، پژوهش، فناوری و حفاظت از میراث فرهنگی است. گفتوگو با استادان و پژوهشگران این مجموعه، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که آینده حفاظت از میراث، بیش از هر زمان دیگر به همکاریهای فراملی، تبادل تجربه و همافزایی علمی وابسته است. از همین رو، توسعه روابط میان دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز علمی دو کشور را سرمایهگذاری برای آینده میراث فرهنگی میدانیم.
دیدار با مسئولان عالی آژانس میراث فرهنگی کره نیز حامل پیامی فراتر از همکاریهای اجرایی بود. ملت کره که خود تجربه تلخ نابودی بخش مهمی از میراث فرهنگی خویش را در جنگ پشت سر گذاشته است، امروز با درکی عمیق از ارزش حافظه تاریخی، به میراث ایران با احترام مینگرد. این نگاه، برای ما سرمایهای فرهنگی است که میتواند مبنای همکاریهای گستردهتر میان دو ملت قرار گیرد.
در حوزه گردشگری نیز بر این واقعیت تأکید کردیم که ظرفیت روابط ایران و کره، بسیار فراتر از وضع موجود است. تمدن ایران، تنوع فرهنگی، امنیت، جاذبههای طبیعی و تاریخی و ظرفیتهای کمنظیر گردشگری کشور، هنوز آنگونه که شایسته است در جامعه کره شناخته نشده است. از این رو، بر توسعه همکاری میان آژانسهای گردشگری، فعالسازی مسیرهای هوایی، تعامل میان بخش خصوصی، تبادل گروههای مرجع، دانشگاهیان، هنرمندان و اصحاب رسانه تأکید کردیم تا تصویر واقعی ایران، از مسیر تجربه مستقیم و گفتوگوی میان ملتها بازآفرینی شود. گردشگری، در جهان امروز، یکی از مؤثرترین ابزارهای بازسازی اعتماد، کاهش سوءبرداشتها و تعمیق شناخت متقابل ملتهاست. اما ثبت جهانی الموت، آغاز مسئولیتی بزرگتر نیز هست. ورود یک اثر به فهرست میراث جهانی، آغاز تعهدی سنگین برای حفاظت، مدیریت علمی، مشارکت جوامع محلی، توسعه پایدار و انتقال این میراث به نسلهای آینده است. مردم فرهنگدوست الموت و استان قزوین، امروز پاسداران بخشی از میراث مشترک بشریتاند و این مسئولیت، دولت، نهادهای تخصصی و جامعه محلی را بیش از گذشته در کنار یکدیگر قرار میدهد.
از سوی دیگر، آینده میراث فرهنگی ایران در گرو پیوندی هوشمندانه میان حفاظت و توسعه است. اگر میراث فقط موضوعی برای صیانت باشد، بخشی از ظرفیت خود را از دست خواهد داد؛ اما اگر با گردشگری مسئولانه، اقتصاد فرهنگی، مشارکت مردم و توسعه محلی پیوند بخورد، به موتور محرک رشد، اشتغال، هویت و سرمایه اجتماعی تبدیل خواهد شد. این همان رویکردی است که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با جدیت آن را دنبال میکند؛ رویکردی که در آن حفاظت از گذشته، زمینهساز ساختن آینده است. موفقیت پرونده الموت، ثمره بیش از 20 سال کوشش خستگیناپذیر پژوهشگران، باستانشناسان، مرمتگران، مدیران، کارشناسان و همه دلسوزانی است که با صبر، دانش و تعهد، این پرونده را به نقطه تصویب رساندند. این موفقیت بار دیگر نشان داد هرگاه سرمایه علمی، تجربه میدانی و مدیریت منسجم در کنار یکدیگر قرار گیرند، دستاوردهایی رقم خواهد خورد که نهتنها برای امروز، بلکه برای تاریخ این سرزمین ماندگار خواهد بود. بوسان برای ایران عرصهای بود که در آن بار دیگر آشکار شد اقتدار واقعی ملتها، پیش از آنکه در شاخصهای سخت قدرت تعریف شود، در عمق فرهنگ، اعتبار تاریخی و سرمایه تمدنی آنان ریشه دارد. جهان آینده بیش از هر زمان دیگر به ملتهایی نیاز دارد که بتوانند میان گذشته و آینده، میان هویت و نوآوری و میان حافظه تاریخی و توسعه پایدار، پلی استوار برقرار کنند.
پیام ایران از بوسان روشن بود؛ تمدن، ماندگارترین زبان گفتوگوی ملتهاست. آنچه در یونسکو به ثبت رسید، اعتبار روایتی بود که ایران هزاران سال است با فرهنگ، دانش، خلاقیت و گفتوگو در تاریخ بشریت نوشته و همچنان با همان زبان، آینده را نیز مخاطب قرار خواهد داد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.