پروژه ملی صیانت از زیرساختهای اقتصادی ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل
زیرساختهای اقتصادی شاهرگهای حیاتی جامعه هستند. نیروگاهها، پالایشگاهها، چاههای نفت و گاز، شبکههای انتقال انرژی، سدها، مراکز پتروشیمی و شبکههای حملونقل، ستونفقرات اقتصاد کشور را تشکیل میدهند. تخریب این زیرساختها به معنای خاموشی، کمبود سوخت، توقف تولید، فروپاشی زنجیره تأمین و در نهایت بحرانهای گسترده معیشتی است. پیامد چنین رخدادی، آسیبهایی جبرانناپذیر به نسلهای حاضر و آینده خواهد بود. صیانت از این داراییهای ملی، فارغ از هر گرایش سیاسی، وظیفهای همگانی است. حفظ زیرساختها به معنای حفظ توان زیستی و اقتصادی ایران فرداست.
ابراهیم دانشپژوه . پژوهشگر تاریخ و جامعهشناسی
زیرساختهای اقتصادی شاهرگهای حیاتی جامعه هستند. نیروگاهها، پالایشگاهها، چاههای نفت و گاز، شبکههای انتقال انرژی، سدها، مراکز پتروشیمی و شبکههای حملونقل، ستونفقرات اقتصاد کشور را تشکیل میدهند. تخریب این زیرساختها به معنای خاموشی، کمبود سوخت، توقف تولید، فروپاشی زنجیره تأمین و در نهایت بحرانهای گسترده معیشتی است. پیامد چنین رخدادی، آسیبهایی جبرانناپذیر به نسلهای حاضر و آینده خواهد بود. صیانت از این داراییهای ملی، فارغ از هر گرایش سیاسی، وظیفهای همگانی است. حفظ زیرساختها به معنای حفظ توان زیستی و اقتصادی ایران فرداست.
درسهای تاریخ: زنگ خطری برای امروز
تاریخ نشان داده است هرگاه ملتی هدف تهاجم قرار گرفته، نخست شاهرگهای حیاتی آن مورد حمله واقع شدهاند. تجربه افغانستان، عراق، لیبی و سوریه گواه این مدعاست. در این کشورها، تخریب زیرساختها نهتنها نظام حاکم، بلکه کلیت جامعه را با فروپاشی روبهرو کرد. لیبی که زمانی بالاترین شاخص توسعه انسانی را در آفریقا داشت، امروز به بازار بردهفروشی تبدیل شده است. عراق با آن همه ثروت نفتی، پس از گذشت 23 سال از سقوط صدام حسین هنوز در بحران آب و برق دستوپا میزند. حاکمیت سوریه را پس از 15 سال جنگ داخلی، جانباختن صدها هزار نفر و میلیونها آواره به جهادیهای احمد شرع واگذار کردند. اگر روشنفکران و دلسوزان این کشورها، مردم را نسبت به خطر نابودی زیرساختها آگاه میکردند، شاید امروز تصویر دیگری از آن سرزمینها میدیدیم.
تمایز حیاتی: زیرساختها ملیاند، نه حکومتی
یک تمایز اساسی باید همواره مورد توجه قرار گیرد: «زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی» داراییهای ملی هستند که حاصل تلاش نسلهای گذشته و حال ایراناند، در حالی که حکومتها دورههای موقتی از مدیریت کشور را بر عهده دارند. مجتمعهای عظیم نفت و گاز پارس جنوبی، شرکت نفت ستاره خلیج فارس، پالایشگاه آبادان، سدهای کرج و کارون، نیروگاههای برق، شبکه گازرسانی سراسری و صدها طرح بزرگ دیگر، متعلق به تمام مردم ایران و نسلهای آینده است. بنابراین صیانت از این اموال ملی، وظیفهای فراجناحی و فراگیر است که همه شهروندان، صرفنظر از دیدگاههای سیاسی، در آن مشترکهستند.
ضرورت اتحاد ملی: همبستگی برای حفاظت از داراییهای مشترک
در شرایط حساس کنونی، اتحاد ملی حول محور حفظ زیرساختهای اقتصادی یک ضرورت انکارناپذیر است. این اتحاد میتواند همه اقشار جامعه، از کارگر و کشاورز تا استاد دانشگاه و بازاری، از هنرمند و ورزشکار تا دانشآموز و خانهدار را در بر گیرد. پیام ما به جهان روشن است: زیرساختهای اقتصادی ایران خط قرمز مردم ایران است. هرگونه تعرض به این زیرساختها، تعرض به معیشت و امنیت ملی خواهد بود و پاسخ آن را ملت ایران خواهد داد. برای تبدیل این اندیشه به جنبشی فراگیر، سه راهبرد عملی پیشنهاد میشود:
۱. سپرهای مردمی: حضور مدنی و مسالمتآمیز در محوطه تأسیسات حیاتی
مؤثرترین راهبرد، حضور فیزیکی و مسالمتآمیز مردم در محوطه تأسیسات حیاتی کشور است. این حضور میتواند بهصورت شیفتی و با برنامهریزی مدنی انجام شود.
شیوه اجرا: شهروندان هر منطقه میتوانند با هماهنگی و برنامهریزی، در محوطه زیرساختهای حیاتی محل زندگی خود (نیروگاهها، پالایشگاهها، سدها، پلها، پتروشیمیها و...) بهصورت شیفتی تجمع کنند.
فعالیتهای همراه: این تجمعات میتواند با برنامههای فرهنگی، آموزشی، شاهنامهخوانی، اجرای موسیقی ملی و سخنرانیهای آگاهیبخش همراه باشد.
حمایت مالی: خیران، بازرگانان و فعالان اقتصادی میتوانند امکانات اولیه این تجمعات ازجمله تأمین خوراک و وسایل ایاب و ذهاب را بر عهده بگیرند.
ثبت اسامی: اسامی شرکتکنندگان بهطور روزانه در یک پلتفرم یکپارچه اینترنتی ثبت شود تا در آینده بهعنوان «حافظان زیرساختهای اقتصادی ایران» مورد تجلیل قرار گیرند.
نمونههای تاریخی الهامبخش
- دیوارهای انسانی یوگسلاوی (۱۹۹۹): در جریان بمباران ناتو، شهروندان غیرنظامی با تشکیل «دیوارهای انسانی» روی زیرساختهای حیاتی، ازجمله پلها و نیروگاهها، مقاومت مدنی کردند.
- سپرهای انسانی در کردستان سوریه (۲۰۲۳): کردهای سوریه برای محافظت از سد حیاتی «تشرین» در برابر حملات ترکیه، با حضور شیفتی غیرنظامیان روی سد، از تخریب آن جلوگیری کردند.
۲. اقدامات بینالمللی: دیپلماسی مردمی و اعتراضات مسالمتآمیز
فعالیتهای برونمرزی میتواند صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برساند.
شیوه اجرا: برگزاری تجمعات، راهپیماییها و تحصنهای مسالمتآمیز در پایتختهای کشورهای مختلف، در مقابل سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل و دادگاه لاهه، و در شهرهای مهم جهان.
هدف: آگاهیبخشیدن به افکار عمومی جهانی درباره اهمیت حفظ زیرساختهای ایران و پیامدهای انسانی تخریب آنها.
۳. تشکیل شورای هماهنگی ملی: ساماندهی جنبش
تشکیل «شورای هماهنگی ملی صیانت از زیرساختهای ایران» میتواند به ساماندهی و هدایت این جنبش کمک کند.
ترکیب شورا: این شورا میتواند از نمایندگان اقشار مختلف جامعه، نخبگان، فعالان مدنی و کارشناسان تشکیل شود.
وظایف: تدوین برنامههای عملی، هماهنگی بین اقدامات داخلی و خارجی، ایجاد پلتفرمهای ارتباطی و اطلاعرسانی و جلب مشارکت گسترده مردمی.
رهبری جمعی: این شورا نه یک رهبری متمرکز، بلکه هماهنگکننده انرژیهای پراکنده مردم در مسیری واحد خواهد بود.
فراخوان نهایی: امروز اقدام کنیم، فردا دیر است
شرایط کنونی نیازمند اقدام فوری و همگانی است. هر شهروند ایرانی میتواند سهمی در این جنبش ملی ایفا کند:
- با حضور مسالمتآمیز در محوطه و کنار زیرساختهای حیاتی منطقه خود
- با مشارکت در فعالیتهای آگاهیبخش در فضای مجازی و حقیقی
- با حمایت مالی و معنوی از برنامههای مدنی مرتبط
- با گفتوگو و اقناع دیگران درباره اهمیت این موضوع.
به یاد داشته باشیم که زیرساختهای اقتصادی، میراث مشترک همه ایرانیان است. حفاظت از آنها، دفاع از زندگی و آینده فرزندان این سرزمین است. بیایید با همبستگی و هوشیاری، «سپر انسانی» برای حفاظت از شاهرگهای اقتصاد ایران تشکیل دهیم.
«زیرساختها، خونبهای نسلها- حفاظت از آنها، وظیفه امروز ما»