|

این که دیگر مشکوک نیست

تا حالا اصطلاح «حرص‌درآوردن» را شنیده‌اید؟ می‌دانم که سؤال بیجایی پرسیدم، چون حرص‌درآوردن یکی از رفتارهایی است که از فرط تکرار، چه از طرف خودمان درباره دیگری یا دیگران یا از سوی دیگران در برابر خودمان، بخشی از آداب فرهنگی ماست و بسیار پرکاربرد.

تا حالا اصطلاح «حرص‌درآوردن» را شنیده‌اید؟ می‌دانم که سؤال بیجایی پرسیدم، چون حرص‌درآوردن یکی از رفتارهایی است که از فرط تکرار، چه از طرف خودمان درباره دیگری یا دیگران یا از سوی دیگران در برابر خودمان، بخشی از آداب فرهنگی ماست و بسیار پرکاربرد.

به نوعی انگار بخشی از بازی‌های روانی ما برای لذت‌بردن است، اینکه مدام به یاد دیگری بیاوریم یا دیگری به یاد ما بیاورد که فلان کار را با تو کردیم و تو هم هیچ‌ کاری در جواب آن نمی‌توانی بکنی. البته بسیار در نکوهش این نوع رفتار سخن گفته شده و اینکه چنین عملی، از آنجا که باعث تحقیر دیگری است، سبب‌ساز بروز و تعمیق کینه است و این کینه، روزی خود را نشان خواهد داد. البته قصدم دادن پیامی اخلاقی نیست که می‌دانم هر‌کسی که چنین می‌کند، نه کمتر از من، بلکه حداقل به اندازه خود من می‌تواند در نکوهش اخلاقی این رفتار سخن براند، ولی با وجود آگاهی از نادرستی رفتار، انجام آن که در بیان عامیانه‌ نامش را «حرص‌درآوردن و لجبازی» گذاشته‌اند، حتی راه افراط در پیش گرفته می‌شود. اما چرا چنین است؟

به گمانم به یک دلیل ساده که انجام آن یعنی‌ ما برتر از تو هستیم و نه‌تنها از تو برتریم، بلکه در مقابل برتری ما، تو ناتوان مطلقی و جز تمکین، کار دیگری نمی‌توانی بکنی. اما آیا واقعا آنکه حرصش را در‌می‌آوریم، ناتوان از انجام هر کاری است؟ واقعیت آن است که وقتی حرص کسی را در‌می‌آوریم، داریم توانایی خود و ناتوانی او را به رخش می‌کشیم و مدام یادآوری می‌کنیم که ما به انجام این کار تواناییم و تو ناتوان از هر عملی که مانع آن شود. و متوجه نیستیم که این رفتار باعث ایجاد خشم و کینه می‌شود و کینه، انرژی خاصی می‌سازد و در سینه آن که تحقیر شده، این انرژی انباشته می‌شود. موضوع دقیقا همین است؛ روزی که این خشم و کینه از سینه فوران کند. و عجیب اینکه قطعا این را می‌دانیم و باز ممکن است رفتاری انجام دهیم تا حرص بازندگان را در‌بیاورد، شاید فقط به خاطر لذتی که از به‌رخ‌کشیدن برتری خود می‌بریم. 

اما اگر چنین نباشد و قصدمان این برتری‌جویی نباشد، آن وقت منطقا برای چه، کاری می‌کنیم که سبب عصبانیت دیگران شود، آن‌هم زمانی که بارها تجربه کرده‌ایم که این عصبانیت چه شعله‌ها می‌کشد و چه چیزها که می‌سوزاند؟ در شروع به کار دولت سیزدهم، طرحی در مجلس شورای اسلامی کلید خورد که به لایحه صیانت معروف شد. این لایحه واکنش‌های بسیاری در جامعه ایجاد کرد و بازتاب‌ها و مقاومت جامعه در برابرش چنان بود که نهایتا با تمام پافشاری طراحانش راه به جایی نبرد و مسکوت ماند. پس از آن، در دولت چهاردهم، این بار در قالب یک طرح که دولت پزشکیان پیگیر آن بود، دوباره ماجرای صیانت زنده شد و باز واکنش اجتماعی شدیدی در پی داشت، آن‌گونه که دولت پزشکیان، زیر فشار افکار عمومی، ناچار شد از اقدام خود در تقدیم این طرح به مجلس عقب‌نشینی کرده و آن را پس بگیرد و بعدتر در توجیهی عجیب از سوی دستیار رسانه‌ای رئیس‌جمهور که اتفاقا فرزند ایشان هم هست، معلوم شد در نهاد ریاست‌جمهوری، قبل از اینکه طرحی به مجلس ارائه شود، 9 لایه وجود دارد که مسئول بررسی طرح‌ها هستند و آیا هیچ‌کدام از این لایه‌ها آن طرح را نخوانده بودند و طرح بدون هیچ بررسی به امضای رئیس‌جمهور رسیده است؟

اگر این را بپذیریم، از هر توجیهی بدتر بود که در نهاد ریاست‌جمهوری با آن عرض و طول و کارکنان ریز و درشت، هیچ‌کس طرحی به این اهمیت را نخوانده، حالا ببینید طرح‌هایی که این‌قدر حساسیت اجتماعی ندارد، چگونه ارسال می‌شود؟ آن ماجرا هم گذشت تا به اتفاقات تلخ دی‌ماه رسیدیم و حالا پس از این وقایع، خبر می‌رسد دوباره مجلسیان می‌خواهند لایحه صیانت را کلید بزنند. در یکی از خبرگزاری‌های داخلی خواندم که نوشته بود: «یک جریان مشکوک سیاسی، با طرح‌هایی مانند حجاب و عفاف و صیانت، چه مین‌هایی در زمین جامعه کاشت». برایم جالب بود که نوشته «مشکوک». آخر چه جای شک و مشکوک؟ وقتی در جنگ 12‌روزه، بیشترین آسیب از نفوذ دشمنان این کشور نصیب‌مان شد که حتی فرماندهان عزیزمان را در خانه و محل کارشان ترور کردند و بعد از جنگ، به‌جای بررسی عوامل نفوذ به ساختار‌ها و وارد‌شدن این حجم از خسارت، شنیده شد برخی دستگاه‌ها سرگرم تهیه گزارش حجاب شدند و دنبال راهکارهایی برای پیگیری مقابله با بی‌حجابی بودند و دو ماه بعد، وقایع دی رخ می‌دهد و تمام ساختار می‌گوید این از عوامل نفوذی بوده؛ خب، چرا کاری می‌کنید که خشم و کینه چنان در سینه‌ها انباشته شود تا نفوذ بتواند به این راحتی از آن بهره ببرد؟ اینکه دیگر اسمش مشکوک نیست؛ هست؟

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.